متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه 892
مقدمه
زمانی در جمع طلاب، از دغدغههایم برای آینده دین و علم سخن میگفتم. این گفتگوها، که ریشه در درسگفتارهای پرحرارتی دارد که زمانی در حوزهها ایراد میشد، تلاشی است برای به اشتراک گذاشتن تأملاتم درباره جایگاه دین در جهانی که به سرعت در حال تغییر است. آنچه در این مجموعه میخوانید، روایتی است از تجربهها و اندیشههایم در پیوند دین با مسائل روز، با زبانی صمیمی که گویی در خلوت با شما سخن میگویم. این خاطرات، دعوتی است به تأمل در نقش حوزههای علمی، قدرت قرآن در پاسخ به نیازهای مدرن، و ضرورت بازسازی نظام آموزشی برای جهانی شدن علم دینی.
بخش اول: امتها در برابر ملتها
در گفتوگوهایم با طلاب، از آیندهای سخن گفتم که در آن کشورها به قطعات کوچکتر تجزیه میشوند. سیاستهای استعماری، ملتها را تضعیف میکنند و کشورها را به دو، چهار یا حتی شش بخش تقسیم میکنند. اما در این میان، امتها، که ریشه در اعتقادات دینی دارند، روز به روز نیرومندتر میشوند. امتها، برخلاف ملتها، به دلیل پیوند عمیق با ایمان، انسجامی پایدار دارند. قرآن کریم میفرماید:
كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهَا أُمَمٌ
(اینگونه تو را در میان امتی فرستادیم که پیش از آن امتهایی گذشتهاند؛ رعد: 30). این آیه نشان میدهد که امتها، با پشتوانه انبیا، نیرویی پایدارتر از ملتها دارند.
این تفاوت میان امت و ملت، ریشه در قدرت ایمان دارد. امتها، با عرق و غیرت دینی، در برابر چالشهای جهانی ایستادگی میکنند، در حالی که ملتها، بدون این پشتوانه، به آسانی تضعیف میشوند.
بخش دوم: ضعف علمی حوزههای دینی
بارها در جمع طلاب، از فقدان مباحث روزآمد در حوزهها گله کردم. جامعهشناسی، روانشناسی، و دیگر علوم انسانی در حوزههای ما جایی ندارند. این ضعف، ما را از عرضه دستاوردهای علمی دین به جهان باز داشته است. اگر حوزهها به این علوم مجهز شوند، میتوانند پاسخگوی نیازهای روز باشند و دین را به عنوان منبعی علمی و کاربردی به جهانیان معرفی کنند.
این ضعف، در حالی است که آموزشهای سنتی، مانند مباحث صرف و نحو، دیگر پاسخگوی نیازهای روز نیستند. ما باید مانند پزشکی که نبض بیمار را لحظهبهلحظه میگیرد، نبض جهان را در دست داشته باشیم و از پویاییهای جهانی عقب نمانیم.
بخش سوم: مقاومت دین در برابر سکولاریسم
در درسگفتارهایم، از تلاشهای بیوقفه قدرتهای استعماری برای تضعیف دین سخن گفتم. آنها هزینههای هنگفتی صرف میکنند تا عفت عمومی را از بین ببرند، مراکز مذهبی را تخریب کنند، و اعتقادات مردم را سست کنند. اما نتیجه، برخلاف انتظارشان، معکوس بوده است. مردم، با شعور و آگاهی بیشتر، به دین گرایش پیدا کردهاند. این پارادوکس نشان میدهد که دین، نیرویی ذاتی برای جذب انسانها دارد.
این مقاومت مردمی، نشاندهنده شکست پروژههای سکولاریزاسیون است. اما ما در حوزهها باید این گرایش را با آموزشهای علمی هدایت کنیم تا به انسجام دینی منجر شود.
بخش چهارم: خودتخریبی امتها
در گفتوگو با طلاب، از خطری سخن گفتم که امتها را تهدید میکند: خودتخریبی. امتها، با وجود قدرتشان، به دلیل ناسپاسی و ناسلامتی، خود را تضعیف میکنند. تبدیلهای مکرر دینی، مانند گرایش از یک مذهب به مذهب دیگر، به بیثباتی اعتقادی منجر میشود. این تبدیلها، که گاه از شیعه به سنی، یا از اسلام به دیگر ادیان رخ میدهد، نتیجه نبود آموزشهای عمیق و منسجم است.
برای کنترل این تبدیلها، حوزهها باید به ابزارهای علمی، مانند تحلیلهای آماری، مجهز شوند تا پویاییهای دینی را بهتر درک کنند.
بخش پنجم: نقش علما به عنوان ناظران جهانی
بارها به طلاب میگفتم: علما باید مانند پزشکان در بخش مراقبتهای ویژه، لحظهبهلحظه وضعیت امتها و ملتها را رصد کنند. حوزهها باید مانند بیمارستانی مجهز، نبض جهان را در دست داشته باشند و از تحولات جهانی عقب نمانند. اما متأسفانه، ما از این نقش غافل ماندهایم و به جای رصد جهان، به آموزشهای سنتی بسنده کردهایم.
این نقش نظارتی، نیازمند اعزام علما به صحنههای جهانی است. به جای محدود کردن آنها به روستاها، باید آنها را برای تعامل علمی با دانشگاههای پیشرفته آماده کنیم.
بخش ششم: ظرفیتهای قرآنی برای جهان مدرن
در درسگفتارهایم، از ظرفیت بینظیر قرآن برای پاسخ به مسائل مدرن سخن گفتم. قرآن، طرحهایی علمی و مدرن برای مدیریت جامعه ارائه میدهد، اما ما ابزار لازم برای بهرهبرداری از آن را نداریم. گویی در خانهای کلنگی زندگی میکنیم و هواپیمایی خریدهایم که نمیتوانیم از آن استفاده کنیم. قرآن، اقیانوسی است که میتواند تاریخ انبیای گمنام را آشکار کند، اما ما به جای تدبر و تحقیق، به قرائتهای سنتی بسنده کردهایم.
برای مثال، اگر پروژهای برای شناسایی انبیای گمنام در قرآن راهاندازی کنیم، میتوانیم تاریخ دین را بازسازی کنیم و هویت دینی امتها را تقویت کنیم.
بخش هفتم: نقد خودباختگی در برابر غرب
در گفتوگو با طلاب، از خودباختگی در برابر پیشرفتهای علمی غرب انتقاد میکردم. برخی گمان میکنند که چند دستاورد علمی غرب، آنها را برتر کرده است. اما در مسائل روانشناسی، جامعهشناسی، فلسفه و عرفان، ما به مراتب از آنها نیرومندتریم. حوزههای ما، اگر به علوم مدرن مجهز شوند، میتوانند مرجعی جهانی باشند.
این برتری، نیازمند ارائه علمی و نظاممند است تا جهان را به پذیرش ظرفیتهای دینی وادارد.
بخش هشتم: قدرتآفرینی قرآن
بارها به طلاب تأکید میکردم: قرآن باید برای ما قدرت ایجاد کند، نه اینکه صرفاً هزینه شود. قرائت با ترتیل و تجوید، بدون تدبر و تحقیق، نمیتواند به قدرتآفرینی منجر شود. امروز که امت اسلامی نیرومند است، باید گل قرآن در جامعه شکوفا شود و به راهحلهایی برای مسائل جهانی تبدیل گردد.
این قدرتآفرینی، نیازمند پروژههای پژوهشی عظیم و سیاستگذاریهای علمی است تا دین در برابر چالشهای جهانی پاسخگو باشد.
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، بازتابی است از دغدغههایم برای احیای جایگاه دین در جهان مدرن. از برتری امتها بر ملتها گرفته تا ضعف علمی حوزهها، از مقاومت دین در برابر سکولاریسم تا ظرفیتهای قرآنی برای پاسخ به مسائل روز، همه اینها دعوتی است به بازسازی نظام آموزشی و پژوهشی حوزهها. امیدوارم این خاطرات، مشعلی باشد برای آینده علم دینی و الهامبخش نسلی که دین را به عنوان راهبری جهانی میشناسد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!