متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه (847)
مقدمه
سالها پیش، در خلوت درسگفتارهایم، هنگامی که با شاگردانم به تأمل در آیات قرآن و معارف الهی مینشستم، سخنانی از دل برمیخاست که گویی نه تنها برای آن جمع کوچک، بلکه برای آیندگان نیز پیامی داشت. این گفتگوها، که گاه بهصورت گذرا در درسگفتارهایم بیان شدهاند، اکنون فرصتی یافتهاند تا در قالبی منسجم و با زبانی صمیمی، پیش روی شما قرار گیرند. آنچه در این مجموعه میخوانید، بازتابی است از عمق باورهایم به ضرورت تحول در حوزههای علمی، پیوند علم و معنویت، و بازنگری در روشهای فهم و عمل به معارف دینی. این نوشتهها، نه صرفاً شرحی از گذشته، بلکه دعوتی است به تأمل در رسالت حوزهها و عالمان دین در جهانی که هر روز پیچیدهتر میشود.
در این بخش، که برگرفته از یکی از جلسات درسگفتارم است، به موضوعاتی پرداختهام که هم ریشه در آیات الهی دارند و هم به نیازهای روز جامعه گره خوردهاند. از استقلال مالی و معنوی حوزهها تا وحدت وجودی میان موجودات، از ضرورت قانونمندی علوم غیرمادی تا احیای علوم سنتی، همه و همه دغدغههایی بودهاند که در این سالها ذهن و قلبم را به خود مشغول کردهاند. با من همراه شوید تا در این گفتگوهای صمیمی، به گوشهای از این تأملات سفر کنیم.
بخش اول: رسالت حوزههای علمی در تولید علم و معنویت
استقلال مالی و معنوی حوزهها
زمانی در جمع طلاب، از آرزوهایم برای حوزههای علمی سخن میگفتم. همیشه باور داشتم که حوزههای علمی باید چنان اقتداری داشته باشند که بتوانند دست هر نیازمندی را بگیرند. این اقتدار، نه فقط در معنویت، بلکه در استقلال مالی نیز ریشه دارد. حوزهای که نتواند از طریق تولید علم و ثروت، نیازهای جامعه را برآورده کند، چگونه میتواند ادعای رهبری معنوی داشته باشد؟
روزی در درسگفتارم، با اشاره به این نکته، گفتم: «روحانیت باید آنقدر اقتدار و امکانات داشته باشد که هر فقیر را نان دهد.» این سخن، نه از سر آرمانگرایی خام، بلکه از عمق درکی بود که از رسالت حوزهها داشتم. حوزههای علمی باید به مراکز تولید علم و ثروت تبدیل شوند، نه اینکه در وابستگی مالی گرفتار آیند. این استقلال، به آنها امکان میدهد تا با تکیه بر دانش و معنویت، به تالیف قلوب بپردازند و دین را در جامعه ترویج کنند.
تولید علم و ثروت: وظیفهای الهی
در یکی از جلسات، با شوق و حرارتی که از باورم به این رسالت سرچشمه میگرفت، گفتم: «حوزهها باید علم تولید کنند، پول تولید کنند، پول کنند!» این سخن، شاید در نگاه اول ساده به نظر آید، اما در پس آن، نگاهی عمیق به نقش حوزهها نهفته است. حوزههای علمی نباید تنها به آموزش علوم سنتی بسنده کنند؛ آنها باید پیشگام در تولید دانشی باشند که هم نیازهای معنوی جامعه را پاسخ دهد و هم ارزش اقتصادی خلق کند.
از منظر مدیریت دانش، این دیدگاه به ما میآموزد که حوزهها میتوانند با تولید علم کاربردی، به مراکز نوآوری تبدیل شوند. تصور کنید حوزهای که نه تنها تفسیر قرآن را آموزش میدهد، بلکه از آیات الهی، راهکارهایی برای مسائل امروزی استخراج میکند. چنین حوزهای، نه تنها در میان مردم، بلکه در جهان نیز عزت مییابد.
علوم غیرمادی و ظرفیتهای ناشناخته
در یکی از جلسات، با لحنی کنایهآمیز اما پرمعنا، به ظرفیتهای علوم غیرمادی اشاره کردم: «اعلام کن ما جن میفروشیم، تسخیر میکنیم، یک میلیارد میخرند!» این سخن، هرچند با زبان استعاره بیان شد، اما حقیقتی عمیق را در خود نهفته داشت. علوم غیرمادی، مانند آنچه به جن و ملائکه مرتبط است، اگر بهصورت قانونمند و علمی بررسی شوند، میتوانند به تولید دانش و ثروت منجر شوند.
این علوم، که گاه با برچسبهایی چون جادوگری یا سحر مورد سوءتفاهم قرار میگیرند، نیازمند قانونمندی و مطالعه آکادمیک هستند. روزی به شاگردانم گفتم: «از این وضعیت که این علوم را جادوگری میخوانند، باید دربیاییم.» این قانونمندی، نه تنها سوءتفاهمها را برطرف میکند، بلکه راه را برای استفاده صحیح از این علوم هموار میسازد.
بخش دوم: وحدت وجودی و ارتباط میان موجودات
وحدت وجودی ملائکه، جن، و انسان
یکی از عمیقترین تأملاتم در درسگفتارها، به وحدت وجودی میان ملائکه، جن، و انسان بازمیگردد. روزی با شاگردانم از این حقیقت سخن گفتم: «ملائکه، جن، و انسان یک حقیقتاند با مراتب متفاوت.» این سخن، ریشه در آیات الهی دارد، آنجا که قرآن کریم میفرماید: فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ (قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۳۴: «پس [همه] سجده کردند جز ابلیس»). این آیه نشان میدهد که ابلیس، هرچند از جنس جن است، در میان ملائکه حضور داشت، گویی همه این موجودات در مراتب مختلف یک حقیقت واحدند.
این دیدگاه، که از فلسفه اسلامی و عرفان سرچشمه میگیرد، مرا به تأمل در نظام خلقت واداشت. روزی با شاگردانم، با تشبیهی ساده گفتم: «ما با جن اخوی هستیم، مثل فامیلهایی که در کشورهای مختلفاند.» این ارتباط وجودی، امکان تعامل و حتی تسخیر این موجودات را برای انسان فراهم میکند، مشروط بر اینکه با دانش و معنویت به این میدان گام نهیم.
تفاوت ادراک در موجودات
روزی، برای توضیح تفاوت مراتب وجودی، با شاگردانم از تشبیهی استفاده کردم: «انسان لقمه میزند، جن مزه میخورد، ملائکه طعم میزنند.» این تفاوت در ادراک، نشاندهنده مراتب مختلف وجودی است. انسان با جسم مادیاش، جن با طبیعت ناریاش، و ملائکه با نورانیتشان، هر یک به شیوهای خاص از عالم بهره میبرند. این تفاوتها، نیازمند مطالعهای علمی و عمیق است تا بتوانیم ارتباطات میان این موجودات را بهتر درک کنیم.
بخش سوم: نقد علوم کنونی و ضرورت تحول
نقد علوم انسانی و دینی کنونی
یکی از دغدغههای همیشگیام، نقد وضعیت علوم انسانی و دینی بود. روزی با شاگردانم گفتم: «علوم انسانی اینها نیست، علوم انسانی علوم آدمهایی است که میجنبند.» علوم انسانی کنونی، که گاه به تاریخ و جغرافیا محدود میشود، از مطالعه انسان زنده و پویا غافل مانده است. همچنین، در علوم دینی، به جای تکیه بر منابع قدیمی و غیرکاربردی، باید بهروز و پاسخگوی نیازهای معاصر باشیم.
روزی با حسرتی آمیخته به امید گفتم: «علمای سابق کفن و احکام حیوانات را بلد بودند، حالا قصاب بهتر بلد است.» این سخن، نه از سر تحقیر، بلکه از درد از دست رفتن علوم سنتی بود که زمانی حوزهها را به مراکز دانش تبدیل کرده بود. حوزهها باید این علوم را احیا کنند و در کنار آن، به تولید دانش نوین بپردازند.
ضرورت آزمایشگاههای علمی در حوزهها
در یکی از جلسات، با تأکید بر لزوم تحول در حوزهها گفتم: «حوزهها باید آزمایشگاه پیدا کنند، اینها ربطی به دانشگاه و اروپا ندارد.» حوزههای علمی باید به مراکز تحقیق و پژوهش تبدیل شوند، جایی که آیات قرآن بهصورت عملی و علمی بررسی شوند. روزی با شوق گفتم: «هزار و پانصد آیه درباره خورد و خوراک از قرآن درآوردیم.» این آیات، میتوانند مبنای تحقیقات در حوزههای تغذیه و سلامت قرار گیرند، بدون نیاز به تقلید از غرب.
بخش چهارم: قرآن، کتاب عملیاتی
آزادی در بهرهمندی از نعمتها
یکی از زیباترین لحظات درسگفتارهایم، هنگامی بود که از آزادی انسان در بهرهمندی از نعمتهای الهی سخن گفتم. قرآن کریم میفرماید: كُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا (سوره بقره، آیه ۳۵: «از آن [باغ] هر جا که خواستید به فراوانی بخورید»). این آیه، به ما میآموزد که انسان در بهرهمندی از نعمتها آزاد است، مشروط به اینکه از حدود الهی تجاوز نکند.
با شاگردانم گفتم: «هر چه میخواهی بخور، اما به شجره ممنوعه نزدیک نشو.» این شجره، نمادی از عوامل مرگآور است که باید شناخته شوند و از آنها اجتناب کرد. این نگاه، مرا به تأمل در زیستشناسی دینی واداشت، جایی که شناخت عوامل زیانآور میتواند به افزایش طول عمر منجر شود.
استغفار معصومان و مراتب وجودی
یکی از عمیقترین بحثهایم، درباره استغفار معصومان بود. قرآن کریم میفرماید: فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ (سوره نصر، آیه ۳: «پس به ستایش پروردگارت تسبیح گوی و از او آمرزش بخواه»). روزی با شاگردانم گفتم: «من چه گناهی کردم که استغفار کنم؟» این استغفار، نه از سر گناه عرفی، بلکه به دلیل نقصانهای نسبی در مراتب بالای وجودی است.
این دیدگاه، مرا به تأمل در تفاوت ظلم معصومان با ظالمان عادی واداشت. ظلم معصومان، نقصانی نسبی است، نه مانند ظلم شداد و نمرود. این بحث، از فلسفه اخلاق سرچشمه میگیرد و نشان میدهد که مفاهیم اخلاقی در مراتب مختلف وجودی، معانی متفاوتی دارند.
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، که از دل درسگفتارهایم برآمدهاند، دعوتی است به بازنگری در رسالت حوزههای علمی و نقش آنها در جهان امروز. همیشه به شاگردانم میگفتم: «حوزهها باید زنده شوند، فعال شوند، قرآن کتاب عملیاتی است.» این کتاب الهی، نه تنها برای تأمل نظری، بلکه برای عمل و تحول در زندگی است. از استقلال مالی و معنوی حوزهها تا وحدت وجودی میان موجودات، از احیای علوم سنتی تا ایجاد آزمایشگاههای علمی، همه و همه بخشی از آرزوهایم برای آینده حوزههای علمی بودهاند.
این مجموعه، تلاشی است برای انتقال این تأملات به زبانی که هم صمیمی و شخصی باشد و هم عمیق و علمی. امیدوارم که این گفتگوها، شما را به تأمل در رسالت عالمان دین و نقش قرآن در پاسخگویی به نیازهای معاصر دعوت کند. حوزههای علمی، اگر به این راه گام نهند، میتوانند نه تنها در جهان اسلام، بلکه در جهان، عزت و اقتدار یابند.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!