متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه (866)
بخش اول: تأملاتی در علم دینی و همراهی با مردم
در یکی از درسگفتارهایم، هنگامی که به تبیین ضرورت ارائه دین بهصورت ملموس و قابل فهم برای مردم پرداختم، سخن از تأثیر رسانههای نوین به میان آمد. سالها پیش، پس از انقلاب، چند فیلم تاریخی درباره شخصیتهای بزرگ دینی ساخته شد. این آثار، با به تصویر کشیدن چهرههایی چون عمر و عاص یا معاویه، توانستند شناخت عمیقی در میان مردم ایجاد کنند، شناختی که منبرهای سنتی در طول سدهها از ایجاد آن عاجز بودند. وقتی در این فیلمها معاویه بهصورت ملموس به تصویر کشیده شد، مردم با دیدن او دریافتند که این شخصیت کیست و چه نقشی در تاریخ داشته است. گاه حتی شنیدهام که برخی به بازیگری که نقش او را ایفا کرده، بد و بیراه گفتهاند، گویی او خود معاویه است! این تجربه نشان داد که برای انتقال مفاهیم دینی، باید به مردم «شکل» و «تصویر» داد، نه فقط کلمات کلی و انتزاعی.
سالها در حوزههای علمیه، سخن از مفاهیمی چون عرش و فرش، خدا و صفات او گفتهایم، اما این سخنان، اغلب چنان کلی و دور از ذهن بودهاند که نتوانستهاند دین را بهگونهای که مردم آن را لمس کنند، به آنها عرضه کنند. در یکی از جلسات، با شاگردانم گفتم: «اگر خدا را چنان توصیف کنیم که مردم نتوانند او را تصور کنند، این سخن به چه کارشان میآید؟» علم دینی باید به زبان مردم سخن بگوید، باید ملموس باشد، باید به دل و جان آنها بنشیند.
چالش تبیین مفهوم خدا
یکی از دشواریهای علم دینی، تبیین چیستی و چگونگی خداست. در درسگفتارهایم بارها تأکید کردم که ما در این زمینه عاجز ماندهایم. اگر سخنی درباره خدا بگوییم که برای مردم قابل فهم نباشد، چه فایدهای دارد؟ خدا خود با بندگانش همراهی کرده است. در قرآن کریم آمده است:
لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ
«فرزندی نگرفته و شریکی در فرمانروایی ندارد.»
خداوند با قرار دادن کعبه، بتی بزرگ را برای هدایت بندگانش برگزید تا نیاز آنها به نمادهای محسوس را در چارچوب توحید پاسخ دهد. این همراهی، نشان از حکمت الهی دارد که چگونه با درک نیازهای انسانی، راه را برای هدایت هموار میکند.
کعبه، شکافنده بتها
در یکی از جلسات، با شاگردانم درباره نقش کعبه سخن گفتم. برخلاف آنچه برخی تصور میکنند که ابراهیم (ع) بتها را شکست، من باور دارم که کعبه خود عامل اصلی شکستن بتهاست. کعبه، بتها را به عتیقههای باستانی تبدیل کرد و آنها را از جایگاه پرستش به اشیای موزهای فروکاست. اگر خداوند این نماد بزرگ را قرار نداده بود، شاید ما نیز امروز در دام بتپرستی گرفتار بودیم. کعبه، با حضورش، همه بتهای دیگر را خرد کرد و راه را برای توحید گشود.
همدلی و همراهی با جامعه
یکی از درسهایی که در طول سالهای تدریسم به آن ایمان آوردهام، اهمیت همراهی و همدلی با مردم است. در یکی از درسگفتارها گفتم: «انسان باید با مردم، با خانواده، حتی با دشمنانش همراهی کند.» این همراهی، نهتنها از اتلاف نیرو جلوگیری میکند، بلکه به پیشرفت جامعه میانجامد. خداوند نیز با بندگانش همراهی کرده و با حفظ کعبه، از یأس و ناامیدی آنها جلوگیری کرده است. ما نیز باید در جامعه، با مردم همدل باشیم تا دین و ایمان در دلها زنده بماند.
بخش دوم: نقد روشهای سنتی علم دینی
نقد یأسآفرینی در جامعه
در یکی از جلسات، با شاگردانم از خطر یأسآفرینی در جامعه سخن گفتم. گاهی روشهای ما در ارائه دین، بهگونهای است که مردم را ناامید میکند. خداوند با حفظ کعبه، نشان داد که نباید مردم را از امید محروم کرد. باید نمادی باشد که دلها را به سوی خدا سوق دهد. این درس بزرگی است که ما نیز باید در تعاملاتمان با مردم، امید را زنده نگه داریم.
تشتت و تنوع در علم دینی
در طول تاریخ، تنوع و تشتت در آرای علما، به حفظ دین کمک کرده است. در یکی از درسگفتارها، به شاگردانم گفتم: «اگر همه چیز را یککاسه کنیم و مشکلی پیش آید، دیگر چیزی از دین باقی نمیماند.» تنوع فکری، به مردم این امکان را داده که اگر از یک عالم ناامید شدند، به سراغ دیگری بروند. این پویایی، دین را زنده نگه داشته است. تلاش برای یکسانسازی علم دینی، ممکن است به نابودی آن منجر شود.
نقد استدلالهای فلسفی سنتی
در یکی از جلسات، از استدلالهای فلسفی سنتی درباره خدا انتقاد کردم. برخی از این استدلالها، مانند آنچه درباره دور و تسلسل گفته شده، نهتنها به فهم خدا کمک نمیکنند، بلکه تصور او را پیچیدهتر میکنند. به شاگردانم گفتم: «اگر خدا را نتوانیم تصور کنیم، این استدلالها به چه کارمان میآیند؟» به قول حافظ، «دور چون با عاشقان افتد، تسلسل بایدش.» باید خدا را بهگونهای تصور کرد که برای مردم ملموس باشد.
باور در برابر تصور
یکی از نکات مهمی که در درسگفتارهایم بر آن تأکید داشتم، تفاوت میان باور و تصور است. باورهای دینی، اگر بدون پشتوانه تصور دقیق باشند، ارزشی ندارند. به شاگردانم گفتم: «باورهای قلابی را کنار بگذارید و به تصورات دقیق متکی باشید.» در قرآن کریم آمده است:
لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ ۖ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ
«دیدهها او را درنمییابند و او دیدهها را درمییابد، و او لطیف و آگاه است.»
درك خدا، به معنای تصور دقیق اوست، نه باورهای کلی و بیپشتوانه. باید از سخنان بدون سند پرهیز کرد و تنها بر اساس تصورات دقیق و دلایل مستند سخن گفت.
خاطرهای از سوءتفاهم
روزی با شاگردانم از سوءتفاهمات در مفاهیم دینی سخن گفتم. یکی از دوستان نقل کرد که شخصی، وقتی از او درباره ولایت تکوینی پرسیدند، آن را به اشتباه «توطئه کنفرانس طائف» نامید! خندهام گرفت، اما این خاطره درس بزرگی داشت: بدون تصور دقیق، مفاهیم دینی به سوءتفاهم منجر میشوند. باید مفاهیم را چنان روشن کنیم که هیچ ابهامی باقی نماند.
بخش سوم: ضرورت فلسفهای مدرن و علمی
نقد فلسفه کلامی سنتی
در یکی از جلسات، از فلسفه کلامی سنتی انتقاد کردم. این فلسفه، گاه به گفتوگوهای قهوهخانهای شبیه است و نمیتواند با علوم مدرن همخوانی داشته باشد. به شاگردانم گفتم: «فلسفه دینی باید چنان باشد که یک فیلسوف بتواند با یک فیزیکدان یا شیمیدان گفتوگو کند.» فلسفهای که نتواند با علوم تجربی همراه شود، در جهان امروز کارآمد نیست.
قرآن، کتابی علمی و مدرن
یکی از آیاتی که در درسگفتارهایم بسیار بر آن تأکید داشتم، آیهای است که ظرفیتهای علمی و مدرن قرآن را نشان میدهد. این آیه، آنچنان عمیق و پیچیده است که میتواند در سطح جهانی برای گفتوگوهای علمی مطرح شود. به شاگردانم گفتم: «این آیه، صدر و ذیلش چنان سنگین است که بهسادگی در ذهن نمیگنجد.» باید با تأمل و تحقیق، این ظرفیتها را کشف کرد.
دفن مردگان، رویکردی زیستمحیطی
در یکی از جلسات، درباره سوزاندن مردگان سخن گفتم. از نظر من، دفن مردگان نهتنها با احکام اسلامی سازگار است، بلکه از منظر زیستمحیطی نیز علمیتر و مدرنتر است. سوزاندن مردگان، منابع طبیعی را نابود میکند و آلودگی ایجاد میکند. اما دفن، به چرخه طبیعی زمین کمک میکند. به شاگردانم گفتم: «باید دنیا را به چالش بکشیم که چرا مردگان را میسوزانید؟ این منابع طبیعی هستند!»
عجز بشر در شناخت زمین
در یکی از درسگفتارها، به آیهای از قرآن کریم اشاره کردم:
إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالalum
«اگر توانستید از کرانههای آسمانها و زمین بگذرید، پس بگذرید.»
این آیه نشان میدهد که بشر در شناخت آسمانها موفقتر از زمین بوده است. به شاگردانم گفتم: «ما هنوز نتوانستهایم زمین زیر پایمان را بهخوبی بشناسیم، اما در تسخیر آسمانها پیش رفتهایم.» این نکته، نشان از عمق علمی قرآن دارد.
نقد تفاسیر نادرست
یکی از انتقاداتم به تفاسیر نادرست از مفاهیم قرآنی بود. مثلاً، برخی «اقطار السماوات» را به اشتباه «فوقالارض» معنا کردهاند. با خنده به شاگردانم گفتم: «اگر چنین تفسیری را میشنیدم، دندانهای مفسر را میشکستم!» باید با دقت و سند، آیات را تفسیر کنیم تا از انحراف جلوگیری شود.
آموزش مولد و تحقیق
در یکی از جلسات، از روشهای آموزشی غیرمولد در علم دینی انتقاد کردم. مطالعه بدون تحقیق، به خرفتی میانجامد. به شاگردانم گفتم: «باید در تعطیلیها تحقیق کنید، برنامهریزی کنید، و از وقتتان برای رشد علمی و معنوی بهره ببرید.»
مدیریت زمان و آرامش
یکی از نکاتی که همیشه به شاگردانم گوشزد میکردم، پرهیز از اتلاف وقت و اضطراب غیرضروری بود. گفتم: «عالمان پیشین در برزخ، از حرص و جوش به دور بودند. ما چرا باید وقتمان را هدر دهیم؟» آرامش و تمرکز، کلید تعالی روحی و علمی است.
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، که ریشه در درسگفتارهای سالیان گذشتهام دارند، تلاشی است برای تبیین رابطه عمیق انسان با خدا و جهان. من همیشه باور داشتم که دین باید ملموس و قابل فهم باشد، باید با مردم همراهی کرد و از یأسآفرینی پرهیز نمود. نقد روشهای سنتی، تأکید بر تصورات دقیق و استدلالهای مستند، و استفاده از ظرفیتهای علمی قرآن، راههایی هستند برای تقویت علم دینی و انطباق آن با نیازهای زمانه. این خاطرات، نهتنها شرح تأملات من در این مسیر است، بلکه دعوتی است به سوی فهمی عمیقتر از دین و زندگی.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!