گفتگوهای صمیمی 414

متن تحقیق

 

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه 414

این مجموعه، روایت‌هایی است از تجربه‌های زیسته‌ام که گاه در درس‌گفتارهایم به‌صورت گذرا به آن‌ها اشاره کرده‌ام. اکنون، این خاطرات را با دلی صمیمی و زبانی روان برای شما بازگو می‌کنم تا شاید نوری بر مسیر حقیقت‌جویی‌تان بتاباند.

بخش اول: ضرورت نوآوری و دانش چندرشته‌ای در خطابه دینی

سال‌ها پیش، در مسجدی در بلوار امین قم، فرصتی پیش آمد تا برای جمعی از بازاریان کهنسال سخن بگویم. اینان کسانی بودند که عمری پای منبر علمای بزرگ نشسته بودند و هر روایتی را بارها شنیده بودند. به خود گفتم: «اگر سخنی تکراری بگویم، نه‌تنها گوش نمی‌دهند، بلکه مرا به سخره می‌گیرند.» پس به سراغ کتاب «خصال» شیخ صدوق رفتم. هر روایت را با دقت خواندم و از خود پرسیدم: «آیا این را شنیده‌اند؟» اگر یقین داشتم که برایشان تازه است، آن را برگزیدم. این‌گونه بود که سخنانم برایشان نو و شنیدنی شد.

خطیب امروز نمی‌تواند تنها به تکرار داستان‌های کهنه بسنده کند. روزگاری، گفتن از جوانان بنی‌هاشم و روضه‌های تکراری، دل‌ها را به لرزه درمی‌آورد، اما امروز، مخاطب به دنبال دریایی بی‌کران از معرفت است. خطیب باید دانشمند باشد، نه فقط در فقه و حدیث، بلکه در روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، فلسفه و منطق. باید سخنی بگوید که مخاطب را به شگفتی وادارد، گویی برای اولین بار آن را می‌شنود.

نکته کلیدی: خطیب باید دانش چندرشته‌ای داشته باشد و از تکرار پرهیز کند تا سخنش تازه و تأثیرگذار باشد.

این سخن با کلام قرآن کریم هم‌سوست:
قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ (یوسف: ۱۰۸)؛ «بگو این راه من است که به‌سوی خدا دعوت می‌کنم با بصیرت.» خطیب باید با بصیرت و آگاهی سخن بگوید، و این بصیرت جز با دانش گسترده و نوآوری به دست نمی‌آید.

بخش دوم: آموزش کارگاهی و کاربردی در علوم دینی

چهل سال پیش، به طلاب درس مقامات موسیقی می‌دادم. شاید عجیب به نظر آید، اما باور داشتم که فهم موسیقی و غنا برای فقیه ضروری است. چگونه می‌توان حکمی درباره چیزی صادر کرد که آن را نمی‌شناسیم؟ فقه ما باید سه پایه داشته باشد: موضوع‌شناسی، ملاک‌شناسی و حکم. اگر موضوع را نشناسیم، حکم ما از عالم برزخ خواهد بود!

روزی به طلاب گفتم: «باغبان را بنگرید. وقتی از او می‌پرسی گل چیست، دستت را می‌گیرد و گل را نشانت می‌دهد. اما اگر از کسی که باغ ندیده بپرسی، شاید بگوید هر چه سرخ است، گل است! فقیه هم باید مانند باغبان، موضوع را دقیق بشناسد.» این تمثیل را آوردم تا نشان دهم علوم دینی باید کارگاهی و کاربردی شوند، نه محصور در کتاب‌های کهن.

نکته کلیدی: فقه بدون موضوع‌شناسی ناقص است و آموزش دینی باید کارگاهی و متناسب با نیازهای روز باشد.

این دیدگاه با حدیث شریف هم‌خوانی دارد: «من لا یعرف الموضوع لا یعرف الحکم»؛ «کسی که موضوع را نشناسد، حکم را نمی‌فهمد.» همچنین قرآن کریم می‌فرماید:
وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا (طه: ۱۱۴)؛ «بگو پروردگارا، دانشم را بیفزای.» این افزایش دانش، تنها با آموزش کاربردی و به‌روز ممکن است.

بخش سوم: قدرت بیان و تأثیرگذاری خطابه

یادم می‌آید یکی از عالمان دینی را که با یک جمله، مجلس را به خنده یا گریه می‌آورد. روزی در روضه‌ای، خطیبی گفت: «بو می‌آید، آتش گرفته!» مردم از شدت تأثر، خود را تکه‌پاره کردند. اما دیگری همین جمله را گفت و مجلس به هم ریخت، مردم فرار کردند! این تفاوت، در سحر بیان است. خطیب باید فصاحت و بلاغت داشته باشد، به قرآن و روایات مسلط باشد و با کلامش دل‌ها را تسخیر کند.

نکته کلیدی: فصاحت و بلاغت در خطابه، کلید تأثیرگذاری بر مخاطب است.

این مفهوم با قرآن کریم هم‌سوست:
ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ (نحل: ۱۲۵)؛ «به‌سوی راه پروردگارت با حکمت و موعظه نیکو دعوت کن.» حکمت و موعظه نیکو، جز با بیان قوی میسر نمی‌شود.

بخش چهارم: عمق محتوا و پرهیز از خطا در خطابه

روزی طلبه‌ای در اسپانیا به من گفت که ویراستاری کاتولیک، صحیفه سجادیه را خوانده و گمان کرده صلوات‌های آن تکراری است. به او گفتم: «هر صلوات در صحیفه، معنایی متفاوت دارد. این‌ها صد نوع صلوات‌اند، نه تکرار!» این تجربه نشانم داد که خطیب باید ظرایف متون دینی را بشناسد و بتواند شبهات را پاسخ دهد.

خطای کوچک در خطابه، مانند تلفظ نادرست «سکینه» به‌جای «سکینة»، می‌تواند اعتبار یک منبر را باطل کند. خطیب باید به ادبیات، فلسفه و عرفان مسلط باشد تا سخنش عمیق و بی‌نقص باشد. دروس حوزوی گاهی تکراری و کهنه‌اند. باید آن‌ها را پالایش کرد تا با نیازهای روز هماهنگ شوند.

نکته کلیدی: خطیب باید به متون دینی و علوم ادبی مسلط باشد و از خطا در بیان پرهیز کند.

این دیدگاه با قرآن کریم هم‌خوانی دارد:
وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ (إسراء: ۳۶)؛ «و چیزی را که به آن علم نداری دنبال نکن.» همچنین حدیث شریف می‌فرماید: «إن الله یحب إذا عمل أحدکم عملاً أن یتقنه»؛ «خداوند دوست دارد وقتی یکی از شما کاری انجام می‌دهد، آن را به‌دقت انجام دهد.»

بخش پنجم: چالش‌های خطابه برای مخاطبان خاص

روزی در تالار بلور تهران، برای جمعی از رجال قضایی و دانشگاهی سخن گفتم. شرط کردم که اگر حتی یک نفر از جای خود بلند شد، دستمزد نگیرم. با تکیه بر نوآوری، از اختراعات علمی و اشعار حافظ و مولانا سخن گفتم. یک ساعت و بیست دقیقه، همه مانند مجسمه نشسته بودند. این تجربه نشان داد که خطابه برای مخاطبان خاص، نیازمند محتوای بدیع و تسلط بر علوم گوناگون است.

در جهرم، پیش از انقلاب، روزی سیزده تا چهارده منبر می‌رفتم. هر منبر، جنگی بود، چون مردم انقلابی بودند و تکرار را نمی‌پذیرفتند. من از قرآن سخن می‌گفتم، اما از هر آیه، معنایی نو استخراج می‌کردم. مردم دنبالم راه می‌افتادند، چون سخنی تازه می‌شنیدند.

در مجلسی زنانه، با تکیه بر روان‌شناسی زنان سخن گفتم. گفتم: «من شما را بهتر از خودتان می‌شناسم!» از خوبی‌ها و کاستی‌هایشان گفتم، چنان‌که گویی در دلشان بودم. همه گوش شدند، چون سخن از خودشان بود. خطیب باید مخاطب را بشناسد و با او همدل شود.

خطیب باید بر اعصابش مسلط باشد. گاه در منبر، آجر یا لنگه کفش به‌سویم پرتاب کردند، اما آرامشم را حفظ کردم. خطیب باید ورزیده باشد، نه‌فقط در جسم، بلکه در روح. ورزش چشم، فک و گردن، کلام را نرم می‌کند. بدن خشک، کلام خشک می‌آورد.

نکته کلیدی: خطیب باید با محتوای نوآورانه، تسلط بر اعصاب و شناخت مخاطب، سخنرانی تأثیرگذار ارائه دهد.

این سخن با قرآن کریم هم‌سوست:
وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ (آل‌عمران: ۱۳۴)؛ «و کسانی که خشم خود را فرومی‌برند و از مردم درمی‌گذرند.» همچنین حدیث شریف می‌فرماید: «المؤمن القوی خیر من المؤمن الضعیف»؛ «مؤمن قوی بهتر از مؤمن ضعیف است.»

جمع‌بندی

این گفتگوهای صمیمی، روایت‌هایی از عمق تجربه‌هایم در خطابه و آموزش دینی است. از مساجد قم تا تالارهای تهران، از جهرم انقلابی تا مجالس زنانه، هر لحظه درس بود و تجربه‌ای. خطیب باید دریایی از دانش باشد، به قرآن و روایات مسلط، با فلسفه و عرفان آشنا، و در بیان فصیح و بلیغ. علوم دینی باید پالایش شوند، با نیازهای روز هماهنگ گردند و به‌صورت کارگاهی آموزش داده شوند. این خاطرات، دعوتی است به تأمل در چگونه گفتن و چگونه زیستن در مسیر حقیقت.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)