گفتگوهای صمیمی 419

متن تحقیق

 

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه 419

مقدمه

این مجموعه، بازنویسی گفتارهایی است که در درس‌گفتارهایم به‌صورت گذرا بیان کرده‌ام. اکنون، این خاطرات و تأملات را با دقتی بیشتر و زبانی صمیمی‌تر بازگو می‌کنم تا شما را به لحظه‌های عمیق زندگی‌ام، پر از شور عرفانی، جستجوی معرفت و دغدغه‌های اخلاقی و اجتماعی، دعوت کنم. این روایت‌ها نه‌تنها شرح گذشته‌ام هستند، بلکه آیینه‌ای از تعهد معنوی و علمی‌ام به هدایت جامعه و اصلاح فرهنگ دینی. هر بخش، دریچه‌ای است به جهانی که در آن، فطرت انسانی با حقیقت دین پیوند می‌خورد.

بخش اول: شطح عرفانی و مسئولیت در برابر ادعا

گاه دلم می‌خواهد سخنی چنان ژرف و نو بگویم که حتی انبیای الهی نیز آن را نشنیده باشند. این آرزوی شطح‌گونه، ریشه در اشتیاقی عمیق برای عرضه معرفتی تازه دارد، گویی می‌خواهم منبری برپا کنم که در آن، حقیقت با زبانی بدیع جاری شود. این میل، نشانه‌ای از عمق تأملات عرفانی است، چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ (یوسف: ۱۰۸)؛ یعنی «بگو این راه من است که با بصیرت به سوی خدا دعوت می‌کنم.»

اما این ادعاها، بار سنگینی دارند. روز قیامت، خداوند از من بازخواست خواهد کرد: «تو چنین ادعایی داشتی، عملت چه بود؟» آن‌گاه که اعمالم را می‌بیند، شاید جز مشتی آشوب و آشغال چیزی نیابد. این ترس، مرا به خود می‌آورد. یادم می‌آید جوانی‌ام را، وقتی بی‌تجربگی‌ام مرا به بلندپروازی‌هایی واداشت. می‌گفتم می‌خواهم در محضر امام رضا علیه‌السلام فقه و فلسفه تدریس کنم! حالا می‌فهمم که این سخنان، شوخی یا جدی، نیازمند پشتوانه عملی است. قرآن کریم هشدار می‌دهد: وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ (اسراء: ۳۶)؛ یعنی «و از آنچه به آن علم نداری، پیروی مکن.»

این علم، حجت بالغه‌ای است که خداوند بر ما تمام کرده. نمی‌توانم بگویم «نمی‌دانستم». هزار سند از سخنان خودم علیه‌ام گواهی می‌دهند. خداوند نمی‌پرسد «می‌دانستی یا نه؟» بلکه می‌فرماید: «می‌دانستی، پس عملت چه بود؟» این پرسش، وحشتناک است. گاه فکر می‌کنم کاش این حقیقت، دروغ باشد! اما حقیقت است و باید پاسخگو باشم. این مسئولیت، مرا به یاد مرحوم ادیب می‌اندازد که می‌گفت: «تو غریب‌الغربایی، من ادیب‌الادبایم.» این مقابله، حکایتی از حقیقت است؛ حقیقتی که فطرت انسانی را بیدار می‌کند.

نکته کلیدی: ادعاهای بزرگ عرفانی و علمی، نیازمند پشتوانه عملی است. خداوند در روز قیامت، انسان را بر اساس علم و عملش محاسبه می‌کند.

بخش دوم: نشاط و تأثیر در تبلیغ دین

یادم می‌آید سفری به اصفهان داشتم. جایی برای نماز نبود و یکی گفت: «حاج‌آقا، همین‌جا توی خیابان بخوان!» این کمبود فضا، مرا به فکر فرو برد. عبادت، نیاز به محیطی مناسب دارد، چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ (بقره: ۴۳)؛ یعنی «نماز را برپا دارید و زکات دهید.»

اما تبلیغ دین، تنها به عبادت نیست. نشاط، روح تبلیغ است. مادرم، با هشتاد و پنج سال سن، چنان با قبرقی و شادابی سخن می‌گوید که گویی جوانی سی‌ساله است. اما برخی جوانان، خسته و بی‌روح‌اند. اگر مبلغی با روحیه‌ای خسته سخن بگوید، مخاطبانش را نیز خسته می‌کند. قرآن کریم می‌فرماید: وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا (بقره: ۸۳)؛ یعنی «و با مردم به نیکی سخن بگویید.» مبلغ باید سرشار از صفا و نور ایمان باشد، تا دیگران را به سوی حقیقت بکشاند.

امروز، فساد در روابط خانوادگی زیاد شده. زنان و مردان، به جای کنترل و هدایت یکدیگر، گاه به انحراف می‌افتند. زنان باید با نشاط و حکمت، وظایف خانوادگی‌شان را به جا آورند. من به مبلغان زن می‌گویم: «ورزش کنید، به ظاهرتان برسید، روحیه‌تان را تقویت کنید.» حتی گاهی شوخی می‌کنم: «بروید باشگاه بوکس، کمی کتک بخورید، منبرهایتان هم بهتر می‌شود!» این نشاط، تبلیغ را اثرگذار می‌کند. حدیث شریف است: «مؤمن قوی، بهتر از مؤمن ضعیف است.»

گاه فرهنگ غلط، شخصیت‌های دینی را تحریف می‌کند. مثلاً در فیلمی، حضرت مریم را چنان ضعیف نشان داده‌اند که انگار نمی‌تواند قدم از قدم بردارد! این تصویر، با عظمت او سازگار نیست. قرآن کریم می‌فرماید: وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ (بقره: ۴۲)؛ یعنی «حق را با باطل نیامیزید.» مبلغان، به‌ویژه زنان، باید با حکمت، خانواده‌ها را به وظایف شرعی و اخلاقی‌شان هدایت کنند، چنان‌که قرآن می‌فرماید: وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ (مائده: ۲)؛ یعنی «و در نیکی و تقوا همکاری کنید.»

نکته کلیدی: نشاط و سرزندگی مبلغ، کلید تأثیرگذاری در تبلیغ دین است. اصلاح روابط خانوادگی، نیازمند حکمت و محبت است.

بخش سوم: ظلم در خانواده و ضرورت اصلاح

ظلم در خانواده، قلبم را به درد می‌آورد. مردانی که با زورگویی، زنان‌شان را مضطرب و پنهان‌کار می‌کنند، بنیان خانواده را ویران می‌سازند. قرآن کریم می‌فرماید: وَلَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ (بقره: ۲۷۹)؛ یعنی «نه ظلم کنید و نه مظلوم شوید.» یادم می‌آید صبحی خودم صبحانه آماده کردم و گفتم: «بیایید بخورید.» اما اگر این کار به تحمیل رنج بر دیگران منجر شود، چه فایده؟ معاشرت باید نیکو باشد، چنان‌که قرآن می‌فرماید: وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ (نساء: ۱۹).

ظلم، عاقبت ندارد. خداوند ظالم را در برابر ظالمی قوی‌تر قرار می‌دهد. قرآن کریم می‌فرماید: وَكَذَٰلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضًا (انعام: ۱۲۹)؛ یعنی «و این‌گونه برخی ظالمان را به برخی دیگر واگذار می‌کنیم.» این قانون الهی، هشداری است به همه ما.

نکته کلیدی: ظلم در خانواده، بنیان آن را تضعیف می‌کند. معاشرت نیکو و پرهیز از آزار، اساس زندگی اخلاقی است.

بخش چهارم: خشونت خانوادگی و نقش فطرت در دین

روزی زنی تماس گرفت و از ظلم شوهرش گفت. او را کتک زده بودند، به خاطر پولی که پدرش برای روز مبادا کنار گذاشته بود. این ظلم‌ها، قلب آدمی را می‌فشارد. قرآن کریم می‌فرماید: وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ (بقره: ۱۸۸)؛ یعنی «و اموال یکدیگر را به ناحق نخورید.» این رفتارها، نه‌تنها ظلم مالی، بلکه ظلم به کرامت انسانی است.

زنان، به فطرت‌شان، همسرشان را دوست دارند. قرآن کریم می‌فرماید: وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا (روم: ۲۱)؛ یعنی «و از نشانه‌های او این است که از جنس خودتان همسرانی برایتان آفرید تا به آن‌ها آرامش یابید.» اما رفتارهای غیراخلاقی مردان، این فطرت را زخمی می‌کند. بدتر، وقتی طلبه‌ای چنین کند! شنیدم طلبه‌ای معتاد، همسرش را آزار می‌دهد و می‌گوید: «خانه مال من است، به تو ربطی ندارد.» این چه اطاعتی از دین است؟ دین، فطرت است. قرآن کریم می‌فرماید: فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا (روم: ۳۰)؛ یعنی «پس روی خود را به سوی دین، یکتا و استوار کن؛ فطرتی که خدا مردم را بر آن آفریده است.»

طلبه باید الگوی عدالت باشد، چنان‌که قرآن می‌فرماید: كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ (نساء: ۱۳۵)؛ یعنی «به عدالت قیام کنید.» فطرت، راهنمای ماست. آیات و احادیث، تنها برای بیدار کردن این فطرت آمده‌اند.

نکته کلیدی: فطرت، اساس دین است. ظلم و خشونت، چه در خانواده و چه از سوی عالمان، با این فطرت در تضاد است.

جمع‌بندی

این گفتگوهای صمیمی، سفری است به عمق تأملات عرفانی، اخلاقی و اجتماعی‌ام. از شطح‌گویی‌های عارفانه تا نقد ظلم در خانواده، از اهمیت نشاط در تبلیغ دین تا نقش فطرت در رفتار دینی، هر بخش، دعوتی است به تأمل در مسئولیت‌هایمان. این خاطرات، نه‌تنها شرح زندگی من، بلکه آیینه‌ای از تعهد به اصلاح جامعه و پیوند فطرت با حقیقت دین است. امیدوارم این روایت‌ها، شما را به سوی نوری هدایت کند که من در پی آن بوده‌ام.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)