گفتگوهای صمیمی 825

متن تحقیق

 

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه (825)

مقدمه

این مجموعه، روایتی است از خاطراتی که گاه در درس‌گفتارهایم به‌صورت گذرا به آن‌ها اشاره کرده‌ام. اکنون، در این گفتگوهای صمیمی، می‌کوشم تا با زبانی ساده و از دل، تجربه‌ها و تأملاتم را با شما در میان بگذارم. آنچه پیش‌رو دارید، نه‌تنها بازتابی از زندگی و اندیشه‌های من است، بلکه تلاشی است برای پیوند معارف دینی با نیازهای زمانه، با تأکید بر عمق علمی، تعهد معنوی و تأثیرگذاری فرهنگی. در این بخش، از ضرورت تسلط علمی حوزه‌های دینی در مواجهه با جهان مدرن سخن می‌گویم و روش‌های سنتی تبلیغ را با نگاهی نقادانه بازمی‌کاورم.

بخش اول: ضرورت تسلط علمی در تبلیغ دین

جهان امروز، جهانی است که در آن گفت‌وگو با آیات و روایات به‌تنهایی کافی نیست. روزهایی که در حوزه‌ها، طلاب را چنان تربیت می‌کردند که گویی جهان در قم خلاصه شده است. اما وقتی پایمان را از قم بیرون می‌گذاریم، می‌بینیم که جهان مدرن، دانشمندانش و پرسش‌هایش در انتظار پاسخ‌هایی علمی و منطقی‌اند. یک بار در جلسه‌ای با جمعی از طلاب، گفتم: «اگر بخواهیم با دانشمندان جهان سخن بگوییم، باید زبان علم را بیاموزیم. بدون تسلط بر مباحث علمی، آیات و روایات ما در گوش آن‌ها طنینی ندارد.»

جهان امروز، تشنه استدلال‌های علمی است. اگر ما ابتدا با زبان علم سخن بگوییم، آن‌گاه آیات و روایاتمان گوارا و شیرین خواهد شد. اما اگر بی‌مقدمه، آیات را بر مخاطب تحمیل کنیم، مانند آن است که بخواهیم غذایی را به زور به کسی بخورانیم. تمثیلی که سال‌ها پیش برای طلاب گفتم: گوسفندی را تصور کنید که صاحبش پوست‌های هندوانه و خربزه را با نمک و دقت برایش آماده کرده بود. گوسفند می‌خورد، اما وقتی سیر شد، دیگر نمی‌توانست ادامه دهد. صاحبش اصرار داشت که بیشتر بخورد، اما این اصرار جز آزار نتیجه‌ای نداشت. تبلیغ دین هم همین‌گونه است. اگر بدون آماده‌سازی علمی، معارف دینی را به مخاطب عرضه کنیم، او را خسته و دلزده می‌کنیم.

نکته کلیدی: تسلط بر مباحث علمی، پیش‌نیاز تبلیغ مؤثر دین در جهان مدرن است. بدون این تسلط، استناد به آیات و روایات به مقاومت مخاطب منجر می‌شود.

نقد روش‌های سنتی تبلیغ

گاه برای تبلیغ به روستاها می‌رفتم. هنوز لباس طلبگی به تن نکرده بودم، اما شور تبلیغ در دلم بود. در یکی از این سفرها، در ماه رمضان، به روستایی رسیدم که برای مراسم ختم، ظهر روزه‌داری، سفره ناهار پهن کرده بودند. گفتند: «آقا، اگر ناهار ندهیم، آبرویمان می‌رود!» این صحنه برایم دردناک بود. نشان از ضعفی عمیق در آموزش احکام دینی داشت. مردم از احکام اولیه مانند غسل و روزه بی‌اطلاع بودند و این، نشانه‌ای بود از کاستی‌های نظام تبلیغ دینی.

این تجربه، مرا به فکر فرو برد. تبلیغ دین، تنها خواندن خطبه و ذکر مصیبت نیست. باید احکام را با دقت و به‌صورت علمی آموزش دهیم تا جهل دینی از میان برود. اگر تبلیغ ما به رفع نیازهای واقعی مردم منجر نشود، چه سودی دارد؟ باید ابتدا ذهن مخاطب را آماده کنیم، سپس معارف را به او عرضه کنیم.

نکته کلیدی: تبلیغ دینی باید مبتنی بر آموزش دقیق و علمی احکام باشد تا فرهنگ عامه، احکام را تحت‌الشعاع قرار ندهد.

بخش دوم: نقد نظام آموزشی و مالی حوزه‌ها

سال‌ها پیش، وقتی هنوز در ابتدای راه طلبگی بودم، فکر می‌کردم شهریه‌ای که به ما می‌دهند، پاداشی است برای درس خواندنمان. روزی با یکی از اساتید سخن گفتم و او گفت: «شهریه، حق توست، نه پاداش کار!» این سخن، مرا به تأمل واداشت. نظام مالی حوزه‌ها باید شفاف و عادلانه باشد. منابع مالی مانند خمس و زکات، باید با حساب دقیق توزیع شود تا طلاب بتوانند با فراغ بال به علم‌آموزی بپردازند.

اما مشکل تنها به نظام مالی محدود نمی‌شود. نظام آموزشی حوزه‌ها نیز نیازمند بازنگری است. در درس‌گفتارهایم بارها گفتم: «ما در حوزه‌ها، بیش از حد بر فقه سنتی تمرکز کرده‌ایم. اجاره، بیع، معاطات؛ این‌ها هزار سال است که تکرار می‌شوند. اما مسائل روز، مانند معرفت الهی و آخرت، کجای درس‌های ما هستند؟» علم دینی باید پاسخگوی نیازهای جهانی باشد، نه فقط مسائل محلی.

نکته کلیدی: نظام آموزشی حوزه‌ها باید از تمرکز صرف بر فقه سنتی به سوی تولید علوم دینی جامع و متناسب با نیازهای جهانی حرکت کند.

انحراف از رسالت طلبگی

یکی از دردهایم این است که برخی طلاب، به جای تمرکز بر درس و تحقیق، به کارهای اجرایی روی می‌آورند. قضاوت، مدیریت، یا کارهای دیگر، هرچند ارزشمند، اما از رسالت اصلی طلبگی دور است. عالمی که می‌گفت: «یا درس بخوانید یا کار اجرایی کنید، دوگانه‌کاری به ناکارآمدی می‌انجامد.» طلبه باید عالم ربانی باشد، نه کارمند یا مدیر. لباس طلبگی، نشانه آزادی فکری و معنوی است، اما این آزادی باید در خدمت علم و معرفت باشد.

نکته کلیدی: طلاب باید بر رسالت علمی و معرفتی خود متمرکز شوند و از دوگانه‌کاری پرهیز کنند تا هویت طلبگی حفظ شود.

بخش سوم: جایگاه متعالی جهان و اسمای الهی

جهان، در نگاه من، نه‌تنها بستری برای نزول است، بلکه آغازگاه صعود معنوی انسان نیز هست. در درس‌گفتارهایم، از «الدُّنْيَا» به‌عنوان اسم اعظم الهی سخن گفتم. این جهان، مقام جمعی دارد که هم نزول را کامل می‌کند و هم صعود را آغاز می‌کند. در طول چهل سال، کوشیدم تا اسمای الهی را گردآوری کنم. این اسما، گنجی معنوی‌اند که در مقایسه با دیگر ادیان، از جامعیتی بی‌نظیر برخوردارند.

یک بار به طلاب گفتم: «اگر به کتاب‌های ادیان دیگر نگاه کنید، نمی‌توانید چنین گنجینه‌ای از اسمای الهی بیابید. این اسما، باید نظام‌مند ارائه شوند تا حقایق الهی را به جهانیان نشان دهند.» این کار، رسالت ماست که معارف دینی را به‌گونه‌ای عرضه کنیم که پاسخگوی پرسش‌های زمانه باشد.

نکته کلیدی: جهان، به‌عنوان اسم اعظم الهی، بستری برای تحقق معارف دینی و صعود معنوی انسان است.

بخش چهارم: رؤیت و یقین در علم دینی

علم دینی، باید به رؤیت و یقین منجر شود. قرآن کریم می‌فرماید:
أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (بقره: ۵)؛ یعنی «آنانند که از جانب پروردگارشان هدایت یافته‌اند و آنانند که رستگارند.» این آیه، هدف نهایی علم دینی را نشان می‌دهد: هدایت و رستگاری. در درس‌گفتارهایم، تفاوت «ربانی» و «رُبانی» را توضیح دادم. عالم ربانی، کسی است که به حق متصل است و علم او به یقین می‌رسد، اما عالم رُبانی، گرفتار دنیاگرایی است.

یک بار، خاطره‌ای از عالمی نقل کردم که در حج، رزق معنوی رزمندگان جبهه‌ها را مثال زدم. گفتم: «حج واقعی، به مرگ در راه خدا می‌انجامد. رزمندگان، با ایثارشان، به رزق معنوی دست یافتند.» این تجربه‌ها، به من آموخت که علم دینی باید از تعلقات دنیوی آزاد باشد.

نکته کلیدی: علم دینی باید به رؤیت و یقین منجر شود و عالم ربانی، با پرهیز از دنیاگرایی، به هدایت الهی دست یابد.

بخش پنجم: قرآن، کتابی اجتماعی

قرآن، کتابی است برای همه زمان‌ها و مکان‌ها. قرآن کریم می‌فرماید:
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ (بقره: ۶)؛ یعنی «کسانی که کافر شدند، برایشان یکسان است که هشدارشان دهی یا هشدارشان ندهی، ایمان نمی‌آورند.» این آیه، نشان‌دهنده جامعیت اجتماعی قرآن است. قرآن، انسان‌ها را به سه دسته تقسیم می‌کند: عالین، کفار و منافقین. این تقسیم‌بندی، قانونی است برای همه جوامع.

روستاییانی را که پیش از انقلاب دیدم. بدون سواد، اما با روحیه‌ای انقلابی و دینی. این، نشان از استعداد ذاتی انسان‌ها برای پذیرش معارف دینی دارد. اما باید این استعداد را با آموزش صحیح هدایت کرد. تفاسیر نادرست، مانند تفسیر «الف لام» به‌عنوان عهد ذهنی، نتیجه عدم آگاهی از جامعه‌شناسی و قرآن است.

نکته کلیدی: قرآن، کتابی اجتماعی و قانون‌مند است که با هدایت صحیح، استعدادهای ذاتی انسان‌ها را به رشد دینی می‌رساند.

جمع‌بندی

این گفتگوهای صمیمی، تلاشی است برای بازخوانی تجربه‌ها و تأملاتم در مسیر علم و معرفت دینی. از نقد روش‌های سنتی تبلیغ تا تأکید بر تسلط علمی، از اصلاح نظام آموزشی و مالی حوزه‌ها تا توجه به جامعیت قرآن، همه و همه در پی آن است که علم دینی را به جایگاهی شایسته در جهان مدرن برسانیم. این خاطرات، دعوتی است به تأمل در رسالت طلبگی، تعهد معنوی و تأثیرگذاری فرهنگی. باشد که این روایت‌ها، راهگشای نسلی باشد که علم دینی را با عمق و جامعیت به جهان عرضه کند.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)