متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه 505
مقدمه
این گفتارها، بازتاب تأملات عمیق من در سالهای تدریس و تأمل در مسائل علمی، دینی و اجتماعی است. گویی در خلوت خود با شما سخن میگویم، از روزهایی که در مسیر علم و معنویت گام برداشتم و از تجربههایی که قلب و ذهنم را شکل دادند. این خاطرات، شرح لحظههایی است که گاه در درسگفتارهایم بهصورت گذرا بیان شدهاند، اما اکنون با دقتی بیشتر و نگاهی عمیقتر روایت میشوند تا شما را به دنیای اندیشهها و دغدغههایم ببرند. آنچه در این مجموعه میخوانید، دعوتی است به تأمل در نقش علم، عقلانیت و تعهد دینی در زندگی ما، با زبانی که هم صمیمی است و هم در پی هدایت و روشنگری.
بخش اول: علم، گنجی به وسعت کوه ابوقبیس
روزی شنیدم یکی از دانشجویان، ایدهای نو در سر پرورانده و آن را روی کاغذی نوشته و به کشوری چون کانادا فرستاده است. باور میکنید؟ از آن سوی دنیا، دو سال و نیم است که برایش نامه میفرستند، دعوتش میکنند که بیا، هر امکانی بخواهی فراهم است، فقط بیا و این ایده را اثبات کن! این ماجرا مرا به فکر فرو برد. چرا ما در سرزمین خودمان چنین استعدادهایی را در آغوش نمیکشیم؟ چرا سیستمی نداریم که این جوانان را ببیند، ایدههایشان را شکوفا کند و به جهان نشان دهد که ما نیز گنجهایی داریم به عظمت کوه ابوقبیس؟
این حکایت، مرا به یاد ارزش علم انداخت. علم، گوهری است که مرز نمیشناسد. وقتی دانشجویی با یک ایده ساده میتواند توجه جهانیان را جلب کند، چرا ما در حوزههای علمی خودمان به دنبال چنین نوآوریهایی نباشیم؟ گاه فکر میکنم حوزههای ما باید رنگ و بوی علمی بیشتری بگیرند، جایی که عالمان نه فقط به عبادت، که به تولید دانشی پویا و کاربردی مشغول شوند.
قرآن کریم را بنگرید: كِتَـٰبٌ أَنزَلْنَـٰهُ إِلَيْكَ مُبَـٰرَكٌۭ لِّيَدَّبَّرُواْ ءَايَـٰتِهِۦ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُواْ ٱلْأَلْبَـٰبِ (ص: ٢٩)؛ کتابی است مبارک که به سوی تو فرو فرستادیم تا در آیات آن تدبر کنند و خردمندان پند گیرند. این کتاب، گنجی است که حتی غیرمسلمانان میتوانند از آن بهره گیرند. قرآن، کتابی علمی است، نه صرفاً عبادی. خدا در آن بهعنوان عالم اعظم سخن گفته و ما را به تدبر دعوت کرده است. چرا ما از این گنج عظیم برای حل مشکلات دنیا بهره نبریم؟
گاه میشنوم که میگویند فلان شخصیت تاریخی از سیره ائمه ما بهره برده است. چه فایده؟ ما خودمان باید از این گنجها استفاده کنیم! به جای اینکه بگوییم دیگران از معارف ما بهره بردهاند، بیاییم خودمان آنها را به کار ببندیم و جامعهای بسازیم که سرچشمه علم و حکمت باشد.
بخش دوم: عملگرایی، کلید زندگی دینی
مادرم، زنی است با بیش از هشتاد و پنج سال عمر، که شب و روزش را با نماز و قرآن پر کرده است. گاه که به او نگاه میکنم، حسرتی در دلم زنده میشود. میگویم: «مادر، تو بیکاری، تمام روزت به عبادت میگذرد، اما من با هزار گرفتاری، کارگر مردمم و نمیتوانم چون تو باشم!» کتابهای دعایش از بس خوانده، پاره شدهاند. مهرهایش، هرکدام برای نمازی خاص است. تسبیحهایش، هرکدام برای ذکری. میگویم: «خداوندا، این چه نیرویی است که او را اینگونه به تو پیوند داده؟»
اما حقیقت این است که وظیفه من و امثال من، جمعآوری ثواب نیست. ثواب را مادرم بهتر از من جمع میکند! وظیفه ما عالمان، تولید علم است، علمی که به درد دین و دنیا بخورد. قرآن میفرماید: إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّـٰتُ ٱلْفِرْدَوْسِ نُزُلًا (الکهف: ١٠٧)؛ کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، باغهای فردوس برایشان منزلگاه خواهد بود. ایمان و عمل صالح، دو بال پروازند. ما باید علمی تولید کنیم که به عمل صالح بینجامد، نه اینکه وقتمان را صرف امور غیرضروری کنیم.
گاه فکر میکنم که چرا برخی از ما به جای حل مشکلات واقعی جامعه، درگیر فعالیتهایی میشویم که گرهای از کار مردم باز نمیکند؟ علم دینی باید پاسخگوی نیازهای روز باشد، باید راهگشا باشد، نه اینکه در کتابهای پارهشده دعا متوقف شود.
بخش سوم: عقلانیت، راه نجات بشر
انبیا، فراتر از نوابغاند. آنها عقل کلاند، هدایتگرانی که مسیر بشریت را روشن کردهاند. امروز، دنیا تشنه عقلانیت است. اگر ملتی عاقلانه عمل کند، میتواند از نابودی و استثمار نجات یابد. اما اگر عقل را کنار بگذاریم، چه میماند؟ فقر، فلاکت و مرگ. کافی است به اطرافمان نگاه کنیم: هر روز در گوشهای از جهان، انسانها به دلیل نبود رهبری عقلانی، گرفتار مصیبت میشوند.
حوزههای ما باید عقلانیتر شوند. نباید بترسیم از اینکه اشکالات را ببینیم و بگوییم. نباید نگران باشیم که چیزی خراب میشود یا درست میشود. وظیفه ما، انجام کار درست است، حتی اگر سخت باشد. دنیا امروز به عقلانیت نیاز دارد، و ما باید پیشگام باشیم.
بخش چهارم: حکمت در تصمیمهای دینی
میگویند سفر حضرت معصومه (س) به قم، ارادی و آگاهانه بود. زنی بیستساله، با تصمیم حکیمانهای راهی سفری شد که سرنوشتش را رقم زد. این حکمت، مرا به فکر فرو میبرد. تصمیمهای ما، حتی در امور دینی، باید آگاهانه باشند. نباید تصور کنیم که هر اتفاقی صرفاً تقدیر است. ما مسئول انتخابهایمان هستیم.
به یاد زلزله بم میافتم. خانههایی که با خاک ساخته شده بودند، فرو ریختند. اما اگر مهندسی درست به کار میرفت، شاید آن همه مصیبت رخ نمیداد. این درس بزرگی است: عقلانیت و برنامهریزی، حتی در مواجهه با بلایا، راهگشاست. نباید به بهانه تقدیر، از علم و مهندسی غافل شویم.
قرآن کریم میفرماید: وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ (آلعمران: ١٠٢)؛ و نمیرید مگر آن که مسلمان باشید. این آیه، دعوتی است به آمادگی همیشگی. نمیدانیم مرگ کی فرا میرسد، پس باید همیشه در مسیر تسلیم الهی باشیم. آن شب زلزله بم، دلم برای کسانی سوخت که غافلگیر شدند، نتوانستند توبه کنند. این هشدار بزرگی است: زندگیمان را چنان بسازیم که هر لحظه آماده دیدار خدا باشیم.
بخش پنجم: هویت عالمان و مسئولیت اجتماعی
یادم میآید وقتی میخواستم لباس طلبگی بپوشم، همهچیز را کنار گذاشتم: ساعت، کفش، حتی تصدیق رانندگیام را گم کردم! گفتم اینها مال دنیاست، من که به حوزه آمدهام، باید از اینها دل بکنم. اما بعدها فهمیدم که هویت عالمی، در سادهزیستی و اصالت است، نه در ظاهر صرف. لباس طلبگی، نشانهای از تعهد ماست، اما نباید با مظاهر دنیوی قاطی شود، مثل ماست و شیره که اگر مخلوط شوند، نه ماست میمانند و نه شیره.
بعضیها میگویند این لباس ارتجاعی است. نه، این درایت است! این لباس، مظهر آزادی و هویت ماست. ما ثابتایم، نه نظامها و ساعتها. اما این هویت، به ما مسئولیت میدهد: باید متفکران جامعه باشیم، باید برای نجات مردم تلاش کنیم. نمیشود فقط به فکر مردهها باشیم یا مراسمها. شنیدم جایی در تلویزیون گفتند عالمان برای دفن اموات رفتند! این چه حرفی است؟ همه میتوانند نماز میت بخوانند، چرا این کار را به عالمان نسبت میدهند؟ وظیفه ما، هدایت زندگان است، نه فقط مراسم برای رفتگان.
امروز، دنیا دنیای تکنیک است. نمیشود با بیعقلی زندگی کرد. ملتها اگر عاقل شوند، جان سالم به در میبرند. وگرنه، نابود میشوند. حتی در فرهنگ مدرن، مثل موسیقی راپ که خشونت را ترویج میکند، باید عقلانیت را سرلوحه قرار دهیم. متفکران جامعه باید راه را نشان دهند، نه اینکه دنبالهرو باشند.
جمعبندی
این گفتارها، دعوتی است به تأمل در نقش علم و عقلانیت در زندگی دینی. از گنج قرآن تا حکمت تصمیمهای آگاهانه، از سادهزیستی عالمان تا مسئولیت هدایت جامعه، همهچیز به ما یادآوری میکند که دین، بدون علم و عمل، ناقص است. امیدوارم این کلمات، جرقهای باشد در ذهن شما برای ساختن جهانی بهتر، جهانی که عقل و ایمان در آن دست در دست هم پیش روند.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!