گفتگوهای صمیمی 818

متن تحقیق

 

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه 818

مقدمه

در درس‌گفتارهایم، همواره کوشیده‌ام تا با نگاهی عمیق و انتقادی، جایگاه قرآن کریم و علوم اسلامی را در حوزه‌های علمی و جامعه بررسی کنم. این گفتارها، که بخشی از آن‌ها در جلسه 818 به ثبت رسیده، نه‌تنها بازتاب تأملاتم در این حوزه‌هاست، بلکه ریشه در تجربیات شخصی و مشاهداتم از چالش‌های فرهنگی و علمی دارد. من در این گفتگوها، از دغدغه‌هایم درباره انزوای علوم دینی و مهجوریت قرآن سخن گفته‌ام و بر ضرورت بازسازی رابطه‌ای پویا و عملیاتی با این کتاب آسمانی تأکید کرده‌ام. آنچه در ادامه می‌آید، بازنویسی این درس‌گفتار به‌صورت خاطره‌ای صمیمی است که تلاش دارد شما را به دنیای تأملاتم ببرد، گویی خود در آن لحظه‌ها حضور دارید.

بخش اول: انزوای علوم اسلامی و مهجوریت قرآن

در کودکی، در میان طلاب و عالمان، شاهد بودم چگونه قرآن کریم، این کتاب آسمانی و هدایتگر، در گوشه‌ای از زندگی علمی و اجتماعی ما به فراموشی سپرده شده بود. در آن سال‌ها، تحت تأثیر عوامل تاریخی و سیاسی، علوم اسلامی به‌تدریج از رونق افتادند. دوران غیبت و فترت خلفا و شاهان، حوزه‌های علمی را به انزوا کشاند و این انزوا، دامن‌گیر قرآن نیز شد. جریان اخباری‌گری، که در میان شیعیان رواج یافت، با تأکید بر عدم فهم‌پذیری قرآن برای غیرمعصومان و ممنوعیت تفسیر آن، فاصله‌ای عمیق میان جامعه و این کتاب الهی ایجاد کرد.

این باور که «قرآن را نباید تفسیر کرد» یا «تفسیر آن معصیت است»، چنان در میان برخی عالمان ریشه دوانده بود که حتی خواندن قرآن برایشان دشوار شده بود. در سن 10 یا 12 سالگی، با تبحری که در قرائت و تجوید قرآن داشتم، شاگردانی داشتم که برخی از آن‌ها طلابی بیش از 40 سال سن داشتند. اما آن‌ها جرئت نمی‌کردند قرآن بخوانند، چرا که از اشتباه در قرائت می‌ترسیدند. این ترس، ریشه در همان باورهای نادرست داشت که قرآن را از دسترس عالمان دور کرده بود.

نکته کلیدی: انزوای علوم اسلامی و مهجوریت قرآن، نتیجه عوامل تاریخی و باورهای نادرست اخباری‌گری بود که فهم و قرائت قرآن را برای عالمان و جامعه دشوار ساخت.

بخش دوم: چالش‌های قرائت و فهم قرآن

پیش از انقلاب، نه‌تنها در حوزه‌ها، بلکه در میان معلمان و اساتید دانشگاه نیز، خواندن صحیح قرآن چالش بزرگی بود. گویی قرآن، این کتاب هدایت، در میان عامه مردم و حتی تحصیل‌کردگان، به حاشیه رانده شده بود. حتی برخی از عالمان برجسته، که رساله‌های فقهی می‌نوشتند، از نزدیک شدن به قرآن برای استخاره اکراه داشتند. یکی از بزرگان را که وقتی از او خواستند با قرآن استخاره کند، گفت: «من قرآن را نمی‌فهمم» و به‌جای آن، تسبیح را برای استخاره به دست گرفت.

این دوری از قرآن، تنها به قرائت محدود نمی‌شد. برخی از اساتیدم، که از عالمان بزرگ بودند، در خواندن ساده‌ترین سوره‌ها دچار تردید می‌شدند. مثلاً نمی‌دانستند «کفواً أحد» درست است یا «کفو أحد». این ضعف، نه از بی‌توجهی شخصی، بلکه از نظام آموزشی‌ای نشئت می‌گرفت که قرآن را به حاشیه رانده بود. من همواره بر این باور بوده‌ام که آموزش دقیق قرائت و تجوید قرآن باید در قلب نظام آموزشی حوزه‌ها قرار گیرد تا این کتاب آسمانی جایگاه واقعی خود را باز یابد.

نکته کلیدی: ضعف در آموزش قرائت و تجوید قرآن در حوزه‌ها و جامعه، به دوری از این کتاب الهی منجر شد و ضرورت بازنگری در نظام آموزشی را برجسته می‌کند.

بخش سوم: قرآن، کتابی اجتماعی و جهانی

من همیشه به شاگردانم گفته‌ام که قرآن، کتابی صرفاً مذهبی برای متقین نیست؛ بلکه کتابی اجتماعی، فکری و جهانی است که برای هدایت همه ناس نازل شده است. قرآن کریم می‌فرماید:


شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ

«ماه رمضان، ماهی که در آن قرآن برای هدایت مردم و نشانه‌های روشن از هدایت و جدایی [حق از باطل] نازل شد.»

این آیه نشان می‌دهد که قرآن، نه‌تنها برای مؤمنان، بلکه برای همه انسان‌ها هدیه‌ای الهی است. در ایام تبلیغ پیش از انقلاب، به مردم می‌گفتم: «شما 11 ماه سال دنبال دنیا هستید و در ماه رمضان به سوی خدا می‌آیید، اما ما 11 ماه دنبال خدا هستیم و در رمضان به سوی شما می‌آییم!» این سخن، طنزی تلخ بود که نشان‌دهنده تأثیر عمیق ماه رمضان بر رفتارهای اجتماعی بود. در این ماه، حتی کسانی که در طول سال از معنویت دور بودند، به سوی توبه و استغفار می‌آمدند. این قدرت قرآن است که در ماه رمضان، همه ناس را به سوی هدایت می‌کشاند.

نکته کلیدی: قرآن کریم، کتابی اجتماعی و جهانی است که برای هدایت همه انسان‌ها نازل شده و در ماه رمضان، این هدایت به‌صورت ملموس در رفتارهای اجتماعی نمایان می‌شود.

بخش چهارم: نقد نظام آموزشی و تأکید بر فهم قرآن

در جوانی، از نظام آموزشی حوزه‌ها دل‌نگران بودم. ذهن طلاب را مانند گونی پر از محفوظات می‌کردند، بدون اینکه به تولید علم و اندیشه توجه کنند. من همیشه به شاگردانم می‌گفتم: «کم بخوانید، اما خوب فکر کنید. ذهن را با محفوظات پر نکنید، بلکه با اراده و اندیشه آن را بارور کنید.» علم واقعی، علمی است که با اراده و درایت همراه باشد، نه صرفاً حفظیات بی‌روح.

قرآن کریم باید به‌عنوان کتابی عملیاتی و آکادمیک مطالعه شود، نه کتابی فانتزی یا صرفاً ادبی. می‌گفتم: «قرآن باید زندگی ما را اداره کند، قدرت و ثروت تولید کند و مشکلات جامعه را حل نماید.» حفظ قرآن، اگرچه ارزشمند است، اما بدون فهم و درایت، گرهی از مشکلات ما باز نمی‌کند. من همیشه بر انس با قرآن تأکید داشتم، نه صرف حفظ آن. قرآن باید در روح و جان ما اثر بگذارد، گویی معلم زنده‌ای است که خود درس را در دلمان می‌نویسد.

نکته کلیدی: آموزش سنتی مبتنی بر محفوظات، ذهن را مهمل می‌کند؛ علم واقعی با اراده و درایت همراه است و قرآن باید به‌عنوان کتابی عملیاتی و آکادمیک مطالعه شود.

بخش پنجم: غیب و باطن اشیا در قرآن

یکی از عمیق‌ترین تأملاتم درباره قرآن، به مفهوم غیب بازمی‌گردد. قرآن کریم می‌فرماید:


ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ ۝ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ

«این کتاب که در [حقانیت] آن هیچ شکی نیست، مایه هدایت پرهیزگاران است، کسانی که به غیب ایمان دارند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آن‌ها روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند.»

من غیب را باطن اشیا می‌دانم. فهم غیب، یعنی درک باطن هستی و آیات الهی. این نگاه عرفانی و فلسفی، ما را به سوی ارتباط عمیق‌تر با قرآن هدایت می‌کند. به شاگردانم می‌گفتم: «قرآن را در خلوت شب بخوانید، با آن انس بگیرید، آن را بر قلب خود بگذارید و اجازه دهید در روحتان اثر کند.» این انس، راهی به سوی فهم باطن اشیاست.

نکته کلیدی: غیب در قرآن، باطن اشیاست و فهم آن نیازمند انس عمیق و عرفانی با این کتاب الهی است.

بخش ششم: خدا در قرآن، حقیقتی ایمانی

من همیشه بر این باور بوده‌ام که قرآن به دنبال اثبات وجود خدا نیست، بلکه خدا را به‌عنوان حقیقتی ادراکی و ایمانی معرفی می‌کند. در تمام قرآن، حتی یک آیه برای اثبات وجود خدا نمی‌یابید، چرا که خدا وصولی است، نه اثباتی. در درس‌گفتارهایم، از روش‌های منطقی سنتی انتقاد می‌کردم. کتاب‌هایی مانند حاشیه ملاعبدالله، هرچند ارزشمند، اما با تمرکز بر مفاهیم ذهنی، از فهم عملیاتی قرآن بازمانده‌اند. من به شاگردانم می‌گفتم: «خدا را باید با ایمان و انس با قرآن یافت، نه با استدلال‌های فلسفی.»

نکته کلیدی: قرآن خدا را به‌عنوان حقیقتی ایمانی و ادراکی معرفی می‌کند، نه موضوعی برای اثبات فلسفی.

بخش هفتم: نقش معصومان در هدایت

در درس‌گفتارهایم، بر نقش معصومان در هدایت به سوی خدا تأکید داشتم. وظیفه معصومان، نه اثبات وجود خدا، بلکه راهنمایی انسان‌ها به سوی اوست. آن‌ها چراغ‌های هدایت‌اند که ما را به حقیقت الهی می‌رسانند. من همیشه به شاگردانم می‌گفتم: «پیروی از معصومان، کلید فهم و عمل به قرآن است.» این باور، ریشه در نگاه عمیقم به نظام هدایت الهی دارد.

نکته کلیدی: معصومان، راهنمایان به سوی خدا هستند و پیروی از آن‌ها، کلید فهم و عمل به قرآن است.

جمع‌بندی

این گفتگوهای صمیمی، که ریشه در درس‌گفتارهایم دارند، تلاشی است برای بازسازی رابطه‌ای پویا و عمیق با قرآن کریم. من در این مسیر، از انزوای علوم اسلامی و مهجوریت قرآن سخن گفتم، از چالش‌های قرائت و فهم آن انتقاد کردم و بر ضرورت تبدیل قرآن به کتابی عملیاتی و آکادمیک تأکید نمودم. قرآن، کتابی برای همه ناس است، کتابی که می‌تواند زندگی ما را اداره کند، قدرت و ثروت تولید کند و مشکلات جامعه را حل نماید. انس با قرآن، فهم باطن اشیا و پیروی از معصومان، راه‌هایی هستند که ما را به سوی هدایت الهی می‌برند. امیدوارم این خاطرات، شما را به تأمل در ظرفیت‌های بی‌پایان قرآن کریم دعوت کند.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)