گفتگوهای صمیمی 607

متن تحقیق

 

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه ۶۰۷

مقدمه: سفری در اندیشه و احساس

این خاطرات، که از دل درس‌گفتارهایم برمی‌خیزد، شرحی است از تأملاتم در زندگی، علم، دین و معنویت. گویی در کوچه‌های کوفه قدم می‌زنم و با مخاطبانم، چه در حوزه و چه در دانشگاه، به گفت‌وگویی صمیمی نشسته‌ام. در این بخش، که بازتاب یکی از جلسات درس‌گفتارم است، از عمق وجودم سخن می‌گویم؛ از روزهایی که یتیمی‌ام مرا به فروتنی آموخت، از پرسش‌های فلسفی که ذهنم را به چالش کشید و از آیات قرآن کریم که چون چراغی راهم را روشن کرد. این روایت، نه تنها بازتاب اندیشه‌هایم، بلکه بخشی از وجودم است که با شما شریک می‌شوم.

بخش اول: در جست‌وجوی حقیقت وجود

سال‌هاست که در حوزه‌های علمی، پرسش‌هایی درباره چیستی وجود و ماهیت در ذهنم می‌چرخد. روزی در جمع شاگردانم، سخن از منازعات فلسفی میان عالمان پیشین به میان آمد. شیخ اشراق و میر داماد از اصالت ماهیت سخن گفتند و ملاصدرا اصالت وجود را پیش کشید. من اما به شاگردانم گفتم: «نه این درست است و نه آن. حقیقت وجود، راه سومی است که با اقتضائات انسانی تناسب دارد.» گویی این حقیقت، چون نسیمی است که در میان شاخسارهای حکمت می‌وزد و تنها با قلب بیدار درک می‌شود.

نکته کلیدی: حقیقت وجود، نه در اصالت ماهیت است و نه در اصالت وجود، بلکه راهی سوم است که با فطرت انسانی همخوانی دارد.

این سخن، ریشه در تأملاتم دارد. یادم می‌آید روزی که در خلوت خود، قرآن کریم را گشودم و آیه‌ای مرا به خود خواند: فَجَعَلْنَاهَا نَكَالًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ (قرآن کریم، بقره، ۶۶). «پس آن را برای پیشینیان و آیندگان عبرتی و برای پرهیزگاران پندی قرار دادیم.» این آیه، گویی مرا به سفری در زمان برد؛ به روزگاری که مسخ‌شدگان، عبرتی برای نسل‌ها شدند. این عبرت، نه تنها برای آن زمان، بلکه برای امروز و فردای ما نیز هست.

بخش دوم: نقد علم دینی و دعوت به گفت‌وگو

در یکی از جلسات درس‌گفتار، با شاگردانم از فقدان نقد علمی در علم دینی سخن گفتم. دلم می‌خواست کسی بیاید و با استدلال، سخنانم را به چالش بکشد. گفتم: «اگر تند بگویید، قلب نازکم می‌شکند، اما اگر نرم و علمی نقد کنید، دست و پای شما را هم می‌بوسم!» این سخن را با خنده گفتم، اما در دلم آرزو داشتم حوزه‌های علمی ما، فضایی برای گفت‌وگوی علمی و سازنده شوند. علم دینی، نیازمند بازنگری است؛ نه با پیش‌فرض‌های ارسطویی، بلکه با نگاهی نو و مبتنی بر قرآن کریم.

نکته کلیدی: علم دینی نیازمند گفت‌وگوی علمی و نقد سازنده است تا از پیش‌فرض‌های کهنه رها شود.

یادم می‌آید روزی که در کودکی، از یتیمی‌ام با فرزندانم سخن گفتم. اشک در چشمانم حلقه زد و گفتم: «شما بابا دارید، اما من یتیمم.» این حس، مرا به فروتنی در برابر حقیقت آموخت. در علم نیز، باید فروتن باشیم و از تقيه در برابر حقایق علمی پرهیز کنیم. من همیشه صراحت را برگزیدم، حتی اگر قلبم نازک بود.

بخش سوم: موعظه‌ای فراتر از کلام

موعظه، تنها کلام نیست. روزی در جمع شاگردانم، از آیه وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ (قرآن کریم، بقره، ۶۶) سخن گفتم. موعظه، عملی است فراگیر که از خدا تا مخلوقات را در بر می‌گیرد. ما اما آن را به کلام محدود کرده‌ایم. یادم می‌آید در جوانی، روضه‌خوانی را دیدم که با اسب به مجلس می‌رفت و از فرار امام حسین (ع) سخن می‌گفت. خنده‌ام گرفت، اما دلم گرفت که تبلیغ دینی ما، گاه به چنین روش‌های غیرمؤثری گرفتار شده است.

نکته کلیدی: موعظه، عملی فراگیر است که نباید به کلام محدود شود؛ همگان باید در تبلیغ دین مشارکت کنند.

من باور دارم که وظیفه علما، تحقیق است، نه صرف تبلیغ. حوزه‌های علمی ما باید آزمایشگاه‌های تحقیقاتی شوند، جایی که آیات قرآنی با نگاهی مدرن تحلیل شوند. روزی به شاگردانم گفتم: «اگر امکانات داشتیم، پروژه‌ای برای یافتن بوزینگان مسخ‌شده راه می‌انداختیم!» این سخن، شوخی نبود؛ دعوتی بود به نگاهی علمی به آیات قرآن کریم.

بخش چهارم: رحمت الهی و سوءپیشت اولیا

در یکی از درس‌گفتارها، از رحمت الهی و نقش اولیای خدا سخن گفتم. امت اسلامی، به برکت عنایات اولیا، از مسخ ظاهری محفوظ مانده است. اما این سوءپیشت، نباید ما را مغرور کند. روزی در خلوت، به آیه لَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ (قرآن کریم، لقمان، ۳۴) تأمل کردم: «هیچ کس نمی‌داند فردا چه به دست می‌آورد و هیچ کس نمی‌داند در کدامین سرزمین می‌میرد.» این آیه، مرا به یاد ناپایداری دنیا و ضرورت شکر نعمت‌های الهی انداخت.

نکته کلیدی: رحمت اولیای الهی، امت را از مسخ ظاهری حفظ کرده، اما قدرشناسی از این نعمت ضروری است.

گاه در تنهایی، به گناهان بشر می‌اندیشم. بلایای طبیعی، از سیل و زلزله تا سقوط هواپیماها، نتیجه ظلم و گناه است. این سخن را نه از سر احساس، بلکه از عمق ایمان به نظام علّی و معلولی عالم می‌گویم. گویی هر ظلمی، چون سنگی در برکه‌ای آرام، امواجی در عالم می‌افکند.

بخش پنجم: دعوت به احیای تحقیقات علمی

سال‌ها پیش، در حوزه‌ای که درس می‌خواندم، حسرت نبود آزمایشگاه‌های علمی را خوردم. به شاگردانم گفتم: «ما باید تحقیق کنیم، نه فقط تبلیغ. حوزه‌ها باید کارخانه تولید علم شوند.» این سخن، از دلم برآمد. علم دینی، نیازمند زیرساخت‌های تحقیقاتی است. روزی به طلبه‌ای جوان گفتم: «تو را برای نماز جماعت به اداره‌ها نفرستاده‌اند؛ برو تحقیق کن، آیات را مدرن تحلیل کن.»

نکته کلیدی: وظیفه اصلی علما، تحقیق علمی است، نه صرف تبلیغ؛ حوزه‌ها باید آزمایشگاه‌های علمی شوند.

نقد روان‌شناسی غربی نیز در درس‌گفتارهایم جای داشت. باور دارم معرفت اسلامی، در فهم روح و روان، عمقی دارد که علوم غربی از آن بی‌بهره‌اند. این سخن را با اطمینان می‌گویم، نه از سر تعصب، بلکه از تجربه سال‌ها تأمل در قرآن و حکمت اسلامی.

بخش ششم: قانون‌مندی حوزه‌های علمی

یکی از آرزوهایم، تدوین قانون اساسی برای حوزه‌های علمی بود. روزی به شاگردانم گفتم: «ما بی‌قانون زندگی می‌کنیم. هر کس هر چه دلش خواست می‌کند.» این بی‌نظمی، مانع پیشرفت علم دینی است. حوزه‌ها باید ساختارمند شوند، تا علما به تحقیق بپردازند و مردم هم در تبلیغ دین شریک شوند.

نکته کلیدی: حوزه‌های علمی نیازمند قانون اساسی و ساختار منظم برای پیشرفت علمی هستند.

یادم می‌آید در جوانی، طلبه‌ای را دیدم که برای لقمه‌ای نان، به اداره‌ای برای اقامه نماز فرستاده شده بود. با خود گفتم: «این کار ما نیست. ما باید تحقیق کنیم، نه دنبال نخود سیاه برویم.» این حسرت، هنوز در دلم زنده است.

جمع‌بندی: دعوتی به تأمل و تحول

این خاطرات، گویی آیینه‌ای است که سال‌های عمرم را در آن می‌بینم. از یتیمی‌ام که مرا به فروتنی آموخت، تا تأملاتم در آیات قرآن کریم که راهم را روشن کرد. از نقد علم دینی که دلم را به درد آورد، تا آرزویم برای احیای تحقیقات علمی که هنوز در سینه‌ام می‌تپد. این گفتگوهای صمیمی، دعوتی است به شما، خواننده عزیز، تا در حقیقت وجود، رحمت الهی و مسئولیتمان در برابر علم و دین تأمل کنید. باشد که این کلمات، چون بذری در دلتان ریشه کند و به درختی پربار بدل شود.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)