گفتگوهای صمیمی 463

متن تحقیق






گفتگوهای صمیمی

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه 463

این روایت‌ها، شرح تفصیلی خاطراتی است که شاید در درس‌گفتارهایم به‌صورت گذرا بیان شده باشند. هر لحظه از این تجربیات، مانند آیینه‌ای است که عمق باورهایم به دین، عدالت، و رحمت را بازتاب می‌دهد. آنچه در پی می‌آید، بازتابی از زیستن در بطن انقلاب، مدیریت در شرایط بحرانی، و تلاش برای پیاده‌سازی دینی است که نه در کلام، که در عمل، معنا می‌یابد.

بخش اول: امانت‌داری در جزیره کیش

وقتی مدیریت جزیره کیش به من سپرده شد، دنیایی از امکانات پیش رویم بود. میلیاردها تومان پول در دسترس بود، اما من به خودم اجازه ندادم حتی یک دینار یا درهم از آن بردارم. این امانت‌داری، نه از سر تظاهر، بلکه از عمق باورم به پاک‌دستی بود. روزی یکی از افسران پیشنهاد داد که تلویزیونی به من هدیه دهد. گفتم: «اگر می‌خواهی، خودت ببر قم و نصب کن. من پولی برای خرید ندارم و شرطم این است که خودت مسئولیت آن را بپذیری.» او پذیرفت، اما وقتی به قم رسیدیم، تلویزیون سیاه‌وسفید شد، چون قطعاتش با سیستم اینجا سازگار نبود. این ماجرا برایم درس بود؛ حتی در ساده‌ترین امور، باید به قانون و شرع پایبند ماند.

نکته کلیدی: امانت‌داری و پاک‌دستی در مدیریت، اصل بنیادین اجرای عدالت اسلامی است. این تعهد، با قرآن کریم همخوانی دارد: وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ (بقره: 188)؛ «و اموال یکدیگر را به باطل میان خود مخورید.»

این تصمیم، ریشه در باورم به تقوا داشت. قرآن کریم می‌فرماید: وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا (طلاق: 2)؛ «و هر کس از خدا پروا کند، برای او راه برون‌رفتی قرار دهد.» این آیه، چراغ راهم بود تا از هر شبهه‌ای دوری کنم و راه مشروع را برگزینم.

تعهد به قوانین شرعی و گمرکی

همان افسر اصرار داشت که بردن تلویزیون به داخل کشور، به دلیل چهار سال خدمت در کیش، مجاز است. اما من پایبند به قوانین گمرکی و شرعی بودم. گفتم: «اینجا گمرک است، نمی‌توانیم چیزی را بدون رعایت قانون ببریم.» این موضع، نه از سر سخت‌گیری، بلکه از ایمان به حفظ امانت و دوری از شبهه بود. این انتخاب، به من آرامش قلبی داد و نشان داد که تقوا، راهگشای هر مشکلی است.

بخش دوم: عدالت در توزیع منابع

در کیش، گروه‌های ضربت تشکیل دادم تا منابع را عادلانه میان نیازمندان تقسیم کنند. خانه، ماشین، یخچال، کولر؛ هرچه بود، به دست محرومان می‌رسید. در خطبه‌های نماز، فریاد می‌زدم: «خدا نیامرزد کسی را که نیاز دارد و به من مراجعه نکند! بیایید، حق‌تان را بگیرم، هرچه کم دارید، بگویم تا بدهم.» این روش، نه‌تنها فقر را کاهش داد، بلکه اعتماد مردم را جلب کرد. قرآن کریم می‌فرماید: وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ (ذاریات: 19)؛ «و در اموالشان حقی برای سائل و محروم بود.» این آیه، نقشه راهم بود.

نکته کلیدی: توزیع عادلانه منابع به نیازمندان، جلوه‌ای از عدالت اجتماعی است که ریشه در اصول قرآنی دارد و اعتماد عمومی را تقویت می‌کند.

بخش سوم: اقتدار در برابر رجال سیاسی

روزی یکی از رجال سیاسی خواست کشتی‌اش در بندرعباس پهلو بگیرد. گفتم: «تنها به دستور عالمان دینی عمل می‌کنم. اینجا جای خودسری نیست.» او از آبادان چیزی آورده بود و فکر می‌کرد می‌تواند با نفوذش کار را پیش ببرد. اما من گفتم: «اگر سیب‌زمینی را نصف کنی، امضا می‌شود، اما من فقط به عالمان دینی پاسخگوام.» این استقلال، از باورم به اولویت دین بر سیاست نشئت می‌گرفت. قرآن کریم می‌فرماید: وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا (هود: 113)؛ «و به سوی ستمگران متمایل نشوید.» این آیه، مرا از هرگونه انحراف حفظ کرد.

نکته کلیدی: استقلال در تصمیم‌گیری و اولویت دادن به اصول دینی بر ملاحظات سیاسی، از ویژگی‌های مدیریت اسلامی است.

بخش چهارم: شجاعت در برابر تهدیدات

شب نوزدهم عاشورا، گروهی با جیب آمدند تا مرا ترور کنند. مسلح بودم و خطر را می‌شناختم، اما ترس به دلم راه ندادم. با یکی از افسران نیروی هوایی که همراهم بود، شوخی می‌کردم. گفتم: «فاتحه‌ات خوانده شد، زنت بدبخت می‌شود!» او گریه می‌کرد، اما من می‌خندیدم و گفتم: «ما یک شب زودتر از امیرالمؤمنین به بهشت می‌رویم.» با حکمت و طنز، تهدید را خنثی کردم و حتی مهاجمان را به مسجد بردم. بعدها فهمیدم یکی از آن‌ها تیمسار بود. آن‌ها را به جمع یارانم بردم و اصلاح شدند. قرآن کریم می‌فرماید: ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ (مؤمنون: 96)؛ «بدی را با آنچه نیکوتر است دفع کن.» این آیه، راهنمایم بود.

نکته کلیدی: شجاعت و حکمت در مدیریت بحران، می‌تواند تهدید را به فرصت اصلاح تبدیل کند.

بخش پنجم: نقد رویکردهای صوری در علم دینی

یادم می‌آید امام‌جمعه‌ای را دیدم که از ترس روی منبر می‌لرزید. گفتم: «اگر نمی‌توانی، عصا بگیر، اما چیزی دست نگیر که بلد نیستی از آن استفاده کنی.» این صحنه، برایم نمادی از ضعف در عمل به علم دینی بود. علم دینی، وقتی در عمل تجلی نیابد، صوری و بی‌اثر است. حدیث شریف می‌فرماید: «کسی که به آنچه می‌داند عمل کند، خدا علم آنچه نمی‌داند را به او می‌بخشد.» این باور، مرا به سوی عملی کردن دین سوق داد.

نکته کلیدی: علم دینی باید در عمل نمود یابد، نه در ظواهر صوری. شجاعت و عمل، جوهره دین است.

بخش ششم: مدیریت کارگران در بندر امام

در بندر امام، شش هزار کارگر را سازمان دادم. گفتم: «شما صاحب این بندرید. اگر کسی سوزنی دزدید، بیاوریدش تا حد بر او جاری کنم.» صبح‌ها با شعار «الله اکبر» شهر را می‌چرخیدیم، نه برای نمایش، بلکه برای ایجاد حس مالکیت و مسئولیت. این اقتدار، نظم را برقرار کرد. قرآن کریم می‌فرماید: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ (نحل: 90)؛ «خداوند به عدالت و احسان فرمان می‌دهد.» این آیه، راهنمایم بود.

نکته کلیدی: اقتدار و عدالت در مدیریت، حس مسئولیت‌پذیری را در جامعه تقویت می‌کند.

توجه به شرایط کارگران

یکی از عالمان اعتراض کرد که چرا کارگران در ماه رمضان روزه نمی‌گیرند. گفتم: «بیا تو و من گونی هشتاد کیلویی در این گرما بلند کنیم. اگر توانستیم، آن‌ها هم روزه بگیرند.» کار در گرمای بندر، طاقت‌فرسا بود. تحمیل روزه بدون درک شرایط، غیرمنطقی بود. قرآن کریم می‌فرماید: لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا (بقره: 286)؛ «خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانش تکلیف نمی‌کند.» این اصل، مرا به واقع‌گرایی در اجرای احکام سوق داد.

بخش هفتم: توزیع عادلانه منابع عمومی

در بندر امام، دستور دادم یخ و برق ابتدا به کارگران برسد، چون آن‌ها در بیابان زیر آفتاب کار می‌کردند. مردم هم حمایت کردند و گفتند: «حق با توست.» این تصمیم، نه‌تنها نیاز کارگران را برآورده کرد، بلکه قدرت و محبت را در جامعه پیوند داد. قرآن کریم می‌فرماید: وَآتِ ذَا الْقُرْبَىٰ حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ (اسراء: 26)؛ «و حق خویشاوند و مسکین و درراه‌مانده را بده.» این آیه، الهام‌بخش این اقدام بود.

نکته کلیدی: اولویت دادن به نیازهای محرومان در توزیع منابع، جلوه‌ای از عدالت اجتماعی است.

بخش هشتم: اجرای حدود با رحمت

یکی از صاحب‌منصبان به دلیل تخلف، در معرض شلاق قرار گرفت. در صحن مسجد، تخت آماده شد و جمعیت جمع شده بود. اما در لحظه اجرا، گفتم: «به خاطر خدا بخشیدمت.» شلاق را گرفتم، اما نزدم. او و مردم گریه کردند و همدیگر را در آغوش کشیدند. این بخشش، رحمت اسلامی را به نمایش گذاشت. قرآن کریم می‌فرماید: وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا ۖ فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ (شوری: 40)؛ «و کیفر بدی، بدی‌ای مانند آن است؛ اما هر کس درگذرد و اصلاح کند، پاداشش بر خداست.»

نکته کلیدی: تلفیق عدالت و رحمت در اجرای احکام، محبت و اقتدار را در جامعه پیوند می‌دهد.

بخش نهم: نقد تحجر در علم دینی

علم دینی، مانند نسخه‌های پزشکی قدیمی، اگر با شرایط روز تطبیق نیابد، کارآمد نیست. من همیشه باور داشتم که دین باید پویا باشد، مانند طبیبی که نسخه‌ای تازه برای بیمار می‌نویسد. نسخه‌های کهنه، در بایگانی‌ها خاک می‌خورند. قرآن کریم می‌فرماید: كُلُّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ (رحمن: 29)؛ «هر روز او در کاری است.» این پویایی، مرا به اجتهاد در اجرای دین هدایت کرد.

نکته کلیدی: علم دینی باید پویا و متناسب با نیازهای روز باشد تا کارآمدی خود را حفظ کند.

بخش دهم: کارآمدی دین در عمل

دینی که من به آن باور دارم، در هر کجا پیاده شد، چه در کیش، چه در بندر امام، پاسخ داد. این دین، بر صبر و رحمت استوار است. هرجا این اصول را پیاده کردم، نتایجش ملموس بود. قرآن کریم می‌فرماید: وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ (عصر: 3)؛ «و یکدیگر را به حق و صبر سفارش کردند.» این آیه، پایه عمل من بود.

نکته کلیدی: دین وقتی با صبر و رحمت اجرا شود، کارآمدی خود را در عمل نشان می‌دهد.

بخش یازدهم: نقد اجرای خشن احکام

اجرای خشن احکام، مردم را از دین می‌ترساند. من همیشه باور داشتم که دین باید با رحمت و محبت پیاده شود، نه با خشونت. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «من برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شدم.» این حدیث، مرا به سوی اجرایی رحمت‌مدار هدایت کرد.

نکته کلیدی: اجرای احکام دینی باید با رحمت و محبت باشد تا جاذبه دین حفظ شود.

جمع‌بندی

این خاطرات، آیینه‌ای از زیستن در بطن انقلاب و تلاش برای پیاده‌سازی دینی است که در عمل، معنا می‌یابد. من در کیش و بندر امام، با تکیه بر عدالت، رحمت، و شجاعت، کوشیدم دین را نه در کلام، که در کردار به نمایش بگذارم. این تجربیات، نشان داد که دین وقتی با صبر و محبت همراه شود، می‌تواند قلب‌ها را تسخیر کند و جامعه را به سوی عدالت هدایت نماید. این گفتگوهای صمیمی، دعوتی است به تأمل در کارآمدی دین و لزوم پویایی آن در مواجهه با چالش‌های زمانه.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)