متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره (جلسه ۱۱۴۵)
مقدمه
در درسگفتارهایم، گاه به فرازهایی از زندگی و تأملاتم اشاره کردهام که هر یک چون آیینهای، گوشهای از تجربههای زیستهام را بازتاب میدهند. این خاطرات، که گاه بهصورت گذرا در خلال درسگفتارها بیان شدهاند، روایتهایی هستند از تأملاتم در مسائل دینی، اجتماعی و فرهنگی. در این مجموعه، که آن را «گفتگوهای صمیمی» نامیدهام، میکوشم شما را به دنیای این تجربهها ببرم؛ تجربههایی که نهتنها شخصیاند، بلکه بازتابدهنده دغدغههای عمیق معرفتی، معنوی و فقهیام در مواجهه با جهان پیرامونم هستند. از نقد مدیریت منابع مالی در سفرهای زیارتی گرفته تا تأمل در پیشرفتهای کشور همسایه، ترکیه، و تجربههای تحقیقاتیام در دیزین، هر روایت دعوتی است به تأمل در مسئولیتهایمان بهعنوان انسانهایی متعهد به دین و جامعه.
بخش اول: نقد مدیریت منابع مالی در سفرهای زیارتی
سالهاست که ذهنم درگیر این پرسش است: چرا منابع مالی ما، که میتوانند گره از مشکلات نیازمندان بگشایند، در سفرهای زیارتی به دست کسانی میرسد که از آن برای مقاصدی غیر از خیر عمومی استفاده میکنند؟ در یکی از درسگفتارهایم، با حسرتی عمیق از این سخن گفتم که ما با سفر به مکه مکرمه، سرمایههایمان را در اختیار آل سعود قرار میدهیم. این منابع، بهجای آنکه صرف رفع نیازهای فقرا، جوانان و دانشجویان شود، به دست وهابیهایی میرسد که از آن برای فشار بر مسلمانان بهره میبرند. این چرخه، برایم نشانهای از کمخردی برخی از ماست که بدون تأمل، داراییهای خود را به مسیری هدایت میکنیم که نهتنها سودی برای جامعه ندارد، بلکه به زیان آن تمام میشود.
وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا
قرآن کریم: «اموالتان را که خدا مایه قوام شما قرار داده به سفیهان ندهید» (نساء: ۵).
این آیه برایم چون مشعلی است که راه را روشن میکند. ما موظفیم منابعمان را با عقلانیت مدیریت کنیم. در سرزمینی که فقرای بسیاری در انتظار یاریاند، چه ضرورتی دارد که برای انجام اعمال مستحبی، سرمایههایمان را به سوی کسانی روانه کنیم که از آن برای استعمار دیگران بهره میگیرند؟ در درسگفتارهایم، بارها از خود پرسیدهام: چرا بهجای این هزینهها، به فقرا، کودکان و دانشجویان نیازمند یاری نرسانیم؟ چرا به مشکلاتشان رسیدگی نکنیم و وضعشان را سامان نبخشیم؟ این پرسشها از دل تعهدم به عدالت اجتماعی و مسئولیت دینیام برمیخیزد.
به جای سفرهای پرهزینه، میتوان با معرفت و شناخت، زیارت حضرت اباعبدالله (ع) را با دلی پاک انجام داد. دست بر دیوار بگذاریم و بگوییم: «السلام علیک یا اباعبدالله». این زیارت، که با نیت خالص و آگاهی همراه است، ارزشی بهمراتب بیشتر از سفرهای پرهزینهای دارد که نتیجهاش تقویت دشمنان دین است.
| نکته کلیدی: مدیریت عقلانی منابع مالی، اولویتبندی نیازهای جامعه و تقویت عدالت اجتماعی، از اصول اساسی دین است. بهجای هدررفت سرمایهها در مسیرهای غیرضروری، باید به نیازمندان و توسعه داخلی توجه کرد. |
بخش دوم: تأمل در کمخردی اجتماعی
بارها در درسگفتارهایم از کمخردی برخی سخن گفتهام که مسائل اجتماعی و اقتصادی را درک نمیکنند. در یکی از جلسات، داستانی قدیمی را بازگو کردم: شخصی را که به او گفتند برای نوشیدن آب، لب به شیر آب نزن، بلکه با دستانت آب بنوش، پرسید: «درک و فهم چیست؟» و چون پاسخی نیافت، به همان شیوه نادرست ادامه داد تا بیمار شد. این داستان برایم نمادی است از جامعهای که بدون تأمل، منابعش را هدر میدهد و از پیامدهای آن غافل است. کمخردی، نهتنها به بیماریهای جسمی که به مشکلات اجتماعی و اقتصادی نیز منجر میشود. این همان چیزی است که آل سعود را فربه کرده و حکومتی را که باید خدمتگزار باشد، به ابزاری برای استعمار تبدیل کرده است.
این تأملات، ریشه در عمق تعهدم به اصلاح فرهنگ اجتماعی دارد. ما نیاز به آگاهی و آموزش داریم تا از هدررفت منابع جلوگیری کنیم و سرمایههایمان را در مسیر خیر عمومی به کار گیریم. این وظیفهای است که بر دوش همه ماست، بهویژه عالمان دینی که باید با روشنگری، جامعه را به سوی عقلانیت هدایت کنند.
| نکته کلیدی: کمخردی اجتماعی، ریشه بسیاری از مشکلات اقتصادی و فرهنگی است. آموزش و آگاهیبخشی، راهی برای هدایت جامعه به سوی عقلانیت و مدیریت صحیح منابع است. |
بخش سوم: ترکیه، بهشتی از تنوع و پیشرفت
در یکی از درسگفتارهایم، از شگفتیام درباره کشور ترکیه سخن گفتم. این سرزمین، گویی مشرق و مغرب عالم را در خود گرد آورده است. مساجد باشکوه، دانشگاههای پیشرو، و حتی تنوع فرهنگیاش، از زنان بیحجاب گرفته تا علمای دین، همه و همه در کنار هم، تصویری از بهشتی زمینی ساختهاند. ترکیه امروز، با سی سال پیش خود قابل مقایسه نیست. زمانی کشوری عقبمانده بود، اما اکنون به مقصدی تبدیل شده که گردشگران از دویست کشور جهان به آن سفر میکنند و ارزهایشان را در آن خرج میکنند.
اما این پیشرفت، برایم دردی همراه دارد. در درسگفتارهایم گفتم: این بهشت زیبا، با سرمایههای ما ایرانیان ساخته شده است. وقتی در کشور خودمان امکانات تفریح و سرگرمی فراهم نیست، مردم به ترکیه سفر میکنند و ارز را از کشور خارج میکنند. این سرمایهها، که میتوانست صرف توسعه داخلی شود، به پیشرفت کشوری دیگر منجر شده است. شهرهای ساحلی ترکیه، جزایر مصنوعی در دل دریا، و درشکههایی که گردشگران را در خیابانهایش میگردانند، همه با پولی ساخته شده که از جیب ما ایرانیان خارج شده است.
با این حال، آنچه بیش از همه مرا در ترکیه شگفتزده کرد، تنوع و زیبایی اذانهایش بود. در این سرزمین، موذنان با دویست سبک مختلف اذان میگویند، هر یک با آهنگی متفاوت و دلانگیز. در نیمهشب، در خیابانهای خلوت، صدای اذان چنان ملکوتی بود که گویی کافران را نیز به اسلام مشتاق میکرد. این تنوع و زیبایی، برایم یادآور روزگاری بود که در ایران، در کوچه و بازار، مردم صبح و ظهر و شب اذان میگفتند. روحانی به منبر میرفت، کاسب قرآن تلاوت میکرد، و بازار با نغمههای معنوی آغاز میشد. اما امروز، این سنتها به فراموشی سپرده شدهاند. در ایران، اذان را تنها از رادیو و تلویزیون میشنویم، و اگر کسی در مسجد اذان بگوید، گویی کاری غریب انجام داده است.
این تأملات، مرا به پرسشی عمیقتر میرساند: چرا ما از سنتهای معنویمان فاصله گرفتهایم؟ چرا علما و مردم، اذان و اقامه را کمتر بر زبان میآورند؟ در ترکیه، با وجود قمارخانهها و تنوع فرهنگی، اذان همچنان بر گلدستهها طنینانداز است. این تناقض زیبا، نشاندهنده ظرفیتی است که ما از آن غافل شدهایم. باید قرآن را تلاوت کنیم، اذان را زنده نگه داریم، و با معرفت، دین را در زندگیمان جاری سازیم.
| نکته کلیدی: ترکیه با بهرهگیری از منابع ایرانیان، بهشتی از تنوع و پیشرفت ساخته است. ما باید با احیای سنتهای معنوی مانند اذان و تلاوت قرآن، و هدایت منابع به داخل، به توسعه فرهنگی و اقتصادی خودمان کمک کنیم. |
بخش چهارم: تجربه تحقیقاتی در دیزین
سالها پیش، برای انجام تحقیقی اجتماعی به منطقه دیزین در تهران سفر کردم. هدفم، مشاهده و تحلیل رفتارهای اجتماعی در محیطی بود که به ظاهر، مکانی برای تفریح و سرگرمی بود. اما این سفر، برایم تجربهای آشوبناک بود. از کودکیام، همیشه در سفرهای تحقیقاتی با گروهی اسکورت میشدم، و این همراهی گاه مرا آشفته میکرد. در دیزین، شلوغی منطقه و پوشیدگی افراد، که همگی با لباسهایی یکسان مستتر بودند، کار تحقیق را دشوار میکرد. تشخیص زن و مرد، محرم و نامحرم، در آن محیط ممکن نبود. گویی دیزین، جهانی دیگر بود که قواعد معمول در آن رنگ میباخت.
گروه اسکورت، چادرشبی بزرگ برایم تعبیه کردند و مرا در آن تنها گذاشتند، گویی تلهای برایم نهادهاند. به آنها گفتم که برای تحقیقاتم به پنج تا شش ساعت زمان نیاز دارم و تا غروب بازنگردند. در آن چادرشب، مانند مجسمهای بیحرکت نشستم و با ضبط صوتم، سخنان مردم، حتی صدای نفسهایشان را ثبت کردم. هفت تا هشت ساعت در آن محیط ماندم و صحنههایی شگفتانگیز دیدم. دریافتم که بسیاری از افرادی که در دیزین رفتوآمد میکردند، ایرانی نبودند؛ روسای سفارتخانهها و مقامات ادارات کل بودند. این مشاهده، مرا به شگفتی واداشت: مملکت ما را چه کسانی اداره میکنند؟ این تجربه، برایم چون محشر کبری بود که پرده از واقعیتهای پنهان جامعه برمیداشت.
هزینه این سفر در آن زمان، برای هر نفر بین پنجاه تا صد هزار تومان بود، اما امروز به یک میلیون تومان رسیده است. این افزایش هزینهها، خود نشانهای از مشکلات اقتصادی است که جامعه ما با آن دستوپنجه نرم میکند. اما آنچه بیش از همه مرا متأثر کرد، سادهلوحی مردمی بود که از حقیقت این اماکن بیخبر بودند. آنها تصور میکردند دیزین تنها مکانی برای تفریح است، در حالی که من در آن چادرشب، عجایب و غرایبی دیدم که بازگویی کاملش یک ماه زمان میطلبد. ترجیح دادم این خاطرات را در دل نگه دارم، اما این تجربه، تعهدم به آگاهیبخشی و اصلاح جامعه را عمیقتر کرد.
| نکته کلیدی: تحقیقات میدانی، مانند تجربه دیزین، نشاندهنده شکافهای اجتماعی و نیاز به شایستهسالاری در مدیریت کشور است. آگاهیبخشی و اصلاح فرهنگ اجتماعی، وظیفهای دینی و انسانی است. |
جمعبندی
این خاطرات، که از دل درسگفتارهایم برآمدهاند، روایتهایی هستند از تأملاتم در دین، جامعه و فرهنگ. از نقد هدررفت منابع در سفرهای زیارتی گرفته تا شگفتیام از پیشرفت ترکیه و تجربههای تحقیقاتیام در دیزین، هر یک دعوتی است به تأمل در مسئولیتهایمان. ما، بهعنوان پیروان دین، موظفیم با عقلانیت و معرفت، منابعمان را مدیریت کنیم، سنتهای معنویمان را زنده نگه داریم، و به نیازهای جامعهمان اولویت دهیم. این گفتگوهای صمیمی، تلاشی است برای به اشتراک گذاشتن این دغدغهها و دعوت به سوی جهانی عادلانهتر و معنویتر.
| با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!