تفسیر 1871

متن تحقیق





تفسیر: مقام ارادت اولیای الهی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره جلسه (1871)

مقدمه

در این نوشتار، به کاوش در معانی عمیق آیات قرآن کریم پرداخته می‌شود که هر یک نمایی از مقامات اولیای الهی، قدرت انشا، زیبایی ظاهری و باطنی، کناره‌گیری در برابر پیشامدهای اجتماعی، عدم تقصیر در تبلیغ رسالت و تفاضل میان انبیای الهی را آشکار می‌سازد. این بررسی‌ها، همچون دریایی ژرف که گوهرهای پنهان را در خود نهفته دارد، به تبیین جایگاه بندگان خاص خداوند در نظام هستی می‌پردازد و پیوند میان اراده الهی و دل‌های پاک را برجسته می‌سازد. تمرکز بر محتوای آیات و روایات، با نگاهی تحلیلی و نظام‌مند، زمینه‌ای برای درک لایه‌های پنهان توحید، ولایت و کمال فراهم می‌آورد، بدون آنکه از جزئیات و معانی اصلی فاصله گیرد.

بخش اول: مقام ارادت اولیای الهی

این بخش، با پیوند به مقدمه که بر جایگاه بندگان خاص تأکید دارد، به بررسی مقام ارادت و نقش دل‌های پاک در تحقق اراده الهی می‌پردازد، همچون پلی که مفاهیم کلی را به جزئیات عمیق متصل می‌سازد.

أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

آیا نمی‌دانی که ملک آسمان‌ها و زمین از آن خداوند است، هر که را بخواهد عذاب می‌کند و هر که را بخواهد می‌بخشد، و خداوند بر هر چیزی تواناست.

(سوره مائده، آیه ۴۰)

هر نظام و سیستمی که خداوند دارد، آن را در دل بندگان خاص خویش تعبیه کرده است. همان‌گونه که این آیه شریفه می‌فرماید، خداوند هر کسی را بخواهد به عذاب دچار می‌نماید و هر کسی را بخواهد می‌بخشد. برخی از بندگان خداوند هستند که صاحب کسوت «من یشاء» هستند و ارادت حق‌تعالی می‌باشند؛ چنان‌که در روایت است:

عن الصادق جعفر بن محمد، عن أبیه، عن علی بن الحسین، عن الحسین بن علی، عن علی بن أبی طالب علیهم‌السلام، عن رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله، أنه قال: یا فاطمة، إن الله تبارک وتعالی لیغضب لغضبک، ویرضی لرضاک، قال: فجاء سندل، فقال لجعفر ابن محمد علیه‌السلام: یا أبا عبد الله، إن هؤلاء الشباب یجیئونا عنک بأحادیث منکرة! فقال له جعفر علیه‌السلام: وما ذاک یا سندل؟ قال: جاءنا عنک أنک حدثتهم أن الله یغضب لغضب فاطمة، ویرضی لرضاها؟ قال: فقال جعفر علیه‌السلام: یا سندل، ألستم رویتم فیما تروون أن الله تبارک وتعالی لیغضب لغضب عبده المؤمن، ویرضی لرضاه؟ قال: بلی. قال: فما تنکرون أن تکون فاطمة سلام‌الله‌علیها مؤمنة، یغضب الله لغضبها، ویرضی لرضاها! قال: فقال: (اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ).

امام صادق علیه‌السلام فرمود: رسول گرامی خداوند به حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها فرمود: ای فاطمه، به حقیقت که خداوند تبارک و تعالی به خشم تو غضب می‌نماید و به خوشنودی تو رضا می‌گردد. در این هنگام سندل وارد شد و به ایشان عرض کرد: ای ابوعبدالله، گروهی از جوانان به نزد ما می‌آیند و سخنان ناپسندی می‌گویند. امام صادق علیه‌السلام به وی فرمود: آنان چه می‌گویند؟ گفت: آنان از سوی شما بر ما در می‌رسند و چنین حدیث می‌کنند که همانا خداوند به خشم فاطمه خشمناک می‌شود و به رضایت ایشان راضی می‌گردد. امام صادق علیه‌السلام فرمود: بلی، چنین است مگر برای شما روایت نکرده‌اند که خداوند برای خشم بنده مؤمن خود خشم می‌گیرد و برای خشنودی او راضی می‌شود. عرض داشت: چرا؟ امام علیه‌السلام فرمود: پس چرا ناپسند می‌دارید فاطمه سلام‌الله‌علیها مؤمنی باشد که خداوند به خشم او غضبناک می‌گردد و به رضایت او خشنود می‌گردد؟ سندل گفت: خداوند می‌داند رسالت خودش را در کجا نهد.

برخی از اولیای خداوند در دنیا به مقام ارادت و «من تشا» می‌رسند و هرچه بر دل آنان می‌نشیند، تحقق پیدا می‌کند؛ از این رو، آنان همواره مواظب دل خود هستند تا چیزی بر آن ننشیند. هرچه می‌خواهد بنشیند و هر که می‌خواهد بر آن وارد شود، به اراده و اختیار آنان است. کم‌تر می‌شود که ایشان با کسی انس بگیرند یا بر کسی غضب نمایند. آنان هرچه بگویند و هر چه بپسندند، همان می‌شود و خداوند همان را اختیار می‌نماید؛ بدون آنکه نیاز باشد فرشته‌ای واسطه در تحقق خواسته و پسند آنان باشد. مقام چنین انسانی، به مراتب برتر از این معانی است. ولی خدا با دل و کلام خود کار می‌کند. همانند سنگی که اگر با ضربه شدید به شیشه برخورد کند، آن را می‌شکند، دل آنان نیز در پدیده‌های هستی چنین اثر می‌گذارد و همه چیز با خواست دل آنان همراه می‌شود.

کسانی که از این معانی غافل هستند، باید در برزخ از قنداق پیچیده شده به دور خود، رهایی یابند و با پای فلج و علیلی که دارند، دنیا را ترک گویند و با مشکلات فراوان، در برزخ باز و گسترده شوند تا از انکار چنین معانی پاک گردند و مکافات برزخی آنان با مرگ شروع می‌شود. مقام «من تشاء» و ارادت، مقامی است که برای حق‌تعالی به صورت مطلق و برای بندگان با تنزل در مرتبه، در قرآن کریم خبر داده شده است.

نکته کلیدی: مقام ارادت اولیای الهی، همچون دریایی که جریان‌های پنهان آن همه چیز را تحت تأثیر قرار می‌دهد، دل‌های پاک را به اراده الهی متصل می‌سازد و تحقق خواسته‌ها را بدون واسطه ممکن می‌گرداند.

نتیجه‌گیری بخش اول

در این بخش، مقام ارادت اولیای الهی به عنوان پلی میان اراده خداوند و دل بندگان خاص تبیین شد، که نشان‌دهنده تأثیر مستقیم دل‌های پاک بر نظام هستی است. این مقام، با تمثیلی از سنگ و شیشه، بر قدرت انشایی و مراقبت از دل تأکید دارد و غفلت از آن را به مکافات برزخی پیوند می‌زند، تا درک عمیق‌تری از «من یشاء» فراهم آید.

بخش دوم: دل‌نازکی و قدرت بر انشا

این بخش، با ادامه از مقام ارادت در بخش پیشین، به بررسی قدرت انشای اولیای الهی و لزوم ملاحظه دل نازک آنان می‌پردازد، همچون شاخه‌ای که از تنه درخت اصلی روییده و معانی را غنی‌تر می‌سازد.

قَالُوا أُوذِينَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنَا وَمِنْ بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَالَ عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَنَقْصٍ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ

گفتند: پیش از آنکه نزد ما آیی و حتی بعد از آنکه به سوی ما آمدی، مورد آزار قرار گرفتیم. گفت: امید است پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند و شما را روی زمین جانشین سازد؛ آن‌گاه بنگرد تا چگونه عمل می‌کنید. و در حقیقت ما فرعونیان را به خشکسالی و کمبود محصولات دچار کردیم، باشد که عبرت گیرند.

(سوره اعراف، آیات ۱۲۹-۱۳۰)

حضرت موسی علیه‌السلام فراز: (عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِکَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الاَْرْضِ) را به گونه انشایی بیان می‌دارد و در واقع دعایی از ناحیه وی هست و این دعا نیز به اجابت می‌رسد و آیه بعد، خبر از استجابت آن می‌دهد.

قدرت انشای اولیای الهی و پیامبران خدا به گونه‌ای است که باید نسبت به آنان بسیار ملاحظه داشت تا سبب رنجش آنان فراهم نگردد. باید ملاحظه دل نازک آنان را داشت؛ وگرنه آن رنجش بدون اینکه نفرینی بر زبان آورد، انشایی را موجب می‌شود که می‌تواند بنیانی قویم و محکم را به آنی زیر کشد؛ همان‌گونه که در جانب محبت، می‌شود بنده‌ای را به نگاه عنایت خود منزل‌ها راه برد.

نکته کلیدی: قدرت انشای اولیای الهی، همچون بادی که بنایان محکم را درهم می‌شکند، از دل نازک آنان سرچشمه می‌گیرد و لزوم ملاحظه رنجش ایشان را برجسته می‌سازد.

نتیجه‌گیری بخش دوم

این بخش، بر قدرت انشای اولیای الهی تأکید ورزید و دل نازک آنان را به عنوان منشأ تأثیرات عظیم توصیف کرد، که رنجش آن می‌تواند بنیان‌ها را فرو ریزد و محبت آن، مراتب کمال را ارتقا بخشد، و بدین ترتیب پیوندی معنایی با مقام ارادت برقرار نمود.

بخش سوم: زیبایی و تناسب اندام

این بخش، با گسترش مفهوم کمال باطنی از بخش‌های پیشین، به زیبایی ظاهری و باطنی اولیای الهی می‌پردازد، همچون گلی که از خاک حاصلخیز پیشین شکوفا می‌شود.

وَقَالَ الَّذِي اشْتَرَاهُ مِنْ مِصْرَ لِامْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْوَاهُ عَسَىٰ أَنْ يَنْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَكَذَٰلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَىٰ أَمْرِهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

و آن کسی که او را از شهر خریده بود، به همسرش گفت: او را گرامی دار که به حال ما سود بخشد یا او را به فرزندی برگزینیم. و بدین گونه یوسف را در آن سرزمین جایگاهی عزیز بخشیدیم تا به او تأویل خواب‌ها را بیاموزیم و خدا بر کار خویش چیره است؛ ولی بیشتر افراد نمی‌دانند.

(سوره یوسف، آیه ۲۱)

زیبایی، تمیزی و متانت، از اوصاف اولی انبیای الهی بوده است. آنان در برخورد با دیگران و در مواجهه با انسان‌ها هم بسیار زیبا لباس می‌پوشیدند و هم بسیار زیبا سخن می‌گفتند و هم خود بسیار زیبا بوده‌اند. حضرت یوسف که از سرآمد زیبارویان بوده است، از اولیای محبوبی است. همه اولیای محبوبی اندامی موزون، متناسب و زیبا دارند. زیبایی جناب یوسف علیه‌السلام چنان بوده است که عزیز مصر را چنان برانگیخت که او را به فرزندی خود برگزیند و وقتی عزیز مصر دستور داد او را گرامی دارند: (أَكْرِمِي مَثْوَاهُ)، سروری و ملک یوسف مسجل شد.

نکته کلیدی: زیبایی اولیای الهی، همچون آینه‌ای که نور الهی را منعکس می‌کند، نه تنها ظاهری بلکه باطنی است و اندام متناسب آنان را به نمادی از کمال تبدیل می‌گرداند.

نتیجه‌گیری بخش سوم

این بخش، زیبایی و تناسب اندام اولیای الهی را به عنوان نمادی از کمال باطنی برجسته ساخت، که چگونه زیبایی حضرت یوسف علیه‌السلام جایگاه او را تثبیت کرد و پیوندی با قدرت انشا و ارادت برقرار نمود.

بخش چهارم: کناره‌گیری و سکوت سیاسی

این بخش، با ادامه از زیبایی باطنی، به استراتژی کناره‌گیری و سکوت در برابر پیشامدهای اجتماعی می‌پردازد، همچون سکوتی که پس از طوفان زیبایی آرامش می‌آورد.

فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَٰنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا

و بخور و بنوش و دیده روشن دار. پس اگر کسی از آدمیان را دیدی، بگوی من برای رحمان روزه نذر کرده‌ام و امروز با هیچ انسانی سخنی نخواهم گفت.

(سوره مریم، آیه ۲۶)

اولیای الهی همواره در مشکلات آرامش داشتند و پیشامدهای سخت را که جنبه عمومی و اجتماعی داشت، با سکوت پشت سر می‌گذاشتند تا گذر زمان به کمک آنان آید و پدیده اجتماعی با گسترش زمان، تحلیل یابد. کسی که نتواند در گرفتاری‌ها آرام بنشیند و با پیشامدی اجتماعی و حیثیتی، که دشمنان و بدخواهان برای او طراحی می‌کنند، شیون کند، فردی ضعیف و محکوم به شکست است؛ زیرا در بلواهای عمومی، این سکوت و آرامش است که سلامت می‌آورد.

خداوند در این آیه می‌فرماید: غذا بخور و ناراحت مباش و از فرزندی که داری شادمان باش و برای شکست حیله‌های بدخواهان و گذر از تبلیغات منفی و موج‌سواری‌های آنان سکوت نما.

فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ فَرَاغَ إِلَىٰ آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ مَا لَكُمْ لَا تَنْطِقُونَ فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْبًا بِالْيَمِينِ

و گفت من کسالت دارم؛ پس پشت‌کنان از او روی برتافتند، تا نهانی به سوی خدایانشان رفت و گفت: آیا غذا نمی‌خورید؟ شما را چه شده که سخن نمی‌گویید؟ پس با دست راست بر سر آنها زدن گرفت.

(سوره صافات، آیات ۸۹-۹۳)

حضرت ابراهیم علیه‌السلام نیز عزلت و کناره‌گیری دارد که می‌فرماید.

نکته کلیدی: سکوت اولیای الهی در برابر پیشامدهای اجتماعی، همچون رودخانه‌ای آرام که طوفان‌ها را پشت سر می‌گذارد، سلامت و پیروزی را تضمین می‌کند.

نتیجه‌گیری بخش چهارم

این بخش، کناره‌گیری و سکوت را به عنوان استراتژی اولیای الهی در برابر چالش‌های اجتماعی توصیف کرد، که آرامش را در دل طوفان‌ها حفظ می‌کند و با زیبایی باطنی پیوند می‌خورد.

بخش پنجم: عدم تقصیر در تبلیغ رسالت

این بخش، با گسترش مفهوم آرامش در سکوت، به عدم مسئولیت پیامبران در برابر کفر امت می‌پردازد، همچون ادامه‌ای طبیعی که بار مسئولیت را سبک می‌سازد.

رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ إِنْ يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِنْ يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا

پروردگارتان به حال شما داناتر است، اگر بخواهد بر شما رحمت می‌آورد یا شما را عذاب می‌کند، و تو را بر ایشان نگهبان نفرستاده‌ایم.

(سوره اسراء، آیه ۵۴)

پیامبران در برابر کفر و ضلالت امت خود مسئولیتی ندارند و در این زمینه پاسخ‌گوی عواقب رسالت خویش نخواهند بود؛ زیرا آنان در رسالت خویش، هیچ گونه کوتاهی ندارند.

نکته کلیدی: عدم تقصیر پیامبران در تبلیغ، همچون سپری که آنان را از بار سنگین کفر امت حفظ می‌کند، بر کامل بودن رسالت تأکید دارد.

نتیجه‌گیری بخش پنجم

این بخش، عدم تقصیر پیامبران را برجسته ساخت و آن را به عنوان نشانه‌ای از کامل بودن رسالت توصیف کرد، که با سکوت و آرامش پیشین هم‌خوانی دارد.

بخش ششم: تفاضل انبیای الهی

این بخش، با پیوند به عدم تقصیر، به تفاوت مراتب کمال میان انبیا می‌پردازد، همچون قله‌ای که از دامنه‌های پیشین برمی‌خیزد.

تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ

از آن پیامبران، بعضی را بر برخی برتری بخشیدیم.

(سوره بقره، آیه ۲۵۳)

با آنکه تمامی پیامبران الهی علیهم‌السلام در اصل مقام عصمت و مصونیت از خطا و نیز در داشتن وحی اشتراک دارند، ولی این بدان معنا نیست که تمامی آنان از حضرت آدم تا حضرت خاتم علیهم‌السلام در یک مرتبه و مقام باشند و تفاوتی در مراتب کمال نداشته باشند؛ بلکه هیچ یک از آنان در اخلاق، معرفت، کمال، ولایت، محبت، عشق و توحید در یک رتبه نبوده‌اند. این نما را می‌توان در کتابی قطور بر اساس آیات قرآن کریم و با پی‌ریزی دانشی جدید با عنوان «تفاضل انبیا» پی گرفت که ما نمونه‌ای از آن را در نمای «سخریه قوم و صبر بر استهزا» آوردیم.

با تحلیل و تجزیه (فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ) است که تفاوت انبیا یا ائمه معصومین علیهم‌السلام بازشناسی می‌گردد و تفاوتی که برای نمونه میان حضرت موسی علیه‌السلام و حضرت عیسی علیه‌السلام است روشن می‌گردد. موسی چنان با مشت به یکی از قبطیان می‌زند که می‌میرد؛ در حالی که حضرت عیسی علیه‌السلام مظهر جمال است. این دو نبی چه تفاوتی با هم دارند و بار معنوی و کمالی کدام یک عظیم‌تر است؟

تفاضل انبیای الهی به این معنا نیست که برخی از آنان ناقص هستند؛ بلکه تمامی آنان کامل هستند، اما در مراتب کمال، با هم متفاوت می‌گردند و برخی کامل و بعضی اکمل می‌باشند و بحث نقص در میان نیست؛ بلکه بحث کمال و کل کمال است. برخی از پیامبران الهی، دارای کتاب می‌باشند و کتاب آنان نیز با توجه به کمالی که دارند، نازل شده است و هر یک، بعدی از زندگی آدمی را نمایانده است؛ مگر قرآن کریم که کتاب جامع آسمانی است.

در بحث از تفاضل انبیاست که دانسته می‌شود حضرت موسی علیه‌السلام بیشتر از دنیا می‌گوید و معجزات او در محدوده خوردنی‌ها و امور تجسمی است؛ اما حضرت عیسی علیه‌السلام از آخرت می‌گوید و معجزات او بیشتر روحانی است و پیامبری مانند حضرت ابراهیم علیه‌السلام نیز از خدا می‌گوید.

در بحث تفاضل انبیا باید تمامی گفته‌های آنان را جمع و تحلیل نمود و موقعیت کلامی هر یک از آنان را به دست آورد.

همچنین در این بحث است که جمالی، جلالی یا کمالی بودن و نیز محبی یا محبوبی بودن آنان، با اقسامی که دارد، دانسته می‌شود. برای نمونه، حضرت یحیی و حضرت عیسی علیهما‌السلام از پیامبران جمالی حق‌تعالی می‌باشند و مسیحی‌ها نیز از این رو انسان‌هایی بی‌آزار، مهربان، مؤدب و متین می‌باشند. در همین مورد نیز حضرت عیسی بر حضرت یحیی علیهما‌السلام برتری و فضیلت دارد؛ هرچند هر دو، مقام «جمال» دارند؛ زیرا عیسی خود به صورت مستقیم به خود «سلام» می‌دهد، ولی یحیی با واسطه بر خود درود می‌فرستد. «ال» در (السَّلاَمُ) نیز این برتری را بهتر و بیشتر نشان می‌دهد؛ چرا که الف و لام تمامیت است؛ یعنی تمام سلام بر عیسی؛ از این رو، او مرسل و صاحب کتاب است و یحیی تحت دولت ایشان قرار دارد؛ با اینکه قبل از عیسی می‌زیسته است. یا مانند حضرت موسی علیه‌السلام که جلالی است و امت وی نیز بیشتر جلالی هستند و خشونت در آنان بسیار است. یهودیان امروز افزون بر خشونت، سیاست نیز دارند.

نکته کلیدی: تفاضل انبیای الهی، همچون مراتب کوهستانی که هر قله‌ای برتری خود را دارد، بر تفاوت در کمال بدون نقص تأکید می‌ورزد و جمالی یا جلالی بودن آنان را آشکار می‌سازد.

نتیجه‌گیری بخش ششم

این بخش، تفاضل انبیای الهی را به عنوان تفاوت در مراتب کمال توصیف کرد، که بدون نقص، جمالی و جلالی بودن آنان را برجسته می‌سازد و پیوندی جامع با بخش‌های پیشین برقرار می‌نماید.

جمع‌بندی نهایی

در این نوشتار، از مقام ارادت اولیای الهی تا تفاضل انبیا، لایه‌های عمیق قرآن کریم کاوش شد، که هر یک همچون نخ‌هایی در تار و پود یک پارچه واحد، به تبیین کمال، ولایت و اراده الهی پرداختند. این بررسی‌ها، با حفظ تمامی جزئیات و معانی، زمینه‌ای برای درک نظام‌مند جایگاه بندگان خاص فراهم آورد و بر لزوم مراقبت از دل‌های پاک و سکوت در چالش‌ها تأکید ورزید، تا مخاطبان متخصص را به سوی افق‌های نوین پژوهشی رهنمون سازد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)