متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه 1184
مقدمه
در سالهای پربار زندگیام، لحظههایی را زیستهام که هر یک چون گوهری درخشان، حامل درسها و معارف بیپایانی است. این خاطرات، که گاه بهصورت گذرا در درسگفتارهایم بیان شدهاند، شرحی است از تجربههایم در مسیر علم، معنویت، و تعهد به هدایت جامعه. در این مجموعه، که «گفتگوهای صمیمی» نام گرفته، میکوشم شما را به دنیای اندیشهها و تأملاتم ببرم؛ جهانی که در آن علم و ایمان، نقد و نوآوری، و تواضع و تعهد در هم تنیدهاند. این روایتها نهتنها بازتابدهنده تجربههای شخصی من، بلکه دعوتی است به تأمل در مسائل عمیق دینی، فرهنگی، و اجتماعی که جامعه ما با آنها روبهروست.
بخش اول: کتاب زن و جامعیت علمی
سالها پیش، هنگامی که در خلوت تأملاتم به نگارش کتابهایی درباره زن مشغول بودم، به طلاب توصیه کردم که آثارم را گردآوری کنند و بانکی اطلاعاتی از آنها بسازند. این کتابها، که به باور من کاملترین و جامعترین منابع در ایران و جهاناند، در چهار جلد تألیف شدهاند، هرچند ایدهها و محتوای آنها برای سی جلد کافی بود. به طلاب گفتم: «هر کتابی که درباره زن نوشته شده، جمعآوری کنید و ببینید چه موضوعی در آثار من مغفول مانده است.» آنها گونیهایی پر از کتاب آوردند و به مطالعه پرداختند، اما نتیجه صفر بود. هیچ موضوعی نبود که ما در این کتابها به آن نپرداخته باشیم. این کار را کردم تا به منتقدان نشان دهم که ما بر همه جنبههای موضوع اشراف داریم و حتی نقدها و اشکالات را پیشاپیش بررسی کردهایم.
در این کتابها، از هیچ منبع خاصی استفاده نکردم. همه آنچه نگاشتهام، برآمده از تأملات و دیدگاههای خودم است. حتی در موضوعات حساسی چون سکس، تنها نظرات شخصیام را بیان کردهام، بدون اینکه از دیگران اقتباس کنم. اگر جامعه ما در زمینه علمی و فرهنگی پیشرفتهتر بود، شاید میتوانستم منابعی را ذکر کنم که کارم را مستدلتر جلوه دهد. اما در این شرایط، هرگاه سخنی میگویم و از من منبع میپرسند، پاسخ میدهم: «این نظر خودم است. مگر منبع باید از دنیا رفته باشد و آرامگاهی داشته باشد؟» روش من این است که به سخن توجه میکنم، نه به گوینده آن. شما نیز چنین کنید و به حقیقت سخن بنگرید، نه به جایگاه گوینده.
نکته کلیدی: جامعیت کتابهایم درباره زن، نتیجه اصل اتمام و اکمال است که در هر کاری رعایت میکنم. این آثار، با استقلال فکری و بدون تکیه بر منابع خارجی، همه موضوعات ضروری را پوشش دادهاند.
این رویکرد با کلام الهی همخوانی دارد: «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» (قرآن کریم، سوره زمر، آیات ١٧-١٨). این آیه مرا به حقیقتجویی و توجه به بهترین سخنان، فارغ از گوینده، دعوت میکند.
بخش دوم: فناوری و چالشهای علم دینی
در اوایل پیروزی انقلاب، حدود سی سال پیش، زمانی که در منطقه یخچال قاضی ساکن بودم، دستگاه رایانهای در اختیارم قرار دادند. آن را بررسی کردم و گفتم: «این دستگاه چندان به کار حوزه نمیآید. بازدهیاش اندک است و تنها مطالب را دستهبندی میکند.» رایانه برای کارهای کمی خوب است، اما آنچه اهمیت دارد، انجام کارهای کیفی است. آرزو داشتم دستگاهی اختراع شود که بتواند معلوماتم را، که معادل دویست سال درس و بحث است، مانند پمپی که آب را از چاه میکشد، استخراج کند. اگر چنین دستگاهی بود، دریایی از علم و دانش به دست میآمد. اما خودم توانایی این کار را ندارم، چون ابزار لازم وجود ندارد. متأسفانه علم جهانی هنوز به چنین پیشرفتی نرسیده، هرچند وعدههایی در مراکز علمی جهان داده شده است.
در جزیره کیش، دستگاههای عظیم آبشیرینکن را دیدم که آب دریا را میکشیدند و شیرین میکردند تا درختان سرسبز شوند. اگر دستگاهی برای استخراج دانش ذهن انسان ساخته شود، مانند همان آبشیرینکن، میتواند تحولی عظیم ایجاد کند. اما امروز، تحقیقات علمی اغلب کمیاند؛ مانند مشقی که دانشآموز از چند کتاب جمعآوری و ترکیب میکند. این کار سرعت را بالا میبرد، اما کیفیت ندارد. علم دینی نیازمند رویکردی کیفی است که به تجربه و مهندسی عملی تکیه کند، نه محاسبات خشک و اعداد صرف.
نکته کلیدی: فناوری کنونی برای علم دینی کافی نیست. نیاز به ابزارهایی داریم که دانش کیفی را استخراج کنند، مانند پمپی که آب را از چاه میکشد، تا دریایی از معرفت به دست آید.
بخش سوم: تواضع و تعهد به هدایت جامعه
من هیچگاه جایگاه ویژهای در جامعه نداشتهام و مانند اسیری در میان مردم زیستهام. قصد داشتم از محرومان دفاع کنم، اما خود محروم شدم. با این حال، این محرومیت مرا به عصاره جامعه بدل کرد. از زیر و بم مسائل اجتماعی و روانشناسی انسانها آگاهم. اگر در سمیناری با حضور دانشمندان جامعهشناسی و روانشناسی سخن بگویم، از همه آنها علمیتر و دقیقتر سخن میرانم. این توانایی از تجربههایم در میان مردم و تأملات عمیقم سرچشمه میگیرد. نیازی به مطالعه کتابهای دیگران ندارم، چراکه علوم قرآنی، فقهی، و روانشناختی را با تجربه زیستهام.
یکی از استادانم میگفت: «برای فهم کتاب مغنی نیازی به مطالعه ندارم، اما کتابهای دیگر را میخوانم.» من نیز در علوم جامعهشناسی و روانشناسی نیازی به مطالعه نمیبینم، اما این به معنای تکبر نیست. تواضع، گوهر وجود من است. خود را هیچ میدانم و همین برایم کافی است. با طنز به دوستانم میگویم: «من شش متر قد دارم و چهل سانت عرض، اما اگر دستی به من بخورد، ترک برمیدارم.» بدون همراهی پروردگار، هیچم. اگر از او جدا شوم، کارم تمام است.
این تواضع با کلام خدا همخوان است: «وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا» (قرآن کریم، سوره اسراء، آیه ٣٧). این آیه مرا به فروتنی و دوری از خودبرتربینی دعوت میکند.
نکته کلیدی: تواضع و وابستگی به خداوند، پایههای اصلی شخصیت مناند. علم و تجربهام از زیستن در میان مردم و تأمل در مسائل جامعه سرچشمه میگیرد.
بخش چهارم: نقد علم دینی و پیشنهاد اصلاح
در اوایل انقلاب، در منطقه یخچال قاضی، درس خارج میگفتم. از چند طلبه خواستم کتاب کفایه را با دقت بخوانیم. روزانه یک خط را یک ساعت بررسی میکردیم. اگر کسی دیر میآمد، جریمه میشد. آنها استاد بودند و درس خارج میگفتند، اما با این روش، مطالبی کشف کردند که پیشتر ندیده بودند. این تجربه نشان داد که اگر در علمی عمیق شویم، نتایج شگرفی به دست میآید. علم دینی کنونی نیازمند چنین عمقی است. متأسفانه، اختلاط وظایف طلاب – عالم، محقق، و مبلغ بودن – کارایی را کاهش داده است. هر طلبه باید در رشته خود متخصص شود، مانند نانوایی که فقط نان میپزد، نه اینکه هم نان بپزد و هم آن را بفروشد.
برخی محققان، مانند فروشندهای که نان کپکزده دیگران را گرم میکند و میفروشد، آثار دیگران را بازتولید میکنند. این روش، علم را پیش نمیبرد. علم دینی باید نوآورانه و مبتنی بر تجربه باشد. من از کودکی علوم را با تجربه آموختم. ساعتها در مکانهای عجیب تأمل میکردم تا حقیقت را بیابم. این روش، مرا به درکی عمیق از جامعه و روان انسان رساند. باور دارم که اگر طلاب وظایفشان تفکیک شود و هر یک در حوزه خود عمیق شوند، علم دینی متحول خواهد شد.
نکته کلیدی: علم دینی نیازمند تخصص، عمق، و نوآوری است. اختلاط وظایف طلاب و بازتولید آثار دیگران، مانع پیشرفت است.
بخش پنجم: قدرت، علم، و مهندسی تجربی
به تازگی درمییابم که «لا رأی لمن لا یُعطی» – کسی که قدرت ندارد، رأیش کارآمد نیست. اما کسی که عطا شده، نیازی به رأی ندارد. قدرت، افضل از علم است، و علم بدون مال کارگشا نیست. شاعری گفته: «به تجربه معلوم شد مرا در آخر کار / که قدر مرد به علم است و قدر علم به مال.» تحقیقات علمی باید بر مهندسی تجربی مبتنی باشد. محاسبات خشک و اعداد، علم را پیش نمیبرند. باید مهندسی را آزمایش کرد و اگر پاسخ مثبت بود، به آن اعتماد کرد. این روش، علم را از فلسفهبافی نجات میدهد و به سوی حقیقت هدایت میکند.
نکته کلیدی: علم بدون قدرت و منابع مادی ناکارآمد است. تحقیقات موفق باید بر مهندسی تجربی استوار باشد، نه محاسبات خشک.
جمعبندی
این گفتگوهای صمیمی، روایتی است از سالهای عمرم که در خدمت علم، ایمان، و هدایت جامعه گذشته است. از تألیف کتابهای جامع درباره زن تا نقد فناوری و علم دینی، از تواضع و وابستگی به خداوند تا پیشنهاد اصلاح نظام آموزشی حوزوی، هر خاطره دریچهای است به سوی تأمل در مسئولیت عالمان دینی. باور دارم که علم دینی باید عمیق، نوآورانه، و متکی بر تجربه باشد. با توکل به پروردگار و تعهدی بیوقفه، میکوشم این راه را ادامه دهم و جامعه را به سوی معرفت و تحول هدایت کنم.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!