متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه 1012
مقدمه
این مجموعه، شرحی است از لحظههای زندگی و تأملات من، که گاه در درسگفتارهایم بهصورت گذرا به آنها اشاره کردهام. آنچه در این گفتگوها میخوانید، بازتابی از تجربههای شخصی، تأملات عمیق فقهی، عرفانی و معرفتی من است که با صداقت و صمیمیت به رشته تحریر درآمدهاند. در این بخش، به بیان خاطراتی میپردازم که ریشه در عمق باورهایم به ضرورت پالایش علم دینی، نقد روایات غیرمعتبر، و اصلاح نگاه به جایگاه زنان در خلقت الهی دارند. این روایتها نهتنها بازتاب زندگی من، بلکه دعوتی است به تأمل در چگونگی بازسازی دانش دینی برای جهانی که نیازمند پاسخهای عقلانی و معنوی است.
بخش اول: نقد سند روایات و تمایز امور تعبدی و عقلانی
روزگاری در محضر استادم، مرحوم آقای شعرانی، نشسته بودم. ایشان با آن نگاه نافذ و دانش عمیقشان سخنی گفتند که هنوز در گوشم طنینانداز است. میفرمودند: «سند روایت، چه صحیص باشد چه نباشد، برای امور تعبدی مانند تسبیح و نماز است. اما در مسائل عقلانی، مثل اینکه دو دو تا چهار تا میشود، چه نیازی به سند است؟» این سخن، دریچهای به سوی درکی نو از علم دینی گشود. مسائل عقلانی، که با منطق و استدلال سنجیده میشوند، نیازی به زنجیره اسناد ندارند. دو دو تا چهار تا، حتی اگر سندی نداشته باشد، حقیقتش پابرجاست. اما در امور تعبدی، که عقل بهتنهایی راه به جایی نمیبرد، سند معتبر است که راه را نشان میدهد. این تمایز، برای من که سالها در پی فهم حقیقت در متون دینی بودم، همچون مشعلی روشنگر بود.
بخش دوم: نقد روایات غیرمعتبر درباره عادت ماهانه
در میان روایاتی که گاه در کتب حدیثی ما یافت میشود، برخی چنان از حقیقت دورند که انسان را به حیرت وا میدارند. در یکی از درسگفتارهایم، به روایتی اشاره کردم که مدعی بود در زمان نوح علیهالسلام، زنان سالی یکبار عادت ماهانه میدیدند. اما چون به قول این روایت، «پررویی» کردند و با مردان اختلاط نمودند، خداوند عادتشان را به ماهی یکبار تغییر داد. این سخن، نهتنها با عقل سازگار نیست، بلکه با طبیعت خلقت نیز در تضاد است. عادت ماهانه، بخشی از نظام آفرینش زنان است که از آغاز خلقت بوده و نه نتیجه نفرینی الهی. اینگونه روایات، که بیاساس و خرافیاند، آبروی دین را به خطر میاندازند. وقتی در سایتها و شبکههای ماهوارهای به چنین مطالبی میخندند، من نیز با آنها همدردم، اما نه از سر تمسخر، بلکه از درد بیتوجهی ما به پالایش این متون.
بخش سوم: تلاش عالمان گذشته در حفظ میراث دینی
در جوانی، هنگامی که با شوق و اشتیاق در پی فهم متون دینی بودم، به تلاشهای عالمانی چون مرحوم مجلسی میاندیشیدم. این بزرگان، با امکانات اندک، روایات را گردآوری کردند تا گم نشوند. آنها امانتدارانی بودند که این متون را برای نسلهای بعد به یادگار گذاشتند، نه آنکه قصد تأیید همه آنها را داشته باشند. این کار، مانند انباری است که هر چیزی، حتی اشیای شکسته و بیمصرف، در آن نگهداری میشود تا روزی که کسی بیاید و آن را مرتب کند. ما امروز وظیفه داریم این انبار را سامان دهیم، روایات معتبر را جدا کنیم و آنچه با عقل و شرع سازگار نیست، کنار بگذاریم.
بخش چهارم: نقد ضعف علم دینی در پالایش روایات
سالهاست که در محافل علمی و دینی، شاهدیم که کتب حدیثی مانند اصول کافی و بحارالانوار بدون پالایش منتشر میشوند. این کار، مانند آن است که انباری پر از اشیای کهنه را بدون نظم به نمایش بگذاریم. بارها در درسگفتارهایم تأکید کردهام که علم دینی نیازمند بازنگری است. ما نمیتوانیم هر آنچه در این کتب آمده را بیچونوچرا بپذیریم. باید بنشینیم، بررسی کنیم و آنچه با عقل و قرآن سازگار نیست را کنار بگذاریم. این کار، نهتنها به اعتبار دین میافزاید، بلکه مانع از سوءاستفاده کسانی میشود که این روایات را دستمایه تمسخر قرار میدهند.
بخش پنجم: نقد کارهای کمی و ضرورت کارهای کیفی
در یکی از جلسات، با حسرتی نهان گفتم که چرا علم دینی ما به فهرستنویسی و موضوعبندی کتب حدیثی محدود شده است؟ این کارها، که حتی دانشجویان عادی نیز میتوانند انجام دهند، نیازی به تخصص حوزوی ندارد. آنچه ما نیاز داریم، کارهای کیفی است؛ پژوهشهایی که عمیق، علمی و نوآورانه باشند. باید پرسید: این روایت درست است یا خیر؟ با عقل و قرآن سازگار است یا نه؟ اینگونه پرسشها، علم دینی را از رخوت به پویایی میرساند.
بخش ششم: نقد فقدان منابع برای منبر و روضه
روزگاری، در میان گفتوگوهایم با طلاب، از کمبود بودجه برای منبر و روضه گله کردم. این کمبود، نشانهای از ضعف در مدیریت منابع دینی است. وقتی حتی برای وعظ و تبلیغ، که از وظایف اصلی ماست، بودجهای نیست، چگونه میتوان انتظار داشت که علم دینی پویا و کارآمد شود؟ این درد، مرا به تأمل در ضرورت مدیریت بهتر منابع واداشت.
بخش هفتم: تمجید از طلاب جوان
در جلساتم، بارها از تواناییهای طلاب جوان سخن گفتهام. این جوانان، گویی هر یک انیشتین و سقراطی در حوزه خود هستند. ذهنهایشان پر از خلاقیت و استعداد است، اما افسوس که فرصت کافی به آنها داده نمیشود. اگر به این جوانان میدان دهیم، کارهای علمی و فکری بزرگی از آنها خواهیم دید که از ما پیرمردها نیز پیشی میگیرند.
بخش هشتم: نقد روایات زنستیزانه
یکی از دردهایم، روایاتی است که زنان را نجس یا «حیوانات گیسبلند» خواندهاند. این سخنان، نهتنها با حقیقت خلقت سازگار نیست، بلکه گاه نتیجه تعصبات شخصی است. در درسگفتارهایم گفتم: برخی از این روایات، انگار از دعوای شبانگاهی با همسر سرچشمه گرفتهاند! وقتی عالمی نتوانسته در خانه حرفی بزند، صبح در درسش آن را خالی کرده است. قرآن کریم اما راه را نشان میدهد. در آیهای میفرماید:
قرآن کریم: وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ ۖ قُلْ هُوَ أَذًى
ترجمه: و از تو درباره عادت ماهانه میپرسند، بگو: آن رنجی است.
این آیه، عادت ماهانه را نه نجاست، بلکه پدیدهای طبیعی میداند که بخشی از نظام خلقت است. این نگاه قرآنی، مرا به تأمل در ضرورت پالایش روایات از تعصبات واداشت.
بخش نهم: نقد روایت عللالشرایع و نورالثقلین
در کتاب عللالشرایع و نورالثقلین، روایتی آمده که عادت ماهانه را نجاست میداند. این سخن، نهتنها غیرعلمی است، بلکه با طبیعت خلقت در تضاد است. در یکی از جلسات، با حسرتی عمیق گفتم: اینگونه روایات، آبرویمان را میبرند. وقتی چنین مطالبی در سایتها و شبکههای خارجی منتشر میشود، به ریش ما میخندند. وظیفه ماست که این خرافات را کنار بگذاریم و روایات را با عقل و قرآن بسنجیم.
بخش دهم: نقد جداسازی زنان و مردان
روزی از یکی از عالمان دینی شنیدم که با عصبانیت میگفت: «زنان را اینقدر از خانه بیرون نیاورید!» این سخن، مرا به فکر فرو برد. جداسازی زنان و مردان، مشکلی را حل نمیکند. جامعه سالم، جامعهای است که زنان و مردان در ساختاری نظاممند و عادلانه کنار هم زندگی کنند. زنان باید بتوانند امور خود را، از آموزش گرفته تا درمان و زایمان، خودشان مدیریت کنند. این نگاه، نهتنها به عدالت نزدیکتر است، بلکه با واقعیتهای جامعه مدرن سازگارتر است.
بخش یازدهم: پیشنهاد اعلام بایگانی بودن کتب حدیثی
بارها در درسگفتارهایم پیشنهاد کردهام که کتب حدیثی را بهعنوان بایگانی معرفی کنیم. باید به جهانیان بگوییم که بسیاری از این روایات در حال بررسیاند و ما خودمان همه آنها را قبول نداریم. این شفافیت، نهتنها اعتبار ما را حفظ میکند، بلکه مانع از سوءاستفاده دشمنان میشود. با حسرتی گفتم: اگر این کار را نکنیم، همچنان شاهد تمسخر این روایات در سایتها و شبکهها خواهیم بود.
بخش دوازدهم: نقد ازدواج متعدد در جامعه مدرن
در جامعه امروز، ازدواج متعدد یا موقت، بدون قانون و صلاحیت اجتماعی، جایز نیست. در یکی از جلسات گفتم: وقتی جامعه و فرد صلاحیت لازم را ندارند، اینگونه ازدواجها به ظلم میانجامد. جامعه مدرن، نیازمند قانون است. بدون قانون، نهتنها ازدواج متعدد، بلکه هر عمل دیگری نیز به هرجومرج میانجامد. این سخن، مرا به تأمل در ضرورت قانونگذاری در احکام دینی واداشت.
بخش سیزدهم: ویژگیهای دماء ثلاثه
دماء ثلاثه، یعنی حیض، استحاضه و نفاس، نهتنها برای تولید مثل، بلکه برای سلامت زنان، اعتزال مردان و تنظیم روابط اجتماعی ضروریاند. این نظام، بخشی از حکمت خلقت است. در درسگفتارهایم گفتم: این ویژگیها، نشاندهنده جامعیت فقه شیعه است که به همه ابعاد زندگی انسان توجه دارد. این نگاه، مرا به شگفتی از حکمت الهی در خلقت واداشت.
بخش چهاردهم: نقد عدم بهرهوری در جامعه اسلامی
جامعه اسلامی ما، مانند سفرهای پر از غذاست که به دلیل نزاع و عدم مدیریت، نیمی از آن هدر میرود. در یکی از جلسات، با حسرتی گفتم: ما همهچیز داریم، ثروت، امکانات، نیروی انسانی، اما نمیتوانیم از آنها بهره ببریم. این ناکارآمدی، نتیجه ضعف در مدیریت و آگاهی است. اگر این سفره را درست مدیریت کنیم، هیچ کمبودی نخواهیم داشت.
بخش پانزدهم: تفاوت انسان و حیوان در بهداشت
انسان، برخلاف حیوانات، نیازمند بهداشت اختیاری است. حیوانات با زبان خود تطهیر میکنند و نمیمیرند، اما انسان اگر چنین کند، بیمار میشود. این نکته را در درسگفتارهایم مطرح کردم تا نشان دهم که انسان، با اختیار و آگاهی خود، مسئول حفظ سلامت خویش است. این تفاوت، مرا به تأمل در عظمت خلقت انسان واداشت.
بخش شانزدهم: نقد ضعف علم دینی در مسائل مدرن
علم دینی ما، هنوز نتوانسته مسائل مدرن مانند دماء ثلاثه را با رویکردی علمی و نظاممند بررسی کند. در یکی از جلسات، با حسرتی گفتم: ما باید فقه را با علوم مدرن، مانند روانشناسی و جامعهشناسی، تلفیق کنیم تا پاسخگوی نیازهای امروز باشیم. این ضعف، مرا به تأمل در ضرورت تحول در علم دینی واداشت.
بخش هفدهم: تفاوت جوامع بدوی و نظاممند
جوامع بدوی، هر کس برای خود بود و کار خود را میکرد. اما جامعه مدرن، نظاممند است و نیازمند قانون و نظم. در درسگفتارهایم گفتم: در جامعه نظاممند، اگر یک نفر دیر کند، کل سیستم به هم میریزد. این تفاوت، مرا به تأمل در ضرورت قانونگذاری در جامعه اسلامی واداشت.
بخش هجدهم: نقد حافظهمحوری در علم
کسانی که تنها از حافظه خود استفاده میکنند، انسانهای معمولیاند. اما نابغهها، از خلاقیت و نوآوری بهره میبرند. در یکی از جلسات گفتم: انسانهای وارسته، هر لحظه در حال تحولاند و نمیتوان آنها را در قالبی ثابت نگه داشت. این نگاه، مرا به تأمل در اهمیت خلاقیت در علم دینی واداشت.
بخش نوزدهم: خاطرهای از استاد پیشین
روزی به استادم گفتم: «چرا نمینویسید؟ با این ذهن بلند، چرا اثری از خود به جا نمیگذارید؟» او با فروتنی گفت: «هرچه مینویسم، فردا از آن خجالت میکشم.» این سخن، مرا به شگفتی واداشت. ذهن او چنان پویا بود که نوشتههای دیروزش را ناکافی میدید. به او گفتم: «بنویسید و نخوانید! بگذارید دیگران بخوانند و بهره ببرند.» این خاطره، نشاندهنده عمق و پویایی ذهن آن عالم بود که هرگز درجا نمیزد.
بخش بیستم: خاطره رانندگی در جوانی
در جوانی، وقتی در جاده چالوس رانندگی میکردم، با مهارت و شوق، پیچهای تند را پشت سر میگذاشتم. آن روزها، اطراف قم پر از باغهای انار بود، با انارهای ترکخوردهای که آبشان بر زمین میریخت. این صحنهها، هنوز در ذهنم زندهاند، گویی همین دیروز بود. این خاطرات، مرا به روزگار جوانی و شوق یادگیریام میبرند، زمانی که با استادم در این جادهها همسفر بودم و از او درس زندگی میآموختم.
بخش بیستویکم: مفهوم توبه دائمی
توبه، برای من نه یک عمل مقطعی، بلکه حالتی دائمی است. در درسگفتارهایم گفتم: انسانهای وارسته، هر لحظه در حال توبه و اصلاحاند. توبه، تنها برای گناهان بزرگ نیست؛ حتی نمازی که خواندهایم، دعایی که کردهایم، ممکن است پر از اشکال باشد. این نگاه، مرا به تأمل در پویایی معنوی واداشت که انسان را از ایستایی به سوی کمال میبرد.
جمعبندی نهایی
این گفتگوهای صمیمی، بازتابی از زندگی من، تأملاتم و دردم برای پالایش علم دینی است. از نقد روایات غیرمعتبر گرفته تا دعوت به قانونگذاری در جامعه مدرن، همه اینها دعوتی است به بازنگری در دانش دینی. من باور دارم که علم دینی، اگر با عقل و قرآن سنجیده شود، میتواند پاسخگوی نیازهای امروز باشد. طلاب جوان، با ذهنهای خلاقشان، میتوانند این راه را ادامه دهند و دین را از خرافات و تعصبات پالایش کنند. این خاطرات، نهتنها شرح زندگی من، بلکه دعوتی است به شما، خواننده گرامی، برای تأمل در این پرسش: چگونه میتوانیم دینی شستهرفته، مدرن و کارآمد داشته باشیم که رستم هم نتواند کمرش را خم کند؟
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!