گفتگوهای صمیمی 399

متن تحقیق

 

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه 399

آنچه پیش‌رو دارید، روایت‌هایی است از خاطراتی که گاه در درس‌گفتارهایم به‌صورت گذرا ذکر شده‌اند و اکنون با نگاهی عمیق‌تر و صمیمی‌تر بازگو می‌شوند. این خاطرات، بازتابی از تجربه‌های معنوی، عرفانی و اجتماعی من است که با قلب و روح درآمیخته و تلاش دارد شما را به لحظه‌های تأمل‌برانگیز زندگی‌ام ببرد. هر بخش، دریچه‌ای است به سوی معرفت، رضا و محبت به بندگان خدا، که در آن کوشیده‌ام با زبانی ساده اما عمیق، حقیقت را با شما در میان بگذارم.

بخش نخست: گفت‌وگوی با خدا و چالش‌های رضا

یادم می‌آید روزگاری که دلم پر از شوق بود و زبانم به شطح باز شده بود. یک شب، در خلوت خود، گویی با خدا هم‌سخن شدم. گفتم: «خدایا، هر کاری می‌خواهی بکن!» اما همین که گفتم، ترسی در دلم افتاد. گفتم: «یعنی، یعنی، بی‌قاعده نکنی!» خنده‌ام می‌گیرد حالا که به آن لحظه فکر می‌کنم. چهل سال پیش، جوانی بودم پرشور، اما در آن لحظه، انگار تردیدم از بی‌قاعدگی عالم مرا به خود آورد. فهمیدم که هنوز راه درازی در پیش دارم تا به مقام رضا برسم، آن‌جا که هیچ شرط و شروطی برای خدا نگذارم.

این تجربه، مرا به این آیه هدایت کرد: وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ (قرآن کریم، تکویر: 29)؛ «و شما جز آنچه خدا بخواهد، اراده نمی‌کنید.» این آیه به من آموخت که رضا، تسلیم کامل به اراده الهی است، بدون ترس و تردید.

نکته کلیدی: شطحیات، بیانگر چالش‌های درونی سالک در برابر اراده الهی است. رضا، پذیرش بی‌قیدوشرط اراده خداست، اما تردید و ترس از بی‌قاعدگی، نشانه ضعف انسانی در این مسیر است.

آن روزها، گاه آرزوی شهادت در دلم شعله می‌کشید. فکر می‌کردم اگر قتل در راه خدا نصیبم شود، فارغ می‌شوم از این دنیا. اما بعد به خودم می‌گفتم: «آخر، بعد از آن چه؟ فاتحه‌خوانی، معطلی، انتظار!» این تضاد در دلم بود که هم شهادت را می‌خواستم و هم از سختی‌های پس از آن هراس داشتم. این آیه مرا آرام کرد: وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا (قرآن کریم، آل‌عمران: 169)؛ «و کسانی که در راه خدا کشته شدند، مرده مپندارید.» شهادت، حیاتی دیگر است، اما قلب انسان گاه در بند دغدغه‌های دنیوی می‌ماند.

بخش دوم: صفا و محبت در نگاه به خلق

روزی در خیابان، جوانی را دیدم که چرخ تهافی داشت و میوه می‌فروخت. با شور و شوق گفت: «حاج‌آقا، وقتی زن و مردی را می‌بینم که دوشادوش هم با صفا راه می‌روند، دلم شاد می‌شود.» گفتم: «بارک‌الله، این مقام رضا است! اما مبادا گول نفس را بخوری و خیال کنی عارف شده‌ای!» به او گفتم اگر دو نفر دعوا کنند، باز هم شاد می‌شوی؟ گفت: «نه، اصلاً بدم می‌آید.» خندیدم و گفتم: «این همان مقام رضاست که از خیر مردم شاد می‌شوی و از شرشان ناراحت.» این آیه در دلم زنده شد: وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا (قرآن کریم، حشر: 10)؛ «و در دل‌هایمان کینه‌ای نسبت به مؤمنان قرار مده.»

نکته کلیدی: شادمانی از خیر دیگران و ناراحتی از شرشان، نشانه دل صاف و مقام رضاست. این صفا، قلب را به محبت الهی نزدیک می‌کند.

به او گفتم: «اگر به جایی برسی که به همه مخلوقات، از انسان تا سنگ و خاک، سلام کنی، آن‌وقت به مقام عیال‌الله رسیده‌ای.» این فکر مرا به این آیه برد: السَّلَامُ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَى (قرآن کریم، نمل: 59)؛ «درود بر بندگان برگزیده او.» سلام به خلق، نشانه محبت و اخلاص است.

اما گاه در میان عالمان دینی، اخم و جدیت می‌دیدم که از این صفا دور بود. گویی برخی از ما، در علم دینی، محبت و نشاط را فراموش کرده‌ایم. این آیه مرا به تأمل واداشت: فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ (قرآن کریم، آل‌عمران: 159)؛ «به سبب رحمت خدا با آن‌ها نرم‌خو شدی.» علم دینی باید با محبت و فروتنی همراه باشد.

بخش سوم: محبت به خلق و نقد خودبرتربینی

شبی با عروسم و بچه‌هایم به ساندویچی رفتیم. جوانی و دختری وارد شدند، چنان با صفا که گویی کبوتران عاشق‌اند. به بچه‌هایم گفتم: «ببینید، این صفا را!» وقتی می‌خواستند بروند، با من خداحافظی کردند، نه با دیگران. حس ششمشان دریافته بود که من از صفا و محبتشان شادم. گفتم: «ما طلبه‌ها باید این محبت را به مردم نشان دهیم.» این آیه در دلم طنین‌انداز شد: وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا (قرآن کریم، بقره: 83)؛ «و با مردم به نیکی سخن بگویید.»

نکته کلیدی: محبت و صفا در برخورد با مردم، حتی در لحظه‌های ساده، نشانه مقام رضاست. حس ششم انسانی، این محبت را درک می‌کند.

اما گاهی در علم دینی، خودبرتربینی مانع این صفا می‌شود. گویی برخی از ما، با جدیت و فاصله‌گذاری، از خلق خدا دور شده‌ایم. این آیه مرا به فروتنی فراخواند: وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا (قرآن کریم، إسراء: 37)؛ «و در زمین با تکبر راه مرو.»

بخش چهارم: دل زنده و دوری از الحاح

یادم می‌آید که می‌گفتم: «چطور می‌شود کسی را که هر روز می‌بینی، یک هفته یا یک ماه نبینی و دلت برایش تنگ نشود؟» این نبود دل‌تنگی، نشانه دلی است که گویی گورستان شده. دل زنده، با محبت به خلق خدا می‌تپد. این آیه مرا به این حقیقت رساند: وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ (قرآن کریم، بقره: 165)؛ «و کسانی که ایمان آوردند، محبتشان به خدا شدیدتر است.»

نکته کلیدی: نبود دل‌تنگی برای دیگران، نشانه دوری از محبت و صفا است. دل زنده، با محبت به خلق خدا حیات می‌یابد.

در مقام رضا، انسان از الحاح و اصرار در برابر خدا دست می‌کشد. هر چه خدا مصلحت بداند، همان است. این آیه مرا آرام کرد: رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ (قرآن کریم، مائده: 119)؛ «خدا از آن‌ها راضی است و آن‌ها از خدا راضی‌اند.»

بخش پنجم: نقد طمع و مقام بی‌طمعی

روزی شنیدم کسی می‌گفت: «هر که در ماشین را برایم باز کند، دویست تومان به او می‌دهم!» خندیدم و فکر کردم این طمع است که انسان را به دنبال مقام و مال می‌کشاند. در مقام رضا، هیچ چیز جز خدا مهم نیست. این آیه مرا به اخلاص فراخواند: فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا (قرآن کریم، کهف: 110)؛ «هر که به دیدار پروردگارش امید دارد، باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش کسی را شریک نسازد.»

نکته کلیدی: عبادت برای منافع مادی یا اخروی، با مقام رضا سازگار نیست. بی‌طمعی، مقامی است که انسان را به خدا نزدیک‌تر می‌کند.

روایتی شنیدم که می‌گفت: «وَالْمُخْلَصُونَ فِي خَطَرٍ عَظِيمٍ» (بحارالانوار، ج67، ص238)؛ «مخلصون در خطر عظیمی‌اند.» این خطر، از نفس و طمع است که حتی در اوج اخلاص، سالک را تهدید می‌کند. اما مقامی بالاتر از رضا هست، مقام بی‌طمعی، که انسان هیچ نمی‌خواهد جز خدا. این آیه مرا به این حقیقت رساند: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (قرآن کریم، ذاریات: 51)؛ «و جن و انس را جز برای پرستش نیافریدم.»

بخش ششم: وفاداری، صبر و معرفت حقیقی

یادم می‌آید راننده‌ای که همیشه با احترام رفتار می‌کرد، روزی که استعفا دادم، گفت: «حاج‌آقا، سوئیچ را بدهید!» دلم گرفت. این بی‌وفایی، مرا به این آیه برد: وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ (قرآن کریم، حج: 11)؛ «و برخی از مردم خدا را بر لبه‌ای می‌پرستند.» وفاداری ظاهری، بدون اخلاص، بی‌ارزش است.

نکته کلیدی: وفاداری ظاهری بدون اخلاص، نشانه فقدان محبت و صفا است. اخلاص، قلب رفتار را زنده می‌کند.

روزی در مقبره فتحعلی‌شاه درس می‌دادم. زنی با لهجه اصفهانی فریاد می‌زد: «چه غلطی کردم آمدم زیارتت، بچه‌ام گم شد!» این صبر در مصیبت، مرا به این آیه هدایت کرد: وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ * الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ (قرآن کریم، بقره: 155-156)؛ «و صابران را بشارت ده، کسانی که چون مصیبتی به آن‌ها رسد، گویند ما از آن خدا هستیم و به سوی او بازمی‌گردیم.»

در علم دینی، گاه طمع به بهشت یا ترس از جهنم، عبادت را آلوده می‌کند. اما مقام وجد، که خدا را شایسته عبادت می‌یابد، فراتر از حب است. این روایت مرا به تأمل واداشت: «لَا خَوْفًا مِنْ نَارِكَ وَلَا طَمَعًا لِجَنَّتِكَ» (منسوب به امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه)؛ «نه از ترس آتش تو و نه به طمع بهشت تو.» وجد، یافتن خداست به‌عنوان تنها شایسته عبادت. این آیه مرا به این حقیقت رساند: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (قرآن کریم، ذاریات: 51)؛ «و جن و انس را جز برای پرستش نیافریدم.»

گاه معرفت را با تعصب اشتباه می‌گیریم. مثل کسی که می‌گفت: «از همشهری‌ام تقلید می‌کنم، چون همشهری‌ام است!» این معرفت نیست، تعصب است. این آیه مرا به حقیقت دعوت کرد: يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا (قرآن کریم، حجرات: 13)؛ «ای مردم، ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را ملت‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را بشناسید.»

نکته کلیدی: معرفت حقیقی، از تعصب و نفسانیت دور است. وجد، یافتن خدا به‌عنوان شایسته عبادت است، نه صرف دوست داشتن او.

جمع‌بندی

این گفتگوهای صمیمی، روایت‌هایی است از قلب و روح من، که در آن‌ها کوشیده‌ام حقیقت رضا، محبت و اخلاص را با شما در میان بگذارم. از گفت‌وگوهای شطح‌گونه با خدا تا شادی از صفا و محبت خلق، از نقد خودبرتربینی در علم دینی تا دعوت به بی‌طمعی و وجد، همه این‌ها مرا به سوی یک حقیقت هدایت کردند: زندگی، سفری است برای یافتن خدا و محبت به بندگانش. امیدوارم این خاطرات، شما را نیز به تأمل در این مسیر دعوت کند.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)