متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه ۹۲۶
مقدمه
در درسگفتارهایم، گاه به مفاهیمی پرداختهام که چون گوهری گرانبها، در عمق معرفت قرآنی نهفتهاند. اینک، در مجموعه «گفتگوهای صمیمی»، فرصتی یافتهام تا آن تأملات را با زبانی روان و صمیمی، اما عمیق و علمی، با شما در میان بگذارم. این گفتگوها، بازتابی از سالها غور در قرآن، عرفان و فلسفه است که با تجربههای زیستهام در هم آمیخته و مرا به سوی فهم دقیقتر حقیقت رهنمون شده است. آنچه پیش روی شماست، دعوتی است به تأمل در مراتب ایمان، صبر و اصابه، و بازنگری در روشهای معرفتی که علم دینی را به سوی کمال میبرد.
بخش اول: سختی مفاهیم قرآنی و صبر در برابر آن
در یکی از جلسات، از سختی مفاهیم قرآنی سخن گفتم. سخنان روزمره، چون نسیمی سبک از کنار گوش میگذرند، اما وقتی به آیات عمیق قرآن میرسیم، گویی باری گران بر دوش ذهن و قلب مینشیند. من، که عمری در تاملات قرآنی زیستهام، دریافتهام که مفاهیمی چون صبر و اصابه، نیازمند قلبی آماده و ذهنی ژرفاند. این مفاهیم، نهتنها از ما فهم میطلبند، بلکه دعوتیاند به صبوری در برابر حکمت الهی.
بخش دوم: مؤمنان و مراتب ایمان
روزی از مخاطبان آیات قرآنی سخن گفتم. قرآن کریم میفرماید: الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ (بقره: ۱۵۶). این آیه، به مؤمنانی اشاره دارد که در برابر مصیبت، تسلیم خدا میشوند. اما من دیدهام که بسیاری از مؤمنان، در برابر سختیها، به جای رضا و اصابه، به شکایت و نارضایتی روی میآورند. برخی حتی میگویند: «خدا چه بر سرم آورد؟» اینان، در مراتب پایینتر ایماناند و به بشارت صابرین نمیرسند.
قرآن کریم: الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ
ترجمه: آنان که چون مصیبتی به ایشان رسد، گویند ما از آن خداییم و به سوی او بازمیگردیم.
بخش سوم: مراتب تسلیم، رضا و اصابه
در درسگفتارهایم، از تفاوت تسلیم، رضا و اصابه سخن گفتم. تسلیم، مرتبهای ابتدایی است که مؤمن خود را به خدا میسپارد، اما رضا، پذیرش حکمت الهی است، و اصابه، بالاترین مرتبه است که از سر معرفت، مصیبت را زیبا میبیند. من، که در دعاها و مأثورات غور کردهام، دریافتهام که اصابه، چون گوهری نادر است. آن که به اصابه میرسد، چنانکه زینب کبری سلاماللهعلیها گفت: مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلًا، جز زیبایی نمیبیند.
روایت: مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلًا
ترجمه: جز زیبایی ندیدم.
بخش چهارم: واقعیت برزخ و نقد تصاویر خیالی
روزی از تصویر غیرواقعی برزخ در فیلمها گله کردم. آنچه در فیلمها میبینید، بازی و خیال است، اما برزخ واقعی، چنانکه قرآن توصیف میکند، عالمی است که تحملش جز با معرفت ممکن نیست. من، که سالها در قرآن تأمل کردهام، باور دارم که تصاویر خیالی، راه را بر فهم حقیقت میبندند. باید از این شعبدهها پرهیز کرد و به سوی فهم قرآنی برزخ رفت.
بخش پنجم: نقد فیلمسازی غیرعلمی
از کپیبرداری غیرعلمی در فیلمسازی داخلی انتقاد کردم. بسیاری از آثار ما، تقلیدی از فیلمهای خارجیاند و از سناریونویسان متخصص بیبهرهایم. من، که گاه خود سناریو نوشتهام، دیدهام که این فقدان تخصص، مانع خلق آثار عمیق میشود. باید متخصصانی تربیت کرد که با تکیه بر معارف دینی، آثاری بومی و معنادار خلق کنند.
بخش ششم: تلاش خیالی خارجیها برای حقیقت
روزی گفتم خارجیها، با تخیل و فرض عوالم خیالی، در پی حقیقتاند، اما چون مواد خام معرفتی ندارند، راهشان طولانی است. اگر معارف قرآنی ما در دسترسشان بود، شاید زودتر به حقیقت میرسیدند. من، که این تلاشها را دیدهام، باور دارم که کارشان ارزشمند است، اما بدون معرفت دینی، ناقص میماند.
بخش هفتم: تمایز انسان در بیان
از آیه عَلَّمَهُ الْبَيَانَ (رحمن: ۴) سخن گفتم. خداوند به انسان بیان آموخت، اما علم قرآن را به همه نداد. این بیان، انسان را از دیگر موجودات متمایز میکند. من، که در این آیه تأمل کردهام، دریافتهام که تمایز انسانها در مراتب بیان است، نه در علم قرآن که مختص انبیا و اولیاست.
قرآن کریم: عَلَّمَهُ الْبَيَانَ
ترجمه: به او بیان آموخت.
بخش هشتم: مؤمنان متوسط و مواقف برزخی
از مؤمنان متوسط سخن گفتم که به بشارت صابرین نمیرسند. اینان، در گرفتاریها و مواقف برزخی درگیرند و به دلیل نرسیدن به اصابه، مسیرشان دشوار است. من، که این مراتب را در قرآن دیدهام، باور دارم که تنها صابرین به مقام بشارت میرسند، کسانی که مصیبت را با معرفت تحمل میکنند.
بخش نهم: اصابه و زبان علوی
از زبان علوی اصابه گفتم. آن که به اصابه میرسد، چون زینب کبری سلاماللهعلیها، میگوید: مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلًا. این زبان، مختص اولیای الهی است که مصیبت را از سر معرفت زیبا میبینند. من، که در متون عرفانی جستوجو کردهام، دریافتهام که اصابه، مفهومی قرآنی است و در کتب عرفانی کمتر یافت میشود.
روایت: مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلًا
ترجمه: جز زیبایی ندیدم.
بخش دهم: نقد روشهای مفهوممحور در علم دینی
از روشهای مفهوممحور در علم دینی انتقاد کردم. در حوزهها، گاه مفاهیم را میگیرند و به دیگران منتقل میکنند، بدون آنکه به مصادیق بپردازند. من، که عمری در پی تبدیل مصداق به مفهوم بودهام، دریافتهام که این روش، دشوار اما ارزشمند است. روش مفهوممحور، به تولید روضهخوان و واعظ محدود میشود، نه عالمانی که در مصادیق حقیقتجویند.
بخش یازدهم: خطرهای جسمانی و روانی اعمال دینی
روزی از خطر نشستن مداوم رو به قبله گفتم. این کار، به دلیل تأثیرات جسمانی و روانی، گاه به ارتعاشات روحی میانجامد. من، که این مسائل را با دقت بررسی کردهام، باور دارم که اعمال دینی باید با آگاهی و مشورت علمی انجام شوند تا از آسیبها در امان بمانیم.
بخش دوازدهم: اقرار به پیامبر و مراتب اصابه
از تفاوت اقرار به آنچه پیامبر آورده و اصابه سخن گفتم. اقرار به کلیات، مانند پذیرش آیات و احادیث، مرتبهای نازلتر از اصابه است که به علم جزئی و معرفت حکمت الهی میرسد. حتی کافری ممکن است در عمرش به اصابه برسد، اما در اولیا و معصومین، این مرتبه بارها تکرار میشود.
بخش سیزدهم: نقد فهم ناقص از ولایت
از فهم ناقص و پراکنده از ولایت گله کردم. این فهم، گاه به ولایت آسیب میزند. من، که سالها در باب ولایت تأمل کردهام، باور دارم که باید دانشگاهی عظیم برای مطالعه علمی ولایت تأسیس شود تا از سخنان قاطیپاتی پرهیز کنیم.
بخش چهاردهم: نقد رویکردهای عامهپسند در علم دینی
از تمرکز علم دینی بر فعالیتهای عامهپسند، مانند روضهخوانی، انتقاد کردم. مردم خود سینه میزنند و روضه میخوانند، اما علم دینی باید به تولید معرفت بپردازد. من، که این صحنهها را دیدهام، باور دارم که حوزهها باید کار علمی کنند، نه آنکه به فعالیتهای عامهپسند محدود شوند.
بخش پانزدهم: حکمت الهی و نظام مشاعی قیامت
از قضاوت الهی گفتم. قرآن کریم میفرماید: وَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَ الْعِبَادِ (غافر: ۴۸). قضاوت نهایی از آن خداست و محشر، نظامی مشاعی است که همه موجودات در آن به هم پیوستهاند. من، که گاه سناریوهایی برای قیامت نوشتهام، دریافتهام که این نظام، چون تار و پودی در هم تنیده، همه را در بر میگیرد.
قرآن کریم: وَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَ الْعِبَادِ
ترجمه: و خدا میان بندگان داوری میکند.
بخش شانزدهم: تبدیل مصداق به مفهوم
از دشواری تبدیل مصداق به مفهوم گفتم. این کار، چون اتصال لولهای بزرگ به لولهای کوچک است، دشوار اما ارزشمند. من، که عمری در این مسیر کوشیدهام، باور دارم که علم دینی باید به مصادیق بپردازد تا از تولید واعظ و منبری فراتر رود.
بخش هفدهم: جهان بهعنوان نظام هماهنگ
روزی از بیت «جهان چون چشم و خط و خال و ابروست / که هر چیزی به جای خویش نیکوست» سخن گفتم. جهان، نظامی هماهنگ است که هر چیز در جای خود زیباست. من، که در فلسفه و عرفان تأمل کردهام، باور دارم که نگاه کلنگر به جهان، ما را به فهم حکمت الهی نزدیک میکند.
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، که از درسگفتارهایم برگرفته شده، سفری است به عمق تأملاتم در باب صبر، اصابه و معرفت قرآنی. از سختی مفاهیم قرآنی گفتم که نیازمند صبوریاند، و از مراتب ایمان سخن گفتم که از تسلیم تا اصابه امتداد دارد. از واقعیت برزخ و نقد تصاویر خیالی گفتم و بر ضرورت تولید آثار علمی و بومی تأکید کردم. از تمایز انسان در بیان و مراتب اصابه سخن گفتم و از نقد روشهای مفهوممحور و فهم ناقص ولایت گله کردم. این مجموعه، دعوتی است به سوی فهم عمیقتر قرآن، اصلاح علم دینی و نگاه کلنگر به نظام هماهنگ خلقت، تا با معرفت و صبر، به سوی حکمت الهی گام برداریم.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!