متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه 484
آنچه در این مجموعه پیش روی شماست، بازتابی است از لحظههای زندگی و تأملات من در مسیر طلبگی، تدریس و تجربههای معنوی و اجتماعی. این خاطرات، گاه بهصورت گذرا در درسگفتارهایم بیان شدهاند، اما اکنون با جزئیات و عمق بیشتری به رشته تحریر درمیآیند تا شما را به دنیای تجربههای زیستهام دعوت کنند. هر بخش، روایتی مستقل و در عین حال پیوسته با دیگر خاطرات است که تلاش دارد معرفت، معنویت و تعهد به اصلاح جامعه را به تصویر بکشد.
بخش اول: کرامت اهل بیت (ع) و تأثیر بيان در منبر
یادم میآید روزگاری در مشهد، در تنگنای مالی بودم. با دلی شکسته به حرم امام رضا (ع) پناه بردم و گفتم: «ای امام بزرگوار، شما بزرگ این خاندانید و ما در ماندهایم.» وقتی از حرم بیرون آمدم، خانمی نزدم آمد و پرسید: «آقا، روضه میخوانید؟» گفتم: «بله.» مرا به خانهای بردند که جمعی از زنان گرد آمده بودند و صندلیها را چیده بودند. با خود گفتم: «خدایا، من که روضهخوانی بلد نیستم!» اما به ناگاه شروع کردم به خواندن اشعار عربی: «نَحْمَدُ مَنْ عَلَّمَنَا الْبَیَانَا، وَقَارَنَ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَا». این اشعار چنان در دلشان نشست که گویی عربی خواندنم جادویی داشت. پنج تومان به من دادند و من متحیر ماندم که این کرامت از برکت دعایم به امام رضا (ع) بود یا جادوی این اشعار عربی.
این تجربه مرا به فکر فرو برد که یک عالم دینی باید صاحب بيان، سلیقه و ظاهری آراسته باشد. بيان، ابزاری است که کلام را به دل مینشاند و سلیقه، پیوندی است که مخاطب را به حقیقت نزدیک میکند. در جوانی، پیش از آمدن به قم، در امامزاده صالح شمیران سخنرانی کردم. با کتوشلوار و جانمازی سفید که گوشهاش از جیبم بیرون زده بود، در جمع هزاران نفر سخن گفتم. در آن حال، به مردم تشر زدم که چرا در عزای ائمه لباس سیاه نپوشیدهاید؟ اما یکی از دوستانم بعدها به طنز گفت: «تو خودت با جانماز سفید و پیراهن سفید، به مردم میگویی چرا سیاه نپوشیدهاید؟» این تناقض ظاهری، درس بزرگی به من داد که گفتار و رفتار عالم باید همخوان باشد، وگرنه یک اشتباه کوچک میتواند اعتبار کلامش را از سکه بیندازد.
بخش دوم: تعادل در عزاداری و شادمانی
همیشه باور داشتم که جامعه ما، مانند بودجهای که برای امور کشور تنظیم میشود، نیازمند برنامهریزی برای عزاداری و شادمانی است. نمیشود همهچیز را به روضه و گریه محدود کرد. مردم از تکرار مداوم عزاداری خسته میشوند، مثل کسی که هر روز چلوکباب بخورد و سرانجام دلزده شود. باید همانطور که بودجه مالی را تقسیم میکنیم، برای شادی و غم جامعه نیز تعادل ایجاد کنیم. روانشناسی و جامعهشناسی در این امر نقش دارند تا نه افراط شود و نه تفریط. گاه میبینم در روز عاشورا برخی میخندند، نه از بیاحترامی، بلکه از خستگی و فرسودگی روحی. این نشان میدهد که باید با برنامهریزی دقیق، ظرفیت روانی مردم را در نظر گرفت.
ظاهر عالم هم در این میان مهم است. وقتی یک ساعت سخن میگویی، مردم به ریش، لباس و نظافت تو خیره میشوند. اگر آراسته نباشی، کلامت اثر خود را از دست میدهد. نظافت و آراستگی، بخشی از حرفهایگری در ترویج دین است.
بخش سوم: ضرورت اصلاح ساختاری در علم دینی
روزی یکی از عالمان به رجال دینی پیشنهاد کرد که بودجهای برای تأسیس مرکزی تحقیقاتی خارج از قم اختصاص یابد تا فضایی برای پژوهشهای عمیق فراهم شود. اما این پیشنهاد بیپاسخ ماند. من فکر میکردم شاید به این دلیل بود که او توانایی مدیریت چنین پروژهای را نداشت. این ماجرا مرا به فکر فرو برد که بدون کارهای بنیادی، معنویات و ساختار اجتماعی جامعه رو به افول میرود. در این سالها، تلاشهای بسیاری برای پیرایهزدایی از علم دینی و اصلاح کتب درسی کردهایم، اما این کارها به تشکیلاتی عظیم نیاز دارد که از عهده ما خارج است. اگر این اهمال ادامه یابد، علم دینی کمکم به حاشیه میرود و کارآمدی خود را از دست میدهد.
بخش چهارم: تأملاتی در باب کرامت انسانی و کارآمدی
یادم میآید روزی کنار چادری که برای جمعآوری کمک به بهزیستی برپا شده بود، چند نفر نشسته بودند و پاهایشان را روی هم انداخته بودند. با خودم گفتم اینها به جای تکدیگری، چرا کار نمیکنند؟ به یکی از آنها گفتم: «اگر کار کنید، درآمدتان از این خردهریزها بیشتر میشود.» او پاسخ داد: «حاجآقا، اگر این کار را نکنیم، بیکار میمانیم. لااقل اینطور نانمان را درمیآوریم.» این پاسخ مرا به فکر فرو برد. او راست میگفت؛ جامعه ما گاهی افراد را به سوی تکدیگری سوق میدهد، نه از سر انتخاب، بلکه از سر ناچاری. این ماجرا مرا به وضعیت علم دینی کشاند. متأسفانه نظام آموزشی ما چنان است که طلاب، گاه کارآمدی لازم را ندارند. یک دانشآموز دبیرستانی را میتوانی برای کاری ساده به کار بگیری، اما روی طلبه نمیشود حساب کرد. این فرسایش نیروی انسانی، زنگ خطری برای علم دینی است.
بخش پنجم: تأملات در رفتار زائران و هدفمندی حج
در یکی از سفرهایم به حج، در فرودگاه رفتار زائران را تماشا میکردم. عدهای با شتاب برای سوار شدن به هواپیما هجوم میبردند، غافل از اینکه هر که دیرتر سوار شود، زودتر پیاده میشود. این شتابزدگی، نشاندهنده فقدان درک اولویتها بود. به دوستم گفتم: «اینها دارند میروند یا میآیند؟» از لباسها و بارهایشان معلوم بود که در حال بازگشتاند، اما رفتارشان فرقی با تازهواردان نداشت. این مرا به فکر فرو برد که حج بدون هدف و فرهنگ، مانند رفتار حیوانی است. قرآن کریم میفرماید: وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ (حج و عمره را برای خدا به اتمام برسانید، سوره بقره، آیه 196). حج باید با نیت خالص و هدف والا باشد، وگرنه با سفر به اروپا یا دمشق چه فرقی دارد؟
حج، فرصتی بینظیر برای ترویج فرهنگ شیعی است. در مکه، هیچکس نمیتواند جلوی فعالیتهای فرهنگی را بگیرد. ما باید با فکر، فرهنگ و هدف به حج برویم تا ولایت، عصمت و اندیشه شیعی را به جهان معرفی کنیم. اما متأسفانه برخی زائران، تحت تأثیر فرهنگهای استعماری، رفتارهایی غیرمتمدنانه دارند که از کمدانشی و عقبماندگی نشأت میگیرد.
بخش ششم: مطالعه زائران و مسئولیت ایران در جهان اسلام
در سالهای 63 تا 65 شمسی، در مکه و مدینه، مانند یک پژوهشگر رفتار زائران را مطالعه کردم. گویی مکه آزمایشگاهی بود برای شناختن مسلمانان. از راه رفتن، خوراک، خواب و گفتارشان، همه را زیر نظر داشتم. نتیجه این بود که بسیاری از مسلمانان، تحت تأثیر استعمار، کمدانش، عقبمانده و گاه خشناند. این مرا به فکر فرو برد که ایران، با پویایی و آگاهی شیعی، مسئولیت بزرگی در آگاهیبخشی به جهان اسلام دارد، بهویژه در ایام حج. ما باید بخشی علمی در سازمان حج ایجاد کنیم تا اسرار این فریضه را کشف کند. حج نباید به خرید سوغات محدود شود. باید به دنبال صفا، مروه و حلق باشیم؛ به دنبال زیارت خدا و قیام برای ارزشها.
جمعبندی نهایی
این خاطرات، بازتابی از عمق تجربههای زیستهام در مسیر طلبگی، تدریس و تأمل در مسائل دینی و اجتماعی است. از توسل به امام رضا (ع) تا مطالعه رفتار زائران در حج، هر لحظه درسهایی از معرفت، معنویت و مسئولیت به من آموخته است. علم دینی نیازمند اصلاح، برنامهریزی و کارآمدی است تا از افول معنویات جلوگیری کند. حج، فرصتی بینظیر برای ترویج فرهنگ شیعی و آگاهیبخشی است، به شرطی که با نیت خالص و هدف والا انجام شود. امیدوارم این گفتگوهای صمیمی، شما را به تأمل در این حقایق دعوت کند و نوری بر مسیر حقیقتجوییتان بیفکند.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!