گفتگوهای صمیمی 1129

متن تحقیق





گفتگوهای صمیمی

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه ۱۱۲۹

مقدمه

سال‌ها پیش، در محضر عالمان و عارفان بزرگی چون ملا معصوم‌علی همدانی بودم و از نزدیک شاهد عمق دانش و معنویت آن‌ها بودم. این خاطرات، که گاه در درس‌گفتارهایم به‌صورت گذرا ذکر شده‌اند، شرحی است از تجربه‌هایم در مواجهه با عالمان و درویشان، نقدهایی بر وضعیت کنونی علم و عرفان، و تأملاتی در ضرورت بازگشت به اصالت معنوی و علمی. در این مجموعه، که «گفتگوهای صمیمی» نام گرفته، می‌کوشم با زبانی صمیمی و از منظر خودم، شما را به دنیای این تجربه‌ها ببرم، گویی در آن لحظه‌ها حضور دارید. آنچه پیش‌رو دارید، روایتی است از تأملاتم درباره عرفان، علم دینی، و چالش‌های پیش روی طلاب و عالمان در روزگار ما، با تأکید بر لزوم تولید علم، خودکفایی، و حفظ کرامت معنوی.

بخش اول: در محضر عالمان و عارفان گذشته

روزهایی را که در محضر عالمان عارفی چون ملا معصوم‌علی همدانی بودم. آن روزها، پیش از انقلاب، با او درباره اوضاع تهران سخن گفتم. گفتم: «کفگیر به ته دیگ خورده است.» او با لبخندی حکیمانه پاسخ داد: «نه تنها در تهران، که در همه بلاد، اوضاع چنین است.» این عبارت، که او برای توصیف آشوب و اختلاط امور به کار می‌برد، عمق نگاهش به مسائل اجتماعی و معنوی را نشان می‌داد. عالمان آن زمان، مانند شیخ انصاری، چنان در وادی علم و معرفت غرق بودند که گویی به دنیا و مادیاتش تعلقی نداشتند. قداستشان از تعهد به دانش و زهدشان سرچشمه می‌گرفت. آیا می‌توان شیخ انصاری را اهل جمع‌آوری ثروت دانست؟ هرگز! او و امثال او، نمونه‌هایی از عالمان ربانی بودند که حق، وجودشان را متحول کرده بود.

نکته کلیدی: عالمان گذشته، مانند شیخ انصاری، با زهد و تعهد به علم و معرفت، نمونه‌ای از عالم ربانی بودند که حق، وجودشان را متحول کرده بود.

عالم ربانی، کسی است که ماده کلمه‌اش «ربب» است؛ یعنی حق به او چنگ انداخته و او را جابه‌جا کرده است. چنین شخصیتی، نه تنها در علم، بلکه در سلوک معنوی نیز به مراتب والا رسیده است. اما افسوس که امروز، چنین مقاماتی در اشخاص کمتر دیده می‌شود.

بخش دوم: نقد انحرافات در عرفان و علم دینی

سال‌ها پیش، درویشان و عالمانی را می‌شناختم که تأییدشان می‌کردم. اما امروز، رویکرد برخی از شیخ‌ها و درویشان، از مسیر اصیل عرفان دور شده است. این جماعت، به جای تعمق در معرفت و سلوک، به سیاست و جلب نظر مردم مشغول‌اند. فرزندان و اقوامشان یا در وادی سیاست فعال‌اند یا غوغاسالاری می‌کنند. این گروه، به هیچ عنوان اهل دانش‌آموزی در عرفان نیستند. با زرنگی و زبان‌بازی، ظواهر را رعایت می‌کنند و امورشان را پیش می‌برند. من بسیاری از این درویشان را می‌شناسم و با اطمینان می‌گویم که توانایی قدم زدن در وادی عرفان را ندارند.

نکته کلیدی: درویشان کنونی، به جای تعهد به سلوک عرفانی، به سیاست و ظاهرسازی روی آورده‌اند و از عمق معرفت و دانش عرفانی دور شده‌اند.

این مشکلات، تنها به درویشان محدود نمی‌شود. عالمان نیز گرفتار مشابه این انحرافات شده‌اند، هرچند در درویشی‌گری، این مسائل شدیدتر است. دلیلش روشن است: کسوت آخوندی و درویشی‌گری با کاسبی و جمع‌آوری پول درآمیخته است. به قول معروف، اوضاع «شیر تو شیر» شده است. قدیم‌ها، درویشان چنان معنوی بودند که گویی در این عالم حضور نداشتند. اما امروز، مادی‌گرایی، هم عالمان و هم درویشان را از مسیر اصیل خود دور کرده است.

بخش سوم: چالش‌های اقتصادی و معنوی طلاب

در گذشته، عالمان دینی از وضعیت مالی نامناسب طلاب آگاه بودند. حوزه‌های علمیه، سرمایه و شهریه کافی نداشتند. یکی از عالمان بزرگ پیشنهاد کرد که طلاب خودشان هزینه زندگی‌شان را از طریق روضه‌خوانی و سخنرانی تأمین کنند. این پیشنهاد، گرچه منطقی بود، اما نتیجه‌اش این شد که طلاب به مسائل مادی و دنیوی سرگرم شدند. شب‌های جمعه، به روستاها سفر می‌کردند و با تبلیغ، درآمد کسب می‌کردند. این اختلاط درس و نان، به تدریج به وضعیت کنونی حوزه‌ها منجر شد.

طلاب آن زمان، با قناعت روزگار می‌گذراندند، اما زندگی با شهریه طلبگی بسیار دشوار بود. با این حال، از میان آن‌ها، چند نفر برجسته می‌شدند که عالمانی وارسته و واقعی بودند. اما وقتی طلبه‌ای به دنبال مطامع دنیوی باشد، درآمد و سود کارش، آثار سوئی بر زندگی‌اش می‌گذارد که نمی‌توان آن را از بین برد. گاه طلابی نزدم می‌آیند و سخنانی می‌گویند که ذهنم را آشوب می‌کند و روحم را آزرده می‌سازد. این نشان از ضعف درونی‌ام دارد، اما ریشه‌اش در انحرافات نظام آموزشی و اقتصادی حوزه است.

نکته کلیدی: اختلاط درس و نان در حوزه‌های علمیه، طلاب را به سوی مادی‌گرایی سوق داد و از پرورش عالمان وارسته کاست.

قرآن کریم می‌فرماید: هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ (اوست روزی‌دهنده دارای قوت و استوار). این آیه به ما یادآوری می‌کند که رزق از جانب خداست، اما باید با تلاش و صداقت به دنبال آن بود. پول صلواتی بی‌ارزش است، اما پولی که از عرق جبین و کد یمین به دست آید، ارزشمند است.

بخش چهارم: ضرورت تولید علم و خودکفایی

من همواره به طلاب توصیه کرده‌ام که به جای وابستگی به دیگران، خودشان اهل تولید باشند. امروز جهان تشنه علم و معرفت است. طلاب باید علم تولید کنند و آن را نه تنها در میان همشهریان و اقوام، بلکه در میان فقرا و مستضعفان توزیع کنند. ما آزمایشگاهی با رویکرد علوم حوزوی تأسیس کرده‌ایم تا علم و معرفت تولید شود. اما در این مسیر، باید از تلکه کردن دیگران و اخاذی پرهیز کرد. علم باید با صداقت و کرامت عرضه شود.

نکته کلیدی: طلاب باید با تولید و توزیع علم، به خودکفایی رسیده و با صداقت، دانش را در خدمت جامعه قرار دهند.

حکایتی از ملا علی، عالمی که اموال و املاکش نسل‌های بعدی را نیز تأمین کرد. وقتی از او پرسیدند چرا ثروت جمع کرده، گفت: «برای اینکه چشمم به دست دیگران نباشد.» این پاسخ، نشان از عزت نفس او داشت. اما باید مراقب بود که ثروت‌اندوزی بیش از حد، به انحراف منجر نشود. گاه دیده‌ام افرادی سی سال تلاش کردند تا نسبتی با ملا علی اثبات کنند و از ارث او بهره‌مند شوند. این نشان می‌دهد که حتی ثروت عالمان نیز می‌تواند به سوءاستفاده منجر شود.

بخش پنجم: درس‌هایی از زهد و کرامت

در گذشته، وقتی طلبه‌ای فقیر فوت می‌کرد، خانواده‌اش در تنگنا قرار می‌گرفت. شهریه قطع می‌شد و گاه پیشنهادهای غیراخلاقی به همسر او داده می‌شد. الحمدلله، این مشکلات به تدریج در حال بهبود است، اما هنوز به سامان کامل نرسیده‌ایم. بزرگواری و بی‌اعتنایی به دنیا، صفتی است که در انبیا و ائمه هدی دیده می‌شود. روایتی از امیرمؤمنان علیه‌السلام که بر دشمنش غلبه کرد و زره عتیقه او را نادیده گرفت. زره کهنه خودش را، که یک‌رو بود و پشت نداشت، ارزشمندتر دانست، زیرا نشانه شجاعت و بی‌نیازی‌اش به دنیا بود.

نکته کلیدی: زهد و بی‌اعتنایی به دنیا، از ویژگی‌های برجسته اهل بیت و عالمان وارسته است که باید الگوی طلاب قرار گیرد.

این صفت، در کنار کمالات معنوی، به عالمان کرامت و معجزه می‌بخشد. علم دینی، وقتی با زهد و قناعت همراه شود، به قله‌های کمال می‌رسد. اما وقتی طلبه به دنبال مطامع دنیوی باشد، از این مقامات محروم می‌ماند.

جمع‌بندی

این گفتگوهای صمیمی، بازتابی است از تجربه‌هایم در محضر عالمان ربانی، نقد انحرافات کنونی در عرفان و علم دینی، و تأکید بر ضرورت بازگشت به اصالت معنوی و علمی. از حضور در محضر ملا معصوم‌علی همدانی تا تأملاتم درباره مشکلات طلاب و درویشان، همه نشان از یک حقیقت دارند: علم و عرفان، وقتی با صداقت، زهد، و خودکفایی همراه شوند، به کمال می‌رسند. امروز، وظیفه ما تولید علم و عرضه آن به جهانیان است، نه با ظاهرسازی یا اخاذی، بلکه با کرامت و عزت نفس. باشد که این خاطرات، الهام‌بخش نسلی باشد که در پی احیای علم و عرفان اصیل گام برمی‌دارند.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)