متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه 797
مقدمه
این مجموعه، بازنویسی خاطرات و تأملات من است که در خلال درسگفتارهایم بهصورت گذرا بیان شدهاند. این گفتارها، نهتنها شرح تجربههای شخصی من در مسیر طلبگی و علمآموزی است، بلکه دعوتی است به بازاندیشی در نقش حوزههای علمیه در جهان امروز. در این گفتگوها، با دلی پر از دغدغه و امیدی راسخ به آینده، از ضرورت تحول در حوزهها، تولید علم دینی محکم و مستند، و حضور تأثیرگذار در مجامع جهانی سخن گفتهام. هر بخش از این خاطرات، دریچهای است به سوی تأمل در مسئولیت عالمان دینی و رسالت حوزهها در احیای اقتدار علمی و معنوی اسلام.
بخش اول: ضرورت تحول در حوزههای علمیه
زمانی در حوزههای علمیه، با شوق و اشتیاق به دنبال حقیقت بودم. اما همیشه این پرسش در ذهنم بود: چرا علوم دینی ما در جهان خریدار ندارد؟ چرا حوزههای ما نمیتوانند در دانشگاهها، رسانهها، و حتی فضای مجازی جهانی حرفی برای گفتن داشته باشند؟ این دغدغه از همان روزهای جوانی با من بود. بارها از خود پرسیدهام که چرا به جای تولید دانشی که جهان را تکان دهد، به فعالیتهای محلی و محدود بسنده کردهایم؟ حوزههای علمیه باید مرکزی برای تولید علم دینی مدرن و کاربردی باشند، علمی که نهتنها در محافل داخلی، بلکه در مجامع جهانی نیز پذیرفته شود. این آرزوی من است که روزی حوزههای ما به جای انزوای علمی، به مرجعی برای دانش جهانی تبدیل شوند.
در یکی از جلسات درس، با حسرتی عمیق از فقدان ارتباط حوزهها با جهان سخن گفتم. ما از سمینارها، کنفرانسها، و مباحثات علمی جهانی محروم ماندهایم. این انزوا، حوزهها را از وسعت علمی که خداوند در قرآن کریم وعده داده محروم کرده است:
وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۲۶۸: و خدا گشایشگر داناست). این آیه به من آموخت که علم دینی باید وسیع و فراگیر باشد، نه بسته و محدود. ما باید با تولید دانش محکم و مستند، در جهان عرض اندام کنیم.
بخش دوم: نقد فعالیتهای رسانهای و استقلال دینی
یکی از خاطرات تلخی که هنوز در ذهنم زنده است، مشاهده شبکههای ماهوارهای است که به نام دین سخن میگویند، اما در حقیقت، وابسته به قدرتهای خارجیاند. این شبکهها نه از شیعه دفاع میکنند و نه از سنت؛ تنها مزخرفات ارباب زمینی یا زیرزمینی خود را تکرار میکنند. این تجربه به من آموخت که رسانههای دینی باید مستقل باشند، با تکیه بر منابع اصیل اسلامی و بدون وابستگی به قدرتهای خارجی. یک اتاق کوچک و یک دستگاه ساده کافی است تا پیام دین را به گوش جهانیان برسانیم، اما این پیام باید از خدا، پیامبر، و قرآن سخن بگوید، نه از اربابهای زمینی.
این دغدغه مرا به تأمل در نقش حوزهها در فضای مجازی و رسانههای جهانی کشاند. چرا عالمان ما نمیتوانند در اینترنت یا شبکههای اجتماعی حرفی جهانی بزنند؟ این پرسش، مرا به ضرورت توسعه ربوبی و ولایی حوزهها سوق داد؛ توسعهای که نه به قدرتهای زمینی، بلکه به اقتدار الهی متکی باشد.
بخش سوم: وحدت اسلامی و نقد نگاه به اهل سنت
در جلسات درس، بارها از ضرورت وحدت اسلامی سخن گفتهام. اکثریت اهل سنت، برادران دینی ما و مستضعفاند. نباید با آنها دشمنی کرد. برخی عالمان مزدور، با تحریک اختلافات، ما را از این برادری دور میکنند. نسل جدید اهل سنت، تحصیلکرده و به دور از خرافات گذشتهاند. آنها به محبت، اخلاق، و ادب گرایش دارند. این تحول مرا امیدوار کرد که حوزههای ما میتوانند با رویکردی عقلانی و محبتآمیز، به تقویت وحدت اسلامی کمک کنند.
بخش چهارم: حکمت، صدق، و استناد در علم دینی
یکی از درسهای بزرگی که در مسیر طلبگی آموختم، تعریف حکمت و صدق است. حکمت، سخنی است محکم، منطقی، و همراه با عمل. صدق، نتیجه ترکیب استحکام و استناد است. در درسگفتارهایم، علم محکم را به خانهای با سند تشبیه کردم. خانهای بدون سند، هرچند زیبا باشد، ارزش عمومی ندارد. علم دینی نیز باید محکم و مستند باشد تا صادق شمرده شود. این اصل مرا به نقد اعتقادات خیالی و ظنی سوق داد. اعتقاداتی که فاقد حکمت و استناد باشند، در برابر شبهات فرومیریزند.
بارها از روایات غیرمستند انتقاد کردم. پذیرش روایات بدون بررسی و درایت، به انسداد علمی منجر میشود. حوزهها باید به جای انسداد، به تولید علم محکم و مستند بپردازند. این قانون اساسی حوزههای شیعه است: سخنان محکم و مستند که به صدق منجر شوند.
بخش پنجم: نقد کمیگرایی و ضرورت کیفیت در حوزهها
روزی در یکی از جلسات، از ایده حضور عالم در هر روستا انتقاد کردم. این کمیگرایی، عالمان را به مترسکهایی بیاثر تبدیل میکند. کیفیت علم دینی مهمتر از کمیت است. حوزهها باید عالمانی متخصص در فلسفه، فقه، جامعهشناسی، و روانشناسی تربیت کنند. این تجربه مرا به این باور رساند که سیاستمداری دینی نیز نیازمند دانش عمیق است. سیاستمدار دینی باید فیلسوف، جامعهشناس، و فقیه باشد تا بتواند به اقتدار علمی و سیاسی دست یابد.
بخش ششم: قرآن، کتابی فوق مدرن
یکی از عمیقترین باورهای من، جامعیت علمی قرآن کریم است. قرآن، کتابی فوق مدرن است که میتواند مبنای تولید علوم پایه باشد. در درسگفتارهایم، از ضرورت بهرهگیری از قرآن برای تولید دانش سخن گفتم. حوزهها باید علوم پایه را بر اساس قرآن تولید کنند و با دانشگاهها و جهان همکاری کنند. این همکاری دوجانبه، به رفع عقبماندگیهای علمی و تقویت اقتدار دینی کمک میکند.
از مشکلات روانی در کشورهای غربی انتقاد کردم. این مشکلات نتیجه دوری از علوم قرآنی و معنوی است. آیات و ادعیه قرآنی میتوانند در درمان بیماریهای روانی مؤثر باشند. حوزهها باید با ایجاد مراکز درمانی قرآنی، به درمان بیماران در سراسر جهان کمک کنند. این آرزوی من است که روزی بیماران از سراسر جهان به این مراکز مراجعه کنند و حوزهها به مرجعی برای درمان و علم تبدیل شوند.
بخش هفتم: عزت و نجابت عالمان دینی
روزهایی که عالمان دینی، با وجود فقر و سختی، با عزت و نجابت زندگی میکردند. خاطرهای از عالمانی که با ترس و احتیاط برای خواندن قرآن در اماکنی خاص میرفتند، هنوز در ذهنم زنده است. آنها با وجود فقر، آبرو و شأن خود را حفظ کردند. این نجابت، مرا به این باور رساند که عالمان دینی باید با حفظ عزت، به خدمت دین و جامعه بپردازند. انقلاب اسلامی و خون شهدا، روحیه خودباوری را در حوزهها تقویت کرد و امروز، چهرههای درخشانی در میان عالمان میبینیم.
بخش هشتم: بازتعریف نقش عالم دینی
یکی از دردناکترین مشاهدات من، تعریف محدود عالم دینی به عنوان روضهخوان Hawkins یا امام جماعت است. در درسگفتارهایم، بارها تأکید کردم که شأن عالم، تولید دانش و تأثیرگذاری علمی است، نه فعالیتهای محلی. عالم باید دانشمند، حکیم، و روانشناس باشد. با استناد به آیه
وَلَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ (قرآن کریم، سوره احزاب، آیه ۲۱: و برای شما در رسول خدا سرمشقی نیکوست)، عالمان باید از سیره پیامبر (ص) الگو گیرند و دانشی محکم و مستند تولید کنند.
عالمانی مانند مرحوم الهی قمشهای و شعرانی که در حد فلاسفه بزرگ بودند، اما محدودیتهای تاریخی مانع از معرفی آنها شد. حوزهها باید با بازشناسی این عالمان و انتشار آثارشان، به اقتدار علمی شیعه کمک کنند.
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، بازتاب دغدغههای من برای احیای اقتدار علمی و معنوی حوزههای علمیه است. از ضرورت تولید علم محکم و مستند تا حضور فعال در مجامع جهانی، این خاطرات دعوتی است به بازسازی نظام آموزشی حوزهها. با الهام از قرآن کریم و سیره ائمه (ع)، حوزهها باید به مراکز تولید دانش تخصصی و درمانی تبدیل شوند. این آرزوی من است که روزی حوزههای ما نهتنها در ایران، بلکه در جهان به عنوان مرجعی علمی و معنوی شناخته شوند.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!