متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه ۱۱۰۴
مقدمه
این مجموعه، بازتابی از خاطرات و تأملات من است که در خلال درسگفتارهایم بهصورت گذرا بیان شدهاند. اکنون، این روایتها با دقتی عمیقتر و زبانی صمیمی، بازنویسی شدهاند تا شما را به لحظههای زندگی و اندیشهام ببرند. هر خاطره، دریچهای است به سوی تأملات علمی، معنوی، فقهی و عرفانی که در بستر تجربههای زیستهام شکل گرفتهاند. این گفتگوهای صمیمی، دعوتی است برای همراهی با من در مسیری که علم، تقوا و تعهد به اصلاح جامعه در آن درهمتنیدهاند.
بخش اول: نقد خودمحوری و تعصب در نظام آموزشی دینی
، تازه به قم آمده بودم. هنوز فضای فیضیه برایم ناآشنا بود و با شگفتی به رفتارها و گفتوگوهای طلاب نگاه میکردم. یک روز، در گوشهای از فیضیه، مشاجرهای میان دو نفر توجهم را جلب کرد. جوانی پالتویی به عالمی بزرگسال میگفت: «تو نمیفهمی!» و این جمله را بارها تکرار میکرد. من که تازهوارد بودم، با خود گفتم: این چه فضایی است؟ چرا بهجای گفتوگوی علمی، اینگونه با هم سخن میگویند؟ به او گفتم: «اگر معتقد بودی او نمیفهمد، چرا در درسش شرکت کردی؟» پاسخش مرا به فکر فرو برد. گفت: «آن زمان هم نمیفهمید!» این پاسخ، نشانهای از خودمحوری و تعصب بود که در نظام آموزشی دینی رخنه کرده بود.
این تجربه، مرا به تأمل در اهمیت اخلاق علمی واداشت. خودمحوری و تعصب، مانعی بزرگ در برابر رشد دانش و معنویت است. گفتوگوی علمی باید با صفا و احترام همراه باشد، نه با نزاع و تفرقه. قرآن کریم میفرماید: وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ (الأنفال: ۴۶)؛ «و با یکدیگر نزاع نکنید که سست شوید و هیبتتان از بین برود.» این آیه، هشداری است به ما که از تفرقه و جدال بپرهیزیم و در مسیر دانش، تواضع را پیشه کنیم.
بخش دوم: اعتراض به درسهای فاقد حقیقت و صفا
روزی در قم، برای آشنایی با محیط حوزه، به درسهای مختلف سر میزدم. در یکی از این جلسات، حس کردم فضا از حقیقت و صفا خالی است. درس، نهتنها به دانش من نیفزود، بلکه روحم را آزرد. بیدرنگ از جا برخاستم و کلاس را ترک کردم. در راه، شخصی مرا متوقف کرد و پرسید: «چرا بلند شدی؟» گفتم: «شاید کسی نیاز به دستشویی داشته باشد یا خوابش بگیرد، اما من برخاستم تا نشان دهم با این فضا همدل نیستم. وقتی صفا و حقیقت در درس نباشد، ماندن چه سودی دارد؟»
این تجربه به من آموخت که محیطهای آموزشی باید سرشار از معنویت و کیفیت باشند. حضور در درسهایی که از حقیقت تهیاند، نهتنها وقت را تلف میکند، بلکه به بیایمانی منجر میشود. قرآن کریم میفرماید: فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (النحل: ۴۳)؛ «پس اگر نمیدانید، از اهل ذکر بپرسید.» این آیه، بر اهمیت انتخاب معلمان شایسته و محیطهای آموزشی معنوی تأکید دارد.
بخش سوم: نقد نظام مالی غیرشفاف در علم دینی
در یکی از درسگفتارها، از دریافت وجوه بدون نظارت در نظام آموزشی دینی انتقاد کردم. برخی بدون پرسوجو، هر پولی را میپذیرفتند و این مرا به فکر فرو برد. پرسیدم: «این پول از کجا آمده؟ چه کسی آن را داده؟» اما پاسخها اغلب بیتوجه بود: «هر که بدهد، میگیریم!» این بیتوجهی به شفافیت مالی، نهتنها به فساد مالی، بلکه به فقر معنوی منجر میشود. علم دینی باید بر پایه امانتداری و شفافیت بنا شود، نه پذیرش بیحسابوکتاب وجوه.
این تجربه، مرا به ضرورت نظاممند کردن امور مالی در حوزههای دینی رهنمون ساخت. قرآن کریم میفرماید: وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ (البقره: ۱۸۸)؛ «و اموال یکدیگر را به باطل نخورید.» این آیه، بر امانتداری و شفافیت در امور مالی تأکید دارد.
بخش چهارم: سیره سادهزیستی عالمان دینی
محضر عالمی بزرگ بودم که با وجود عدالت و اجتهاد، در امور مالی چنان محتاط بود که حتی برای مصرف شخصی خود از عالم دیگری اجازه میگرفت. میگفت: «این پول را بگیر، من مهمان تو باشم.» این سیره سادهزیستی و تقوا، مرا به شگفتی واداشت. او با این احتیاط، نشان داد که عالم واقعی، حتی در جزئیترین امور، تقوا را رعایت میکند.
این حکایت، الگویی برای سادهزیستی و امانتداری در میان عالمان دینی است. قرآن کریم میفرماید: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا (النساء: ۵۸)؛ «خدا به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحبانشان بازگردانید.» این آیه، بر اهمیت امانتداری در زندگی عالمان تأکید دارد.
بخش پنجم: نقد حسادت و تخریب عالمان
روزی شنیدم که برخی به دلیل حسادت، تلاش میکردند جایگاه عالمی را تخریب کنند تا مبادا در شهر بماند و به موقعیت دیگران لطمه بزند. این رفتار، مرا به تأمل در آفات حسادت واداشت. تخریب عالمان، نهتنها به وحدت جامعه لطمه میزند، بلکه علم دینی را تضعیف میکند. به جای رقابتهای ناسالم، باید احترام و وحدت را در جامعه دینی تقویت کرد.
قرآن کریم میفرماید: وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَوْا وَيُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِمَا لَمْ يَفْعَلُوا (آلعمران: ۱۸۸)؛ «و کسانی که به آنچه کردهاند شادمانند و دوست دارند به آنچه نکردهاند ستایش شوند.» این آیه، هشداری است به پرهیز از حسادت و خودستایی.
بخش ششم: ضرورت قانون اساسی برای نظام علم دینی
بارها تأکید کردم که حوزههای شیعه در سراسر جهان نیاز به قانون اساسی دارند. خودم پیشنویسی برای این منظور تهیه کردم و از دیگران خواستم آن را بررسی و تکمیل کنند. اما برخی گفتند: «تو برای خودت نوشتهای!» پاسخ دادم: «اگر نمیتوانید بنویسید، حداقل از این استفاده کنید.» نبود قانون اساسی، به بینظمی و ناکارآمدی در مدیریت علم دینی منجر میشود. حوزهها باید نظاممند شوند تا علم دینی به شکوفایی برسد.
قرآن کریم میفرماید: وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ (الرحمن: ۹)؛ «و وزن را به عدالت برپا دارید.» این آیه، بر اهمیت نظم و عدالت در مدیریت امور تأکید دارد.
بخش هفتم: امحای کامل اشیای حرام
در جزیره کیش، پس از انقلاب، با انبوهی از شرابها مواجه شدیم. برخی پیشنهاد کردند آنها را به خارج بازگردانیم، اما گفتم: «اینها به جای بازگشت، در خلیج به عربها فروخته میشود.» تصمیم گرفتیم همه را امحا کنیم. حتی شیشههای بلوری شراب را که بسیار زیبا بودند، شکستیم. گفتند: «حیف است!» پاسخ دادم: «این شیشهها، به دلیل ظاهر فریبندهشان، میتوانند زمینهساز سوءاستفاده شوند.» تقتق صدا میکردند و در ماه رمضان، این کار عبادتی بود برای اجرای احکام شرعی.
قرآن کریم میفرماید: وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ (المائدة: ۲)؛ «و در گناه و تجاوز با یکدیگر همکاری نکنید.» این آیه، بر ضرورت پرهیز از همکاری در امور حرام تأکید دارد.
بخش هشتم: تطبیق احکام با شرایط اجتماعی
در تحقیقی که درباره مردهشورخانهها انجام دادم، دریافتم که بهداشت عمومی بهقدری پیشرفت کرده که حتی افراد غیرمذهبی نیز پاکیزهاند. در گذشته، شستن اموات کاری دشوار بود، اما امروز، به دلیل بهبود بهداشت، این فرآیند آسانتر شده است. این تجربه مرا به این باور رساند که احکام شرعی باید با شرایط اجتماعی جدید تطبیق یابند. فقه پویا، به ما میآموزد که در پرتو پیشرفتها، احکام را بازنگری کنیم.
قرآن کریم میفرماید: يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ (البقره: ۱۸۵)؛ «خدا برای شما آسانی میخواهد و سختی برایتان نمیخواهد.» این آیه، بر انعطاف در احکام تأکید دارد.
بخش نهم: نقد فقه فردی و ضرورت فقه اجتماعی
در جوانی، استادم از من خواست شراب را مزمزه کنم تا حکمش را درک کنم. گفتم: «شما مزمزه کن، من حس تو را میگیرم.» این تجربه، مرا به نقد فقه فردی سوق داد. فقه نباید به مسائل شخصی محدود شود، بلکه باید به نیازهای اجتماعی پاسخ دهد. فقه اجتماعی، نظامی است که به جای فضولی در امور فردی، به حل مسائل کلان جامعه میپردازد.
قرآن کریم میفرماید: وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً (التوبة: ۱۲۲)؛ «و شایسته نیست که مؤمنان همگی [برای جهاد] کوچ کنند.» این آیه، بر اهمیت تخصص و توجه به نیازهای جامعه تأکید دارد.
بخش دهم: سیره عرفانی و احترام به طبیعت
شاگردی داشتم که عارفی واقعی بود. راننده تریلی بود، اما چنان با طبیعت ارتباط داشت که مرا به شگفتی واداشت. در جاده، اگر سنگی میدید، میایستاد، به آن سلام میکرد و میگفت: «بد جایی هستی، اجازه میدهی تو را به کناری ببرم؟» سپس سنگ را میبوسید و جابهجا میکرد. یا اگر درختی تشنه میدید، با آب همراهش سیرابش میکرد و میگفت: «اگر نتوانستم بازگردم، مرا حلال کن.» این رفتار عرفانی، نشانه عمق معنوی او بود.
قرآن کریم میفرماید: وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُكُمْ (الأنعام: ۳۸)؛ «هیچ جنبندهای در زمین و هیچ پرندهای که با دو بالش پرواز کند نیست مگر امتهایی مانند شما.» این آیه، بر احترام به خلقت تأکید دارد.
بخش یازدهم: توزیع عادلانه خمس
در یازدهسالگی، پس از درگذشت پدرم، تصمیم گرفتم خمس را خودم توزیع کنم. مادرم گفت: «پدرت خمس میداد.» پاسخ دادم: «او برای خودش میداد، من میخواهم خودم این کار را انجام دهم.» به فقرا و نیازمندان واقعی رسیدگی کردم، چون خود را در شناخت آنها متخصص میدانستم. این تجربه به من آموخت که توزیع خمس باید با دقت و عدالت انجام شود.
قرآن کریم میفرماید: وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ (الذاریات: ۱۹)؛ «و در اموالشان حقی برای سائل و محروم بود.» این آیه، بر ضرورت توزیع عادلانه منابع تأکید دارد.
بخش دوازدهم: ارزش واقعی فرع بر اصل
در سبزوار، پس از انقلاب، هندوانهها ارزان بود، اما تخمهایشان ارزشی بیشتر داشت. مردم را تشویق میکردند که هندوانه بخورند، اما تخمها را دور نریزند. این تجربه به من آموخت که گاهی فرع، ارزشی بیشتر از اصل دارد. در امور مادی و معنوی، باید به ارزشهای واقعی توجه کنیم، نه صرفاً به ظاهر.
قرآن کریم میفرماید: وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا (البقره: ۴۱)؛ «و آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید.» این آیه، بر اهمیت توجه به ارزشهای واقعی تأکید دارد.
بخش سیزدهم: تأثیر پیشرفت بهداشت بر احکام
تحقیقی در مردهشورخانهها انجام دادم و دریافتم که بهداشت عمومی بهقدری پیشرفت کرده که حتی اموات پاکیزهاند. در گذشته، شستن اموات کاری دشوار بود، اما امروز این فرآیند آسانتر شده است. این تجربه مرا به این باور رساند که احکام شرعی باید با شرایط جدید تطبیق یابند تا با نیازهای جامعه همخوانی داشته باشند.
قرآن کریم میفرماید: يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ (البقره: ۱۸۵)؛ «خدا برای شما آسانی میخواهد و سختی برایتان نمیخواهد.» این آیه، بر انعطاف در احکام تأکید دارد.
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، بازتابی از تجربههای زیستهام در مسیر علم، معنویت و اصلاح جامعه است. هر خاطره، دریچهای است به سوی تأمل در ناکارآمدیهای نظام آموزشی، مالی و اجتماعی، و دعوتی است به سوی شفافیت، تقوا و پویایی در علم دینی. این روایتها، نهتنها شرح لحظههای زندگی من، بلکه الگویی برای پژوهشگران و طالبان علم است تا با نگاهی عمیقتر به مسائل دینی و اجتماعی بنگرند. امید است این مجموعه، الهامبخش نسلی باشد که در پی حقیقت و اصلاحاند.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!