متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره (جلسه ۶۲۵)
مقدمه
این مجموعه، روایتهایی است از روزگارانی که در حوزههای علمیه گذراندم؛ خاطراتی که گاه در درسگفتارهایم بهصورت گذرا به آنها اشاره کردهام. اکنون، این فرصت فراهم آمده تا آنها را با دقتی بیشتر و از دریچهای شخصیتر بازگو کنم. این خاطرات، نهتنها شرح تجربههای علمی و معنوی من در مسیر طلبگی است، بلکه تأملاتی است بر چالشهای علم دینی، فقه، ادبیات حوزوی و مسائل اجتماعی که حوزههای علمیه با آنها دستبهگریباناند. آنچه پیش روی شماست، تلاشی است برای به تصویر کشیدن جهانی که در آن زیست کردهام؛ جهانی پر از شور مطالعه، تأمل در آیات الهی و دغدغه برای حفظ اصالت علم دینی.
بخش اول: ادبیات حوزوی، پایهای برای فهم عمیق
به یاد دارم روزهایی را که در حوزه، ساعتها غرق در مطالعه متون ادبی بودیم. سیوطی، یکی از آن متون گرانسنگ، چنان عمقی داشت که هر خط آن، یک ساعت و نیم از وقت ما را به خود اختصاص میداد. باور میکنید؟ یک خط! اما همین یک خط، دریچهای بود به سوی فهم دقیقتر متون فقهی و قرآنی. سیوطی، با آن پیچیدگیهای زبانی، ذهن ما را صیقل میداد و مهارتهای تحلیلیمان را تقویت میکرد. این روش مطالعه، که گاه به نظر طاقتفرسا میآمد، در حقیقت بنای استواری بود برای ورود به دنیای فقه و اصول.
سیوطی، در مقایسه با متونی چون کفایه و لمعه، از نظر زبانی سنگینتر بود. کفایه، که متنی اصولی است، و لمعه، که اثری فقهی از شهید اول است، هرکدام چالشهای خود را داشتند. اما لمعه، با آن جامعیت و دقت، گویی از سیوطی و کفایه نیز دشوارتر بود. این دشواری، نهتنها به دلیل زبان عربی فشردهاش، بلکه به سبب عمق تحلیلی آن بود. لمعه، متنی است که اگر کسی بهراستی بر آن مسلط شود، میتواند ادعای اجتهاد کند؛ یعنی توانایی استنباط احکام شرعی از منابع معتبر را داشته باشد.
بخش دوم: نقدی بر سطحینگری در مطالعه متون حوزوی
با تأسف باید بگویم که در برخی حوزهها، مطالعه لمعه به سطحینگری گرفتار شده است. طلاب، گاه با خواندن ترجمههای فارسی یا مطالعهای شتابزده، ادعای تسلط بر این متن را دارند. به یاد دارم که برخی با افتخار میگفتند: «ما در لمعه نمره هجده یا نوزده گرفتهایم!» اما وقتی پای امتحان واقعی به میان میآمد، معلوم میشد که این نمرات، تنها پوستهای از فهم ظاهری است. لمعه، متنی نیست که بتوان آن را در شش ماه «قورت داد». متن عربیاش، با آن پیچیدگیهای زبانی و فقهی، گلوگیر است و نیازمند تأملی عمیق و درازمدت.
شرحهای چندجلدی لمعه، که گاه توسط علمای بزرگ نوشته شدهاند، نیز از این آفت در امان نماندهاند. این شرحها، بهجای حل مسائل پیچیده فقهی، گاه به حاشیهپردازی پرداخته و از اصل موضوع دور شدهاند. این سادهسازیها، بهویژه در مباحث دشوار، نشاندهنده ضعفی در رویکرد برخی از شارحان است. لمعه، اثری است که با خون و جان شهید اول نوشته شده و فهم آن، نیازمند تسلط بر ادبیات عرب و اصول فقه است.
بخش سوم: چالشهای علمی و اجتماعی حوزههای علمیه
یکی از دغدغههای همیشگیام، وضعیت علمی حوزههای علمیه بوده است. به یاد دارم که بارها هشدار میدادم: «حوزهها از نظر علمی در حال انقراضاند.» این سخن، نه از سر ناامیدی، بلکه از سر دلسوزی بود. متأسفانه، برخی حوزهها بهجای تمرکز بر تولید علم دینی، گرفتار تشریفات و ظواهر شدهاند. تصاویر و تبلیغات پرزرقوبرق، جای پژوهشهای عمیق را گرفته و این، خطری بزرگ برای آینده علم دینی است.
یکی از مشکلات اساسی، کمبود اساتید متخصص برای متون کلیدی مانند لمعه است. روزگاری، اساتیدی بودند که با تسلط کامل، این متون را تدریس میکردند، اما امروز، یافتن چنین اساتیدی دشوار شده است. این فقدان، مطالعه متون سنگین را برای طلاب به چالشی بزرگ تبدیل کرده است. افزون بر این، مشکلات معیشتی طلاب نیز مانعی جدی است. به یاد دارم که بسیاری از طلاب، به دلیل دغدغههای اقتصادی، نمیتوانستند تمرکز لازم را برای مطالعه متون دشوار داشته باشند.
بخش چهارم: اهمیت تجوید در قرائت قرآن
یکی از خاطراتی که همیشه در ذهنم مانده، درسهای تجویدی است که از استادم آموختم. او با روشی خلاقانه، احکام تجوید را به ما یاد میداد. به یاد دارم که برای آموزش مد لین، از مثالهایی ملموس مانند «زالو» استفاده میکرد تا این مفهوم در ذهنمان جا بیفتد. مد لین، که در آیاتی مانند «ﯾَﻮْمَ اﻟﺪِّﯾﻦِ» (مالک یومالدین) کاربرد دارد، از احکام مهم تجوید است که رعایت آن، بر صحت قرائت قرآن و حتی نماز تأثیر میگذارد.
اما نکتهای که همیشه بر آن تأکید داشتم، اعتدال در آموزش تجوید بود. سختگیری بیشازحد، گاه مردم را از عبادت دور میکند. اگر قرائت قرآن، معنای آیه را تغییر ندهد، اشکالی ندارد. به یاد دارم که میگفتم: «مردم را با این سختگیریها اذیت نکنید. بگذارید با خدا به زبان خودشان سخن بگویند.» این اعتدال، هم در آموزش تجوید و هم در تبلیغ دین، ضروری است.
بخش پنجم: تأملاتی بر آیات قرآنی و پاسخ به شبهات
یکی از آیاتی که در درسگفتارهایم بسیار به آن پرداختهام، آیهای از سوره بقره است:
وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ
(قرآن کریم، بقره: ۸۹). این آیه، به رفتار دوگانه برخی از اهل کتاب اشاره دارد که با وجود شناخت حقیقت، آن را انکار کردند. ترجمهاش چنین است: «وقتی کتابی از جانب خدا برایشان آمد که با آنچه نزدشان بود تصدیقکننده بود و پیشتر بر کافران استفتاح میکردند، هنگامی که آنچه شناختند برایشان آمد، به آن کفر ورزیدند، پس لعنت خدا بر کافران باد.»
برخی این آیه را به خشونت متهم میکنند و میگویند چرا قرآن بهجای استدلال، به لعن متوسل شده است. اما من همیشه پاسخ میدادم که لعن در قرآن، به معنای طرد از رحمت الهی است، نه خشونت فیزیکی. این آیه، به کفر آگاهانه اشاره دارد؛ کسانی که حقیقت را میشناسند، اما به دلایل دنیوی، آن را انکار میکنند. این کفر آگاهانه، ریشه بسیاری از فتنههای اجتماعی است.
بخش ششم: نقدی بر روشهای تبلیغ دین
یکی از نگرانیهایم، روشهای نادرست تبلیغ دین بود. به یاد دارم که بارها هشدار میدادم برخی برنامههای ظاهراً مذهبی، که گاه در رسانههای مدرن پخش میشوند، با اهداف ضددینی طراحی شدهاند. این برنامهها، با ظاهری فریبنده، به تخریب دین میپردازند. حوزههای علمیه باید هوشیار باشند و به شبهات مدرن، مانند اتهام خشونت به قرآن، با استدلالهای منطقی پاسخ دهند. بحثهای غیرضروری، مانند حدوث و قدم عالم، جایی در این میدان ندارند.
بخش هفتم: کفر آگاهانه و نقش مستضعفین
در طول تاریخ، فتنههای اجتماعی اغلب توسط آگاهانی رقم خورده که حقیقت را میشناختند، اما به دلایل سیاسی یا اقتصادی، آن را انکار کردند. به یاد دارم که در درسگفتارهایم، این گروه را خطرناکترین عامل مشکلات اجتماعی میدانستم. در مقابل، مستضعفین، که اکثریت جامعه را تشکیل میدهند، به دلیل ناآگاهی، گاه ابزار دست این آگاهان فتنهگر میشوند. قرآن کریم، مستضعفین را کسانی میداند که از حقیقت دور ماندهاند و نیازمند هدایتاند.
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، روایتی است از زیستن در جهانی پر از تأملات علمی، معنوی و اجتماعی. از روزهایی که ساعتها با سیوطی و لمعه کلنجار میرفتم تا لحظاتی که در برابر شبهات مدرن از حقیقت قرآن دفاع میکردم، همه و همه بخشی از مسیری است که در حوزههای علمیه پیمودم. دغدغهام همواره حفظ اصالت علم دینی، بازگشت به روشهای دقیق سنتی و پاسخگویی به چالشهای زمانه بوده است. امیدوارم این خاطرات، نهتنها تصویری از گذشتهام، بلکه دعوتی باشد به تأمل در آینده علم دینی و نقش حوزهها در جهان امروز.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!