گفتگوهای صمیمی 602

متن تحقیق

 

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه ۶۰۲

مقدمه: سفری در اندیشه و تجربه

آنچه پیش رو دارید، روایتی است از خاطراتی که در خلال درس‌گفتارهایم در سال‌های گذشته، گاه به‌صورت گذرا بیان شده و اکنون با نگاهی عمیق‌تر، به رشته تحریر درمی‌آید. این خاطرات نه‌تنها بازتاب تجربه‌های شخصی من در مسیر علم و معرفت، بلکه تأملی است بر مسائل اجتماعی، دینی و اخلاقی که در طول سالیان با آن‌ها زیسته‌ام. در این بخش، از شهر و روستا سخن می‌گویم، از قرآن و حکمت آن، از تغذیه و سلامت، و از ادیان و اقوامی که در تاریخ بشری نقش‌آفرین بوده‌اند. این روایت، دعوتی است به تأمل در زندگی و انتخاب‌هایمان، با چاشنی تجربه‌های شخصی که گاه با طنزی نرم و گاه با جدیت عمیق همراه است.

نکات کلیدی

  • زندگی شهری با پیشرفت‌های بهداشتی و رفاهی، برتری‌هایی نسبت به زندگی روستایی دارد.
  • تغذیه متعادل و متنوع، ریشه در تعالیم اسلامی و نیازهای طبیعی انسان دارد.
  • فهم عمیق قرآن نیازمند اجتهاد و پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده است.
  • تحریف غیرمضر در قرائت‌های قرآنی، به عصمت و اعجاز آن آسیبی نمی‌رساند.
  • شهرنشینی، بستری برای بهبود کیفیت زندگی است، اما مشکلات به کفر و ظلم بازمی‌گردد.
  • صابئین، قومی با قدمت و نجابت، ویژگی‌های دینی و اجتماعی منحصربه‌فردی دارند.
  • اخلاص و نیت خالص، شرط قبولی اعمال دینی است.

بخش اول: شهر و روستا، تأملی بر زیست انسانی

سال‌ها پیش، در یکی از جلسات درس، سخن از تفاوت‌های زندگی شهری و روستایی به میان آمد. یادم می‌آید که با شاگردانم گفتم: «زندگی شهری، با همه پیچیدگی‌هایش، گامی بلند به‌سوی پیشرفت است.» این سخن را نه از سر تعصب، بلکه از مشاهده عینی می‌گفتم. شهرها با بیمارستان‌ها، آب پاکیزه و نظام‌های بهداشتی، میانگین عمر بشر را از ۴۸ سال در گذشته به ۶۸ سال در زمان ما رسانده‌اند. این بیست سال اضافه، نتیجه تلاش‌های بشر برای بهبود شرایط زندگی است. اما این پیشرفت نسبی است؛ در آفریقا، اروپا یا آسیا، هر منطقه‌ای رنگ و بوی خاص خود را دارد.

روزی در قم، در خانه‌ای قدیمی، بحثی داغ درباره همین موضوع درگرفت. یکی از دوستان می‌گفت: «روستا یعنی سادگی و پاکی!» خندیدم و گفتم: «سادگی خوب است، اما وقتی پای بهداشت و سلامت به میان می‌آید، شهر حرف اول را می‌زند.» یادم می‌آید که با همان زلف‌های بلند و شلوار پاچه‌گشاد آن روزها، که مد زمانه بود، در کوچه‌های قم راه می‌رفتم و به این فکر می‌کردم که روستا هم می‌تواند پیشرفته باشد، اگر کشاورزی‌اش را حفظ کند و امکانات شهری به آن برسد. اما مشکل کجاست؟ ظلم بازارها! کشاورزی که زحمت می‌کشد و محصولش را به میدان می‌آورد، آن‌جا به تاراج می‌رود. این ظلم است که روستا را عقب نگه می‌دارد، نه ذات روستا.

بخش دوم: تغذیه، قرآن و حکمت زندگی

یکی از خاطراتی که همیشه در ذهنم مانده، بحثی است که درباره تغذیه و سبک زندگی در یکی از جلسات درس داشتم. آن روز، با شاگردانم از قرآن گفتم و از آیه‌ای که مرا همیشه به فکر فرو می‌برد: لَنْ نَصْبِرَ عَلَىٰ طَعَامٍ وَاحِدٍ (قرآن کریم، بقره: ۶۱)؛ «هرگز بر یک نوع خوراک شکیبا نخواهیم بود.» این آیه، حکمت نیاز انسان به تنوع را نشان می‌دهد. به شاگردانم گفتم: «بنی‌اسرائیل از منّ و سلوی خسته شدند، چون تنوع می‌خواستند. این طبیعت انسان است.»

یادم می‌آید که در آن جلسه، یکی پرسید: «خام‌خواری بهتر است یا پخته‌خواری؟» با خنده گفتم: «هیچ‌کدام! افراط در هر دو اشتباه است. اسلام می‌گوید تعادل.» روایات معصومین را مرور کردیم که گوشت را برای سلامت جسم ضروری می‌دانند، اما عدس و سویا هم جای خود دارند. عدس، این دانه ساده، در روایات ما چنان جایگاهی دارد که گویی کار گوشت را می‌کند، اما سویا؟ گاو هم سویا می‌خورد، ولی عدس را نه! این تفاوت ظریف، مرا به فکر فرو می‌برد که حکمت الهی در تغذیه، چقدر دقیق است.

در همان جلسه، به آیه دیگری اشاره کردم: يَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَىٰ بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ (قرآن کریم، اعراف: ۱۶۹)؛ «آنچه فروتر است را به جای آنچه بهتر است جایگزین می‌کنند.» گفتم: «این آیه فقط درباره غذا نیست، درباره انتخاب‌های زندگی است. چرا خیر را با ادنی عوض کنیم؟ گوشت بخوریم، اما با سبزی، با عدس، با سیر و پیاز. این خیر است، اما خیر نسبی است. باید دید چه چیزی، کجا و چگونه خیر است.»

بخش سوم: قرآن، تحریف و فهم عمیق

یکی از خاطرات شیرینم، بحثی است که در قم، در جمع طلاب جوان، درباره قرآن داشتم. آن روزها، با همان شور جوانی، وارد بحثی شدم درباره تدوین قرآن. گفتم: «فکر نکنید قرآن مثل باران از آسمان نازل شده و یک‌باره به دست ما رسیده. خیر! خلفا نقش داشتند، اما نظارت معصوم بود که آن را حفظ کرد.» یادم می‌آید یکی از طلاب با تعجب پرسید: «یعنی قرآن تحریف شده؟» گفتم: «تحریف غیرمضر، مثل اختلاف در ‘مالک’ یا ‘ملک’. این‌ها به عصمت و اعجاز قرآن لطمه‌ای نمی‌زند.»

آن روز، از عالمان بزرگی یاد کردم که این دیدگاه را تأیید کرده‌اند. گفتم: «اگر کسی ادعا دارد، بیاید و پاسخ دهد. علم دینی باید پاسخگو باشد.» این بحث، مرا به سال‌های دور برد، وقتی در خانه‌ای قدیمی در قم، با دوستانم درباره همین موضوع بحث می‌کردیم. یکی گفت: «قرآن را باید مثل جراحی کالبدشکافی کرد، نه اینکه فقط حفظش کنیم.» این جمله در ذهنم ماند. قرآن، کتابی ناطق است که خودش از خودش دفاع می‌کند، اگر عمیق بخوانیمش.

بخش چهارم: صابئین، قومی از دل تاریخ

یکی از موضوعاتی که همیشه برایم جذاب بوده، قوم صابئین است. در یکی از درس‌گفتارها، برای شاگردانم از این قوم گفتم که قدمتی بیش از یهود و نصارا دارند. یادم می‌آید در اهواز، وقتی از نزدیک با آن‌ها آشنا شدم، شیفته نجابتشان شدم. مردانشان با ریش‌های بلند و عمامه‌های ژولیده، گویی از دل تاریخ آمده‌اند. زنانشان پوشیده و نجیب، و همه‌شان طلافروش یا زرگر. غسل تحمیدشان، که در رودخانه یا دریا انجام می‌شود، مراسمی است که پاکی و معنویت را به چشم می‌آورد.

در آن جلسه، به آیه‌ای اشاره کردم: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَىٰ وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ (قرآن کریم، بقره: ۶۲)؛ «بی‌گمان کسانی که ایمان آورده‌اند و کسانی که یهودی شده‌اند و نصرانیان و صابئین، هرکس به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و کار شایسته کند، پاداش خود را نزد پروردگارش خواهد یافت.» این آیه، مرا به فکر فرو برد که ایمان و عمل صالح، فراتر از نام‌هاست. صابئین، با آن نجابت و ساده‌زیستی، گویی مصداق این آیه‌اند.

بخش پنجم: اخلاص، راز قبولی عمل

یادم می‌آید در یکی از جلسات، بحث به اخلاص رسید. گفتم: «عمل صالح، فقط وقتی نزد خدا قبول است که خالص باشد.» به شاگردانم گفتم: «کسی که آیات را برای منبر حفظ می‌کند، در قبر چیزی یادش نمی‌آید. اما اگر برای خدا باشد، همیشه همراهش است.» این سخن، از تجربه‌ای شخصی آمد. سال‌ها پیش، در قم، وقتی هنوز طلبه‌ای جوان بودم، یکی از دوستانم را نصیحت کردم. بعد، با خودم فکر کردم: «این نصیحت، اگر برای خدا نباشد، قساوت قلب می‌آورد.» از آن روز، تصمیم گرفتم هرچه می‌گویم، برای خدا باشد، نه برای دیده شدن.

در همان جلسه، به روایتی اشاره کردم که می‌گوید: «نان حلال، خوب است، اما نان طیب، روح را زنده می‌کند.» یادم می‌آید که گفتم: «اگر نان فقیر را بخوری و چیزی در جیبش نگذاری، عمرت کوتاه می‌شود. حلال است، اما طیب نیست.» این حکمت، از سال‌ها تأمل در زندگی و قرآن آمده بود.

بخش ششم: هولوکاست و تأملات تاریخی

یکی از موضوعاتی که همیشه ذهنم را مشغول کرده، تاریخ قوم یهود و فجایع هولوکاست است. در یکی از درس‌گفتارها، برای شاگردانم گفتم: «هولوکاست، فاجعه‌ای است که بین ۸۵۰ هزار تا ۱۱ میلیون انسان را به کام مرگ برد.» یادم می‌آید که بحث داغ شد. یکی پرسید: «چرا این اعداد این‌قدر متفاوت‌اند؟» گفتم: «تاریخ، همیشه محل اختلاف است. اما این فاجعه، نشان‌دهنده ظلم بشر به بشر است.» این بحث، مرا به فکر فرو برد که چگونه استعمار، از تفرقه‌ها سوءاستفاده کرد و یهود را به سرزمین‌های اسلامی آورد تا تفرقه‌ای دیگر بکارد.

بخش هفتم: علم دینی و فناوری

یکی از دغدغه‌های همیشگی‌ام، عقب‌ماندگی علم دینی از فناوری بود. در یکی از جلسات، با حرارت گفتم: «اگر من در فیضیه بودم، به طلاب می‌گفتم درس را دو ماه تعطیل کنید و اینترنت یاد بگیرید!» یادم می‌آید که یکی از شاگردان خندید و گفت: «اینترنت در فیضیه؟» گفتم: «بله! علم دینی باید با زمانه پیش برود.» این سخن، از تجربه‌ای آمد که در قم داشتم، وقتی دیدم طلاب از دنیای دیجیتال دورند. گفتم: «قرآن، کتابی زنده است. اگر ما زنده نباشیم، چگونه می‌توانیم آن را به جهان نشان دهیم؟»

نتیجه‌گیری: دعوت به تأمل و عمل

این خاطرات، که از خلال درس‌گفتارهایم بیرون آمده‌اند، دعوتی است به تأمل در زندگی، قرآن و جهان پیرامونمان. از شهر و روستا گرفته تا تغذیه و اخلاص، از قرآن و تحریف غیرمضر تا صابئین و هولوکاست، همه این‌ها مرا به این باور رسانده که زندگی، سفری است برای یافتن خیر. خیر، همان است که در قرآن آمده: لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (قرآن کریم، بقره: ۶۲)؛ «نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.» این آرامش، پاداش ایمان و عمل صالح است. امیدوارم این روایت‌ها، شما را نیز به این مسیر دعوت کند.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)