متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره جلسه 1386
مقدمه
این روایتها، شرح تفصیلی لحظههایی است که گاه در درسگفتارهایم به آنها اشارهای گذرا کردهام. در این گفتگوها، از تعهد عمیقم به تولید علم دینی، دشواریهای این مسیر، و تأملاتم درباره نظم و انضباط در زندگی طلبگی سخن میگویم. این خاطرات، نه تنها بازتاب تجربههای شخصی من در مسیر طلبگی است، بلکه تلاشی است برای به تصویر کشیدن روح معنوی و علمی که مرا در این راه هدایت کرده است. از روزهایی میگویم که با ارادهای پولادین، در برابر موانع ایستادگی کردم و از لحظههایی که دریافتم علم حقیقی، علمی است که با نظم، تعهد و معرفت همراه باشد و به سوی حقیقت رهنمون شود.
بخش اول: تكليف علمي و تعهد به توليد علم ديني
تكليف واجب عيني در عصر حاضر
من فعالیت علمی و تحقیقاتیام در حوزه علمیه را یک تکلیف واجب عینی میدانم؛ تکلیفی که گویی جز من، کسی نمیتواند در این عصر به انجامش برساند. مانند سربازی در جبهه، خود را متعهد به این سنگر میبینم. متأسفانه برخی از دوستان این ضرورت را احساس نمیکنند و برخی دیگر، که بدخواهند، این فعالیت علمی را که هیچگاه سیاسی نبوده، مانع میشوند. شگفتا که چگونه برخی تفاوت میان واجب و حرام، یا واجب عینی و کفایی را درک نمیکنند! اگر بخواهم این تکلیف را نادیده بگیرم، شاید مرا به بهترین باغها برای زندگی دعوت کنند یا حتی به کشورهای اروپایی ببرند و هزینههایم را تأمین کنند، اما من این سنگر را در قم ترک نمیکنم. حتی اگر مرا به زندان ببرند، باز در همین قم محبوس میشوم.
گاه از تفریح فرزندانم کم میگذارم و دعوت به مراسم عروسی را نمیپذیرم، زیرا این تکلیف برایم مقدم است. تعجب میکنم از کسانی که گرسنگی یا تأخیر در صبحانه را حس میکنند، اما تفاوت میان واجب و مستحب، یا واجب عینی و کفایی را درک نمیکنند و به راحتی دست به هر کاری میزنند. دین در برابر هجوم دشمنان و بدعملی دوستان در خطر است، اما برخی به وظیفه خود اهمال میورزند. چرا ما در تشخیص وظیفه عاجزیم و اهم و مهم را نمیشناسیم؟ چرا زیر بار مسئولیت نمیرویم و با واهمه یا اهمال زندگی میکنیم؟
| نکته کلیدی: تولید علم دینی در این عصر، تکلیفی واجب و عینی است که نیازمند تعهد، اراده و تشخیص اهم و مهم است. |
چالشهای ارائه علم در محيط خرافه و پيرایه
کسی که زحمت تحقیق کشیده، گاه از چیزی دفاع کرده که واجب عینی او نبوده و دیگران نیز میتوانستند آن را انجام دهند، در حالی که او توانایی نگارش در موضوعاتی را داشته که از چالشهای فکری قرون متمادی بوده است. من باور دارم که کمتر کسی در این چند دهه، مانند من برای تحقیق و تدریس وقت گذاشته، فکر کرده و درد آن را کشیده است. حتی از تعقیبات نماز کاستهام تا به کار علمیام بیفزایم. این تکلیفها، تجرد دارند و برای دیگران قابل فهم نیست. مردم، هیکل نماز را میبینند، اما از تفکر و علم چیزی نمیبینند و صاحب آن را، حتی اگر مجتهد مسلم در فقه و متبحر در فلسفه و عرفان باشد، به حساب نمیآورند. اگر لازم شود، برخی با افتخار روی مین میروند تا شهید شوند، اما گمنامان عرصه تحقیق را نه تنها ارج نمینهند، بلکه گاه تحقیر میکنند.
اصل تحقیق خود معضلی است، و ارائه آن در محیطی پر از خرافه و پیرایه، که گاه با نتایج علمی هماهنگ نیست، معضلی دیگر است. اهل بیت علیهمالسلام، با علم به همه چیز، در جامعهای بودند که سطح سواد و فرهنگش با آنها فاصله داشت. گالیله، چند قرن پیش، تنها نظریه کوپرنیک را تأیید کرد و زمین را سیاره دانست، اما کلیسای مذهبی او را به توبه واداشت. امروز نیز اندیشههای متحجر، دانشمندان را راحت نمیگذارند. من درسهایم را در چهار دهه گذشته به صورت پازل ارائه کردهام، نه به شکل منظم مدرسی، تا آیندگان بتوانند آنها را کنار هم بچینند. اگر عجله میکردم، درسهایم خیلی پیشتر از سال ۹۳ تعطیل میشد.
| نکته کلیدی: ارائه علم دینی در محیطی پر از خرافه و تحجر، نیازمند بردباری و برنامهریزی است تا از موانع عبور کند. |
بخش دوم: چشمانداز علم دینی در جهان پیش رو
جهان در حال شكفتن و توسعه علمي
جهان و علم در حال شکفتن است، چنانکه قرآن کریم میفرماید:
وَالسَّمَاءَ بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ
قرآن کریم: و آسمان را با قدرت خود برافراشتیم و ما آن را وسعتدهندهایم. (سوره ذاریات، آیه ۴۷)
این آیه مرا به تأمل در توسعه علم واداشته است. دانش رایانهها و هوش مصنوعی امروز، در آینده کهنه خواهد شد و ابزارهای پیچیدهتری جای آن را خواهد گرفت. همانطور که کامپیوتر در ذهن گذشتگان نبود، الفبای علم آینده نیز در ذهنهای بسته امروز نمیگنجد. ما با همه پیشرفتها، برای آیندگان مانند انسانهای اولیه خواهیم بود. بشر آینده از وحی و مغیبات بهره خواهد برد و راههای سریع جذب دانش را خواهد یافت. علم امروز، تنها به ماده محدود است و به مجردات دسترسی ندارد. اما روزی بشر افق جدیدی در علم باز خواهد کرد و به عوالم جن و ملک راه خواهد یافت.
علوم انسانی امروز پر از خرافه و پیرایه است. علوم تجربی نیز تنها یک بُعد انسانی را بررسی کرده و بُعد معنا را فرو گذاشته است. بشر امروز صنعتی دارد که به آن میبالد، اما اخلاق، تربیت و معنویت ندارد. من از علم مصداقی سخن میگویم که قدرت تصرف در خارج دارد، اما علم تبدیلی را ارائه میکنم که مصداق را به مفهوم تبدیل میکند. این علم را با چاشنی آیات قرآن کریم بیان میکنم، هرچند به علوم مدرسی اعتقادی ندارم.
| نکته کلیدی: علم آینده، فراتر از ماده، به عوالم مجردات راه خواهد یافت و بشر را به افقهای جدیدی از معرفت رهنمون خواهد شد. |
غربت علم ديني و موانع آن
با وجود موانع، علم من در بیش از بیست کشور تدریس میشود. پس از بازداشتها و فیلتر شدن سایتهایم، کتابهایم را جمع کردند و خمیر نمودند، اما این ممانعتها مرا از غربت بیرون آورد. امروز در جهان، شناختهشدهتر از ایرانم. در تهران، برخی مساجد با ملاحظات امنیتی، کتابهایم را محور فعالیتهای فرهنگی قرار دادهاند. استادی که به صورت آنلاین با من در ارتباط بود، گفت پس از تحقیق در تمام مراکز علمی قم، کسی را نیافت که مانند من جامعیت در علوم داشته باشد و نوشتههایش نوآورانه و نقادانه باشد. روحانی دیگری نیز گفت که مرا اعلم یافت و وجوهات را نزدم آورد، اما گفتم در منطقه خودش هزینه کند.
این استقبال، حتی توسعه مالی آورده است. پس از بازداشتهای سال ۹۰، علاقمندان طلا و سکه برای ترویج این بحثها فرستادند که چند کیلو شد. این نشان میدهد که علم حقیقی، حتی در برابر موانع، جلا مییابد و گسترش مییابد.
بخش سوم: نظم، رمز موفقيت در طلبگي
نظم در زندگی طلبه
طلبهای عارفمسلک را دیدم که با همه چیز سازگار بود. نان خشک و تازه برایش فرقی نداشت و به هر چیزی با «ثم ماذا» پاسخ میداد. این بینظمی، حکمت را از او گرفته بود. او پیش از انقلاب پاسبان بود و سپس به طلبگی روی آورد، اما تفکر «ثم ماذا» او را بیبرنامه کرد. در اوایل انقلاب، در مدرسه حجتیه، به دلیل سیلی زدن به کسی، شاهرگش را زدند و شایعه کردند خودکشی کرده است. برای سنگ قبرش رباعی گفتم. این بینظمی، اراده را سست میکند و استعدادها را به باتلاق تبدیل میکند.
نظم، رمز موفقیت هر انسانی است. حیوان و نبات، چون نظم عینی دارند، رشد میکنند. انسان با نظم، ساعت درونی مییابد و از خستگی رها میشود. من در کودکی، با ساعتهای زنگدار قدیمی تمرین میکردم تا نظم را در خودم نهادینه کنم. ساعت را روی یک دقیقه بعد از ساعت درونیام تنظیم میکردم و میخوابیدم. به تدریج، این زمان را کم کردم تا جایی که برای یک دقیقه هم میتوانستم بخوابم و بیدار شوم. حتی در میان درسهای سنگین، گاه یک دقیقه میخوابیدم تا تجدید نیرو کنم.
| نکته کلیدی: نظم، اراده انسان را به قدرت بیکران وجود متصل میکند و طلبه را از باتلاق بیبرنامگی نجات میدهد. |
تمرين نظم از كودكي
در کودکی، گامهایم را در محله میشمردم تا نظم را در خودم نهادینه کنم. حتی وقتی شبها پنهانی به مسجد میرفتم، ساعت درونیام مرا هدایت میکرد. یک بار، در حالی که برف میبارید، آن را ندیدم، زیرا ارادهام در نظم بود. حتی بیماریهایی مثل سرماخوردگی را با نظم مدیریت میکردم و با تغذیه مناسب، آن را به تعویق میانداختم تا درسهایم مختل نشود.
مرحوم علامه طباطبایی، برای نوشتن تفسیر المیزان، مطالب را ابتدا بدون نقطه مینوشت تا سرعتش افزایش یابد. من نیز نوشتههایم را یکبار و با بهترین کیفیت مینویسم، زیرا تکرار، کیفیت را کاهش میدهد. نظم، قانون اول طلبه است. مرحوم آقای بروجردی، حتی برای دیدار با عالمی محترم، مطالعهاش را مقدم میداشت، زیرا احترام به کار، احترام به فهم است.
بخش چهارم: پرهيز از پرحرفي و اهميت سكوت
خطر پرحرفي در كار علمي
برخی که نزدم میآیند، بدون ملاحظه حرف میزنند. در زمان پیامبر، برای نظم در سخن، ریگ در دهان میگذاشتند. پرحرفی، حتی اگر به گناه آلوده نباشد، انسان را سست میکند. کسی که قصد کاری دارد، نباید دربارهاش سخن بگوید تا انرژیاش تخلیه نشود. در ورزش نیز توصیه میشود دهان بسته باشد. کسانی که پرحرفند، امانتدار نیستند و نمیتوانند اسرار را حفظ کنند.
اوایل انقلاب، پنجاه طلبه را برای مدیریت ادارات مشهد انتخاب کردم، اما به دلیل پرحرفی و کمکاری، موفق نبودند. کسی که میخواهد راندمانش بالا رود، باید سخن گفتن را کم کند. پرحرفی، مانع عمل است و انرژی را تخلیه میکند.
| نکته کلیدی: پرحرفی، انرژی انسان را تخلیه میکند و مانع عمل میشود. سکوت و نظم در سخن، رمز موفقیت در کار علمی است. |
بخش پنجم: جملگان جاويد و عشق به عترت
جملگان جاويد، بازتاب قرآن و روايات
مدتی کلمات قصار عربی نوشتم که مطالب فلسفی و روانشناختی را در عبارات کوتاه بیان میکرد. متأسفانه برخی از این نوشتهها در هجومها از بین رفت، اما نسخه فارسی آن در سی و پنج جلد با عنوان «جملگان جاوید» منتشر شد. این مجموعه، برگرفته از قرآن کریم و روایات است، زیرا از کودکی با این دو مأنوس بودم. من از همان کودکی به ائمه معصومین علیهمالسلام عشق میورزیدم و عظمتشان را در مقام قرب ربوبی میدانستم. هر علمی که به کسی رسیده، از خانه آنهاست. چنانکه قرآن کریم میفرماید:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الاَْمْرِ مِنْكُمْ
قرآن کریم: ای کسانی که ایمان آوردهاید، از خدا و رسول و اولیالامر خود اطاعت کنید. (سوره نساء، آیه ۵۹)
ما دلباخته عترتیم، نه خودباخته. دلباخته، عاشقی هوشمند است که به دام تزویر نمیافتد، اما خودباخته به دنبال هر مدعی میرود.
| نکته کلیدی: علم حقیقی، از خانه اهل بیت علیهمالسلام نازل میشود و دلبستگی به عترت، انسان را از تزویر و خودباختگی نجات میدهد. |
جمعبندی نهایی
این گفتگوهای صمیمی، روایتی است از تعهد به تولید علم دینی، نظم در زندگی طلبگی، و عشق به عترت. آموختم که علم دینی باید با نظم، اراده و معرفت همراه باشد تا از خرافه و پیرایه رها شود. موانع و محدودیتها، هرچند فراوان، نتوانستند ارادهام را بشکنند. این روایتها، دعوتی است به تأمل در معنای حقیقی طلبگی و علم دینی، و امید دارم که خواننده را به سوی تلاش برای تحول در این مسیر هدایت کند.
| با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!