تفسیر 1152

متن تحقیق




تفسیر: تأملاتی در توحید و کفر بر پایه آیات سوره انعام

تفسیر: تأملاتی در توحید و کفر بر پایه آیات سوره انعام

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره (جلسه ۱۱۵۲)

دیباچه

سوره انعام، چونان گوهری درخشان در مجموعه قرآن کریم، محوریت خود را بر دو مفهوم بنیادین توحید و کفر استوار ساخته و انسان را به سفری عمیق در ژرفای حقیقت و تأمل در سرنوشت ایمان و بی‌ایمانی دعوت می‌کند. این نوشتار، با نگاهی ژرف و علمی به آیات این سوره، به‌ویژه آیات مرتبط با مفاهیم توحید، کفر، خسران، و ایمان، می‌کوشد تا با زبانی روشن و متین، معانی والای قرآنی را برای مخاطبان جویای حقیقت تبیین نماید. محتوای این اثر، برگرفته از درس‌گفتارهای عالمانه‌ای است که با رویکردی فلسفی و کلامی، به بررسی دقیق آیات پرداخته و پرسش‌هایی عمیق را در برابر خواننده قرار می‌دهد. این متن، با ساختاری منسجم و با بهره‌گیری از پیوندهای معنایی، می‌کوشد تا روح و پیام آیات را به‌گونه‌ای اصیل و مؤثر منتقل سازد.

بخش نخست: محوریت توحید و کفر در سوره انعام

سوره انعام، چونان آیینه‌ای صاف، بازتاب‌دهنده تقابل میان توحید و کفر است. این سوره، که در فضای فرهنگی مکه و در میان مشرکان و کافران نازل شده، تمامی محتوای خود را بر دوگانه ایمان و بی‌ایمانی متمرکز ساخته و از این‌رو، متنی منحصربه‌فرد برای کاوش در روان‌شناسی ایمان و کفر به‌شمار می‌رود. برخلاف دیگر سوره‌های قرآن کریم که ممکن است به احکام، قصص، یا موضوعات متنوع بپردازند، سوره انعام یکسره بر این دو مفهوم بنیادین تأکید دارد. این تمرکز، سوره را به گوهری بی‌بدیل در میان متون وحیانی تبدیل کرده که انسان را به تأمل در حقیقت یکتاپرستی و تبعات انکار آن وا می‌دارد.

توحید، چونان خورشیدی فروزان، محور این سوره است و کفر، چونان سایه‌ای تاریک، در برابر آن قرار می‌گیرد. این تقابل، نه‌تنها در آیات صریح، بلکه در ساختار کلی سوره نیز آشکار است. سوره انعام با تأکید بر یکتاپرستی، انسان را به سوی شناخت خدای یگانه هدایت می‌کند و هرگونه شرک و انکار را به چالش می‌کشد. این مفهوم با آیاتی چون «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» (سوره اخلاص: ۱) در دیگر سوره‌ها پیوند دارد و بر یکتایی خداوند به‌عنوان بنیاد دین تأکید می‌ورزد.

نکته کلیدی: محوریت توحید و کفر

سوره انعام، با تمرکز بر دوگانه توحید و کفر، انسان را به تأمل در حقیقت یکتاپرستی و تبعات انکار آن دعوت می‌کند. این سوره، چونان نقشه‌ای معنوی، مسیر سعادت را در ایمان به خدای یگانه ترسیم می‌نماید.

بخش دوم: خسران و بی‌ایمانی

آیه مورد بحث:

الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ

کسانی که خویشتن را به زیان افکندند، پس آنان ایمان نمی‌آورند.

این آیه، خسران را پیامد مستقیم بی‌ایمانی معرفی می‌کند. کسانی که از ایمان به خدای یگانه روی برمی‌تابند، خود را در ورطه زیان و تباهی می‌افکنند. بی‌ایمانی (لَا يُؤْمِنُونَ)، چونان ریشه‌ای زهرآگین، خسران را به‌بار می‌آورد و انسان را از کمال و سعادت محروم می‌سازد. این مفهوم، در آیات دیگر قرآن کریم، مانند «وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ» (سوره عصر: ۱-۲)، نیز بازتاب یافته و نشان می‌دهد که خسران، حالتی عام برای انسان بی‌ایمان است. ایمان، چونان کلیدی طلایی، انسان را از این زیان رهایی می‌بخشد و به سوی کمال رهنمون می‌سازد.

در این راستا، بی‌ایمانی به‌عنوان علت اصلی خسران معرفی شده و این دو مفهوم به‌گونه‌ای جدایی‌ناپذیر در هم تنیده‌اند. انسان بی‌ایمان، چونان مسافری گم‌گشته در بیابانی بی‌انتها، از مقصد سعادت دور می‌افتد و در گرداب خسران گرفتار می‌شود. این نکته، با آیاتی در سوره آل عمران، مانند آیه ۱۴۹، هم‌خوانی دارد که از تبعات پیروی از کافران هشدار می‌دهد.

نکته کلیدی: خسران و بی‌ایمانی

خسران، چونان سایه‌ای شوم، بر سر کسانی می‌افتد که ایمان به خدای یگانه را انکار می‌کنند. بی‌ایمانی، ریشه زیان و تباهی است و ایمان، تنها راه رهایی از این خسران.

بخش سوم: دوگانه مؤمن و کافر

قرآن کریم، انسان‌ها را در دو دسته متمایز جای می‌دهد: مؤمنان (يُؤْمِنُونَ)، که از خسران مصون‌اند، و کافران (لَا يُؤْمِنُونَ)، که در ورطه زیان گرفتارند. این تقسیم‌بندی، چونان خط‌کشی روشن، جهان‌بینی قرآنی را ترسیم می‌کند که انسان‌ها را بر پایه پذیرش یا انکار حقیقت الهی طبقه‌بندی می‌نماید. در این نگاه، هیچ امر دیگری، مانند عبادات ظاهری چون نماز و روزه، نقش اصلی در این تقسیم‌بندی ندارد. ایمان، چونان گوهر قلب، محور سعادت است و کفر، چونان پرده‌ای تاریک، انسان را از نور حقیقت محروم می‌سازد.

این دوگانه، با آیاتی مانند «الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» (سوره بقره: ۲-۵) هم‌خوانی دارد که مؤمنان را به‌عنوان رستگاران معرفی می‌کند. در سوره آل عمران نیز، آیه ۱۷۹ بر این تمایز تأکید دارد و انسان‌ها را بر پایه ایمانشان از یکدیگر متمایز می‌سازد. این نگاه، بر اهمیت ایمان باطنی به‌عنوان محور سعادت تأکید می‌ورزد و انسان را به سوی قلبی پاک و باورمند هدایت می‌کند.

بخش چهارم: نشانه‌های ایمان حقیقی

ایمان حقیقی، چونان گلی شکوفا در باغ وجود، در رفتار و کردار انسان متجلی می‌شود. این ایمان در سجده خالصانه، لقمه حلال، پرهیز از ظلم و ستم، و حتی احترام به مخلوقات الهی آشکار می‌گردد. مؤمن واقعی، چونان درختی استوار، از نجاست‌های جاهلی مصون است و این مصونیت، نشانه‌ای روشن از ایمان اوست. چنین انسانی، نه‌تنها از ظلم به هم‌نوعان پرهیز می‌کند، بلکه حتی به حیوانات، گیاهان، و شاخه‌های درختان نیز احترام می‌گذارد.

این مفهوم، با آیاتی مانند «وَالَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا» (سوره فصلت: ۳۰) هم‌خوانی دارد که بر استقامت در مسیر ایمان تأکید می‌کند. در سوره آل عمران نیز، آیه ۱۳۳ با تأکید بر تقوا و عمل صالح، نشانه‌های ایمان را روشن می‌سازد. ایمان، چونان جویباری زلال، قلب مؤمن را سیراب کرده و او را از آلودگی‌های جاهلی دور نگه می‌دارد.

نکته کلیدی: نشانه‌های ایمان

ایمان، چونان آیینه‌ای پاک، در رفتارهایی چون حلال‌خوری، پرهیز از ظلم، و احترام به خلقت الهی بازتاب می‌یابد. مؤمن، با قلب و کردار خویش، از خسران و نجاست جاهلی مصون می‌ماند.

بخش پنجم: خسران و ظلم به مخلوقات

خسران، نه‌تنها در ظلم به انسان‌ها، بلکه در آزار به هر موجود زنده‌ای، از حیوانات گرفته تا گیاهان و حتی شاخه‌های درختان، نمود می‌یابد. هرگونه آزار به مخلوقات، چونان نشانه‌ای از بی‌ایمانی، انسان را از مسیر سعادت دور می‌سازد. مؤمن، که قلبش با نور ایمان روشن است، به تمامی موجودات احترام می‌گذارد و از هرگونه ظلم، حتی به شاخه‌ای از درخت، پرهیز می‌کند. شکستن شاخه‌ای از درخت، چونان فریادی خاموش از خلقت است که از درد و رنج حکایت دارد.

این مفهوم، با آیات قرآنی مانند «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ» (سوره روم: ۴۱) هم‌خوانی دارد که فساد در زمین را نتیجه اعمال انسان می‌داند. در سوره آل عمران نیز، آیه ۱۱۲ به تبعات ظلم و ستم اشاره دارد و انسان را به رعایت احترام به خلقت دعوت می‌کند. این نگاه، در اخلاق زیست‌محیطی اسلامی ریشه دارد و بر مسئولیت انسان در برابر مخلوقات تأکید می‌ورزد.

بخش ششم: ایمان و خسران، اموری قلبی

ایمان و خسران، چونان دو سوی یک سکه، اموری قلبی‌اند که در ژرفای وجود انسان ریشه دارند. مؤمن، با ایمانی که چون نوری در قلبش می‌درخشد، از خسران مصون می‌ماند، درحالی‌که کافر، با قلبی تاریک از بی‌ایمانی، در ورطه زیان گرفتار می‌شود. این امور، فراتر از اعمال ظاهری، به نیت و باور درونی وابسته‌اند و انسان را به تأمل در عمق وجود خویش دعوت می‌کنند.

قرآن کریم، در آیه‌ای چون «الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ» (سوره رعد: ۲۸)، ایمان را عاملی برای آرامش قلب معرفی می‌کند. این مفهوم، با سوره آل عمران (آیه ۱۳۹) که بر تقویت قلب مؤمنان تأکید دارد، پیوندی عمیق دارد. ایمان، چونان چشمه‌ای زلال، قلب را سیراب می‌کند و خسران، چونان سایه‌ای تاریک، آن را از نور محروم می‌سازد.

نکته کلیدی: ایمان و خسران قلبی

ایمان، چونان گوهری در قلب مؤمن، او را از خسران مصون می‌دارد، درحالی‌که بی‌ایمانی، چونان پرده‌ای تاریک، قلب کافر را در ورطه زیان فرو می‌برد.

بخش هفتم: مالکیت الهی بر شب و روز

آیه مورد بحث:

وَلَهُ مَا سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ ۚ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ

و آنچه در شب و روز جای دارد، از آن اوست، و او شنوای داناست.

این آیه، چونان بیانی روشن از مالکیت مطلق الهی، بر حاکمیت خداوند بر تمامی موجودات در ظرف شب و روز تأکید دارد. عبارت «مَا سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ» به همه موجودات اشاره دارد که در گستره زمان وجود دارند. خداوند، چونان مالکی حکیم، بر همه چیز آگاه و شنواست و هیچ‌چیز از دایره علم و سمع او خارج نیست. این مفهوم، با آیاتی مانند «لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» (سوره آل عمران: ۲۶) هم‌خوانی دارد و بر مالکیت بی‌چون‌وچرای الهی تأکید می‌ورزد.

عبارت «سَكَنَ» در این آیه، پرسشی فلسفی را برمی‌انگیزد که در بخش بعدی به آن پرداخته خواهد شد. این آیه، انسان را به تأمل در عظمت الهی و مالکیت او بر همه چیز دعوت می‌کند، چونان که ستاره‌ای در آسمان بی‌کران، به نور خالق خود گواهی می‌دهد.

بخش هشتم: چالش مفهوم سکون در فلسفه اسلامی

مفهوم «سَكَنَ» در آیه پیش‌گفته، پرسشی عمیق در فلسفه اسلامی برمی‌انگیزد. در نگاه فلسفی، هستی سراسر در حرکت است و سکون مطلق وجود ندارد. حتی خداوند، که در قرآن کریم با عبارت «اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ» (سوره اعراف: ۵۴) توصیف شده، در حال پویایی و حرکت است، نه سکون. این دیدگاه، با مفهوم حرکت جوهری در فلسفه اسلامی، به‌ویژه آرای ملاصدرا، هم‌خوانی دارد که هستی را سراسر در حال تحول و پویایی می‌داند.

آیه «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ» (سوره رحمن: ۲۹) نیز بر این پویایی تأکید دارد و خداوند را در هر لحظه در شأنی نو معرفی می‌کند. پرسش از معنای «سَكَنَ» در آیه، انسان را به تأمل در مفهوم سکون و حرکت در هستی دعوت می‌کند. چرا قرآن کریم به‌جای «فِي الْأَرْضِ وَالسَّمَاءِ»، از «فِي اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ» سخن گفته است؟ این پرسش، چونان کلیدی برای گشودن درهای معرفت، ذهن را به سوی تأویلات عمیق‌تر هدایت می‌کند.

نکته کلیدی: چالش سکون و حرکت

در هستی، سکون مطلق وجود ندارد و همه چیز در حرکت است. حتی خداوند، چونان خالقی پویا، در هر لحظه در شأنی نوست. عبارت «سَكَنَ» در قرآن کریم، دعوتی است به تأمل در پویایی هستی.

بخش نهم: معنای سکون در آیه

عبارت «سَكَنَ» در آیه، به معنای وجود موجودات در ظرف زمان (شب و روز) تفسیر می‌شود، اما چالش فلسفی آن، انسان را به تأمل در معنای دقیق‌تر وا می‌دارد. در برخی آیات قرآن کریم، مانند «وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ» (سوره سبأ: ۱۸)، مفهوم سکون به معنای آرامش و قرار آمده است. در آیه مورد بحث، «سَكَنَ» می‌تواند به موجوداتی اشاره داشته باشد که در ظرف زمان وجود دارند، اما پرسش از چرایی استفاده از این واژه به‌جای «حَرَكَ» یا ذکر زمین و آسمان، همچنان ذهن را به خود مشغول می‌دارد.

این پرسش، چونان جرقه‌ای در تاریکی، ذهن را به سوی کاوش در معانی عمیق‌تر هدایت می‌کند. آیا «سَكَنَ» به معنای آرامش در برابر پویایی هستی است یا اشاره‌ای به وجود موجودات در ظرف زمان؟ این تأمل، انسان را به سوی فهم دقیق‌تر آیات قرآن کریم رهنمون می‌سازد.

بخش دهم: خدا به‌عنوان ولی و فاطر

آیه مورد بحث:

قُلْ أَغَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلَا يُطْعَمُ ۗ

بگو: آیا جز خدا، ولی‌ای برگزینم که آفریننده آسمان‌ها و زمین است و اوست که غذا می‌دهد و خود غذا داده نمی‌شود؟

این آیه، چونان بیانی رسا از توحید در ولایت، خداوند را به‌عنوان فاطر آسمان‌ها و زمین معرفی می‌کند. عبارت «يُطْعِمُ وَلَا يُطْعَمُ»، بی‌نیازی مطلق خداوند را به تصویر می‌کشد که رزق می‌دهد، اما خود از هر نیازی مبراست. این مفهوم، چونان نوری درخشان، برتری توحید بر شرک را نشان می‌دهد و مشرکان را به چالش می‌کشد که چگونه خدایانی نیازمند را پرستش می‌کنند.

پرسش فلسفی مطرح‌شده در متن، درباره چگونگی رزق‌دادن خداوند بدون تجربه طعم است. چگونه فاقد چیزی می‌تواند معطی آن باشد؟ این پرسش، چونان دریچه‌ای به سوی کلام اسلامی، به بحث صفات الهی باز می‌شود. در قرآن کریم، مانند آیه ۹۷ سوره آل عمران، بی‌نیازی خدا مورد تأکید قرار گرفته و این آیه نیز بر همین حقیقت گواهی می‌دهد.

نکته کلیدی: خدا، ولی و فاطر

خداوند، چونان آفریننده‌ای بی‌نیاز، رزق می‌دهد و خود از هر نیازی مبراست. این بی‌نیازی، توحید را در برابر شرک به جلوه‌ای بی‌همتا می‌رساند.

بخش یازدهم: اسلام دستوری و ایمان طوعی

آیه مورد بحث:

قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ ۖ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ

بگو: من مأمورم که نخستین کسی باشم که تسلیم شده، و از مشرکان مباش.

این آیه، پیامبر(ص) را مأمور به تسلیم و دوری از شرک می‌داند. اما متن به نکته‌ای عمیق اشاره دارد: اسلام دستوری، که از امر الهی سرچشمه می‌گیرد، فاقد ارزش ایمان طوعی است. ایمان حقیقی، چونان گلی که از دل خاک می‌روید، از قلب و اختیار انسان سرچشمه می‌گیرد. ایمان دستوری، چونان فرمانی بیرونی، نمی‌تواند جایگزین باور قلبی شود.

این مفهوم، با آیه «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ» (سوره بقره: ۲۵۶) هم‌خوانی دارد که ایمان را امری اختیاری می‌داند. در سوره آل عمران (آیه ۲۰) نیز، تسلیم در برابر خدا به‌عنوان ایمانی اصیل معرفی شده است. این تمایز، بر اهمیت روان‌شناسی ایمان و نقش اختیار در آن تأکید می‌ورزد.

بخش دوازدهم: جبر و اختیار

متن، به رابطه جبر و اختیار پرداخته و بیان می‌دارد که انسان، حتی در شرایط اجبار، با اختیار خود عمل می‌کند. این مفهوم، چونان دو روی یک سکه، نشان می‌دهد که جبر و اختیار در اعمال انسانی در هم تنیده‌اند. انسان، چونان مسافری در مسیر تقدیر، با اختیار خود گام برمی‌دارد، حتی اگر جبر او را هدایت کند.

این دیدگاه، با آیاتی مانند «وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ» (سوره انسان: ۳۰) هم‌خوانی دارد که به هماهنگی میان اراده الهی و اختیار انسانی اشاره می‌کند. در سوره آل عمران (آیه ۱۴۵) نیز، به تقدیر الهی در کنار اختیار انسانی اشاره شده است. این مفهوم، یکی از مسائل کلیدی کلام اسلامی است که انسان را به تأمل در مسئولیت خویش دعوت می‌کند.

نکته کلیدی: جبر و اختیار

انسان، در عین جبر، با اختیار خود عمل می‌کند. این هماهنگی میان جبر و اختیار، چونان رقصی ظریف، مسئولیت انسان را در برابر اعمالش روشن می‌سازد.

بخش سیزدهم: نقد شرک و تأکید بر توحید

آیه مورد بحث، مشرکان را به چالش می‌کشد که خدایانی نیازمند را پرستش می‌کنند، درحالی‌که خدای توحید، بی‌نیاز و رزاق است. این نقد، چونان تیری بر قلب شرک، برتری توحید را آشکار می‌سازد. خداوند، که فاطر آسمان‌ها و زمین است، نیازی به تأمین مخلوقات ندارد و خود، روزی‌دهنده همه موجودات است.

این مفهوم، با آیاتی مانند «إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا» (سوره عنکبوت: ۱۷) هم‌خوانی دارد که ناتوانی بت‌ها را نشان می‌دهد. در سوره آل عمران (آیه ۹۷) نیز، بی‌نیازی خدا و نقد شرک مورد تأکید قرار گرفته است. این نقد، انسان را به سوی توحید خالص هدایت می‌کند.

بخش چهاردهم: ضرورت تعلیم و آموزش

متن بر اهمیت تعلیم و آموزش تأکید دارد و نبود آن را عامل خسران می‌داند. انسان بدون دانش، چونان کشتی بی‌سکان در دریای طوفانی، در گرداب جهل و زیان گرفتار می‌شود. تعلیم، چونان نوری در تاریکی، انسان را به سوی حقیقت هدایت می‌کند و از خسران رهایی می‌بخشد.

این مفهوم، با آیاتی مانند «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ» (سوره علق: ۱) هم‌خوانی دارد که بر اهمیت علم و دانش تأکید می‌ورزد. در سوره آل عمران (آیه ۱۸) نیز، علم الهی و اهمیت دانش به‌عنوان راه رهایی از جهل معرفی شده است. این تأکید، بر مسئولیت انسان در کسب معرفت و پرهیز از جهل گواهی می‌دهد.

نکته کلیدی: ضرورت تعلیم

تعلیم، چونان کلیدی برای گشودن درهای معرفت، انسان را از خسران جهل رهایی می‌بخشد و به سوی حقیقت هدایت می‌کند.

جمع‌بندی

این نوشتار، با تأمل در آیات سوره انعام، به کاوش در مفاهیم توحید، کفر، خسران، و ایمان پرداخت. سوره انعام، چونان گوهری درخشان، انسان را به سوی حقیقت یکتاپرستی هدایت می‌کند و از ورطه شرک و بی‌ایمانی برحذر می‌دارد. خسران، چونان سایه‌ای شوم، نتیجه بی‌ایمانی است، درحالی‌که ایمان، چونان نوری فروزان، قلب انسان را روشن می‌سازد. مفاهیم سکون و حرکت، جبر و اختیار، و نقد شرک، عمق فلسفی و کلامی آیات را آشکار می‌کنند. تأکید بر تعلیم و آموزش، انسان را به سوی کسب معرفت و رهایی از جهل دعوت می‌نماید. این اثر، با پیوندهای معنایی میان آیات سوره انعام و دیگر سوره‌های قرآن کریم، چونان پلی استوار، خواننده را به سوی فهمی عمیق‌تر از حقیقت رهنمون می‌سازد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)