متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه 552
این مجموعه، روایتهایی است از خاطراتی که گاه در درسگفتارهایم بهصورت گذرا ذکر شدهاند و اکنون با جزئیات بیشتر به رشته تحریر درمیآیند. این خاطرات، بازتابی از زندگیام در مسیر علم، عرفان، و تعهد به دین است که با نگاهی نقادانه و قلبی سرشار از اخلاص نگاشته شدهاند. هر خاطره، پنجرهای است به سوی تجربههای زیستهام، که نهتنها بازگوکننده لحظات گذشتهاند، بلکه دعوتیاند به تأمل در مسئولیتهای عالمان دینی و جایگاه علم در جامعه اسلامی.
بخش نهم: امانتداری و اخلاص در علم دینی
امانتداری در اموال دینی
یادم میآید یکی از عالمان وارسته، در واپسین روزهای حیاتش، وصیت کرد که اموال دینی را به عالم دیگری بسپارند. او حتی از تعیین تکلیف برای این اموال خودداری کرد و گفت: «چرا بار خودم را سنگین کنم؟ این امانت است و باید به اهلش سپرده شود.» این سخن مرا به یاد آیهای از قرآن کریم میاندازد که میفرماید: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا (خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحبانش بازگردانید). این عالم، با این رفتار، نشان داد که اموال دینی، ارث شخصی نیست، بلکه امانتی است که باید در مسیر الهی و به دست اهلش سپرده شود.
تخصیص اموال دینی به طلاب
یکی دیگر از عالمان بزرگ تأکید داشت که اموال دینی باید صرفاً برای طلاب هزینه شود، نه برای ساختوساز یا سرمایهگذاری. او میگفت: «این اموال را برج به برج به طلاب بدهید تا تمام شود.» این نگاه، مرا به فکر فرو برد که اولویت در علم دینی، حمایت از حاملان آن است. طلاب، که نگهبانان معارف الهیاند، باید از نظر معیشتی تأمین شوند تا بتوانند با فراغ بال به نشر علم بپردازند.
وارستگی عالمان دینی
سالها در محضر دو عالم وارسته بودم؛ یکی چهارده، پانزده سال و دیگری هفت، هشت سال. اخلاص و بینیازیشان از دنیا چنان بود که قلب هر شنوندهای را تسخیر میکرد. این وارستگی، الگویی است برای ما که چگونه باید در مسیر علم و دین، از تعلقات مادی آزاد باشیم.
نقد منفعتطلبی در اموال دینی
روزی با یکی از نزدیکان عالمی سخن گفتم و از او خواستم به فکر آینده خود باشد. او پاسخ داد: «من تا هفت پشت خودم را تأمین کردهام!» این سخن مرا آزرد. اموال دینی، امانتی است در دست عالم، نه ارثی برای فرزندانش. این نگاه منفعتطلبانه، با روح دین که بر پایه ایثار و امانتداری بنا شده، ناسازگار است.
اولویت رفع فقر طلاب
باورم این است که تا مشکلات معیشتی طلاب حل نشود، هزینههای دینی مانند ساخت مدرسه و مسجد، از نظر شرعی اشکال دارد. وقتی طلبهای در فقر و تحقیر به سر میبرد، چگونه میتوان انتظار داشت که علم دینی با عزت و اقتدار پیش رود؟ باید نظام مالی حوزه اصلاح شود تا طلاب از فقر رهایی یابند.
بخش دهم: تعهد به شریعت و شجاعت علمی
تعهد به تقلید و حفظ احکام
در کودکی، رساله یکی از عالمان بزرگ را چنان حفظ کرده بودم که هر مسئلهاش در ذهنم نقش بسته بود. روزی با شخصی بحثم شد و او بر فتوایی اصرار داشت که من آن را نادرست میدانستم. با اطمینان گفتم: «اگر این فتوا درست باشد، رساله را پاره میکنم!» پس از بررسی، دیدم حق با من بود. این خاطره، یادآور تعهد من به احکام دینی از همان کودکی است.
شجاعت در دفاع از عقیده
در همان بحث، با عالمی محترم گفتوگو کردم و با شجاعت از دیدگاه خود دفاع کردم. تهدید کردم که اگر فتوا نادرست باشد، رساله را پاره میکنم. او خندید و گفت: «اگر اینطور است، باید حرفت را پس بگیری.» پس از بررسی، دیدیم که حق با من بود. این شجاعت علمی، مرا به یاد اصل اجتهاد و گفتوگوی علمی میاندازد.
بخش یازدهم: مسئولیتپذیری و اخلاص در علم دینی
تلاش در احیای علم دینی
در ابتدای انقلاب، حوزههای علمیه حال و هوای دیگری داشتند. درس و بحثها گاهی کمرنگ بود و من به مناطق مختلف میرفتم تا علم دینی را ترویج کنم. این تلاشها، در آن روزهای سخت، نشاندهنده مسئولیت من در قبال جامعه بود. هر منطقهای که میرفتم، استقبال مردم قلبم را گرم میکرد.
نقد کاسبی در علم دینی
روزی نامهای دریافت کردم که نویسندهاش مرا نصیحت کرده بود: «انشاءالله برای خدا کار کنید، نه برای پول.» این نامه، دو صفحه پر از موعظه بود. ابتدا کمی ناراحت شدم، اما بعد با خودم گفتم: «ببینم، شاید راست میگوید.» چند بار نامه را خواندم و از صداقتش خوشم آمد. در منبر، آن را برای مردم خواندم و از نویسنده تشکر کردم.
خواندن نامه در منبر
در ماه رمضان، وقتی خلقالله در مسجد جمع شده بودند، نامه را با صدای بلند خواندم و گفتم: «الحمدلله، میان شما انسان وارستهای پیدا شد که مرا نصیحت کرد.» دعا کردم که خداوند به او خیر دهد. این کار، چنان تأثیری گذاشت که نویسنده نامه بعداً متحول شد.
داستان زوج کمونیست
نویسنده نامه، زوجی بودند که خود را کمونیست معرفی کردند. آنها پزشکان تحصیلکردهای بودند که در ابتدای انقلاب، داراییهایشان را فروختند و به روستاها رفتند تا به مردم دارو بدهند. اما چون پول نمیگرفتند، برخی گفتند: «اینها کمونیستاند، چون مسلمانها پول میگیرند!» این سوءتفاهم، آنها را به کمونیسم کشاند. پس از گفتوگو با من، به اسلام گرویدند. این خاطره، مرا به فکر فرو برد که چگونه پیشداوریها میتوانند مسیر انسانها را تغییر دهند.
نقد پولگرفتن در علم دینی
همیشه باور داشتم که عالمان دینی نباید برای خدمت خود مزد بخواهند. قرآن کریم میفرماید: إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ (پاداش من جز بر عهده خدا نیست). انبیا هیچگاه برای هدایت مردم پول نگرفتند. اگر عالمی برای خدمت دینی مزد بخواهد، علم دینی به کاسبی تبدیل میشود.
بخش دوازدهم: عزت نفس و مبارزه با گدایی
نقد استعمار و گدایی
استعمار، جامعه ما را تضعیف کرد و به گدایی کشاند. انقلاب، برای بیداری عزت نفس ما بود. باور دارم که این بیداری، بزرگترین دستاورد انقلاب است که باید آن را حفظ کنیم.
خاطره تلاش برای تقدسبخشی به قبر یک رجل سیاسی
یادم میآید در زمان طاغوت، عدهای سعی داشتند قبر یک رجل سیاسی را مقدس جلوه دهند. شبهای جمعه، قرآنخوانهایی را میآوردند که برای پنج تومان، دو ساعت قرآن بخوانند. یکی از آنها، طلبهای فقیر بود که برای تأمین زن و بچهاش این کار را میکرد. این صحنه، قلبم را به درد آورد که چگونه فقر، عالم را به گدایی میکشاند.
نقد گدایی به دلیل فقر
آن طلبه فقیر را سرزنش نمیکنم، اما گدایی، عزت عالم را لکهدار میکند. فقر، نباید عالم را به چنین وضعی بکشاند. باید نظام مالی حوزه چنان اصلاح شود که طلاب از این تحقیر رهایی یابند.
تأکید بر عزت عالمان
گدایی و آقایی، دو شغل متضادند. عالم دینی باید عزت نفس خود را حفظ کند و از گدایی بپرهیزد. خودکفایی و کسب رزق حلال، راه حفظ شأن عالم است.
بخش سیزدهم: جایگاه عالمان وارسته
خاطره عالم ادیب
یکی از عالمان ادیب را به یاد میآورم که با سادگی و صفا، درسهایی چنان عمیق میداد که گویی معراج زیر پایش بود. اما برخی طلاب، به جای یادگیری، او را مسخره میکردند. این بیاحترامی، مرا به فکر فرو برد که چگونه ارزش عالمان وارسته نادیده گرفته میشود.
نقد آزار عالمان
آزار عالمان توسط برخی طلاب و دیگران، به علم دینی آسیب میزند. این رفتار، شأن حوزه را پایین میآورد. باید از عالمان حمایت کرد تا بتوانند با عزت به ترویج علم بپردازند.
گفتوگو با عالم ادیب
روزی با آن عالم ادیب، گفتوگویی طنزآمیز داشتم. به او گفتم: «از طلاب پول نگیرید، گناه دارند.» او پاسخ داد: «چه کنم؟ نیاز دارم.» این گفتوگو، مرا به فکر مشکلات مالی عالمان انداخت که چگونه فقر، آنها را به گرفتن پول از طلاب وامیدارد.
پرهیز از گدایی
بارها گفتهام که عالم نباید گدایی کند. او باید با کار حلال، روزی خود را تأمین کند. این خودکفایی، نهتنها عزت عالم را حفظ میکند، بلکه الگویی برای دیگران است.
بخش چهاردهم: خودکفایی و تأثیر فقر بر علم دینی
خاطره عالم علامه و الميزان
عالمی بزرگ را به یاد میآورم که با وجود باغبانی برای امرار معاش، اثری عظیم چون الميزان خلق کرد. اما فقر، مانع تمرکز کامل او شد. اگر این فقر نبود، شاید الميزان بیست جلدش هم از خودش بود، نه اینکه بخشی از آن از منابع دیگر باشد.
نقد فقر عالمان
فقر آن عالم بزرگ، چنان بود که اجاره خانهاش را نتوانست بدهد و اموالش را بیرون ریختند. این صحنه، مرا به فکر فرو برد که جامعه چگونه باید از عالمانش حمایت کند تا چنین مصیبتی گریبانگیرشان نشود.
کار حلال عالمان
عالمان برای پرهیز از گدایی، به کارهایی چون باغبانی روی میآوردند. این خودکفایی، نشاندهنده تعهد آنها به رزق حلال بود. آنها نمیخواستند علم دینی را به گدایی آلوده کنند.
خاطره پینهدوزی امیرالمؤمنین
شنیدهاید که حضرت علی (ع) گاه کفشهایش را پینه میزد. اما این کار از سر فقر نبود، بلکه چون کاری به او نمیدادند. گفتند: «به تو نیاز نداریم.» این بیمهری، مرا به یاد مظلومیت عالمان میاندازد که گاه از جامعه کنار گذاشته میشوند.
نقد بیتوجهی به عالمان
بیتوجهی به عالمان و کنار گذاشتن آنها از مسئولیتها، به علم دینی آسیب میزند. عالمان، گنجینههای جامعهاند و باید در هدایت مردم نقشآفرین باشند.
نظاممندی علم دینی
علم دینی باید نظاممند شود. عالمان باید مشاغل تخصصی داشته باشند تا از پراکندگی و کاسبی جلوگیری شود. امروز، حرفهای شدن در هر شغلی، کلید موفقیت است. حوزه باید سیستمی پیدا کند که درآمد و هزینههایش مشخص باشد.
جمعبندی
این خاطرات، که گاه در درسگفتارهایم بهصورت گذرا ذکر شدهاند، بازتابی از تعهد من به علم، اخلاص، و عزت نفس در مسیر دین است. از امانتداری در اموال دینی تا شجاعت در دفاع از حقیقت، از تلاش برای احیای علم دینی تا نقد کاسبی و گدایی، همه این تجربهها نشاندهنده مسئولیت سنگین عالمان در حفظ شأن دین و هدایت جامعهاند. امیدوارم این روایتها، خواننده را به تأمل در جایگاه علم دینی و نقش عالمان وارسته دعوت کند.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!