گفتگوهای صمیمی 1297

متن تحقیق

 

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جلسه ۱۲۹۷

مقدمه

این مجموعه، بازتابی است از خاطراتی که در درس‌گفتارهایم به‌صورت گذرا بیان شده‌اند و اکنون با تأمل و ژرف‌نگری، به رشته تحریر درآمده‌اند. در این گفتگوها، کوشیده‌ام با زبانی صمیمی و از دریچه تجربه‌های زیسته‌ام، تأملاتی در حوزه فقه، اخلاق، عرفان، و مسائل اجتماعی ارائه دهم. این خاطرات، نه‌تنها روایت‌هایی از گذشته‌اند، بلکه آیینه‌ای هستند از عمق باورها و تعهداتم به ارزش‌های معنوی و معرفتی. با من همراه شوید تا در این سفر، به لایه‌های عمیق‌تر زندگی و اندیشه‌های دینی نگاهی بیندازیم.

بخش اول: تأملاتی در فقه و ضرورت

مفهوم ضرورت در فقه اسلامی

در یکی از درس‌گفتارهایم، سخن از ضرورت در فقه به میان آمد. در فقه اسلامی، هنگامی که انسان در تنگنای اضطرار قرار گیرد، به شرط آنکه نه از سر بی‌ارادگی باشد و نه به قصد خوش‌گذرانی، استفاده از حرام مجاز شمرده شده است. این اصل، ریشه در حکمت الهی دارد و به انسان اجازه می‌دهد در شرایط دشوار، راهی برای ادامه حیات بیابد. این مفهوم با کلام الهی هم‌خوانی دارد:

فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ

(قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۱۷۳: هر کس به اضطرار و بدون سرکشی و تجاوز ناچار شود، گناهی بر او نیست). این آیه، مرزهای ضرورت را به‌روشنی ترسیم می‌کند و بر لزوم حفظ نیت پاک تأکید دارد.

نقدی بر سوءاستفاده از ضرورت

طلبه ای در ماه رمضان به‌اشتباه تصور کرده بود سرفه ناشی از خوردن نفت، او را به اضطرار کشانده و به همین بهانه، آب نوشیده بود. به او گفتم: «آقا، این چه ضرورتی است؟ یک سرفه کوچک که انسان را خفه نمی‌کند! اذیت می‌شوی، اما این اذیت، مجوز شکستن روزه نیست.» این ماجرا، مرا به تأمل در سوءاستفاده از مفهوم ضرورت واداشت. در فقه، ضرورت شرایط سخت و مشخصی دارد و نمی‌توان هر ناراحتی جزئی را بهانه‌ای برای عدول از احکام دانست. این دیدگاه با آیه‌ای از قرآن کریم هم‌سوست:

وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَٰذَا حَلَالٌ وَهَٰذَا حَرَامٌ

(قرآن کریم، سوره نحل، آیه ۱۱۶: و به دروغ نگویید این حلال است و آن حرام). این آیه، ما را از توجیهات نادرست برحذر می‌دارد و بر صداقت در اجرای احکام تأکید می‌کند.

نکته کلیدی: ضرورت در فقه، مجوزی است برای شرایط سخت و واقعی، نه بهانه‌ای برای راحتی‌طلبی یا توجیه نادرست.

بخش دوم: نقدی بر نظام آموزشی و اجتماعی

حوزه علمیه و میدان تره‌بار

روزی در درس‌گفتاری، حوزه علمیه را به میدان تره‌بار تشبیه کردم. در این میدان، دانش‌ها بدون نظم و ارزش‌گذاری مناسب، مانند اجناس درهم‌ریخته عرضه می‌شوند. سفری به دبی داشتم و از نظم بازار آنجا شگفت‌زده شدم. خیارها را نصف کرده، در زرورق پیچیده و با قیمتی گزاف عرضه می‌کردند. این نظم و زیبایی، نشانه‌ای از پیشرفت بود. آرزو کردم که کاش حوزه‌های علمیه ما نیز چنین نظمی در ارائه دانش داشته باشند. این تأمل، با آیه‌ای از قرآن کریم هم‌خوانی دارد:

كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ

(قرآن کریم، سوره هود، آیه ۱: کتابی است که آیاتش استوار شده و سپس تفصیل یافته است). این آیه، بر اهمیت نظم و استواری در ارائه معارف دینی تأکید می‌کند.

نظم و پیشرفت در نظام‌های اجتماعی

نظم بازار دبی، مرا به فکر فرو برد که چگونه می‌توان با نظم و زیبایی، ارزشی والا به امور روزمره بخشید. این درس را می‌توان به نظام‌های آموزشی و اجتماعی تسری داد. از منظر جامعه‌شناسی اسلامی، نظم و زیبایی، نشانه رشد فرهنگی است. قرآن کریم نیز به این اصل اشاره دارد:

وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ

(قرآن کریم، سوره انفال، آیه ۶۰: و برای آنان هرچه در توان دارید از نیرو آماده کنید). این آیه، بر لزوم آمادگی و نظم در امور تأکید دارد.

نکته کلیدی: نظم و زیبایی در ارائه دانش و خدمات، نشانه‌ای از پیشرفت فرهنگی و معنوی است.

بخش سوم: عدالت در علم دینی

نقدی بر تعریف سخت‌گیرانه عدالت

در روستایی پیش از انقلاب، عده‌ای تعریف چنان سخت‌گیرانه‌ای از عدالت داشتند که جز یک عالم، هیچ‌کس را شایسته اقتدا نمی‌دانستند. این دیدگاه، مرا به نقد واداشت. عدالت در علم دینی، نباید چنان پیچیده باشد که از دسترس خارج شود. عدالت، در صداقت و رفتارهای روزمره تجلی می‌یابد، نه در شروط غیرواقعی. این دیدگاه با کلام الهی هم‌سوست:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ

(قرآن کریم، سوره نساء، آیه ۱۳۵: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به عدالت قیام کنید).

تعریف ساده و عملی از عدالت

من عدالت را در صداقت در خرید و فروش، در گفتار و رفتار روزمره می‌بینم. اگر بخواهیم عدالت را با شروط پیچیده تعریف کنیم، راه را بر خود و دیگران می‌بندیم. این تعریف ساده، با آیه‌ای از قرآن کریم هم‌خوانی دارد:

إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ

(قرآن کریم، سوره نحل، آیه ۹۰: خدا به عدالت و احسان فرمان می‌دهد).

نکته کلیدی: عدالت در علم دینی، در صداقت و رفتارهای ساده روزمره تجلی می‌یابد، نه در شروط پیچیده و غیرعملی.

بخش چهارم: نقد انحطاط اخلاقی در جامعه

تلکه‌گیری و فساد اخلاقی

روزگاری در جامعه، رفتارهایی مانند تلکه‌گیری رواج داشت. این رفتارها، نشانه‌ای از انحطاط اخلاقی بود که قلبم را به درد می‌آورد. در جامعه‌ای که عدالت و صداقت کم‌رنگ شود، چنین رفتارهایی دامن می‌زنند. قرآن کریم در این باره هشدار می‌دهد:

وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ

(قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۱۸۸: و اموال یکدیگر را به باطل نخورید).

فضولی و تجسس، نشانه بی‌ادبی

روزی در محضر یکی از عالمان بزرگ بودم. شخصی به کنجکاوی بی‌جا در امور دیگران پرداخت و حتی تعداد تیرهای سقف خانه را شمرد! به او گفتم: «این فضولی است، نه دقت.» تجسس در امور خصوصی دیگران، نشانه بی‌ادبی است و از مصادیق خیانت به امانت. قرآن کریم نیز ما را از این رفتار برحذر می‌دارد:

وَلَا تَجَسَّسُوا

(قرآن کریم، سوره حجرات، آیه ۱۲: و تجسس نکنید).

نکته کلیدی: تلکه‌گیری و تجسس، نشانه‌های انحطاط اخلاقی‌اند که با ارزش‌های اسلامی در تضادند.

بخش پنجم: سیره عالمان پارسا

شب‌های عبادت و تأثیر معنوی

در کودکی‌ شبی در خانه خاله‌ام بودم. عالمی پارسا در آن خانه بود که شب‌ها را با عبادت و قرآن‌خوانی به صبح می‌رساند. زیر لحاف، او را نظاره می‌کردم که چگونه با سجده و قیام، از خوابیدن بازمی‌ماند تا به راز و نیاز بپردازد. این سیره، مرا به شگفتی واداشت. قرآن کریم از چنین انسان‌هایی یاد می‌کند:

وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا

(قرآن کریم، سوره فرقان، آیه ۶۴: و کسانی که برای پروردگارشان در حال سجده و قیام شب را به صبح می‌رسانند).

شفابخشی و کرامت عالمان

همان عالم پارسا، با دعا و قرآن، بیماران را شفا می‌داد. یهودیان و ارمنیان، با استکان‌های آب جوش نزد او می‌آمدند و او با صدق و صفا، گره از کارشان می‌گشود. این کرامت، مرا به یاد آیه‌ای انداخت:

وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ

(قرآن کریم، سوره شعراء، آیه ۸۰: و چون بیمار شوم، اوست که مرا شفا می‌دهد).

سادگی و زهد عالمان گذشته

آن عالم، با قبای کهنه‌اش، نمونه‌ای از زهد و بی‌اعتنایی به دنیا بود. او و امثال او، با سادگی و اخلاص، به مردم خدمت می‌کردند و هیچ‌گاه در پی مال و منال نبودند. این سیره، با کلام الهی هم‌خوانی دارد:

وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا

(قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۴۱: و آیات مرا به بهای اندک نفروشید).

نکته کلیدی: سیره عالمان پارسا، با زهد، اخلاص و عبادت، الگویی برای زندگی معنوی و خدمت به خلق است.

بخش ششم: نقد آشفتگی در علم دینی

تمرکز بر مادیات و انحطاط معنوی

از آشفتگی در علم دینی گله‌مند بودم. روزگاری که مسائل مادی، مانند شهریه و امور دنیوی، جای معرفت و تقوا را گرفته بود. این آشفتگی، مرا به تأمل در اهداف علم دینی واداشت. علم دینی باید در خدمت تقوا و معرفت باشد، نه ابزار کسب مال. این دیدگاه با آیه‌ای از قرآن کریم هم‌سوست:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا

(قرآن کریم، سوره احزاب، آیه ۴۱: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا را بسیار یاد کنید).

تبدیل عیب به حسن

روزی گفتم: «وقتی عیبی مانند جعل حدیث در جامعه فراگیر شود، به‌اشتباه حسن تلقی می‌شود.» این نسبیت اخلاقی، خطر بزرگی است که حقیقت را با باطل درمی‌آمیزد. قرآن کریم در این باره هشدار می‌دهد:

وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ

(قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۴۲: و حق را با باطل درنیامیزید).

زرنگی به‌جای ارزش‌های اخلاقی

از تبدیل رفتارهای غیراخلاقی مانند زرنگی و فریب به ارزش، دلگیر بودم. در جامعه‌ای که ارزش‌های اخلاقی کم‌رنگ شوند، این رفتارها جای فضیلت را می‌گیرند. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَوْا وَيُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِمَا لَمْ يَفْعَلُوا

(قرآن کریم، سوره آل‌عمران، آیه ۱۸۸: و کسانی که به آنچه کرده‌اند شادمان‌اند و دوست دارند به آنچه نکرده‌اند ستایش شوند).

نکته کلیدی: علم دینی باید در خدمت معرفت و تقوا باشد، نه ابزاری برای مادیات یا توجیه عیوب.

بخش هفتم: تجربه‌های کودکی و درس‌های زندگی

درس‌هایی از فقر و صداقت

در کودکی‌، وقتی در مدرسه مدادم را گم کرده بودم. به خانه آمدم و با تیغ، مدادی نازک کردم تا مشقم را بنویسم. معلمم، که فردی ثروتمند بود، به جای پرسیدن دلیل، مرا تنبیه کرد. آن روز فهمیدم که انسان‌های بی‌درد، گاه نمی‌توانند رنج دیگران را درک کنند. این تجربه، مرا به تأمل در اهمیت همدلی و صداقت واداشت.

شلوغ‌بازی و خطای منبری

روزی در کودکی، به منبر یکی از عالمان گوش می‌دادم. او گفت: «اگر بالای منبر اشتباه کردی، شلوغ‌بازی دربیاور تا مردم فراموش کنند.» این سخن، مرا به فکر فرو برد که چگونه برخی به جای صداقت، به حیله متوسل می‌شوند. این درس، مرا از چنین رفتارهایی بیزار کرد و به اهمیت صداقت در علم دینی رهنمون ساخت.

نماز و نیت وطن

وقتی به قم آمدم، اولین نمازم را تمام خواندم، چرا که نیت وطن کرده بودم. برخی می‌گفتند باید چند ماه بمانی تا وطن حساب شود، اما من با نیت خالص، همان روز اول این تصمیم را گرفتم. این تجربه، مرا به اهمیت نیت و اخلاص در اعمال دینی رهنمون کرد.

نکته کلیدی: تجربه‌های کودکی، درس‌هایی از صداقت، همدلی و اخلاص در زندگی و علم دینی به ما می‌آموزند.

جمع‌بندی نهایی

این گفتگوهای صمیمی، بازتابی از تجربه‌ها و تأملاتم در مسیر فقه، اخلاق، و عرفان است. از ضرورت در فقه تا سیره عالمان پارسا، از نقد نظام‌های آموزشی تا تأمل در عدالت و انحطاط اخلاقی، این خاطرات دعوتی‌اند به بازنگری در ارزش‌های معنوی و معرفتی. امیدوارم این روایت‌ها، خواننده را به تأمل در پیوند میان اخلاص، نظم، و عدالت وادارد و راهی نو برای تحقق اهداف والای دینی در دنیای معاصر پیش روی او گشاید.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)