متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، جلسه 1282
مقدمه
سالها پیش، در یکی از جلسات درسگفتار خود، سخن از رسالت عظیم حوزههای علمیه به میان آوردم. این جلسات، که گاه بهصورت گذرا در خلال مباحث علمی و عرفانیام ذکر شدهاند، فرصتی بودند تا اندیشهها و دغدغههایم را با شاگردان و جویندگان علم به اشتراک بگذارم. اکنون، این خاطرات را با قلبی سرشار از شوق و تأمل بازگو میکنم تا شاید نوری بر مسیر علم دینی و معنوی بتابانم. آنچه در پی میآید، روایتی است از دغدغههایم برای احیای جایگاه حوزهها، ترویج علم قرآنی، و حفظ اصالت معنوی در برابر مادیات، که همگی با زبانی صمیمی و از منظر شخصی خودم نگاشته شده است.
بخش اول: ضرورت جهانیسازی حوزههای علمیه
روزی که در جمع شاگردانم از آرزویم برای حوزههای علمیه سخن گفتم. به آنها گفتم که حوزهها باید با محتوایی غنی از علم و معرفت دینی، نهتنها در مرزهای محلی، بلکه در عرصه جهانی حضور یابند. تصور کنید بیمارانی از سراسر جهان به قم بیایند، نه صرفاً برای درمان جسمانی، بلکه برای شفای روح و روان از طریق علوم قرآنی. این آرمان من بود: تبدیل حوزهها به مرکزی برای درمان معنوی و علمی بشریت.
این دیدگاه از عمق باورم به ظرفیتهای بیپایان قرآن کریم سرچشمه میگیرد. حوزهها میتوانند با بهرهگیری از این گنجینه الهی، راهحلهایی برای مسائل جهانی ارائه دهند. من همیشه به شاگردانم تأکید میکردم که علم دینی، اگر با اخلاص و دقت به کار گرفته شود، میتواند جهانیان را به سوی نور هدایت کند.
بخش دوم: احیای علوم قرآنی در بیمارستانهای دینی
یکی از پیشنهادهایی که بارها در درسگفتارهایم مطرح کردم، ایجاد آزمایشگاهها و بیمارستانهای دینی بود. به شاگردانم گفتم: «چرا حوزهها نباید آزمایشگاههایی داشته باشند که در آنها علوم قرآنی برای درمان بیماریهای بشری احیا و ابداع شود؟» این ایده از ایمانم به قدرت شفابخش قرآن نشئت میگرفت. قرآن کریم، کتابی است که نهتنها راهنمای روح، بلکه درمانگر جسم و روان است.
این بیمارستانها میتوانند مرکزی باشند برای پژوهش و کاربرد عملی آیات الهی. بارها از شاگردانم خواستم تا در این مسیر گام بردارند و علوم قرآنی را بهعنوان محور درمانهای معنوی و روانی به کار گیرند.
بخش سوم: تفسیر «مس» در قرآن کریم
یکی از مباحثی که در درسگفتارهایم بسیار به آن پرداختم، مفهوم «مس» در قرآن کریم بود. در جلسهای، با اشاره به آیاتی مانند:
قرآن کریم: إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ ٱلْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ
اگر به شما آسیبی رسیده، به آن قوم نیز آسیبی مانند آن رسیده است (سوره آلعمران، آیه 140).
قرآن کریم: إِذَا مَسَّ ٱلْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا
چون به انسان زیانی برسد، ما را میخواند (سوره یونس، آیه 12).
قرآن کریم: يَا أَيُّهَا ٱلْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا ٱلضُّرُّ
ای عزیز، به ما و خاندانمان آسیب رسیده است (سوره یوسف، آیه 88).
به شاگردانم توضیح دادم که «مس» در این آیات، به معنای لمس مادی نیست، بلکه به آسیبهای روانی و معنوی اشاره دارد که قابل درک حسی نیستند. این آسیبها، مانند توهمات و فشارهای روحی، از جنس مشکلات غیرمادیاند و نیازمند درمانی معنوی هستند.
بخش چهارم: نقد بیتوجهی به آسیبهای غیرمادی
در یکی از جلسات، با حسرتی عمیق از بیتوجهی برخی به آسیبهای غیرمادی سخن گفتم. این آسیبها، مانند آزارهای روانی و معنوی، اغلب نادیده گرفته میشوند، حال آنکه قرآن کریم به صراحت به آنها اشاره کرده است. من به شاگردانم گفتم که حوزهها باید این مسائل را جدی بگیرند و راهحلهایی قرآنی برای آنها ارائه دهند.
این بیتوجهی، نشانهای از غفلت از ظرفیتهای عظیم دین است. با تأکید میگفتم: «اگر ما به این آسیبها بیتوجه باشیم، چگونه میتوانیم ادعای وراثت انبیا داشته باشیم؟»
بخش پنجم: نقش ملائکه زمینی و اذکار در حفاظت معنوی
یکی از مباحثی که همیشه قلبم را به تپش میآورد، نقش ملائکه زمینی در حفاظت از انسان بود. به شاگردانم گفتم: «برخلاف تصور برخی فلاسفه و متکلمان، ملائکه زمینی مادیاند و در حفاظت ما نقش دارند.» این باور از تجربههای معنویام سرچشمه میگرفت. به آنها تأکید میکردم که ذکر «بسمالله» هنگام ورود به آب یا محیطهای خاص، سپری است در برابر شیاطین.
از غفلت برخی عالمان امروزی نسبت به این اذکار گله میکردم. در گذشته، عالمان بدون ذکر چهارقل از خانه خارج نمیشدند، اما امروز این سنت ارزشمند کمرنگ شده است. حتی گاهی اذکار بهاشتباه چاپ میشوند و این خطاها به اعتبار دین آسیب میزند.
بخش ششم: نقد آلودگی علم دینی به مادیات
یکی از دردناکترین دغدغههایم، آلودگی علم دینی به مادیات بود. روزی با شاگردانم از این سخن گفتم که برخی عالمان، علم را با کاسبی درآمیختهاند. این ترکیب، نهتنها به علم آسیب میزند، بلکه صدق و اخلاص را از آن میگیرد. من همیشه میگفتم: «عالم باید از مادیات فاصله بگیرد تا بتواند رسالت خود را به انجام برساند.»
روزی پیشنهادی برای مدیریت یک معدن به من شد. با قاطعیت آن را رد کردم و گفتم: «من عالمم، نه کاسب. وظیفهام تعلیم و تربیت است، نه ثروتاندوزی.» این تجربه، نشانهای از تعهد من به جدایی علم از مادیات بود.
بخش هفتم: اصول سهگانه برای احیای حوزهها
در یکی از جلسات، سه اصل را برای احیای حوزهها مطرح کردم: استناد در سخن، صدق در علم، و جدایی علم از مادیات. به شاگردانم گفتم: «حوزهای که این سه اصل را رعایت کند، میتواند رسالت خود را به انجام برساند.»
این اصول، چارچوبی بودند که من برای اصلاح حوزهها پیشنهاد دادم. استناد، به معنای سخن گفتن با دلیل و برهان است؛ صدق، به اخلاص در علم اشاره دارد؛ و جدایی از مادیات، ضامن پاکی علم دینی است.
جمعبندی
این خاطرات، که از دل درسگفتارهایم برآمدهاند، بازتابی از دغدغههای عمیق من برای احیای علم دینی و جایگاه حوزههای علمیه است. من همیشه باور داشتم که حوزهها میتوانند با تکیه بر علوم قرآنی، نهتنها مشکلات معنوی و روانی بشر را درمان کنند، بلکه به مرکزی جهانی برای هدایت تبدیل شوند. نقدهایم به آلودگی علم به مادیات، غفلت از اذکار، و بیتوجهی به آسیبهای غیرمادی، دعوتی بودند به بازسازی علمی و اخلاقی حوزهها. امیدوارم این روایتها، خواننده را به تأمل در رسالت عظیم علم دینی و تعهد به اخلاص و صدق دعوت کند.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!