متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه ۱۲۶۸
مقدمه
روزهایی را که در جمع طلاب و جویندگان علم، از دغدغههایم برای تحول در علم دینی سخن میگفتم. این گفتگوها، که گاه در خلوت حوزه و گاه در محافل پرشور علمی شکل میگرفتند، نهتنها شرح اندیشههایم، بلکه بازتابی از عمق وجودم و تعهدم به حقیقتجویی است. آنچه در این بخش از «گفتگوهای صمیمی» میخوانید، تأملی است بر ضرورت پویایی علم دینی، که ریشه در درسگفتارهایم دارد و اکنون با قلمی صمیمی و در عین حال عمیق، پیش روی شماست. این روایت، دعوتی است به بازاندیشی در ساختارهای علمی و معنوی حوزههای دینی، تا شاید بتوانیم گامی به سوی جهانی عادلانهتر و آگاهتر برداریم.
بخش اول: در جستجوی علم پویا
آزمایشگاه، پیرایشگاه، زایشگاه: ضرورتی فراموششده
در یکی از جلسات درس، با حرارتی که از عمق جانم برمیخاست، گفتم: «حوزههای ما باید آزمایشگاه، پیرایشگاه و زایشگاه داشته باشند.» این سخن، نه از سر آرمانخواهی خام، بلکه از دردی عمیق سرچشمه میگرفت. آزمایشگاه، جایی است که حقیقت را با ابزار علم میآزماییم؛ پیرایشگاه، فضایی است که نادرستیها و خرافات را کنار میگذاریم؛ و زایشگاه، بستری است برای خلق دانشی نوین که پاسخگوی نیازهای زمانه باشد. اما چرا این سه در حوزههای ما غایبند؟ گویی قرنهاست که در غربت و محدودیت، دستمان برای پژوهشهای عمیق بسته بوده است.
در گذشته، فشارهای سیاسی و اجتماعی، چون سایهای سنگین بر سر علم دینی افتاده بود. عالمان، با همه شوقشان، نتوانستند آنگونه که شایسته است، به کاوشهای علمی بپردازند. اما آنچه قلبم را به درد میآورد، این است که حتی پس از رفع برخی موانع، ما همچنان در سکون ماندهایم. گویی یخ زدهایم، گویی از حرکت بازماندهایم. علم بدون آزمایشگاه ممکن نیست. مگر میشود دانشی پویا داشت، اما از ابزارهای آزمون و پالایش بیبهره بود؟
کفر و ناآرامی وجودی
سالها پیش، در تأمل بر آیات قرآن کریم، به این اندیشه رسیدم که کفر، تنها یک باور نادرست نیست، بلکه حالتی است که وجود انسان را به ناآرامی میکشاند. در یکی از درسگفتارهایم، با اشاره به آیهای از قرآن کریم، گفتم: إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ سَوَآءٌ عَلَيْهِمْ ءَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ (قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۶). این آیه میفرماید: «کسانی که کفر ورزیدند، برایشان یکسان است که هشدارشان بدهی یا هشدارشان ندهی، ایمان نخواهند آورد.»
کفر، گویی آتشی است که انسان را از درون میسوزاند. این ناآرامی، این ارتعاشات غیرطبیعی، این استهلاک وجودی، چیزی است که باید با ابزارهای علمی، مانند روانشناسی، اثبات شود. اما ما، به دلیل فقدان آزمایشگاههای علمی، نتوانستهایم این حقیقت قرآنی را به جهانیان نشان دهیم. اگر این حقیقت را اثبات کنیم، چه کسی حاضر است کفر را برگزیند؟ کفر، نهتنها انکار حقیقت، بلکه سوزاندن خویشتن است.
نقد علم دینی: از مفاهیم انتزاعی تا مصادیق عینی
روزی که با طلاب از ضرورت تولید علم سخن میگفتم. گفتم: «تولید علم، قارچ نیست که از زمین بروید! نیاز به زایشگاه دارد، نیاز به آزمایش و پالایش.» ما در علم دینی، گرفتار مفاهیم انتزاعی شدهایم. از ایمان و کفر، از انقلاب و ضد انقلاب، سخن میگوییم، اما مصداق عینی آنها کجاست؟ باید مصادیق را نشان دهیم، باید با شواهد علمی، حقایق را آشکار کنیم. این نقد، نه به عالمان، بلکه به روشهای ماست که هنوز در بند سنتهای کهنه ماندهاند.
حوزههای ما، گاه شبیه مسافرخانههای سنتی شدهاند؛ جایی برای خواب و خوراک، نه تولید علم. این سخن، از سر درد است، نه تخریب. ما باید از این انفعال بیرون آییم و به سوی پویایی حرکت کنیم. علم دینی، نیازمند تحول است، نیازمند آزمونی است که خرافات را کنار بزند و دانشی نو خلق کند.
بخش دوم: تأملاتی در مفهوم کفر
کفر آگاهانه و تمایز آن از نادانی
در یکی از جلسات، با اشاره به آیه إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟، گفتم: «کفر، انتخابی آگاهانه است، نه نادانی ساده.» قرآن کریم، کفر را به کسانی نسبت میدهد که از سر علم و آگاهی، حقیقت را انکار میکنند. این کفر، با جهل عوام تفاوت دارد. نباید هر نادانی را کافر نامید، وگرنه به دشمنتراشی میافتیم. گویی بخواهیم اکثریت جهان را کافر بخوانیم، در حالی که این با عدالت الهی سازگار نیست.
گفتم: «اگر خدا بخواهد شش میلیارد انسان را به جهنم بفرستد، این با حکمت فَتَبَارَكَ ٱللَّهُ أَحْسَنُ ٱلْخَٰلِقِينَ (قرآن کریم، سوره مؤمنون، آیه ۱۴) سازگار نیست.» این آیه میفرماید: «پس بزرگ است خداوندی که بهترین آفرینندگان است.» خالقی چنین حکیم، چگونه ممکن است خلقی چنین ناکام بیافریند؟ کفر، انتخابی است که از سر آگاهی رخ میدهد، نه جهل ساده.
جهان اسلام و اقلیتهای پنهان
در یکی از گفتگوهایم، از وضعیت مسلمانان جهان سخن گفتم. حدود یک میلیارد و هفتصد میلیون مسلمان در جهان زندگی میکنند، اما پانصد میلیون نفر از آنها، به دلیل فشارهای اجتماعی و سیاسی، هویت دینی خود را پنهان میکنند. این حقیقت، مرا به تأمل وامیداشت که چگونه برخی از ترس آزار، ناچار به پنهانکاری میشوند. اینجاست که باید با دقت، کفر را تعریف کنیم و از قضاوتهای شتابزده پرهیز کنیم.
بخش سوم: محیط و تأثیر آن بر علم و روح
هوای مسموم و خلاقیت علمی
روزی که در یکی از حوزهها، از هوای سنگین و نامناسب سخن گفتم. گویی در انباری بسته، نفس میکشیدیم. گفتم: «این هوا، مرگ میآورد، خلاقیت را میکشد.» هوای مسموم، نهتنها جسم را فرسوده میکند، بلکه ذهن و روح را نیز خسته میسازد. به طلاب گفتم: «در را باز کنید، بگذارید هوا جریان یابد. مگر اینجا انبار است؟» این سخن، تنها یک نقد محیطی نبود، بلکه هشداری بود به ضرورت پویایی و آزادی در محیطهای علمی.
هوای نامناسب، هوش و حافظه را خنثی میکند. گفتم: «اگر یک هفته در این محیط باشید و یک هفته در فضایی با هوای پاک، تفاوت را در وجود خود حس خواهید کرد.» این سخن، دعوتی بود به بازنگری در شرایطی که علم در آن شکل میگیرد. محیط، بخشی از فرآیند تولید علم است.
جمعبندی
این گفتگوها، که از درسگفتارهایم برآمدهاند، دعوتی است به تأمل در علم دینی و ضرورت تحول آن. من، با همه وجود، باور دارم که علم دینی باید پویا، آزمودنی و پاسخگو به نیازهای زمانه باشد. آزمایشگاه، پیرایشگاه و زایشگاه، نهتنها ابزارهای علم، بلکه نشانههای تعهدی عمیق به حقیقت هستند. کفر، بهعنوان یک انتخاب آگاهانه، باید با ابزارهای علمی تبیین شود تا جهانیان، حقیقت ایمان را دریابند. و سرانجام، محیطهای علمی ما باید فضاهایی باشند که روح و ذهن را به سوی خلاقیت و تعالی سوق دهند. این «گفتگوهای صمیمی»، بخشی از وجود من است که با شما به اشتراک میگذارم، به امید روزی که علم دینی، جهانی را روشن کند.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!