گفتگوهای صمیمی 934

متن تحقیق

 

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه 934

مقدمه

روزهایی که در جمع طلاب، با شور و تأمل از نظام خلقت و پرسش‌های عمیق درباره حکمت و عدالت آن سخن می‌گفتم. این گفتگوها، که ریشه در درس‌گفتارهای پرحرارتی دارد که زمانی در حوزه‌ها ایراد می‌شد، تلاشی است برای به اشتراک گذاشتن اندیشه‌هایم درباره نظام احسن، ظواهر ظالمانه طبیعت، و ضرورت بازنگری در علم دینی با نگاهی قرآنی. آنچه در این مجموعه می‌خوانید، روایتی صمیمی از تأملاتم است که گویی در خلوت با شما سخن می‌گویم، با زبانی که دعوت به تفکر در حکمت خلقت و نقش انسان در آن است.

بخش اول: نظام احسن یا خلقت ظالمانه؟

در درس‌گفتارهایم، از طلاب می‌پرسیدم: آیا خلقت الهی، با همه درندگی و خشونتی که در طبیعت می‌بینیم، نظام احسن است یا ظالمانه؟ طبیعت، با ویژگی‌های گزنده و کشنده‌اش، گویی صحنه‌ای از بی‌رحمی است. از جنگل‌های وحشی تا دنیای مدرن، که آن را «جنگل مدرن» می‌نامم، فقرا، ضعفا، و محرومان زیر چرخ ظلم خرد می‌شوند. اما قرآن کریم می‌فرماید:
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ
(بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و اختلاف شب و روز نشانه‌هایی برای خردمندان است؛ آل‌عمران: 190). این آیه، مرا به تأمل در حکمت نهفته در خلقت واداشت.

نکته کلیدی: خلقت الهی، با وجود ظواهر ظالمانه، نظامی حکیمانه و هدفمند است که نیازمند تأمل عمیق خردمندان است.

این پرسش، مرا به این باور رساند که نظام احسن، فراتر از ظواهر، در حکمت الهی نهفته است و باید با عقل و تدبر کشف شود.

بخش دوم: جنگل مدرن و ظلم اجتماعی

در گفت‌وگو با طلاب، جهان معاصر را به جنگلی مدرن تشبیه می‌کردم، جایی که ظلم به محرومان و ضعفا، گویی از درندگی حیوانات نیز شدیدتر است. فقر، بیماری، و نابرابری، چهره‌ای خشن از این جنگل نشان می‌دهند. قرآن کریم می‌فرماید:
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ
(آیا ندیدی کسانی را که نعمت خدا را به کفر تبدیل کردند و قوم خود را به سوی سرای هلاکت کشاندند؟؛ ابراهیم: 28). این آیه، گویی نقدی است بر کسانی که نعمت‌های الهی را به ظلم و نابرابری بدل می‌کنند.

نکته کلیدی: جنگل مدرن، با نابرابری و ظلم به محرومان، چهره‌ای خشن از جهان معاصر نشان می‌دهد.

این تأمل، مرا به ضرورت بازسازی نظام‌های اجتماعی با الهام از قرآن واداشت.

بخش سوم: نقد ساده‌انگاری شاعرانه نظام احسن

با طنزی کنایی، از شعرهایی که جهان را به دلیل زیبایی‌های ظاهری، مانند «چشم و خط و خال و ابرو»، نظام احسن می‌خوانند، انتقاد می‌کردم. این دیدگاه‌های شاعرانه، واقعیت‌های خشن طبیعت، مانند درندگی حیوانات یا بلایای طبیعی، را نادیده می‌گیرند. قرآن کریم می‌فرماید:
وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
(و در آفرینش آسمان‌ها و زمین تأمل می‌کنند؛ آل‌عمران: 191). این آیه، دعوت به تفکری عمیق‌تر در خلقت است.

نکته کلیدی: دیدگاه‌های شاعرانه که نظام احسن را به زیبایی‌های ظاهری محدود می‌کنند، از واقعیت‌های خشن طبیعت غافل‌اند.

این نقد، مرا به این باور رساند که فهم نظام احسن نیازمند نگاهی عقلانی و فراتر از سطحی‌نگری است.

بخش چهارم: خشونت دریا و بلایای طبیعی

روزی کنار دریا ایستاده بودم و امواج خروشان آن را تماشا می‌کردم. گویی دریا، با جزر و مد و طوفان‌هایش، از صد شیر درنده‌تر است. ساعت‌ها به این صحنه خیره شدم و دریافتم که طبیعت، با همه زیبایی‌اش، چهره‌ای وحشتناک دارد. قرآن کریم می‌فرماید:
وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
(و در گردش بادها و ابرهای مسخر میان آسمان و زمین نشانه‌هایی برای قومی است که تعقل می‌کنند؛ بقره: 164). این آیه، مرا به تأمل در حکمت نهفته در این خشونت واداشت.

نکته کلیدی: دریا و بلایای طبیعی، با وجود خشونت ظاهری، نشانه‌هایی از حکمت الهی‌اند که نیازمند تعقل است.

این تجربه، مرا به این باور رساند که حتی در خروش طبیعت، نظمی حکیمانه نهفته است.

بخش پنجم: مرگ و فلاکت در طبیعت

در درس‌گفتارهایم، از طلاب می‌خواستم به طبیعت در پاییز و زمستان بنگرند، جایی که حیوانات در باتلاق‌ها و خشکسالی‌ها با فلاکت می‌میرند. گویی مرگ، وحشتناک‌ترین مخلوق خداست که همه را در هم می‌شکند. قرآن کریم می‌فرماید:
أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ
(فزون‌طلبی شما را سرگرم کرد؛ تکاثر: 1). این آیه، گویی هشداری است به غفلت از مرگ و واقعیت‌های تلخ خلقت.

نکته کلیدی: مرگ و فلاکت در طبیعت، هشداری است به غفلت انسان از واقعیت‌های خلقت.

این تأمل، مرا به ضرورت توجه به مرگ و حکمت آن در نظام خلقت واداشت.

بخش ششم: نقد نظام‌های دینی مبتنی بر حرف

از نظام‌های دینی که تنها به نصیحت و سخنرانی بسنده می‌کنند، انتقاد می‌کردم. گویی گفتن «علف، علف» به بز، آن را چاق نمی‌کند؛ باید علف واقعی داد. علم دینی نیز نیازمند نظام‌های ساختاری و علمی است، نه فقط نصیحت. قرآن کریم می‌فرماید:
ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ
(این کتاب که هیچ شکی در آن نیست، هدایتی برای پرهیزگاران است؛ بقره: 2). این آیه، بر نقش هدایتی قرآن در ایجاد نظام‌های عملی تأکید دارد.

نکته کلیدی: نظام‌های دینی مبتنی بر حرف، ناکارآمدند و علم دینی نیازمند ساختارهای علمی و عملی است.

این نقد، مرا به ضرورت ایجاد نظام‌های علمی در دیانت واداشت.

بخش هفتم: تصریف الریاح و قدرت بشر

در گفت‌وگو با طلاب، از تصریف الریاح سخن گفتم، پدیده‌ای که در همه موجودات، از سلول‌های بدن تا ابرهای آسمان، جریان دارد. قرآن کریم می‌فرماید:
وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
(و در گردش بادها و ابرهای مسخر میان آسمان و زمین نشانه‌هایی برای قومی است که تعقل می‌کنند؛ بقره: 164). این آیه، نشان می‌دهد که بشر می‌تواند در این پدیده‌ها تصرف کند و آن را برای آینده به کار گیرد.

نکته کلیدی: تصریف الریاح، به عنوان نشانه‌ای الهی، پتانسیلی برای تصرف علمی بشر در آینده دارد.

این تأمل، مرا به این باور رساند که علم دینی می‌تواند با بهره‌گیری از قرآن، آینده جهان را شکل دهد.

بخش هشتم: جنگ‌های آینده و تصریف الریاح

از جنگ‌های آینده سخن می‌گفتم، جنگ‌هایی که نه با سلاح‌های سنتی، بلکه با کنترل طبیعت، مانند خشکسالی و آلودگی، شکل خواهند گرفت. تصریف الریاح، کلیدی برای این تحولات است. قرآن کریم می‌فرماید:
وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ
(و در گردش بادها؛ بقره: 164). این آیه، گویی دعوتی است به آمادگی علمی برای آینده.

نکته کلیدی: جنگ‌های آینده بر اساس تصریف الریاح و کنترل طبیعت شکل خواهند گرفت.

این اندیشه، مرا به ضرورت پژوهش‌های علمی در حوزه‌های قرآنی واداشت.

بخش نهم: نقش دعا در تصریف الریاح

از روایات دینی سخن گفتم که دعاهایی مانند نماز استسقاء برای تصریف الریاح وجود دارد، اما برای اختلاف لیل و نهار چنین دعاهایی نیست. این تمایز، نشان‌دهنده حوزه‌هایی است که بشر می‌تواند در آن‌ها تأثیر بگذارد. قرآن کریم می‌فرماید:
وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ
(و در گردش بادها؛ بقره: 164). این آیه، بر امکان تأثیر بشر در طبیعت تأکید دارد.

نکته کلیدی: دعاها و اعمال دینی، مانند نماز استسقاء، نشان‌دهنده امکان تأثیر بشر در تصریف الریاح است.

این باور، مرا به ضرورت پیوند علم و دیانت در فهم طبیعت واداشت.

بخش دهم: نقش عقل و تفکر در فهم خلقت

به طلاب می‌گفتم: فهم خلقت، نیازمند عقل و تفکر است. تنها قوم یعقلون می‌توانند در نظام خلقت حرکت کنند. قرآن کریم می‌فرماید:
وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
(و در آفرینش آسمان‌ها و زمین تأمل می‌کنند؛ آل‌عمران: 191). این آیه، دعوت به تعقل در حکمت خلقت است.

نکته کلیدی: فهم حکمت خلقت، نیازمند عقل و تفکر است و تنها خردمندان می‌توانند آن را درک کنند.

این تأمل، مرا به ضرورت پرورش ذهن‌های متفکر در علم دینی واداشت.

جمع‌بندی

این گفتگوهای صمیمی، بازتابی است از دغدغه‌هایم برای فهم عمیق نظام خلقت و نقش علم دینی در پاسخ به پرسش‌های بزرگ بشری. از نقد ظواهر ظالمانه طبیعت تا تأکید بر تصریف الریاح به عنوان کلیدی برای آینده، همه این‌ها دعوتی است به بازسازی علم دینی با نگاهی عقلانی و قرآنی. امیدوارم این خاطرات، مشعلی باشد برای نسلی که با تأمل در قرآن، حکمت خلقت را کشف کند و آینده جهان را هدایت نماید.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)