متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه 563
مقدمه
این مجموعه، بازنویسی درسگفتارهایم در جلسهای است که سالها پیش، در فضایی صمیمی و معنوی، با شاگردان و همراهانم به اشتراک گذاشتم. آنچه در این گفتارها میخوانید، تأملاتی است عمیق در باب سلوک معنوی، قرب الهی، و چالشهای علم دینی، که از دل تجربههای زیستهام و سالها مطالعه و تدبر در قرآن کریم و معارف اسلامی برآمده است. من، محمدرضا نکونام، در این گفتگوها میکوشم تا با زبانی ساده اما عمیق، شما را به لحظههایی ببرم که در آنها حقیقت دین و راههای نزدیک شدن به خدا را با تمام وجود لمس کردهام. این خاطرات، گویی آیینهای است از آنچه در قلب و ذهنم گذشته، و امید دارم که برای شما نیز دریچهای به سوی تأمل و تعالی باشد.
بخش اول: مراتب قرب و خطر نفسانیت
سالها پیش، در یکی از جلسات درس، سخن را از مفهوم قرب به میان آوردم. آن روز، در میان شاگردانم، از اهمیت نیت در عبادات سخن گفتم. یادم میآید که گفتم: «وقتی نماز میخوانید، میگویید قربة إلی الله، اما آیا معنای این عبارت را عمیقاً درک کردهاید؟» بسیاری از ما، مانند کودکی که حمد و سوره را میخواند بدون آنکه معنای آن را بداند، عباداتمان را بهصورت صوری انجام میدهیم. این را «قرب صوری» مینامم؛ حالتی که نه کمال معنوی دارد و نه آلوده به شر ک است. این سادگی، هرچند ناقص، پاک و بیآلایش است.
اما سخن به اینجا که رسید، هشدار دادم که خطر بزرگتر در «قرب اول» نهفته است. در این مرتبه، فرد برای کسب قدرت یا رؤیت معنوی ریاضت میکشد، اما نفسانیت در دلش رخنه میکند. این نفسانیت، مانند زهری است که عبادت را به شر ک آلوده میکند. یادم میآید که گفتم: «اگر در این مرتبه بمانید، قلبتان سخت میشود، تکبر و غرور در وجودتان ریشه میدواند، و از خدا و خلق طلبکار میشوید.»
برای روشن شدن این مفهوم، به آیهای از قرآن کریم اشاره کردم: أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ (جاثیه: ۲۳). این آیه به ما هشدار میدهد که کسی که هوای نفسش را خدای خود قرار دهد، گمراه خواهد شد.
آن روز، به شاگردانم گفتم که قرب صوری، هرچند ناقص، از قرب اول آلوده به نفسانیت بهتر است. چرا که در قرب صوری، فرد از شر ک مصون است. این سخن را با آیهای دیگر تأیید کردم: وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ (اسراء: ۳۶)، که به ما میآموزد از چیزی که به آن علم نداریم، پیروی نکنیم.
سپس، از اولیای خدا سخن گفتم؛ کسانی که به مراتب دوم و سوم قرب میرسند، جایی که نفسانیت در اعمالشان جایی ندارد. اینان کسانیاند که زندگی و مرگشان برای خداست، چنانکه قرآن کریم میفرماید: إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (انعام: ۱۶۲).
آن روز، به شاگردانم یادآوری کردم که نیت خالص، حتی اگر با جهل همراه باشد، ارزشمند است. کسی که به دستورات دینی عمل میکند، هرچند معنای عمیق آن را نفهمد، نیتش او را به سوی هدایت میبرد. این سخن را با آیهای تأیید کردم: مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ (فصلت: ۳۳).
اما هشدار دادم که کسب علم، اگر با از دست دادن نیت خالص همراه شود، به خباثت و انحراف میانجامد. این خطر را با آیهای دیگر تبیین کردم: وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ (مطففین: ۱)، که وای بر کسانی است که در معامله کمفروشی میکنند، چه در علم و چه در عمل.
در ادامه، از تلاشهای اولیهام برای ایجاد نهادی مبتنی بر ولایت سخن گفتم. آن روزها، با شور و شوق جوانی، به برخی از بزرگان پیشنهاد دادم که نهادی تشکیل دهیم که ولایت را در مرکز قرار دهد. اما برخی از عالمان، با دیدگاههایی منفعلانه، معتقد بودند که باید اجازه داد هر کس هرچه میخواهد ببرد، و آنچه باقی ماند، برای ولایت باشد. من این دیدگاه را نقد کردم و گفتم: «این انفعال، به انحراف میانجامد. باید از ارزشهای دینی فعالانه دفاع کنیم.» این سخن را با آیهای تأیید کردم: وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ (آلعمران: ۱۰۴).
در پایان این بخش، به ارزش نیت خالص در پیروی از عالمان دینی اشاره کردم. حتی اگر این پیروی سادهلوحانه باشد، نیت پاک ارزش معنوی دارد و فرد را در برزخ با اولیای خدا محشور میکند. این را با آیهای از قرآن کریم تأیید کردم: مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ (نساء: ۸۰).
بخش دوم: خودآزمایی و خطر نفسانیت در علم و عرفان
در بخش دیگری از درسگفتار، سخن را به خطر از دست دادن نیت خالص در مسیر علمآموزی کشاندم. یادم میآید که گفتم: «علم، اگر با نیت پاک همراه نباشد، به گمراهی میانجامد.» این هشدار را با آیهای از قرآن کریم تبیین کردم: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ (حجرات: ۱۲)، که از مؤمنان میخواهد از گمانهای نادرست بپرهیزند.
آن روز، به شاگردانم توصیه کردم که باید دائماً نگرش خود به دین و عالمان را بررسی کنند. گفتم: «هر روز، خودتان را بیازمایید. ببینید در دلتان نسبت به دین و علما چه میگذرد.» این خودآزمایی، مانند آیینهای است که مانع از غفلت و نفسانیت میشود. این سخن را با آیهای دیگر تأیید کردم: فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ (آلعمران: ۵۰).
بار دیگر، بر ارزش قرب صوری تأکید کردم و گفتم که این حالت، به دلیل خلوص نیت، از قرب اول آلوده به نفسانیت ارزشمندتر است. این را با آیهای از قرآن کریم تأیید کردم: إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ (مائده: ۲۷).
سخن به نفسانیت در قرب اول که رسید، هشدار دادم که این نفسانیت، علم و معرفت را به ابزار قدرت و خودنمایی تبدیل میکند. گفتم: «این خطر، مانند گوساله سامری است که شیطان با فریب، آن را آراسته نشان داد.» این را با آیهای تبیین کردم: وَكَذَٰلِكَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ (نمل: ۲۴).
برای روشن شدن این خطر، از استعارهای استفاده کردم. گفتم: «قرب صوری مانند گوجهفرنگی تازه است که اگر بماند، ممکن است فاسد شود، اما پاک است. اما قرب اول، مانند رب گوجهفرنگی است که برای ماندگاری، سم در آن ریختهاند.» این رب، هرچند ماندگار است، اما آلوده و زیانبار است. این را با آیهای تأیید کردم: مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ (بقره: ۱۷۱).
سپس، به خطر قدرتهای معنوی اشاره کردم. گفتم: «کسانی که با ریاضت به رؤیت یا کرامات میرسند، اگر این قدرتها برای خدا نباشد، به خودنمایی و گمراهی میانجامد.» این را با آیهای تأیید کردم: إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ (نمل: ۴).
در پایان این بخش، تأکید کردم که قدرتهای معنوی، امانت الهیاند و نباید برای منافع شخصی استفاده شوند. گفتم: «این قدرتها، مانند خمس است که اگر به ناحق مصرف شود، ذمه انسان را مشغول میکند.» این را با آیهای تأیید کردم: إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ (احزاب: ۷۲).
برای روشنتر شدن این مفهوم، سالک گرفتار نفسانیت را با مرتاضان غیرمسلمان مقایسه کردم و گفتم: «هر دو، اگر در دام خودخواهی بیفتند، به یک نتیجه میرسند.» این را با آیهای تأیید کردم: وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا (نساء: ۱۱۶).
بخش سوم: احیای قرآن و نقد علم دینی
در بخش دیگری از درسگفتار، از تأثیر انقلاب بر احیای قرآن سخن گفتم. یادم میآید که گفتم: «قرآن پیش از انقلاب، برای بسیاری از مردم و حتی عالمان، کتابی ناشناخته بود. اما انقلاب، این نعمت بزرگ را به ما داد که قرآن در جامعه زنده شد.» این را با آیهای تأیید کردم: كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ (ص: ۲۹).
سپس، به بیگانگی با قرآن در دوران پیش از انقلاب اشاره کردم. گفتم: «برخی عالمان، به دلیل ترس از گناه تفسیر به رأی، از تعامل با قرآن خودداری میکردند.» این ترس، ریشه در سوءتفاهم از حدیثی داشت که میگفت: «هر کس قرآن را به رأی خود تفسیر کند، جایگاهش در آتش است.» این را با آیهای تأیید کردم: وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ (ابراهیم: ۴).
این بیگانگی را نتیجه نفوذ نرم استعمار دانستم که حتی عالمان را از قرآن دور کرده بود. گفتم: «این یأس و ترس، جامعه را از تدبر در قرآن بازداشت.» این را با آیهای تأیید کردم: وَلَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ (یوسف: ۸۷).
برای روشن شدن عمق این بیگانگی، خاطرهای از دوران کودکیام تعریف کردم. یادم میآید که در کلاس چهارم ابتدایی بودم. معلممان از دنیا رفته بود و قرار بود اطلاعیهای برایش بنویسند. میخواستند آیهای بنویسند: «کفى بالموت واعظاً». اما بیست معلم در تهران بلد نبودند آن را درست بنویسند! من، کودک کلاس چهارمی، آن را نوشتم. این نشاندهنده عمق بیگانگی با قرآن بود.
سپس، به ضرورت ورود به قرب ثالث اشاره کردم. گفتم: «عالمان ربانی که شبها در تهجد و عبادت بیدارند، میتوانند به این مرتبه برسند، اما ترس و یأس مانع شده است.» این را با آیهای تأیید کردم: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا (مریم: ۹۶).
از محدود شدن علم دینی به درس و بحث انتقاد کردم و گفتم: «این محدودیت، عالمان را از حقایق ربوبی دور کرد.» این را با آیهای تأیید کردم: يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ (مجادله: ۱۱).
در پایان، به وجود انبیای باطنی در زمان غیبت اشاره کردم. گفتم: «اینان با اخلاص و بدون نفسانیت، به قرب الهی میرسند.» این را با آیهای تأیید کردم: وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا (انبیاء: ۲۵).
جمعبندی نهایی
این گفتگوها، تأملاتی است که از عمق قلب و تجربههای زیستهام برآمده است. من در این درسگفتارها کوشیدم تا مراتب قرب را، از صوری تا ثالث، برای شما روشن کنم و خطرات نفسانیت را هشدار دهم. قرب صوری، با همه سادگیاش، به دلیل خلوص نیت، از قرب اول آلوده به نفسانیت ایمنتر است. استعاره گوجهفرنگی و رب، این حقیقت را به زیبایی نشان میدهد. همچنین، از بیگانگی با قرآن در گذشته و احیای آن پس از انقلاب سخن گفتم و این نعمت را ستودم. امید دارم این گفتارها، شما را به تأمل در مسیر سلوک و علم دینی دعوت کند و راهی به سوی قرب الهی بگشاید.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!