گفتگوهای صمیمی 423

متن تحقیق

 

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه ۴۲۳

مقدمه

این مجموعه، روایت‌هایی است از خاطراتی که در درس‌گفتارهایم به‌صورت گذرا بیان شده‌اند و اکنون با نگاهی عمیق‌تر و صمیمی‌تر بازگو می‌شوند. هر خاطره، دریچه‌ای است به سوی تأملاتم در حوزه‌های معرفتی، معنوی، و اجتماعی که در طول سالیان، با تجربه و تعمق شکل گرفته‌اند. این گفتگوها نه‌تنها شرح وقایع زندگی‌ام هستند، بلکه تلاشی‌اند برای انتقال درس‌هایی که از زیستن در مسیر علم و عرفان آموخته‌ام. با من همراه شوید تا در این روایت‌ها، لحظه‌هایی از زندگی و اندیشه‌هایم را با شما به اشتراک بگذارم.

بخش اول: نقد مدعیان عرفان و ضرورت دانش‌پایه بودن

روزی طلبه‌ای نزدم آمد و از مرشدی در شیراز سخن گفت که ادعای عرفان داشت. او گفت که آن مرشد از او خواسته مرا ببیند و حتی ببوسد! اما من که سال‌هاست در مسیر علم و معرفت گام برمی‌دارم، می‌دانم که عرفان حقیقی بدون پشتوانه علمی، چیزی جز ادعای پوچ نیست. آن مرشد، با همه احترامی که برایش قائلم، از عمق دانشی که یک عالم دینی باید داشته باشد، برخوردار نبود. من خودم لیسانس معارف دارم و در حوزه نیز درس خوانده‌ام، اما او حتی این پایه را نداشت. تنها ریش و پشمی به چهره‌اش افزوده بود و در خانقاه شیراز، نامی برای خود دست‌وپا کرده بود.

این ماجرا مرا به فکر فرو برد. عرفان، راهی است که باید با علم و معرفت پیموده شود. قرآن کریم می‌فرماید:

وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ

(سوره اسراء، آیه ۳۶)؛ یعنی «چیزی را که به آن علم نداری، دنبال نکن». این آیه، چراغ راه من بوده است. عرفان بدون دانش، مانند کویری بی‌آب است که رهرو را به سراب می‌کشاند. من به شاگردانم همیشه گفته‌ام که باید با مطالعه و تعمق، پایه‌های معرفتی خود را استوار کنند، نه اینکه با ادعاهای بی‌پشتوانه، راه را گم کنند.

نکته کلیدی: عرفان حقیقی نیازمند پشتوانه علمی است. ادعاهای عرفانی بدون دانش، به انحراف می‌انجامد.

بخش دوم: اصلاح نگاه‌های کلیشه‌ای به علما

گاهی به من انتقاد می‌کنند که چرا رانندگی می‌کنم! می‌گویند یک عالم دینی نباید پشت فرمان بنشیند. من در پاسخ می‌گویم: این چه حرف بی‌اساسی است؟ من از کودکی رانندگی کرده‌ام، از کامیون و کرسی در جاده چالوس تا ماشین‌های امروزی. مگر پیامبر اکرم (ص) اسب سوار نمی‌شدند؟ مگر امیرالمؤمنین (ع) بر ذوالجناح ننشستند؟ مگر امام حسین (ع) سوار بر مرکب نبودند؟ چرا یک عالم دینی باید از زندگی روزمره محروم شود؟ من آزاد زندگی می‌کنم و این آزادی را از سیره انبیا آموخته‌ام.

قرآن کریم می‌فرماید:

قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ

(سوره کهف، آیه ۱۱۰)؛ یعنی «بگو من تنها بشری مانند شما هستم». این آیه به من آموخت که عالم دینی، انسانی است با نیازها و زندگی‌ای مانند دیگران. این نگاه‌های کلیشه‌ای که عالم را از زندگی عادی جدا می‌کند، باید اصلاح شود. من حتی در خانه‌ام گاهی بی‌لباس می‌گردم، اما برای احترام به شما عمامه سرم می‌گذارم و لباس می‌پوشم. این سادگی و آزادی، بخشی از وجود من است.

نکته کلیدی: عالم دینی، انسانی است با زندگی طبیعی. کلیشه‌های غیرمنطقی درباره سبک زندگی علما باید اصلاح شود.

بخش سوم: توسعه آدمیت و گسترش معرفت

بارها به شاگردانم گفته‌ام که باید آدمیت را توسعه دهید. دو نفر، دویست نفر، دو میلیون نفر، در قم، در ایران، در جهان! شما باید مجالس علمی و تربیتی برپا کنید. روزی دختری در شبکه‌های اجتماعی پیامی برایم فرستاد و گفت شاگرد من است. او نوشته‌هایم را خوانده بود، سخنرانی‌هایم را شنیده بود. گفتم: این‌ها شاگردان حقیقی‌اند! شاگردی فقط به حضور در قم و درس من نیست. شما باید معرفت را در همه جا گسترش دهید.

قرآن کریم می‌فرماید:

وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ

(سوره مائده، آیه ۲)؛ یعنی «در نیکی و تقوا با یکدیگر همکاری کنید». این آیه، نقشه راه من است. من به شاگردانم می‌گویم که باید استادانی تربیت کنند، مجالسی برپا کنند، و آگاهی را در همه جا گسترش دهند. این توسعه آدمیت، رسالت ماست.

نکته کلیدی: توسعه آدمیت از طریق گسترش معرفت و برپایی مجالس علمی، رسالت علما و شاگردان آن‌هاست.

بخش چهارم: نقش امکانات مالی در پیشبرد اهداف دینی

یکی از شاگردانم روزی گفت: «شما به پول بها نمی‌دهید، اما کار با پول پیش می‌رود.» او درست می‌گفت. حتی اگر پیامبری امروز نازل شود، معجزه‌اش پول است! من خودم از امکانات مالی برای پیشبرد اهداف دینی استفاده می‌کنم. روزی علمایی از شهرستان آمدند و گفتند می‌خواهند از من تقلید کنند. گفتم: چرا من؟ این همه دفتر و تشکیلات و تبلیغات! اما آن‌ها گفتند که تحقیق کرده‌اند و من را اعلم یافته‌اند. یکی از آن‌ها پولی داشت که از عالمی دیگر به او رسیده بود. گفتم: این پول را به حسابت بریز، من می‌گویم کجا خرج کنی. من خودم نمی‌توانم مستقیم پول خرج کنم، اما راهنمایی می‌کنم که در راه خیر هزینه شود.

قرآن کریم می‌فرماید:

وَأَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ

(سوره بقره، آیه ۱۹۵)؛ یعنی «در راه خدا انفاق کنید». این آیه به من آموخت که امکانات مالی، ابزاری برای تحقق اهداف دینی و اجتماعی است. باید از این امکانات عاقلانه و هدفمند استفاده کرد.

نکته کلیدی: امکانات مالی، ابزار ضروری برای پیشبرد اهداف دینی و اجتماعی است و باید هدفمند استفاده شود.

بخش پنجم: توزیع عادلانه منابع

هر سال، یکی از دوستانم از کرمان گونی پسته‌ای برایم می‌فرستد. من این پسته‌ها را یک کیلو یک کیلو بسته‌بندی می‌کنم و به کسانی می‌دهم که شاید در عمرشان پسته نخورده باشند. حتی یک دانه‌اش را در خانه خودم مصرف نمی‌کنم. یک‌بار آن دوست فهمید و گفت: «این گونی برای شماست، راضی نیستم به کسی بدهید!» خندیدم و گفتم: او فکر می‌کند آخوندها همه‌چیز را می‌خورند! اما من این منابع را برای نیازمندان توزیع می‌کنم. این کار، وظیفه من است.

قرآن کریم می‌فرماید:

وَآتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ

(سوره انعام، آیه ۱۴۱)؛ یعنی «حق آن را در روز برداشتش بدهید». این آیه به من آموخت که توزیع عادلانه منابع، بخشی از مسئولیت اجتماعی ماست. من این درس را در زندگی‌ام پیاده کرده‌ام.

نکته کلیدی: توزیع عادلانه منابع میان نیازمندان، وظیفه‌ای دینی و اجتماعی است.

بخش ششم: توسعه مالی برای اهداف خیر

من همیشه به شاگردانم می‌گویم که باید توسعه مالی ایجاد کنید. اگر کسی انگشتر یا گردنبندی دارد، آن را در راه خیر خرج کند. من خودم اگر بخواهم، می‌توانم کیلوها طلا جمع کنم، اما این‌ها را در راه خیر هزینه می‌کنم. روزی زرگری به من گفت که فلان مقدار طلا را گران‌تر از قیمت بازار می‌خرم، اما من گفتم: خیرش به تو نمی‌رسد! این منابع باید در راه خدا خرج شود. اگر روز قیامت بگویند یک تکه طلا دادی، من می‌گویم: بله، اما در راه خیر بود.

قرآن کریم می‌فرماید:

مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا

(سوره بقره، آیه ۲۴۵)؛ یعنی «کیست که به خدا قرض نیکو دهد؟». این آیه مرا به مشارکت در امور خیر با استفاده از منابع مالی تشویق کرد. شما هم باید این راه را ادامه دهید.

نکته کلیدی: توسعه مالی و استفاده از منابع در راه خیر، گامی برای تحقق اهداف اجتماعی و دینی است.

بخش هفتم: اصلاح تصورات نادرست از علما

یک‌بار شنیدم که کسی مرا عارف خواند چون در یخ خوابیده‌ام! گفتم: این چه عرفانی است؟ من در شمشک تهران، در سردترین نقطه، نیم ساعت در آب یخ خوابیدم و بعد در برف غلت زدم. گفتند: بس است، تو عارفی! خندیدم و گفتم: اگر بخواهم، می‌توانم یک ساعت در یخچال بخوابم و پول هنگفتی بگیرم! اما این‌ها عرفان نیست. عرفان، در عمل‌گرایی و خدمت به خلق است، نه در کارهای عجیب و غریب.

قرآن کریم می‌فرماید:

وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ

(سوره بقره، آیه ۴۲)؛ یعنی «حق را با باطل نیامیزید». این آیه به من آموخت که باید از بزرگ‌نمایی غیرواقعی پرهیز کرد و بر عمل‌گرایی تمرکز داشت. عالم دینی باید در خدمت مردم باشد، نه در پی نمایش.

نکته کلیدی: عرفان حقیقی در عمل‌گرایی و خدمت به خلق است، نه در بزرگ‌نمایی غیرواقعی.

بخش هشتم: استقلال مالی و معنوی

من هیچ‌گاه به دولت یا منابع غیرمشروع وابسته نبوده‌ام. اگر کسی به من حبه قندی بدهد، می‌گویم: لازم ندارم! من با ده‌ها خط موبایل و کارهای مختلف، خودم پول درمی‌آورم. روزی کسی از لس‌آنجلس آمد و گفت: شنیده‌ام عارفی در ایران در یخ می‌خوابد! گفتم: اگر بخواهم، می‌توانم پنجاه هزار میلیارد دلار بگیرم و یک ساعت در یخچال بخوابم! اما من این کارها را برای پول نمی‌کنم. من آزاد زندگی می‌کنم و این آزادی، بزرگ‌ترین سرمایه‌ام است.

قرآن کریم می‌فرماید:

وَلَا تَشْتَرُوا بِآیَاتِی ثَمَنًا قَلِیلًا

(سوره بقره، آیه ۴۱)؛ یعنی «آیات مرا به بهای اندک نفروشید». این آیه به من آموخت که استقلال مالی و معنوی، پایه‌ای برای خدمت خالصانه به دین است. من هیچ‌گاه دین را به دنیا نفروخته‌ام.

نکته کلیدی: استقلال مالی و معنوی، پایه‌ای برای خدمت خالصانه به دین و جامعه است.

بخش نهم: نقد فرهنگ گداپروری در امور خیر

پیش از انقلاب، حاجی‌ای بود که برای ساخت مسجد پول جمع می‌کرد. روزی کسی پیش او رفت و درخواست کمک کرد. حاجی دسته‌چکش را درآورد و گفت: چقدر می‌خواهی؟ آن شخص رقم ناچیزی گفت. حاجی عصبانی شد و گفت: تو گدا را فرستادی دنبال پول؟ من به گدا پول نمی‌دهم! این ماجرا مرا به فکر فرو برد. ما نباید فرهنگ گداپروری را در امور خیر ترویج کنیم. باید با عزت نفس و هدفمند در راه خیر گام برداریم.

قرآن کریم می‌فرماید:

لَا یَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا

(سوره بقره، آیه ۲۷۳)؛ یعنی «از مردم به اصرار چیزی نمی‌خواهند». این آیه به من آموخت که در امور خیر، باید عزت نفس را حفظ کرد و از گداپروری پرهیز نمود.

نکته کلیدی: در امور خیر، باید عزت نفس را حفظ کرد و از فرهنگ گداپروری پرهیز نمود.

جمع‌بندی

این گفتگوهای صمیمی، بازتابی از زندگی و تأملاتم در مسیر علم، عرفان، و خدمت به جامعه است. از نقد مدعیان بی‌سواد عرفان تا تأکید بر آزادی و سادگی در زندگی علما، از توسعه آدمیت تا استفاده هدفمند از منابع مالی، همه این‌ها درس‌هایی هستند که از سال‌ها تجربه و تعمق آموخته‌ام. امیدوارم این روایت‌ها، شما را به تأمل در مسئولیت‌های دینی و اجتماعی‌تان دعوت کند و چراغی باشد برای پیمودن راه حقیقت.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)