متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدس سره، جلسه 856
مقدمه
در یکی از درسگفتارهایم، در میان جمع شاگردان، سخن از مسائل بنیادین دین و جامعه به میان آمد. این گفتگوها، که گاه بهصورت گذرا در جلساتم مطرح میشدند، فرصتی بود تا تأملات عمیق خود را در باب تشیع، اخلاق، و اصلاح جامعه با زبانی صمیمی و از دل برآمده با شما در میان بگذارم. در این بخش از خاطراتم، که از جلسه هشتم درسگفتارهایم برگرفته شده، میکوشم شما را به دنیای اندیشههایم ببرم؛ جایی که تشیع را نهتنها یک مکتب، بلکه الگویی برای تمام ادیان میدانم، و از دردهای جامعه اسلامی، از اتهامزنیهای بیاساس گرفته تا غفلت از روش صحیح فهم قرآن، سخن میگویم. این روایت، بازتابی است از عمق وجودم، از تعهد معنوی و علمیام به هدایت جامعه و اصلاح رفتارهایمان.
بخش اول: جایگاه بینظیر تشیع
در آن جلسه، با شوق بسیار از جایگاه بیهمتای تشیع سخن گفتم. تشیع ما، بهواسطه ۲۶۰ سال هدایت مستقیم معصومان علیهمالسلام، گوهری است که در هیچ مکتب و دینی نظیر ندارد. هیچ مذهبی نمیتواند ادعا کند که چنین دورهای از هدایت بیخطا را تجربه کرده است. گفتم: «شما نگاه کنید به سیره ائمه علیهمالسلام، به رفتار امیرمؤمنان، امام حسن، امام حسین، و امام رضا علیهمالسلام. این بزرگواران با دشمنانشان چگونه برخورد میکردند؟ با چه بزرگواری، حتی با ایادی و مخالفانشان، تعامل داشتند.» این سیره، الگویی است برای همه ادیان و مذاهب. تشیع ما باید ایدئولوژیای باشد که جهان را به سوی اخلاق و انسانیت رهنمون شود.
بخش دوم: وحدت اسلامی و پرهیز از تفرقه
در آن روز، دلم از برخی سخنان که میان شیعه و سنی تفرقه میافکند، به درد آمده بود. گفتم: «این اختلافات، ریشه در سوءتفاهمات تاریخی دارد. مگر نه اینکه ائمه ما با دیگران وصلت کردند؟ مگر نه اینکه با بزرگواری با همه رفتار میکردند؟» این سیره، درس بزرگی به ما میدهد: نباید به دشمنانمان با دید خصمانه بنگریم. قرآن کریم نیز ما را به تعقل دعوت میکند. آیهای را تلاوت کردم:
أَفَلَا تَعْقِلُونَ (قرآن کریم، بقره: ۴۴)؛ یعنی «آیا نمیاندیشید؟» این آیه، ما را به تأمل در رفتارمان و پرهیز از تفرقه دعوت میکند.
بخش سوم: نقد اتهامزنی و پروندهسازی
در آن جلسه، با حسرتی عمیق از فرهنگ اتهامزنی در جامعه اسلامی سخن گفتم. روایتی از کتاب مکاسب شیخ انصاری به ذهنم آمد که میفرماید: اگر گروهی از مؤمنان فردی را متهم کنند، اما او اتهام را رد کند، باید سخن او را پذیرفت و اتهامات دیگران را نادیده گرفت. گفتم: «صدقه و کذبهم؛ یعنی او را تصدیق کنید و سخنان دیگران را ترتیب اثر ندهید.» این رویکرد، برای جلوگیری از مجرمسازی در جامعه اسلامی است. اسلام نمیخواهد گناهکار تربیت کند. اما چه شده که ما اینقدر پروندهسازی میکنیم؟ با تأسف گفتم: «ما هفتاد میلیونیم، اما صدها میلیون پرونده داریم! چرا اینقدر ناآرامی و طغیان در جامعه ماست؟»
در ادامه، به آیهای از قرآن کریم اشاره کردم:
أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ (قرآن کریم، بقره: ۴۴)؛ یعنی «آیا مردم را به نیکی فرمان میدهید و خود را فراموش میکنید؟» این آیه، هشداری است به ما که پیش از امر به معروف، باید خود را اصلاح کنیم.
بخش چهارم: خطر رفتارهای نادرست برای اسلام
در آن جلسه، از خطری بزرگ سخن گفتم: اگر از روشهای نادرست دست نکشیم، ضربهای به اسلام وارد میشود که جبرانش دشوار است. یکی از عالمان دینی سخنی گفته بود که هنوز در ذهنم مانده: «اگر این روشها ادامه یابد، اسلام سیلیای میخورد که دیگر از جایش بلند نمیشود.» این سخن، هشداری بود که مرا به تأمل واداشت. گفتم: «ما باید رفتارهایمان را اصلاح کنیم، وگرنه عزت اسلام را به خطر میاندازیم.»
بخش پنجم: مظلومیت قرآن و ضرورت فهم علمی آن
قرآن کریم، گوهری است که همیشه از مظلومیتش سخن گفتهام. در آن جلسه گفتم: «ما روش صحیح فهم قرآن را بلد نیستیم. خیال میکنیم میدانیم، اما در حقیقت، غافلیم.» باز هم به آیه
أَفَلَا تَعْقِلُونَ (قرآن کریم، بقره: ۴۴) اشاره کردم و گفتم: «این آیه، ما را به تعقل دعوت میکند.» پیشنهاد دادم که باید قرآن را بهصورت علمی و نظاممند تحلیل کنیم. مثلاً، آیات لازم و متعد آن را جدا کنیم، ویژگیهای زبانیاش را استخراج کنیم، و حتی نسبت مذکر و مؤنث یا خوشبینی و بدبینی آیات را بررسی کنیم. این کار، دانشی نوین از قرآن برای نسل جدید تولید میکند.
بخش ششم: نیت و نقش آن در اعمال
در آن جلسه، از تفاوت علم و قدرت سخن گفتم. انسان ممکن است به خوبیها علم داشته باشد، اما قدرت عمل به آنها را نداشته باشد. روایتی را نقل کردم: «نیت مؤمن بهتر از عمل اوست.» گفتم: «اگر نیت خالص داشته باشیم، حتی اگر نتوانیم عملی را انجام دهیم، خداوند از باب نیت به ما پاداش میدهد.» دعایی را به یاد آوردم: «خدایا، مرا در هر خیری که پیامبر و خاندانش را وارد کردی وارد کن و از هر شری که آنها را از آن خارج کردی خارج کن.» این دعا، نشاندهنده اهمیت نیت خالص است که میتواند ما را به مقامات انبیا برساند.
بخش هفتم: نقد رفتارهای منافقانه در امر به معروف
یکی از دردهایم در آن جلسه، رفتارهای منافقانه در امر به معروف بود. به آیه
أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ (قرآن کریم، بقره: ۴۴) اشاره کردم و گفتم: «این آیه، ما را از امر به نیکی بدون خوداصلاحی نهی میکند.» با تأسف گفتم: «بعضیها کتاب خدا را میخوانند، اما خودشان را فراموش میکنند. این نفاق است.»
بخش هشتم: اصلاح نظامهای آموزشی دینی
از وضعیت نظامهای آموزشی دینی گله کردم. گفتم: «نصف حوزههای ما تعطیل است. باید نظام آموزشیمان را اصلاح کنیم و از روشهای نوین بهره ببریم.» به آیه
وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ (قرآن کریم، بقره: ۴۵) اشاره کردم و گفتم: «صبر و صلاة، ابزارهای اصلی اصلاحاند.» تأکید کردم که نسل جدید، با دسترسی به دانش و فناوری، میتوانند در تولید دانش قرآنی پیشگام باشند.
بخش نهم: صلاة و خشوع
صلاة، از موضوعات مورد علاقهام بود. گفتم: «صلاة اسلامی، بهخاطر تأکید بر اقامه و خشوع، بینظیر است.» روایتی را نقل کردم: «مانند من نماز بخوانید.» به آیه
وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ (قرآن کریم، بقره: ۴۵) اشاره کردم و گفتم: «نماز جز بر خاشعان گران است.» خشوع، قلب صلاة است. اگر خشوع نباشد، صلاة به عملی صوری تبدیل میشود. روایتی دیگر را به یاد آوردم: «مؤمن در مسجد مانند ماهی در آب است، و منافق مانند پرنده در قفس.» گفتم: «مؤمن در صلاة آرامش مییابد، اما منافق پا به پا میکند و منتظر پایان آن است.»
بخش دهم: اهمیت صلاة در قبول اعمال
در پایان آن جلسه، از اهمیت صلاة سخن گفتم. روایتی را نقل کردم: «اگر صلاة قبول شود، سایر اعمال نیز قبول میشود و اگر رد شود، سایر اعمال نیز رد میشود.» گفتم: «صلاة، محور ارزشگذاری اعمال ماست. باید با خشوع و توجه آن را به جا آوریم.» پرسشی را مطرح کردم: «چرا قرآن از واژه کبیره برای صلاة استفاده کرده است؟» گفتم: «این واژه، به عظمت ظاهری و باطنی صلاة اشاره دارد.»
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، بازتابی از دغدغههای عمیق من برای اصلاح جامعه و احیای معارف قرآنی است. در آن جلسه، با شوق و درد، از جایگاه تشیع، ضرورت وحدت اسلامی، نقد اتهامزنی، و اهمیت صلاة سخن گفتم. این خاطرات، نهتنها شرح درسگفتارهایم، بلکه بخشی از وجود من است که با شما به اشتراک میگذارم. امید دارم که این تأملات، شما را به اندیشه و عمل در راه خدا و اصلاح جامعه دعوت کند.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!