متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه (839)
مقدمه
سالها پیش، در خلوت درسگفتارهایم، سخن از نادانی بشر و ریشههای آن در رفتارهای اجتماعی و دینی به میان آمد. این گفتارها، که گویی از عمق جانم برمیخاست، تلاشی بود برای باز کردن گرههای معرفتی که بشر را از حقیقت دور نگه داشته است. در جلسهای که اکنون پیش روی شماست، با نگاهی نقادانه و عمیق، به ریشههای جهل، تأثیر آن بر حیات اجتماعی و دینی، و نقش بیبدیل قرآن کریم در هدایت انسان پرداختم. این خاطرات، که گاه در لابهلای درسگفتارهایم بهصورت گذرا بیان شدهاند، اکنون بهگونهای منسجم و با زبانی صمیمی بازگو میشوند تا شما را به دنیای تأملاتم دعوت کنند. آنچه در این گفتگوها میخوانید، نهتنها بازتابی از اندیشههای من در مقام یک عالم دینی است، بلکه دعوتی است به تأمل در مفاهیم حیات، موت، و جنت، که همگی در آیینه قرآن کریم به روشنی هویداست.
بخش اول: نادانی بشر، ریشه نزاع و بیعدالتی
در یکی از درسگفتارهایم، سخن را از نادانی بشر آغاز کردم. گفتم که تمامی نزاعها، تجاوزات، و بیعدالتیهایی که جهان را فرا گرفته، ریشه در جهل انسان دارد. این جهل، نهتنها در گذشتههای دور، بلکه در جوامع معاصر نیز سایه افکنده است. مثالی که آن روز آوردم، داستان قوم بنیاسرائیل بود که موسی (ع) را بهعنوان پیامبر نپذیرفتند، اما گاو را خدا پنداشتند. این نمونه تاریخی، عمق نادانی بشر را نشان میدهد؛ انسانی که حقیقت را نادیده میگیرد و به پرستشهای غیرمنطقی روی میآورد. هنوز هم در برخی نقاط جهان، مانند بخشهایی از هندوستان، احترام به گاو را میبینیم، در حالی که عالمان و پیامبران، که حاملان حقیقتاند، گاه به حاشیه رانده میشوند. این نادانی، مانعی است که تنها با معرفت دینی و علمی میتوان آن را برطرف کرد.
نکته کلیدی: نادانی بشر، ریشه تمامی نزاعها و بیعدالتیهاست. معرفت دینی و علمی، راهکار اصلی برای رفع این جهل و کاهش مشکلات اجتماعی است.
نقد تقسیمبندیهای سادهانگارانه
در آن جلسه، با لحنی صریح گفتم که تقسیمبندیهای سادهانگارانه میان مؤمن و کافر، راه به حقیقت نمیبرد. معرفت و جهل در انسانها متفاوت است و نمیتوان بهصورت مطلق، کسی را اهل حقیقت یا باطل دانست. این سخن، از عمق تأملاتم برمیخاست که انسانها، چه مؤمن و چه کافر، در مراتب مختلف معرفت و جهل قرار دارند. این پیچیدگی معرفتی، ما را به فهمی دقیقتر از انسان و جامعه دعوت میکند.
نقش قیامت در رفع نادانی
یکی از آیاتی که در آن جلسه به آن اشاره کردم، آیهای از سوره اسراء بود:
اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا
(قرآن کریم: بخوان کتابت را، کافی است که امروز خودت بر خودت حسابرس باشی). این آیه، به زیبایی نشان میدهد که در قیامت، نادانی بشر رفع میشود و انسان با آگاهی کامل، خود قاضی خویش است. گفتم در برزخ و قیامت، دیگر دروغ و خطایی نیست؛ همهچیز در پرتو حقیقت آشکار میشود و مشکلات بشر، که ریشه در جهل دارد، حل میگردد.
بخش دوم: ضرورت تحول در علم دینی
در آن روز، با دغدغهای عمیق، از ضرورت پژوهشهای نظاممند در علم دینی سخن گفتم. سالها تجربه در حوزههای علمی به من آموخته بود که بدون تحقیق و استناد، علم دینی به سطحینگری گرفتار میشود. گفتم که برخی عالمان، با وجود سالها تحصیل، به ایمانی ظاهری بسنده میکنند و از عمق اعتقاد به آخرت محرومند. این سخن، نه از سر سرزنش، بلکه از دلسوزی برای علم دینی بود که باید از مطالب غیرمستند پالایش شود تا به دینی سبک، شیرین، و عملی تبدیل گردد.
نکته کلیدی: علم دینی نیازمند پالایش از مطالب غیرمستند و تحول در روشهای پژوهشی است تا به دانشی معتبر و اثرگذار تبدیل شود.
نقد کرامات غیرمستند
در آن جلسه، با لحنی قاطع از کرامات غیرمستند در کتب عرفانی انتقاد کردم. گفتم که نسبت دادن کرامات به افراد غیرمعصوم، جایگاه والای ائمه معصومین (ع) را که صاحبان وحی و کرامتاند، تضعیف میکند. به جای این ادعاها، باید به معصومین بهعنوان الگوهای اصلی کرامت توجه کنیم. این سخن، از ایمان عمیقم به مقام ائمه و ضرورت استناد در علوم دینی سرچشمه میگرفت.
تفسیر آیات قرآنی
یکی از زیباترین لحظات آن درسگفتار، تفسیر آیهای از سوره اعراف بود:
وَنَادَىٰ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ مَا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا ۖ قَالُوا نَعَمْ ۚ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ
(قرآن کریم: بهشتیان دوزخیان را ندا دادند که ما آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود، راست یافتیم. آیا شما نیز آنچه را پروردگارتان وعده داده بود، راست یافتید؟ گفتند: آری. آنگاه ندادهندهای میانشان ندا درداد که لعنت خدا بر ستمگران باد). این آیه، به تعامل میان بهشتیان و دوزخیان اشاره دارد و نشان میدهد که حقیقت، در نهایت، خود را آشکار میکند.
همچنین، به آیه دیگری از سوره اعراف اشاره کردم:
ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ
(قرآن کریم: به بهشت درآیید، نه بیمی بر شماست و نه اندوهگین میشوید). گفتم که حتی در بهشت، برخی از ترس و حزن رهایی نیافتهاند و نیاز به تحریک دارند. این سخن، مرا به تأمل در مراتب بهشتیان و تأثیر ترس بر رفتارشان واداشت.
بخش سوم: نقش عالمان در هدایت جامعه
در آن درسگفتار، از اهمیت شجاعت و صلابت در عالمان دینی سخن گفتم. عالمی که فاقد این صفات باشد، نمیتواند جامعه را به سوی حقیقت هدایت کند. به تجربه دریافتهام که عالمان دینی باید با اقتدار و گذشت، در برابر فشارهای اجتماعی ایستادگی کنند. خاطرهای از رفتارهای ناشایست با برخی عالمان نقل کردم؛ رفتارهایی که نشاندهنده بیاحترامی به مقام علم و دین بود. این خاطرات، مرا به این باور رساند که حمایت از عالمان و احترام به جایگاهشان، لازمه تقویت اقتدار دینی است.
نکته کلیدی: عالمان دینی باید شجاعت، صلابت، و گذشت داشته باشند تا بتوانند جامعه را به سوی حقیقت هدایت کنند.
تأثیر رفتارهای غیراخلاقی
در آن جلسه، با تشبیهی گفتم که برخی افراد، مانند مورچههایی هستند که شیر را آزار میدهند. این تشبیه، از تجربههایم در مواجهه با رفتارهای غیراخلاقی علیه عالمان دینی برمیخاست. این رفتارها، نهتنها به عالمان آسیب میرساند، بلکه اقتدار دینی را تضعیف میکند. از اینرو، بر ضرورت حمایت از عالمان در برابر این فشارها تأکید کردم.
بخش چهارم: قرآن، منبعی برای تولید دانش و اقتدار
یکی از دغدغههای همیشگیام، استفاده از ظرفیتهای قرآنی برای تولید دانش و اقتدار بود. در آن درسگفتار، از آیهای از سوره روم سخن گفتم:
فَانْظُرْ إِلَىٰ آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا ۚ إِنَّ ذَٰلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَىٰ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
(قرآن کریم: پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مرگش زنده میکند. بیگمان او زندهکننده مردگان است و او بر هر چیزی تواناست). این آیه، مرا به تأمل در امکان احیای حیات در زمستان، به تقلید از بهار، واداشت. گفتم که اگر ما از نظام الهی درس بگیریم، میتوانیم دانشی تولید کنیم که حیات را در هر شرایطی احیا کند.
همچنین، به آیهای از سوره بقره اشاره کردم:
كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنْتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ۖ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
(قرآن کریم: چگونه به خدا کفر میورزید، حال آنکه مردگان بودید و شما را زنده کرد، سپس شما را میمیراند، سپس شما را زنده میکند، آنگاه به سوی او بازمیگردید). این آیه، برایم ذکری یومیه بود که پیوند حیات و موت با ایمان را به من یادآوری میکرد.
نکته کلیدی: قرآن کریم، منبعی بیپایان برای تولید دانش و اقتدار است که با بهرهگیری از آن، میتوان نظامهای علمی و عملی را احیا کرد.
نقد عدم استفاده از ظرفیتهای قرآنی
با حسرتی عمیق، از غفلت تاریخی در استفاده از ظرفیتهای قرآنی سخن گفتم. گفتم که اگر از قرآن بهدرستی بهره ببریم، میتوانیم دانشی تولید کنیم که جهان را به حیرت وادارد. این سخن، از ایمانم به قرآن بهعنوان بحری عمیق و دریایی بیکران سرچشمه میگرفت.
بخش پنجم: مواجهه با مرگ و نقش تسبیحات
یکی از عمیقترین تأملاتم در آن درسگفتار، درباره مرگ و حالات آن بود. به آیهای از سوره انعام اشاره کردم:
وَإِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ
(قرآن کریم: و چون مرگ یکی از ایشان را دررسد، میگوید: پروردگارا، مرا بازگردانید). این آیه، لحظه مواجهه انسان با مرگ را به تصویر میکشد و مرا به تأمل در ضرورت آمادگی برای این لحظه واداشت.
همچنین، به آیه دیگری از سوره انعام اشاره کردم:
وَلَوْ تَرَىٰ إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلَائِكَةُ بَاسِطُو أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ ۖ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَكُنْتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ
(قرآن کریم: و اگر ببینی هنگامی که ستمگران در سکرات مرگاند و فرشتگان دستهایشان را گشودهاند که جانهایتان را بیرون کنید، امروز به سزای آنچه به ناحق بر خدا میگفتید و از آیات او تکبر میورزیدید، به عذاب خواری جزا داده میشوید). گفتم که «غمرات موت» سایهها و حالاتی است که بر ظالمان اثر میگذارد، اما مؤمن با ایمان قوی، از این حالات در امان است.
در آن جلسه، از نقش تسبیحات اربعه (سبحان الله، الحمد لله، لا إله إلا الله، الله أكبر) در دفع غمرات موت سخن گفتم. با تأکید گفتم این ذکر، کاملترین ذکر است و میتواند انسان را از سایههای مرگ رهایی بخشد.
نکته کلیدی: تسبیحات اربعه، با تقویت روح و ایمان، میتواند غمرات موت را دفع کند و انسان را در مواجهه با مرگ آرامش بخشد.
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، که از درسگفتارهایم برگرفته شدهاند، تلاشی است برای باز کردن پنجرهای به سوی حقیقت. از ریشههای نادانی بشر تا نقش قرآن کریم در هدایت، از ضرورت تحول در علم دینی تا اهمیت شجاعت و صلابت در عالمان، هر آنچه گفتهام، دعوتی است به تأمل و بازنگری. قرآن، این بحر عمیق، منبعی است که اگر بهدرستی از آن بهره ببریم، میتواند دانش و اقتداری بینظیر تولید کند. همیشه به شاگردانم میگفتم: «علم دینی باید پالایش شود، سبک و شیرین گردد، تا همگان بتوانند از آن بهرهمند شوند.» این خاطرات، نهتنها بازتابی از تأملاتم در مقام یک عالم دینی است، بلکه دعوتی است به شما، خوانندگان عزیز، تا در این مسیر معرفتی همراه من باشید.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!