گفتگوهای صمیمی 1081

متن تحقیق





گفتگوهای صمیمی

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره (جلسه 1081)

مقدمه

سال‌ها پیش، در مسیر خدمت به دین و مردم، لحظه‌هایی را تجربه کردم که هر یک چون گوهری در دل تاریخ زندگی‌ام می‌درخشند. این خاطرات، که گاه در درس‌گفتارهایم به‌صورت گذرا بیان شده‌اند، روایت‌هایی هستند از زیستن در میان مردمان مختلف، از زاهدان تا کیش، از مساجد اهل سنت تا معابد سیک‌ها، و از حل اختلافات اجتماعی تا تأمل در فقه پویا و نیازهای جامعه. این گفتگوهای صمیمی، تلاشی است برای بازگو کردن این تجربه‌ها با زبانی که هم قلب را به تپش وا‌دارد و هم ذهن را به تأمل دعوت کند. هر خاطره، دریچه‌ای است به سوی شناخت عمیق‌تر از دین، فرهنگ، و مسئولیت عالمان دینی در برابر جامعه.

بخش اول: همزیستی مسالمت‌آمیز و احترام به ادیان در زاهدان

خاطره‌ای از معبد سیک‌ها

روزی در زاهدان بودم، شهری که همواره رنگ و بوی همزیستی ادیان در آن جاری بود. در گذشته، احترام متقابل میان مسلمین، یهود، و نصارا چنان بود که گویی همه بر یک کلمه سواء ایستاده بودند. این سخن قرآن کریم در دلم طنین‌انداز است:
تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ
(قرآن کریم، آل عمران: ۶۴)، یعنی «بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است». این آیه، مرا به یاد روزی انداخت که همراه سی چهل نفر از علما به معبد سیک‌ها دعوت شدیم.

وارد معبد که شدیم، سیک‌ها با احترام از ما استقبال کردند. آن‌ها رسم داشتند حلوای خمیری را کف دست مهمانان بگذارند، اما به ما که علما بودیم، حلوای خشک و تبرکی دادند. این تفاوت در پذیرایی، نشان از هوش فرهنگی و شناخت دقیق آن‌ها از جایگاه ما داشت. به امام جمعه زاهدان، که خدا رحمتش کند، گفتم: «فقط بنشین و کاری که من می‌کنم، انجام بده. چیزی نگو و با من هم سخن نگو.» این هماهنگی باعث شد که همه ما با وقار و احترام در آن جمع حضور یابیم. سیک‌ها چنان با دقت ما را شناخته بودند که حتی به همراهان غیرعالم ما نیز حلوای خمیری ندادند. این تجربه، مرا به این باور رساند که ما گاهی دیگران را به‌خوبی نمی‌شناسیم، اما آن‌ها ما را دقیق می‌شناسند.

نکته کلیدی: احترام متقابل و شناخت دقیق فرهنگی، پایه همزیستی مسالمت‌آمیز میان ادیان است. این تجربه نشان می‌دهد که عالمان دینی باید با هوشیاری و حکمت در تعاملات بین‌فرهنگی گام بردارند.

اما این همزیستی، گاه با احساسات بی‌برنامه و نزاع‌های بی‌جا خدشه‌دار می‌شود. همیشه هشدار می‌دادم اگر این مشکلات با برنامه‌ریزی و اصلاح درست مدیریت نشود، جامعه به سوی بحران‌های بزرگ‌تر سوق می‌یابد. دین ما، دینی است که راه را برای زندگی مسالمت‌آمیز با همه، حتی غیرمسلمانان، باز کرده است، به شرط آنکه عقلانیت و تدبیر در رأس کار باشد.

بخش دوم: فقه پویا و تعامل با اهل سنت

تدریس در مساجد اهل سنت

در مناطقی که اهل سنت بودند، با چه صمیمیتی با مردم آن دیار هم‌نشین می‌شدیم. با وجود تفاوت‌های اعتقادی، آن‌ها با ما چنان خوش‌برخورد بودند که خاطرات شیرین آن روزها هنوز در دلم زنده است. من در مساجد جامع شیعه و سنی رفت‌وآمد داشتم و همیشه می‌گفتم: «تقيه بر من حرام است.» صداقت را در تدریس و گفت‌وگو برگزیده بودم. صحاح سته را برایشان تدریس می‌کردم و چون همه مطالب را از حفظ داشتم، شگفت‌زده می‌شدند. می‌گفتم: «چرا کتب ما را نمی‌خوانید؟» آن‌ها از مکاسب سخن می‌گفتند و می‌گفتند: «ما نمی‌فهمیم این چه می‌گوید!» پاسخ می‌دادم: «طلبه‌های پنج‌ساله ما این کتب را می‌خوانند. فقه ما استدلالی است، نه روایی صرف.»

نکته کلیدی: فقه پویا نیازمند موضوع‌شناسی و ملاک‌شناسی است. عالم دینی باید با تسلط بر منابع دیگر مذاهب، گفت‌وگوی بین‌مذهبی را تقویت کند.

نقدم به برخی حوزه‌ها این بود که فقه‌شان به چند روایت بسنده می‌کند و از موضوع‌شناسی و ملاک‌شناسی غافل است. این فقه، عاميانه است و نمی‌تواند نیازهای پیچیده جامعه را پاسخ دهد. به اهل سنت می‌گفتم: «ما کتب شما را بلدیم، اما شما چرا کتب ما را نمی‌خوانید؟» این گفت‌وگوها، زمینه‌ای برای وحدت و تبادل علمی بود. خاطره‌ای شیرین دارم از مدرسه‌ای در منطقه اهل سنت، جایی که کودکان پنج تا هفت‌ساله قرآن را با سرعت حفظ می‌کردند. اما دلم برایشان سوخت. گفتم: «این حفظ کردن، ذهنشان را خرفت می‌کند. فرهنگ شیعه، فرهنگ درایت است، نه صرف روایت.» باید ذهن کودکان را باز کرد، نه فقط حافظه‌شان را پر.

بخش سوم: مدیریت اموال دینی و نقد نذورات

کیش و کمک به نیازمندان

در کیش، وقتی جزیره هنوز در دست ما بود، فقرا و نیازمندان را در اولویت قرار می‌دادیم. در خطبه‌های نماز جمعه اعلام می‌کردم: «هر کس نیازی دارد، بگوید، وگرنه روز قیامت از او شکایت می‌کنم.» ماشین، بخاری، کولر، و حتی خانه‌های ویلایی کنار دریا را به فقرا می‌دادیم و سندشان را به نامشان ثبت می‌کردیم تا کسی نتواند آن‌ها را بازپس گیرد. این کار، نه فقط خیر بود، بلکه مانع از سوءاستفاده ثروتمندان می‌شد.

نقد سوءاستفاده از نذورات

اما همیشه دلم از سوءاستفاده از نذورات به درد می‌آمد. می‌گفتم: «حضرت معصومه (س)، این همه نذورات را چه می‌کنید؟ چرا بخشی از آن به حوزه‌ها و اهل علم نمی‌رسد؟» اموال امامزادگان گاه صرف امور غیرضروری، مانند نهارهای مفصل، می‌شود. این اموال باید برای نیازهای واقعی جامعه هزینه شود. وقف‌هایی که به نزاع و فساد منجر می‌شوند، نه تنها خیر ندارند، بلکه مضرند.

نکته کلیدی: مدیریت اموال دینی باید با شفافیت و نیت خیر انجام شود. وقف‌هایی که به فساد یا نزاع منجر می‌شوند، باید اصلاح شوند.

بخش چهارم: حل اختلافات اجتماعی

گله و منبر در شیراز

پیش از انقلاب، در منطقه‌ای نزدیک شیراز، دو آبادی بر سر یک گله گوسفند و یک منبر عتیقه دعوا داشتند. هر بار که یکی قوی‌تر می‌شد، گله یا منبر را می‌گرفت. من دخالت کردم و گفتم: «این گله و منبر مال من است، چون وارث حضرت عباس (ع) هستم.» آن‌ها پذیرفتند. گله را فروختم و پولش را به فقرا دادم. منبر را هم به گران‌ترین قیمت فروختم تا دیگر مایه نزاع نشود. روز قیامت اگر حضرت عباس (ع) بپرسند، می‌گویم: «این گله و منبر، فساد به پا می‌کرد. من ماده نزاع را از میان برداشتم و پولش را به نیازمندان دادم.»

نکته کلیدی: عالم دینی باید با تدبیر، عوامل فساد و نزاع را از جامعه حذف کند و اموال را در مسیر خیر عمومی به کار گیرد.

بخش پنجم: فرهنگ غذایی و اقتصاد گذشته

کله‌پاچه در گذرخان

در گذرخان، کله‌پاچه بدون مغز و زبان به یک‌سوم قیمت فروخته می‌شد و فقرا از آن استقبال می‌کردند. ثروتمندان اما مغز و زبان می‌خریدند، نه از سر فساد، بلکه به دلیل تفاوت طبقاتی. این تفاوت‌ها، نشانه‌ای از نابرابری اقتصادی بود. همیشه می‌گفتم که قانون اساسی باید برای صد سال آینده برنامه‌ریزی کند، نه فقط برای نیازهای روزمره.

نکته کلیدی: برنامه‌ریزی بلندمدت و توجه به نیازهای فقرا، پایه عدالت اجتماعی و توسعه پایدار است.

جمع‌بندی

این خاطرات، که از دل درس‌گفتارهایم برآمده‌اند، روایت‌هایی هستند از زیستن در میان مردم، از تعامل با ادیان و مذاهب مختلف تا حل اختلافات اجتماعی و تأمل در فقه پویا. هر لحظه از این تجربه‌ها، مرا به این باور رسانده که عالم دینی باید با شناخت عمیق، تدبیر حکیمانه، و نیت خیر در خدمت جامعه باشد. فقه ما باید استدلالی و پویا باشد، اموال دینی باید در مسیر خیر عمومی هزینه شوند، و همزیستی مسالمت‌آمیز با همه، از هر دین و مذهبی، ممکن است اگر عقلانیت و اخلاص در کار باشد. این گفتگوهای صمیمی، دعوتی است به تأمل در مسئولیت‌هایمان به‌عنوان عالمان دینی و شهروندان جامعه‌ای که به سوی کمال گام برمی‌دارد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)