متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه (696)
مقدمه
سالهایی را که در محضر شاگردان و در خلوت تأملات خویش، از ژرفای وجود انسان و اسرار هستی سخن میگفتم. این گفتگوها، که گاه در درسگفتارهایم بهصورت گذرا بیان شدهاند، اکنون فرصتی یافتهاند تا با دقتی بیشتر و در قالب خاطراتی صمیمی بازگو شوند. آنچه در این مجموعه میخوانید، تأملاتی است که از دل تجربههای علمی، عرفانی و فقهیام برخاسته و با نگاهی به مسائل روز علم دینی و نیازهای جامعه اسلامی نگاشته شده است. این خاطرات، آیینهای از عمق دانش و تعهدی است که همواره در پی آن بودهام تا حقیقت را در وجود خویش و دیگران جلا دهم.
بخش اول: حب و بغض، ریشههای وجودی انسان
روزی در جمع طلاب، از تأثیر عمیق حب و بغض بر قلب انسان سخن گفتم. قلب آدمی مانند ظرفی است که اگر لحظهای با دوستی یا دشمنی رنگ گیرد، آن رنگ بهسادگی پاک نمیشود. گویی حب و بغض، چون کندهکاری بر سنگ، در وجود انسان حک میشوند. اگر با کسی لحظهای دشمنی کنی، بغض او در دلت ریشه میدواند و اگر دوستیاش کنی، محبتش در جانت جا میگیرد. این دو، نه بهآسانی محو میشوند و نه با توبه ظاهری از بین میروند. انسان با همین حالات نفسانیاش محشور میشود، چنانکه قرآن کریم میفرماید:
وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يُصْرَفُونَ إِلَىٰ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ
و کسانی که کافر شدند، به سوی آنچه انجام دادهاند بازگردانده میشوند. (سوره زلزال، آیه ۷)
این آیه مرا به تأمل وامیداشت که چگونه حالات درونی ما، از محبت تا کینه، در سرنوشت ابدیمان نقش میبندد. به طلاب میگفتم که باید قلب را از بغض پاک نگه داشت، چرا که بغض چون زخمی است که بهسختی التیام مییابد. این سخن نهتنها از منظر عرفانی، بلکه در ساحت علمی و اخلاقی نیز راهگشاست، زیرا قلب پاک، بستری برای رشد معنوی و فهم عمیقتر حقیقت است.
بخش دوم: خدا، ستار و مضمحل عیوب
در یکی از درسگفتارها، به صفت ستار العیوب خداوند تأمل کردم. به شاگردانم گفتم: خداوند نهتنها عیوب ما را از چشم دیگران پنهان میکند، بلکه گاه از خودمان نیز. اما پرسشی عمیق ذهنم را مشغول میکرد: آیا این پنهانسازی مطلق است یا مقید؟ اگر خداوند عیوب را حتی از خودمان پنهان کند، چگونه با علم کامل او سازگار است؟ قرآن کریم میفرماید:
وَلَا يُعَذِّبُهُمْ عَنْ عِلْمِهِ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ
و او به اندازه ذرهای بدون علم خود عذاب نمیکند. (سوره سبأ، آیه ۳)
این پرسش، مرا به سوی صفت دیگری از خداوند هدایت کرد: مضمحل العیوب، یعنی زداینده عیوب. خداوند نهتنها عیوب را میپوشاند، بلکه میتواند آنها را از وجود انسان محو کند. اما این محو کردن، به معنای پاکسازی کامل نیست، بلکه نیازمند مراقبت ما از قلب خویش است. به شاگردانم تأکید میکردم که پیشگیری از عیوب نفسانی، آسانتر از پاکسازی آنهاست. چنانکه قرآن کریم میفرماید:
إِنَّ ٱللَّهَ يَعْفُو عَن كَثِيرٍ
همانا خداوند از بسیاری [گناهان] درمیگذرد. (سوره شوری، آیه ۳۴)
این آیه، مرا به این باور رساند که رحمت الهی بیکران است، اما ما نیز باید با خودسازی، راه را برای این رحمت هموار کنیم.
بخش سوم: انسان، آینه هستی
در یکی از جلسات، از انسان بهعنوان آینهای از کل هستی سخن گفتم. در وجود انسان، همهچیز نهفته است: گناه و توبه، شکل و قامت، محبت و بغض. این ظرفیت بینهایت انسان، او را به خلیفهالله تبدیل میکند. اگر انسان در وجود خویش تأمل کند، میتواند همه هستی را در خود ببیند. به شاگردانم میگفتم که اولیاء خدا، با ورود به ساحت وجودی، از موانع مادی عبور میکنند و به شهود حقیقت نائل میشوند. گویی در آن ساحت، نه دیواری است، نه پلهای، و نه مانعی. این تأمل، مرا به عمق وحدت وجودی میبرد، جایی که تمایزات مادی محو میشوند و حقیقت یکپارچه رخ مینماید.
بخش چهارم: خطر انحراف در علم
روزی که از خطر انحراف در مباحث علمی سخن گفتم. در یکی از درسها، به طلاب هشدار دادم که شعر، با همه زیباییاش، میتواند ذهن را از استدلال علمی منحرف کند. قافیه و ریتم شعر، گاه چنان دل را میرباید که عقل از مسیر منطق دور میافتد. به شاگردانم گفتم: «در بحث علمی، شعر خواندن جرم است!» و با خنده مثالی زدم: قاضیای که باید بر اساس پرونده قضاوت کند، اگر حواسش به چادر متهم پرت شود، چگونه میتواند عادل بماند؟ شعر در علم، مانند همان چادر است که ذهن را از حقیقت دور میکند. به آنها توصیه کردم که شعر را به باغ و طبیعت ببرند، جایی که ترنم آن روح را جلا میدهد، نه به محفل علم که نیاز به تیغ استدلال دارد.
بخش پنجم: تعبد و تخلق، برتر از فلسفه
در گفتگویی با طلاب، از یکی از عالمان بزرگ یاد کردم که تعبد و تخلق او را بر فلسفهاش ترجیح میدادم. فلسفه، با همه عمقش، اگر به عمل و اخلاق نیانجامد، ناقص است. به شاگردانم میگفتم که سجاده و عبادت، گاه از تأملات نظری عمیقترند. این سخن، نه به معنای نفی فلسفه، بلکه به تأکید بر ضرورت پیوند علم و عمل بود. علم دینی باید در خدمت تهذیب نفس و اصلاح جامعه باشد، وگرنه در حد الفاظ باقی میماند.
بخش ششم: چالش بقای علم دینی
در یکی از جلسات، از دغدغهام برای بقای علم دینی سخن گفتم. طلاب، که اغلب از روستاها و با پشتوانه ایمان پدران و مادرانشان به حوزه میآیند، سرمایههای این علماند. اما فرزندان آنها کمتر راه پدر را ادامه میدهند. گویی علم دینی مانند رودی است که بدون بارانهای تازه، خشک میشود. به طلاب میگفتم: «اگر این ورودیهای تازه نباشد، علم دینی به انقراض میرسد.» این تمثیل، مرا به تأمل در ضرورت پویایی و تجدید نسل در حوزهها وامیداشت.
بخش هفتم: ضرورت اصلاح ادبیات و فلسفه
روزی که از نیاز به اصلاح ادبیات و فلسفه در علم دینی سخن گفتم. به شاگردانم تأکید میکردم که بدون ادبیات قوی، فقه و اصول ناقص میمانند. ادبیات، نهتنها صرف و نحو، بلکه مادهشناسی، اشتقاق و دلالتهای معنایی است. متأسفانه، در طول قرنها، ما در شکلشناسی متوقف شدهایم و به معناشناسی نپرداختهایم. به آنها میگفتم: «تا ندانیم الف یعنی چه، ب یعنی چه، چگونه میتوانیم حقیقت را فهم کنیم؟» این نقصان، مانند موتوری است که با روغن اضافی، بهجای حرکت، دود میکند. فرهنگ ادبی ما نیاز به پویایی دارد، وگرنه در خفقان شکلگرایی گرفتار میماند.
بخش هشتم: نقش علوم انسانی در علم دینی
در یکی از درسها، از ضرورت آگاهی به علوم انسانی سخن گفتم. به طلاب میگفتم که فقيه بدون روانشناسی و جامعهشناسی، نمیتواند به نیازهای جامعه پاسخ دهد. فقه، اگر از شناخت انسان و جامعه بیبهره باشد، در حد الفاظ باقی میماند. به آنها تأکید میکردم که پیش از فقه و اصول، باید ادبیات کلامی و علوم انسانی را آموخت. این سخن، از دغدغهام برای پیوند علم دینی با نیازهای روز جامعه برمیخاست.
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، که از دل درسگفتارهایم برخاستهاند، تلاشی است برای بازتاب تأملاتم در باب علم دینی، خودسازی و اصلاح جامعه. از حب و بغض که ریشههای وجودی انساناند، تا صفت ستار و مضمحل العیوب خداوند، از انسان بهعنوان آینه هستی تا ضرورت اصلاح ادبیات و فلسفه، همه و همه دعوتی است به تأمل در حقیقت و پویایی علم دینی. این خاطرات، نهتنها شرح گذشته، بلکه راهنمایی برای آیندهاند. امیدوارم این کلمات، چون بذری در قلب خوانندگان کاشته شود و به بار معرفت و عمل نشیند.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!