متن تحقیق
تفسیر: اخذ و بث در قرآن کریم
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره (جلسه ۱۶۷۷)
دیباچه
قرآن کریم، کتابی است که با ژرفای بیانتهای خود، معانی و مفاهیم را در قالب واژگان و عباراتی دقیق و پرمغز به بشریت عرضه کرده است. در این میان، دو مفهوم کلیدی «اخذ» و «بث» بهعنوان پارههایی از نظام معنایی این کتاب آسمانی، جایگاهی ویژه دارند. این دو واژه، که هریک در گسترهای از آیات قرآن کریم رخ مینمایند، نهتنها از منظر لغوی و ظاهری، بلکه در عمق و باطن خود، حامل پیامهایی هستند که نظام آفرینش، حکمت الهی و سیر وجودی انسان را در برابر دیدگان حقیقتجو میگشایند. این نوشتار، با تکیه بر آیات قرآن کریم و تأمل در معانی و مصادیق این دو مفهوم، در پی آن است که با نگاهی علمی و نظاممند، این دو واژه را در بستر الهیاتی و وجودی آنها کاوش نماید. در این مسیر، تلاش شده است تا با زبانی فصیح و متین، و با بهرهگیری از تمثیلات و اشارات بدیع، محتوایی غنی و منسجم ارائه گردد که شایسته تأمل پژوهشگران و جویندگان حقیقت باشد.
بخش نخست: مفهوم اخذ در قرآن کریم
معنای لغوی و مفهومی اخذ
واژه «اخذ» در زبان عربی به معنای گرفتن، دریافت کردن، یا محاکمه است. در قرآن کریم، این واژه در معانی گوناگونی به کار رفته که گسترهای از گرفتن میثاق الهی تا مجازات و محاکمه ظالمان را در بر میگیرد. اخذ گاه به خداوند متعال نسبت داده شده و گاه به خلق، و در این میان، به دو وجه جمالی و جلالی آشکار میگردد. اخذ جمالی، چونان نسیمی آرام، دلها را به سوی عهد و پیمان الهی سوق میدهد، مانند گرفتن میثاق از بنی آدم پیش از ورود به عالم ناسوت. اما اخذ جلالی، چون صاعقهای پرهیبت، مجازات گناهکاران را در بر میگیرد و نظام عدل الهی را متجلی میسازد.
مصادیق اخذ در آیات قرآن کریم
مفهوم اخذ در حدود 223 مورد در قرآن کریم به کار رفته و در سورههایی چون نساء، آل عمران، مائده، انعام، اعراف، هود، یوسف، یونس، قصص، قاریات و مذمل پراکنده است. این گستردگی، نشان از عمومیت و اهمیت این مفهوم در نظام معنایی قرآن کریم دارد. برخی از مصادیق برجسته این مفهوم عبارتاند از:
- اخذ میثاق:
وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ (اعراف: 172)
و هنگامی که پروردگارت از پشت بنی آدم، ذریه آنها را گرفت.
این آیه، به میثاق پیشینی انسان با خداوند اشاره دارد که پیش از ورود به عالم ناسوت، در عالم ذر رخ داده است.
- اخذ مجازات:
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ (هود: 94)
پس صیحه آنها را گرفت.
این آیه، مجازات قومی را به تصویر میکشد که در برابر حق ایستادگی کردند و صیحه الهی، چونان طوفانی، هستیشان را در هم کوبید.
- اخذ خلقی:
وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ (یوسف: 92)
و سر برادرش را گرفت.
این آیه، به کنش خلقی یوسف علیهالسلام اشاره دارد که در آن، اخذ به معنای تصرف مادی و عاطفی است.
- اخذ سمع و ابصار:
إِنَّا أَخَذْنَا سَمْعَكُمْ وَأَبْصَارَكُمْ (بقره: 46)
ما گوش و چشمان شما را گرفتیم.
این آیه، اخذ جلالی را نشان میدهد که در آن، خداوند حواس ظاهری انسان را به سبب اعمالش مورد محاکمه قرار میدهد.
نظام مکافات و اخذ
اخذ در قرآن کریم، بهمنزله اسم عمل و مکافات، نمایانگر نظامی قانونمند است که در آن، اعمال انسانها، چه نیک و چه ناپسند، به نتایجی ملموس منجر میگردد. این نظام، چونان آیینهای است که کردار آدمی را در برابر او قرار میدهد. گاه این مکافات، به شکل مجازاتهایی چون صاعقه، رجفه یا صیحه ظاهر میشود و گاه بهصورت سختیها و زیانهایی برای تنبه و بازگشت انسان به سوی حق تعالی. این نظام قانونمند، چونان رودخانهای است که هر عملی را به ساحل نتیجهاش میرساند.
گونههای اخذ در قرآن کریم
اخذ در قرآن کریم، در قالبهای گوناگونی چون صاعقه، رجفه، صیحه و عذاب هون ظاهر میشود که هریک، شدت و نوع خاصی از مجازات را نشان میدهد:
- صاعقه:
فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ (بقره: 55)
پس صاعقه شما را گرفت.
صاعقه، چونان تیری آتشین، نشانه خشم الهی بر کسانی است که طلب رویت آشکار خداوند را کردند.
- رجفه:
فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ (اعراف: 78)
زلزله آنها را گرفت و در خانههایشان فرو افتادند.
رجفه، چونان لرزهای عظیم، بنیان ظالمان را در هم میکوبد.
- صیحه:
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ (هود: 94)
پس صیحه آنها را گرفت.
صیحه، چونان بانگ آسمانی، قوم سرکش را به یکباره نابود میسازد.
- عذاب هون:
فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَةُ الْعَذَابِ الْهُونِ (غافر: 65)
صاعقه عذاب خوارکننده آنها را گرفت.
عذاب هون، مجازاتی است که نهتنها جسم، بلکه روح و عزت انسان را فرو میکاهد.
اخذ و حکمت الهی
اخذ الهی، هرگز بیحساب یا گترهای نیست. این کنش، چونان رشتهای از نظام حکمت و عدالت الهی، در راستای هدایت و تنبیه انسانها عمل میکند.
لَوْلَا كِتَابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (انفال: 47)
اگر کتابی از خدا نبود، به سبب آنچه گرفتید عذابی بزرگ به شما میرسید.
این آیه، نشان میدهد که اخذ الهی، در چارچوبی قانونمند و حکیمانه رخ میدهد و از هرگونه بینظمی به دور است.
اخذ و استعاذه
انسان، در برابر اخذهای منفی، چون بلاها و عذابها، به استعاذه پناه میبرد. استعاذه، چونان سپری است که انسان را از حوادث غیرقابلپیشبینی در امان میدارد.
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ
به خدا پناه میبرم از شر شیطان راندهشده.
این استعاذه، به دلیل غیرقابلپیشبینی بودن حوادث در ظرف خاص، ضرورتی حیاتی دارد، هرچند اولیای الهی میتوانند این حوادث را درک و مهار کنند.
اخذ و تحول عالم
اخذ، در نظام آفرینش، چونان نیرویی است که عالم را از یکنواختی خارج میسازد. حوادث، چون پنچری ماشین یا یافتن گنج، همگی از مصادیق اخذ الهیاند که انسان را محک زده و به سوی رشد یا مجازات سوق میدهند. این تحولات، چونان موجهایی در دریای هستی، انسان را به سوی مقصد الهی هدایت میکنند.
اخذ و نكال
اخذ، گاه بهصورت نكال (مجازات عبرتآموز) ظاهر میشود.
فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَىٰ (فاطر: 25)
خدا او را به سزای آخرت و دنیا گرفت.
این نكال، هم در دنیا و هم در آخرت رخ میدهد و نشاندهنده عمق و گستردگی اخذ الهی است.
جمعبندی بخش نخست
مفهوم اخذ در قرآن کریم، چونان کلیدی است که درهای متعددی از معانی را میگشاید: از میثاقگیری پیشینی تا مجازات ظالمان، و از تصرف خلقی تا محاکمه حواس ظاهری. این مفهوم، در نظام قانونمند عالم، نشاندهنده حکمت و عدالت الهی است که هر عملی را به نتیجهای شایسته پیوند میدهد. استعاذه، بهمنزله پناهگاهی است که انسان را از اخذهای منفی حفظ میکند، و تحولات عالم، از رهگذر اخذ، انسان را به سوی رشد یا مکافات هدایت مینماید.
بخش دوم: مفهوم بث در قرآن کریم
معنای لغوی و مفهومی بث
واژه «بث» در قرآن کریم در دو شکل «بس» (با سین) و «بث» (با ثاء) به کار رفته است. «بس» به معنای تفرق و پراکندگی منفی است، مانند متلاشی شدن کوهها، و «بث» به معنای گسترش و نشر مثبت، مانند پراکندن موجودات زنده در زمین و آسمانها. این دو واژه، چونان دو روی یک سکه، دو وجه متفاوت از پراکندگی را نشان میدهند: یکی نابودی و دیگری حیات و توسعه.
مصادیق بث در قرآن کریم
«بس» تنها یک بار در قرآن کریم آمده است:
وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا فَكَانَتْ هَبَاءً مُنْبَثًّا (واقعه: 5-6)
و کوهها متفرق شدند و غبار پراکنده گشتند.
این آیه، به پراکندگی و نابودی کوهها اشاره دارد که به غباری پراکنده بدل میشوند. اما «بث» در آیات متعددی به معنای گسترش حیات به کار رفته است:
-
وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ (شوری: 6)
و از هر جنبندهای در زمین گسترش داد.
-
وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً (نساء: 48)
و از آن دو مردان و زنان بسیاری گسترش داد.
-
وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِنْ دَابَّةٍ (شوری: 16)
و از نشانههای او آفرینش آسمانها و زمین و آنچه از جنبنده در آنها گسترش داد.
بث و مفهوم دابه
«دابه» در قرآن کریم، به معنای جنبنده و موجود زنده است، نه صرفاً حیوانات. این واژه، از ذرات ریز چون ویروسها تا انسانها و حتی موجودات آسمانی را در بر میگیرد. آیه 16 سوره شوری، با اشاره به گسترش دابه در آسمانها و زمین، نشان میدهد که حیات، در تمامی پهنه هستی جریان دارد. این مفهوم، چونان جویباری است که حیات را در سراسر عالم جاری میسازد.
تفاوت بس و بث
«بس» به معنای تفرق و نابودی است، در حالی که «بث» به معنای گسترش و نشر حیات. «نشر» از حالت قبض (جمعشدگی) به بازشدگی میرسد، اما «بث» گسترش از حالت تفرق است. این تفاوت، چونان دو مسیر متضاد در یک جاده، هرکدام به مقصدی متفاوت منتهی میشوند.
بث در معنای اضطراب
در آیهای از سوره یوسف، «بث» به معنای اضطراب و پراکندگی ذهنی به کار رفته است:
أَنْمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّهِ (یوسف: 10)
من تنها اضطراب و اندوهم را به خدا شکوه میکنم.
در این آیه، «بث» به معنای پراکندگی درونی و فقدان تمرکز است، که پیش از حزن (اندوه) آمده و نشاندهنده تقدم اضطراب بر غم است. این بث، چونان پراکندگی ذهنی است که انسان را از استجماع و آرامش دور میسازد.
بث و فراش مبثوث
در آیهای از سوره قاریات، انسانها به پروانههای پراکنده (فراش مبثوث) تشبیه شدهاند:
يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ (قاریات: 6)
روزی که مردم مانند پروانههای پراکندهاند.
این تشبیه، به پراکندگی و اضطراب انسانها در روز قیامت اشاره دارد، که چونان پروانههایی پودرشده، در برابر عظمت الهی پراکنده میگردند.
اخذ و تأخیر الهی
مفهوم تأخیر در قرآن کریم، با اخذ پیوندی عمیق دارد و نشاندهنده حکمت الهی است. تأخیر، گاه امتنانی است، که به انسان فرصت بازگشت و اصلاح میدهد، و گاه عقوبتی، که اگر به خیر منجر نشود، به عذاب ختم میگردد.
- تأخیر امتنانی:
وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهْرِهَا مِنْ دَابَّةٍ وَلَٰكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى (فاطر: 45)
اگر خدا مردم را به خاطر کسبشان مؤاخذه کند، هیچ جنبندهای بر زمین نمیماند، ولی آنها را تا اجل معین به تأخیر میاندازد.
- تأخیر عقوبتی:
يُغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى (نوح: 4)
از گناهانتان میآمرزد و شما را تا اجل معین به تأخیر میاندازد.
جمعبندی بخش دوم
مفهوم بث در قرآن کریم، چونان جویباری است که حیات را در پهنه عالم گسترش میدهد. در مقابل، بس به پراکندگی و نابودی اشاره دارد. دابه، بهعنوان موجود زنده، شامل تمام جنبندگان عالم، از ذرات ریز تا موجودات آسمانی است. بث در معنای اضطراب نیز، پراکندگی ذهنی و فقدان تمرکز را نشان میدهد که در آیه یوسف، پیش از حزن آمده و عمق روانشناختی آن را نمایان میسازد. تأخیر الهی، بهعنوان بخشی از نظام اخذ، حکمت خداوند را در هدایت و تنبیه انسانها متجلی میکند.
جمعبندی نهایی
مفاهیم اخذ و بث در قرآن کریم، چونان دو بالاند که انسان را در مسیر فهم نظام هستی و حکمت الهی به پرواز درمیآورند. اخذ، با مصادیقی چون میثاق، مجازات، و محاکمه، نظام قانونمند عالم را نشان میدهد که هر عملی را به نتیجهای شایسته پیوند میزند. بث، با دو وجه بس و بث، از تفرق و نابودی تا گسترش حیات را در بر میگیرد و حیات را در سراسر عالم جاری میسازد. استعاذه، تأخیر الهی، و نظام مکافات، همگی در راستای هدایت انسان و تحول عالم عمل میکنند. این مفاهیم، چونان گنجینهای گرانبها، نیازمند کاوش علمی و عمیقاند تا بشریت بتواند از نور هدایت قرآن کریم بهرهمند گردد.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!