متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه 1046
مقدمه
در درسگفتارهایم، گاه به فرازهایی از زندگی و تأملاتم اشاره کردهام که شاید گذرا بودهاند، اما اکنون فرصتی است تا آنها را با شما به تفصیل در میان بگذارم. این گفتگوها، بازتابی از عمق اندیشهها و دغدغههایم در باب فلسفه، علم دینی، و نقش آن در زندگی و جامعه است. من، بهعنوان یک عالم دینی، همواره کوشیدهام تا حقیقت را نهتنها در مفاهیم نظری، بلکه در بطن زندگی و عمل جستجو کنم. این خاطرات، روایتی صمیمی از این سفر معرفتی است که با شما به اشتراک میگذارم، گویی در کنارتان نشستهام و از دل سخن میگویم.
بخش اول: فلسفه، سلطان علوم
وجود، محور فلسفه
زمانی در حوزههای علمی، ساعتها در باب فلسفه و جایگاه آن در علوم سخن میگفتم. فلسفه برای من نهتنها یک علم، بلکه سلطان علوم است؛ علمی که با وجود سروکار دارد. وجود، آن حقیقت بنیادینی است که همهچیز بر آن استوار است. اگر فلسفه از وجود تهی شود، به عدم میرسد و دیگر فلسفه نیست. من به شاگردانم میگفتم: «فلسفه باید شما را به حقیقت وجود برساند، نه به بازی با مفاهیم ذهنی.» این سخن را از سر تجربه میگویم، چرا که دیدهام چگونه فلسفه در برخی حوزهها به انبوهی از الفاظ و مفاهیم انتزاعی فروکاسته شده است.
فلسفه، در نگاه من، باید مانند چکشی محکم و پتکی توانمند عمل کند؛ باید چیزی را خلق کند، چیزی را به حرکت درآورد. اگر فیلسوفی ادعای شناخت وجود و طبیعت را دارد، باید بتواند دستاوردی عملی نشان دهد. با طنزی به شاگردانم میگفتم: «اگر اینقدر از وجود سخن میگویید، دستکم یک سوسک را به هوا بفرستید تا ببینیم!» این سخن، هرچند طنزآمیز، هشداری بود به اینکه علم دینی باید از انزوای نظری خارج شود و به میدان عمل آید.
انحراف فلسفه به مفاهیم ذهنی
یکی از دردهایم این بود که فلسفه در برخی حوزهها به مجموعهای از مفاهیم ذهنی تقلیل یافته است. در درسگفتارهایم میگفتم: «ما فلسفه را خراب کردهایم.» وقتی فلسفه به جای پرداختن به حقیقت وجود، درگیر الفاظ و بازیهای ذهنی میشود، دیگر نمیتواند راهگشا باشد. من همواره به شاگردانم تأکید میکردم که فلسفه باید به ما کمک کند تا واقعیات را دنبال کنیم، نه اینکه در تاروپود مفاهیم ذهنی گرفتار شویم.
این انحراف، نتیجهای جز ناتوانی در نوآوری ندارد. با حسرتی میگفتم: «فیلسوفی که اینهمه از وجود و مراتب آن سخن میگوید، چرا نمیتواند دستاوردی ملموس ارائه دهد؟» این نقد، نه از سر ناامیدی، بلکه از ایمان به ظرفیت عظیم فلسفه بود. فلسفهای که با حکمت متعالیه ملاصدرا پیوند دارد، باید بتواند علم و عمل را در هم آمیزد و راه را برای پیشرفت هموار کند.
بخش دوم: موانع پیشرفت علم دینی
ترس از نوآوری
در یکی از جلسات درسگفتار، با شاگردانم از ترسی سخن گفتم که گریبان علم دینی را گرفته است. ترسی که هر نوآوری را به اتهام جادوگری سرکوب میکند. من با لحنی صمیمی اما جدی میگفتم: «اگر کسی چیزی را به هوا بفرستد، فوراً میگویند ساحر است و باید حذف شود!» این ترس، مانعی بزرگ در برابر خلاقیت است. من باور دارم که علم دینی باید فضایی آزاد و امن داشته باشد تا نوآوران بتوانند ایدههایشان را بدون واهمه مطرح کنند.
مثالی که برای شاگردانم زدم: در برخی کشورها، برای تشویق پلیسها به کاهش وزن، به آنها جایزه میدهند. چرا ما در علم دینی چنین رویکردی نداشته باشیم؟ باید نوآوران را تشویق کنیم، نه اینکه آنها را طرد کنیم. این سخن را از سر دغدغهام برای پویایی علم دینی میگفتم، چرا که دیدهام چگونه محافظهکاری، علم را به سنگ تاریخ تبدیل میکند.
نیاز به آزادی و امنیت علمی
من همواره باور داشتم که پیشرفت علم دینی بدون آزادی و امنیت ممکن نیست. در درسگفتارهایم میگفتم: «تا وقتی فضایی امن برای طرح ایدههای جدید نباشد، هیچ نوآوریای شکل نمیگیرد.» این سخن را از تجربهام در حوزههای علمی میگفتم، جایی که گاه ترس از قضاوت، عالمان را از سخن گفتن بازمیداشت. من به شاگردانم میگفتم: «باید قاعده را تغییر دهیم؛ باید بگوییم هرکس ایدهای نو دارد، نهتنها طرد نمیشود، بلکه جایزه میگیرد.»
این آزادی و امنیت، لازمه رشد علمی است. مثالی از امنیت اقتصادی زدم: «اگر کسی پول دارد و از ترس دزد بودن طرد شود، سرمایهاش را به جای دیگری میبرد.» همینطور در علم، اگر عالمی از ترس طرد شدن ایدهاش را مطرح نکند، علم دینی عقیم میماند. من از صمیم قلب باور دارم که علم دینی باید فضایی داشته باشد که در آن، هر ایدهای با احترام شنیده شود.
علم دینی، دکور یا حقیقت؟
یکی از دردناکترین مشاهداتم این بود که علم دینی گاه به دکوری بیاثر تبدیل شده است. در درسگفتارهایم با حسرتی میگفتم: «علم دینی نباید تنها برای نمایش باشد.» عالمان دینی باید در حل مسائل واقعی جامعه نقشآفرین باشند، نه اینکه تنها به تکرار مفاهیم گذشته بسنده کنند. من باور دارم که علم دینی باید مانند چشمهای جوشان، حیاتبخش و تحولآفرین باشد.
از شاگردانم میخواستم به تاریخ نگاه کنند: عالمان بزرگ گذشته، مانند عرفا و فلاسفهای که در خلوت خود به کارهای علمی میپرداختند، از ترس قضاوت، درهای حجرههایشان را میبستند. این ترس، هنوز هم در برخی حوزهها باقی مانده است. من به شاگردانم میگفتم: «باید این قاعده را بشکنیم؛ باید فضایی بسازیم که عالم بتواند بگوید من مستجابالدعوهام، یا میتوانم مرضی را شفا دهم، بدون اینکه طرد شود.»
بخش سوم: آموزش و تفکر در علم دینی
نقد آموزش نظری صرف
در درسگفتارهایم، بارها از نظام آموزشیای انتقاد میکردم که تنها به الفاظ و حفظ مفاهیم بسنده میکند. من به شاگردانم میگفتم: «درس خواندن اگر با تفکر همراه نباشد، شما را از حقیقت دور میکند.» این سخن را از تجربهام در حوزههای علمی میگفتم، جایی که گاه عالمان، آنقدر درگیر الفاظ میشوند که حقیقت را فراموش میکنند.
من باور دارم که علم، نقطهای است که جاهلان آن را تکثیر کردهاند. این سخن را با استناد به حدیثی نقل میکردم:
«العلم نقطة کثرها الجاهلون» (علم نقطهای بود که جاهلان آن را تکثیر کردند). این حدیث، هشداری است به اینکه علم حقیقی، در عمق و سادگی است، نه در انبوه الفاظ. من به شاگردانم میگفتم: «یک ساعت مطالعه کنید، اما نه ساعت فکر کنید.»
تأکید بر تفکر در کنار مطالعه
یکی از دغدغههای همیشگیام، ترویج فرهنگ تفکر در کنار مطالعه بود. به شاگردانم میگفتم: «کتابخوانی صرف، شما را خرفت میکند.» این سخن را نه از سر تحقیر، بلکه از ایمان به ظرفیت عظیم ذهن انسان میگفتم. نوابغ و انبیا، بهجای غرق شدن در الفاظ، فکر میکردند و از اینرو، خلاقیتشان شکوفا میشد.
از شاگردانم میخواستم به زندگی عالمان بزرگ گذشته نگاه کنند: آنها گاه با چند سال مطالعه، صدها کتاب نوشتند، چرا که وقتشان را به تفکر اختصاص میدادند. من به شاگردانم میگفتم: «درس بخوانید، اما اصالت را به حقیقت بدهید، نه به الفاظ.» این سخن، دعوتی بود به بازنگری در روشهای آموزشی حوزههای علمی.
نقد فعالیتهای تکراری
در درسگفتارهایم، از فعالیتهایی انتقاد میکردم که تنها به تکرار گذشتهها بسنده میکنند. من میگفتم: «چاپ مکرر کتابهای سنتی، بدون نوآوری، مانند آب در هاون کوبیدن است.» این سخن را از سر دغدغهام برای پویایی علم دینی میگفتم. من باور دارم که علم دینی باید مسائل جدید را حل کند، نه اینکه در تکرار گذشتهها بماند.
مثالی از قرآن کریم زدم:
«إِنَّ هَٰذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ» (قرآن کریم: این قرآن به راهی که استوارتر است هدایت میکند). این آیه، برایم نشانهای بود از اینکه علم دینی باید راهگشا و پویا باشد، نه محصور در قالبهای تکراری.
بخش چهارم: پیوند علم و عمل
علم دینی و کار عملی
در درسگفتارهایم، از طرحهایی مانند «کادر» سخن میگفتم که به کار عملی منجر شدند. من به شاگردانم میگفتم: «علم دینی هم باید به عمل منجر شود.» این سخن را از تجربهام در جامعه میگفتم، جایی که دیدم چگونه کار عملی، کشور را به پیشرفت رساند. من باور دارم که علم دینی باید مانند چشمهای باشد که به عمل جاری شود و زندگی را سیراب کند.
با شاگردانم از گذشته سخن میگفتم: زمانی که مردم تنها شعر و غزل میخواندند و هیچ کار عملی نمیکردند. اما وقتی طرحهایی مانند کادر آمد، کشور جان گرفت. من به شاگردانم میگفتم: «علم دینی هم باید چنین باشد؛ باید کاردستی داشته باشد، باید خلق کند و نوآوری بیاورد.»
نقد فرهنگ کاسبکارانه
یکی از دردهایم، دیدن عالمانی بود که علم را به کاسبی تبدیل کرده بودند. در درسگفتارهایم میگفتم: «عالم باید دنبال حقیقت باشد، نه کاسبی.» این سخن را از سر اخلاص میگفتم، چرا که باور دارم علم دینی باید از منافع مادی آزاد باشد. من به شاگردانم میگفتم: «اگر عالم به کاسبی مشغول شود، دیگر نمیتواند لای کتاب را باز کند.»
این نقد، از ایمانم به رسالت عالم دینی برمیخاست. من باور دارم که عالم باید مانند چراغی باشد که راه را روشن میکند، نه اینکه در پی منافع خود باشد. از شاگردانم میخواستم به عالمان گذشته نگاه کنند: آنها با اخلاص، علم را به خدمت حقیقت درآوردند.
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، بازتابی از دغدغههایم برای پویایی علم دینی و فلسفه است. من، بهعنوان یک عالم دینی، همواره کوشیدهام تا علم را نهتنها در کتابها، بلکه در بطن زندگی جستجو کنم. فلسفه، برایم سلطان علوم است؛ علمی که باید وجود را محور قرار دهد و به خلق و نوآوری منجر شود. ترس از نوآوری، فقدان آزادی و امنیت علمی، و انحراف به سوی مفاهیم ذهنی، موانعی هستند که علم دینی را از پویایی بازمیدارند.
من باور دارم که علم دینی باید مانند چشمهای جوشان، به عمل جاری شود و زندگی را سیراب کند. آموزش باید با تفکر همراه باشد، و عالمان باید از کاسبکاری آزاد شوند تا حقیقت را بیابند. این خاطرات، دعوتی است به شما، مخاطبان عزیز، تا در این سفر معرفتی با من همراه شوید و به تأمل در حقیقت وجود و نقش علم دینی در جهان امروز بپردازید.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!