متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه ۵۶۹
مقدمه: سفری در ژرفای معرفت
این خاطرات، شرح لحظاتی است که در درسگفتارهایم بهصورت گذرا به آنها اشاره کردهام، اما اکنون فرصتی یافتهام تا با شما، در قالب گفتگویی صمیمی، به عمق این تأملات سفر کنم. در این بخش، سخن از علم، مرگ، زندگی و انتظار ظهور است؛ موضوعاتی که نهتنها ذهنم را در سالهای تدریس و تأمل مشغول کرده، بلکه قلبم را نیز به تکاپو واداشته است. این روایت، بازتابی از عمق دانش، تعهد معنوی و نگاه عرفانیام به هستی است که با زبانی ساده اما ژرف، با شما در میان میگذارم.
بخش اول: فیض الهی و علم ربوبی در زمان غیبت
سالهاست که در اندیشهام، مفهوم فیض الهی و گسترش علم در زمان غیبت، جایگاهی ویژه دارد. روزی در یکی از درسگفتارهایم، به آیهای از قرآن کریم اشاره کردم که قلبم را لرزاند:
وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا
(قرآن کریم، انعام: ۸۰). این آیه به من آموخت که پروردگارم به علم، همهچیز را فراگرفته است. در آن لحظه، به شاگردانم گفتم: «وقتی امام زمان (عج) ظهور کنند، علم ربوبی چنان وسعت مییابد که از یک دانه گندم، هزار اثر و عارضه آشکار میشود.» این سخن، نه از خیال، که از ایمان به وعده الهی سرچشمه میگیرد. تصور کنید روزی را که عقلها پخته شود، دانشها ژرف گردد و هر شیء، اسرار نهانش را بر ما آشکار کند.
بخش دوم: شناخت آثار و عوارض اشیاء
در یکی از جلساتم، با شاگردانم از ناآگاهی بشر سخن گفتم. گفتم: «ما هنوز نمیدانیم گندم، پیاز یا گوشت چه اثراتی بر جسم و روحمان میگذارد. علم ما ناقص است، اما روزی خواهد آمد که این نادانی پایان یابد.» به یاد دارم که با طنزی تلخ افزودم: «ماشاءالله علممان که خیلی بالا رفته! زهر مار را حاضرید بخورید؟ نه، چون میدانید میکشد. اما گندم، پیاز یا سویا چه؟ اینها هم گاهی میکشند، ولی چون نمیدانیم، میخوریم!» این سخن، خندهای بر لب شاگردانم آورد، اما در دلم، حسرتی بود از اینکه چرا بشر هنوز در تاریکی نادانی گام برمیدارد. قرآن کریم میفرماید:
سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ
(قرآن کریم، فصلت: ۵۳)، یعنی بهزودی آیات خود را در آفاق و در نفوسشان به آنها نشان خواهیم داد. این وعده، نوید روزی است که علم، پرده از اسرار اشیاء بردارد.
بخش سوم: نقد ناآگاهی و مرگ اخترامی
بارها در درسگفتارهایم، از ناآگاهی بشر گلایه کردهام. یک روز، با حسرتی عمیق گفتم: «ما نمیدانیم چه میخوریم و این نادانی، ما را به سوی مرگ غیرطبیعی میبرد.» به شاگردانم یادآوری کردم که قرآن کریم هشدار میدهد:
وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ
(قرآن کریم، بقره: ۱۹۵)، یعنی خود را با دست خود به سوی هلاکت نیفکنید. این آیه، گویی فریادی است که از عمق جانم برمیخیزد. مرگ اخترامی، مرگی است که از نادانی سرچشمه میگیرد؛ از خوردن آنچه نباید خورد، از زیستن بهگونهای که نباید زیست.
بخش چهارم: موت طبیعی در برابر موت اخترامی
در یکی از جلسات، با شاگردانم از تفاوت مرگ طبیعی و اخترامی سخن گفتم. گفتم: «موت طبیعی، مرگی است که پس از عمری کامل فرا میرسد، اما موت اخترامی، نتیجه نادانی است. امروز، بیشتر مرگها اخترامیاند.» به یاد دارم که با لحنی پرشور افزودم: «چطور در گذشته، انسانها چهارصد سال عمر میکردند، اما ما به شصت سال راضی شدهایم؟ این مرگها طبیعی نیست!» قرآن کریم میفرماید:
كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ
(قرآن کریم، آلعمران: ۱۸۵)، یعنی هر نفسی چشنده مرگ است. اما این مرگ، اگر از نادانی باشد، اخترامی است و اگر از کمال عمر، طبیعی.
بخش پنجم: لقمه حرام و مرگ زودرس
یکی از تلخترین لحظههای تدریسم، زمانی بود که از لقمه حرام سخن گفتم. با صدایی که از عمق قلبم برمیخاست، گفتم: «لقمه حرام، مثل زهر مار است. یک قاشق زهر، درجا میکشد، اما لقمه حرام، آرامآرام عمر را کوتاه میکند.» به شاگردانم یادآوری کردم که قرآن کریم میفرماید:
وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ
(قرآن کریم، بقره: ۱۸۸)، یعنی اموال یکدیگر را به باطل نخورید. این آیه، هشداری است به ما که حرام، نهتنها جسم، بلکه روحمان را نیز مسموم میکند.
بخش ششم: علم، کلید افزایش عمر
در یکی از درسگفتارهایم، با اشتیاق گفتم: «اگر علممان کامل شود، میتوانیم دوصد سال، سیصد سال عمر کنیم. امام زمان (عج) چگونه بیش از هزار سال عمر کردهاند؟ چون میدانند چه بخورند و چه نخورند.» این سخن، از ایمانم به آیه
وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا
(قرآن کریم، انعام: ۸۰) سرچشمه میگرفت. علم، کلیدی است که قفل مرگ اخترامی را میگشاید و راه را برای زندگی طولانیتر هموار میکند.
بخش هفتم: غذای مناسب و سلامت
روزی به شاگردانم گفتم: «در آینده، هر کس غذای مناسب خود را میخورد. دیگر مثل امروز نیست که همه یکجور غذا بخورند و بیمار شوند.» این سخن را با الهام از آیه
كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ
(قرآن کریم، بقره: ۵۷) گفتم، که میفرماید: از پاکیزههایی که به شما روزی دادهایم، بخورید. این آیه، راهنمایی است برای انتخاب غذاهایی که جسم و روح را تقویت میکند.
بخش هشتم: مرگ در برجهای استوار
در یکی از جلسات، با شاگردانم از مرگ در خانههای امن سخن گفتم. گفتم: «حتی اگر در برجهای استوار باشید، مرگ اخترامی شما را مییابد.» این سخن را با اشاره به آیه
وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ
(قرآن کریم، نساء: ۷۸) گفتم. این آیه، هشداری است که مرگ، حتی در امنترین مکانها، از نادانی ما سرچشمه میگیرد.
بخش نهم: فقر، ثروت و مرگ
یک روز، با حسرتی عمیق گفتم: «اغنیا، با غذاهای رنگارنگشان، بیشتر در معرض مرگ اخترامیاند. فقرا، با سادگی غذایشان، کمتر گرفتارند.» این سخن را با الهام از آیه
وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ
(قرآن کریم، انعام: ۱۴۱) گفتم، که میفرماید: اسراف نکنید که او اسرافکنندگان را دوست ندارد. این آیه، مرا به تأمل در سادگی و پرهیز از اسراف واداشت.
بخش دهم: اشتها، عصمت الهی
در یکی از درسگفتارهایم، با شاگردانم از اشتها سخن گفتم. گفتم: «اشتها، عصمتی الهی است. اگر به آن گوش بسپارید، شما را به غذای مناسب هدایت میکند.» این سخن را با اشاره به آیه
كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ
(قرآن کریم، بقره: ۵۷) گفتم. اشتهای حقیقی، گویی ندایی است از درون که ما را از هلاکت حفظ میکند.
بخش یازدهم: برزخ اخترامیها و طبیعیها
در یکی از جلسات، با شاگردانم از عالم برزخ سخن گفتم. گفتم: «در برزخ، اخترامیها و طبیعیها جدا هستند. اخترامیها، گرفتار محدودیتهاییاند که از نادانیشان در دنیا سرچشمه گرفته است.» این سخن را با اشاره به آیه
وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ
(قرآن کریم، مؤمنون: ۱۰۰) گفتم، که میفرماید: پشت سرشان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند. این آیه، مرا به تأمل در عدالت الهی واداشت.
بخش دوازدهم: چرا برزخ طولانی است؟
روزی با شاگردانم از طولانی بودن برزخ سخن گفتم. گفتم: «برزخ، برای اخترامیها طولانی است، چون باید به مرگ طبیعی برسند.» این سخن را با اشاره به آیه
وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ
(قرآن کریم، مؤمنون: ۱۰۰) گفتم. برزخ، گویی فرصتی است برای جبران نادانیهای دنیا.
بخش سیزدهم: اعمال صالح و برزخ
در یکی از درسگفتارهایم، از روایتی سخن گفتم که پرونده اعمال، جز در سه چیز، بسته میشود: صدقه جاریه، علم نافع و فرزند صالح. گفتم: «این اعمال، در برزخ هم اثر دارند.» این سخن را با اشاره به آیه
وَأَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ
(قرآن کریم، منافقون: ۱۰) گفتم، که میفرماید: از آنچه به شما روزی دادهایم انفاق کنید پیش از آنکه مرگ به سراغ یکی از شما آید.
بخش چهاردهم: قرآن، کتاب عمل
سالها پیش، در یکی از درسگفتارهایم، با شاگردانم از قرآن سخن گفتم. گفتم: «قرآن، فقط برای قرائت نیست. باید آن را به عمل درآورد.» این سخن را با اشاره به آیه
كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ
(قرآن کریم، ص: ۲۹) گفتم، که میفرماید: کتابی است که به سوی تو نازل کردیم، مبارک است تا در آیاتش تدبر کنند. این آیه، مرا به این باور رساند که قرآن، راهنمای علم و فناوری است.
بخش پانزدهم: نقد انفعال در برابر قرآن
روزی با حسرتی عمیق گفتم: «چرا قرآن را فقط میخوانیم و در صرف و نحوش غرق شدهایم؟ باید آیاتش را به فعلیت برسانیم.» این سخن را با اشاره به آیه
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ
(قرآن کریم، نساء: ۸۲) گفتم، که میفرماید: آیا در قرآن تدبر نمیکنند؟ این آیه، گویی ندایی است که مرا از انفعال به سوی عمل فرا میخواند.
بخش شانزدهم: انتظار فعال برای ظهور
در یکی از جلسات، با طنزی که از دل ایمانم برمیخاست، گفتم: «منتظر امام زمان (عج) باشید، اما فکر نکنید چهارشنبه میآیند! شمشیر زیر متکایتان بگذارید، اما آماده عمل باشید.» این سخن را با اشاره به آیه
وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ
(قرآن کریم، قصص: ۵) گفتم، که میفرماید: خواستیم بر کسانی که در زمین ناتوان شدهاند منّت نهیم. انتظار، باید عملی و فعال باشد.
بخش هفدهم: نقد ادعاهای غیرواقعی
روزی، با شاگردانم از ادعاهای غیرواقعی برخی رجال سیاسی سخن گفتم. با طنزی تلخ گفتم: «بعضیها ادعا میکنند از نسل انبیایند، اما رفتارشان جز آشوب چیزی نمیآورد.» این سخن را با اشاره به آیه
وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
(قرآن کریم، اسراء: ۳۶) گفتم، که میفرماید: چیزی را که به آن علم نداری دنبال نکن.
بخش هجدهم: نقد آشوب جهانی
در یکی از درسگفتارهایم، از آشوب جهان سخن گفتم. گفتم: «جهان امروز، پشمکی است! تکانی میخورد و پنجاه کشور تکان میخورند.» این سخن را با اشاره به آیه
وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
(قرآن کریم، اعراف: ۵۶) گفتم، که میفرماید: در زمین به فساد نکنید. این آیه، مرا به تأمل در نیاز به عقلانیت و ایمان در مدیریت جهان واداشت.
جمعبندی: راهی به سوی معرفت و عمل
این گفتگوهای صمیمی، سفری بود در ژرفای معرفت، علم و ایمان. از فیض الهی در زمان غیبت تا نقد ناآگاهی بشر، از تفاوت مرگ طبیعی و اخترامی تا ضرورت عمل به قرآن، هر بخش از این خاطرات، بازتابی از تعهد معنوی و علمیام به اصلاح فردی و اجتماعی است. با تأمل در آیات قرآن و روایات، دریافتم که علم، کلید رهایی از مرگ اخترامی و راه رسیدن به زندگی کامل است. انتظار ظهور، نه منفعلانه، بلکه فعال و عملی است و قرآن، نهتنها کتاب قرائت، بلکه راهنمای علم و فناوری است. این خاطرات، دعوتی است به شما برای تأمل در زندگی، علم و ایمان، تا با هم، جهانی بهتر بسازیم.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!