متن تحقیق
تبیین الفاظ متداول در عرفان و فلسفه: بررسی مفهوم وجود در تمهید القواعد
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره (جلسه پانزدهم)
دیباچه: لزوم تبیین الفاظ مشترک در عرفان و فلسفه
کتاب «تمهید القواعد»، تألیف صائنالدین علی بن محمد ترکه اصفهانی، حکیم و عارف برجسته قرون هشتم و نهم هجری، یکی از آثار بنیادین در عرفان نظری است که به تبیین نظاممند مفاهیم وجود، اسماء و صفات الهی، و مبادی و مسائل این علم میپردازد. بخش پانزدهم این اثر، به بررسی الفاظ متداول در عرفان و فلسفه اختصاص دارد و با تمرکز بر مفهوم «وجود» و تمایز آن در این دو حوزه، به رفع ابهامات ناشی از اشتراک لفظی و معنایی میپردازد. این بخش، با نگاهی عمیق به تمایز اصطلاحات عرفانی و فلسفی، زمینهای برای فهم دقیقتر مبادی تصوری عرفان نظری فراهم میآورد. همانگونه که خورشید حقیقت در آسمان معرفت، پرتوهای خود را بر اذهان جویندگان میتاباند، این تبیین نیز راه را برای درک عمیقتر مفاهیم بنیادین روشن میسازد.
بخش نخست: اشتراک لفظی و معنایی و ضرورت تبیین
برخی از واژگان در عرفان و فلسفه، به دلیل اشتراک لفظی و معنایی، برای تازهواردان به این علوم ابهامآفریناند. این اشتراک، ناشی از تفاوت اصطلاحات عرفانی (تحقیق) و فلسفی (نظر) است که ممکن است به خلط معانی منجر شود. از اینرو، تبیین دقیق معانی این الفاظ، بهویژه «وجود» و «کون»، برای تنقیح بحث و رفع ابهام ضروری است. این تبیین، بخشی از مبادی تصوری عرفان را تشکیل میدهد و به عارف و فیلسوف کمک میکند تا از مغالطه در احکام و خصوصیات این مفاهیم اجتناب کنند.
فَإِنَّ بَعْضَ الْأَلْفَاظِ الْمُتَدَاوَلَةِ هَيْهُنَا لَمَّا فِيهِ مِنَ الِاشْتِرَاكِ بِحَسَبِ عُرْفَيْ أَهْلِ النَّظَرِ وَالتَّحْقِيقِ، يَقَعُ لِلدَّخِيلِ اخْتِبَاطٌ بِاخْتِلَاطِ الْإِصْطَلَاحَيْنِ، وَأَخْذِ أَحَدِهِمَا مَكَانَ الْآخَرِ، فَوَجَبَ التَّنْبِيهُ أَوَّلًا لِلْمَعْنَيَيْنِ حَسَبَ الْإِصْطَلَاحَيْنِ تَحْرِيرًا لِلْبَحْثِ.
ترجمه: برخی از الفاظ متداول در اینجا، به دلیل اشتراک میان اصطلاحات اهل نظر (فلسفه) و اهل تحقیق (عرفان)، برای تازهواردان به این علوم، با خلط میان دو اصطلاح و گرفتن یکی به جای دیگری، اشتباه میشود؛ از اینرو لازم است نخست نسبت به معنای آنها در هر دو دانش آگاهی داده شود تا بحث منقح و درست گردد.
نکات کلیدی:
- اشتراک لفظی و معنایی: الفاظ متداول در عرفان و فلسفه، به دلیل اشتراک، ابهامآفریناند.
توضیح تکمیلی: این اشتراک، ناشی از تفاوت اصطلاحات عرفانی و فلسفی است. - هدف تبیین: تبیین الفاظ، برای رفع ابهام و تنقیح مبادی تصوری ضروری است.
توضیح تکمیلی: این تبیین، از مغالطه در احکام و خصوصیات جلوگیری میکند.
این تبیین، همانند کلیدی است که قفلهای ابهام را میگشاید و راه را برای ورود به وادی معرفت هموار میسازد. آیه کریمه وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا (سوره اسراء، آیه ۸۵؛ ترجمه: و جز اندکی از دانش به شما داده نشده است)، بر ضرورت دقت در فهم مفاهیم تأکید دارد.
بخش دوم: مفهوم وجود و کون در عرفان و فلسفه
مفهوم «وجود» و «کون» از مفاهیم بنیادین در عرفان و فلسفه است، اما کاربرد و احکام آنها در این دو حوزه متفاوت است. در فلسفه، وجود بهعنوان «کون مطلق» (شامل وجود ذهنی و خارجی) تعریف میشود، در حالی که در عرفان، کون بهعنوان مصداق حضوری و مطلق حق، شناختهشدهتر است. این تفاوت، ناشی از ماهیت مفهومی فلسفه و ماهیت حضوری عرفان است. تبیین این تمایز، از خلط معانی جلوگیری کرده و مبادی تصوری هر علم را روشن میسازد.
مِنْهَا لَفْظُ الْوُجُودِ؛ فَإِنَّهُ عِنْدَ أَهْلِ النَّظَرِ إِنَّمَا يُطْلَقُ عَلَى الْكَوْنِ فِي الْأَعْيَانِ، أَوِ الْكَوْنِ مُطْلَقًا، وَالْكَوْنُ فِي عُرْفِهِمْ وَإِنْ كَانَ مُرَادِفًا لِلْوُجُودِ، إِلَّا أَنَّهُ يُحْسَنُ عِنْدَهُمْ أَنْ يُعَرِّفُوا أَمْثَالَ هَذِهِ الطَّبَائِعِ الْبَسِيطَةِ بِلَفْظٍ أَجْلَى مِنْهُ، تَعْرِيفًا لَفْظِيًّا تَنْبِيهِيًّا.
ترجمه: از اصطلاحات مشترک میان فلسفه و عرفان، لفظ «وجود» است که این لفظ را فلسفیان بر «کَوْن در اعیان» یا «کَوْن به نحو اطلاق» به کار میبرند. اگرچه لفظ «کون» با «وجود» مرادف است، جز آنکه نیکوست که آنان امثال این طبايع بسیط را به لفظی روشنتر از «کون» تعریف کنند؛ تعریفی که لفظی بوده و تنبیهی بیش نیست.
نکات کلیدی:
- وجود در فلسفه: در فلسفه، وجود بهعنوان کون مطلق (ذهنی و خارجی) تعریف میشود.
توضیح تکمیلی: این تعریف، شامل همه مراتب وجود است. - کون در عرفان: در عرفان، کون بهعنوان مصداق حضوری حق، اعرف است.
توضیح تکمیلی: این تفاوت، به ماهیت حضوری عرفان بازمیگردد.
این تمایز، همانند دو شاخه از یک درخت معرفت است که هر یک به سوی آسمانی متفاوت قد میکشند: فلسفه به سوی تحلیل عقلی و عرفان به سوی شهود حضوری. در فلسفه، وجود بهعنوان کون مطلق، شامل وجودات ذهنی و خارجی است، اما در عرفان، کون به مثابه تجلی حق در مرآت خلق، حضوری بیواسطه دارد.
بخش سوم: عدم امکان تعریف حقیقی وجود و کون
وجود و کون، به دلیل بدیهی بودن، قابل تعریف حقیقی نیستند. هرگونه تعریف، صرفاً تنبیهی و لفظی است و به توضیح المسمی یا تبیین معنای اجلی (وجود در فلسفه و کون در عرفان) محدود میشود. در فلسفه، وجود اجلی از کون است و بهعنوان کون مطلق تعریف میشود، در حالی که در عرفان، کون اجلی از وجود است و به مصداق حضوری حق اشاره دارد. این تعریف تنبیهی، از دور در تعریف جلوگیری میکند.
چنانکه در علم دینی بیان شده، تعریف وجود به کون یا کون به وجود، صرفاً توضیحی لفظی است و نه تعریفی حقیقی. این بدیهی بودن، همانند نور خورشید است که خود روشن است و نیازی به چراغ دیگری برای روشن شدن ندارد. آیه کریمه قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (سوره اخلاص، آیه ۱؛ ترجمه: بگو اوست خدای یگانه)، بر بدیهی بودن حقیقت وجود تأکید دارد.
نکات کلیدی:
- بدیهی بودن وجود و کون: وجود و کون، به دلیل بدیهی بودن، قابل تعریف حقیقی نیستند.
توضیح تکمیلی: تعریف آنها، صرفاً تنبیهی و لفظی است. - تفاوت تعریف تنبیهی: در فلسفه، وجود اجلی است؛ در عرفان، کون اعرف است.
توضیح تکمیلی: این تفاوت، به ماهیت مفهومی و حضوری دو علم بازمیگردد.
بخش چهارم: زاید بودن وجود بر ماهیت
در فلسفه، وجود زاید بر ماهیت است، به این معنا که وجود غیر از ماهیت بوده و ماهیت بدون اقتران به وجود، تحقق نمییابد. این تمایز، در تحلیل عقلی آشکار میشود؛ مثلاً در قضایای «الإنسان موجود» و «الحیوان موجود»، وجود واحد است، اما ماهیت انسان و حیوان متفاوتاند. در عرفان، این تمایز به مصداق حضوری وجود (حق) بازمیگردد که ماهیت را به ظهور میرساند. بنابراین، وجود اصل است و ماهیت، به اعتبار وجود، تحقق مییابد.
ثُمَّ إِنَّ الْوُجُودَ عِنْدَهُمْ لَمَّا كَانَ أَمْرًا زَائِدًا عَلَى مَاهِيَّاتِ الْمَوْجُودَاتِ، وَلَمْ يَكُنْ لِشَيْءٍ مِنْهَا تَحَقُّقٌ إِلَّا بِاقْتِرَانِهِ إِلَيْهِ، وَدُخُولِهِ فِي نَوْعٍ مِنْ أَنْوَاعِ مُطْلَقِ الْحُصُولِ ـ حَقِيقِيًّا كَانَ أَوِ اعْتِبَارِيًّا ـ تَخَيَّلُوا أَنَّ نِسْبَةَ الْمَاهِيَّاتِ إِلَى الْوُجُودِ كَنِسْبَةِ الْأَجْسَامِ إِلَى الْحَيِّزِ.
ترجمه: وجود نزد فلاسفه، از آنجا که امری زاید بر ماهیات موجودات است و هیچیک از ماهیات بدون اقتران به وجود تحقق نمییابد و در نوعی از انواع مطلق حصول (چه حقیقی و چه اعتباری) داخل نمیشود، برخی پنداشتهاند که نسبت ماهیات به وجود، مانند نسبت اجسام به حیز است.
نکات کلیدی:
- زاید بودن وجود: وجود، غیر از ماهیت است و ماهیت بدون وجود تحقق نمییابد.
توضیح تکمیلی: این تمایز، در تحلیل عقلی و حضوری روشن میشود. - نقش وجود در تحقق: وجود، اصل تحقق ماهیت است.
توضیح تکمیلی: در عرفان، این اصل به مصداق حضوری حق اشاره دارد.
وجود، همانند جویباری است که ماهیات را در بستر خود به جریان میاندازد و بدون آن، هیچ ماهیتی به ساحل تحقق نمیرسد. در فلسفه، این اقتران به صورت تحلیل عقلی و در عرفان، به صورت شهود حضوری تبیین میشود.
بخش پنجم: مراتب وجود
وجود، دارای مراتب سهگانه است:
- وجود اعتباری به ید معتبر: وجودی کاملاً ذهنی و مندرآوردی، مانند مفاهیم خیالی، که فاقد نفسالامری است.
- وجود اعتباری نفسی: وجودی ذهنی اما دارای نفسالامری، مانند مالکیت یا فوقیت، که منشأ انتزاع در خارج دارند.
- وجود حقیقی خارجی: وجودی که در خارج مصداق دارد و نفسالامری است، مانند وجود اشیاء مادی.
این تقسیمبندی، در فلسفه بر اساس تحلیل عقلی و در عرفان بر اساس رويت حضوری تبیین میشود. آیه کریمه نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ (سوره ق، آیه ۱۶؛ ترجمه: ما از رگ گردن به او نزدیکتریم)، بر نزدیکی وجود حقیقی حق به خلق تأکید دارد.
نکات کلیدی:
- مراتب وجود: وجود شامل اعتباری به ید معتبر، اعتباری نفسی، و حقیقی خارجی است.
توضیح تکمیلی: این مراتب، در فلسفه و عرفان به شیوههای متفاوت تبیین میشوند. - نفسالامری بودن: وجود اعتباری نفسی و حقیقی، دارای نفسالامری است.
توضیح تکمیلی: نفسالامری، به معنای حاق ذات شیء است.
این مراتب، همانند طبقات یک بنای معرفتیاند که هر یک، جایگاه ویژهای در ساختار وجود دارند: از خیالات ذهنی تا تجلیات حقیقی، همه در سایه وجود به ظهور میرسند.
بخش ششم: تمایز معقولات ثانیه منطقی و فلسفی
معقولات ثانیه به دو دسته تقسیم میشوند:
- معقولات ثانیه منطقی: مانند کلیت (الإنسان کلیٌ)، که موضوع و محمول هر دو ذهنیاند و در خارج مابازاء و منشأ انتزاع ندارند.
- معقولات ثانیه فلسفی: مانند امکان (الإنسان ممکنٌ)، که موضوع (انسان) در خارج مصداق دارد، گرچه محمول (امکان) در خارج مابازاء ندارد، اما منشأ انتزاع آن در خارج است.
این تمایز، در تبیین مراتب وجود اعتباری نفسی نقش کلیدی دارد و از خلط میان احکام فلسفی و منطقی جلوگیری میکند.
نکات کلیدی:
- معقولات ثانیه منطقی: موضوع و محمول هر دو ذهنیاند و فاقد مابازاء خارجیاند.
توضیح تکمیلی: مانند کلیت، که صرفاً در ذهن تحقق دارد. - معقولات ثانیه فلسفی: موضوع در خارج مصداق دارد و منشأ انتزاع خارجی دارد.
توضیح تکمیلی: مانند امکان، که از حاق ذات موضوع اخذ میشود.
این تمایز، همانند جداسازی دو رودخانه است که هر یک از سرچشمهای متفاوت جاری میشوند: یکی در دشت ذهن و دیگری در دامنه واقعیت خارجی.
بخش هفتم: نقد قیاس وجود و ماهیت به ظرف و مظروف
برخی از عالمان دینی، بهاشتباه، نسبت وجود به ماهیت را به نسبت جسم به حیز (ظرف و مظروف) قیاس کردهاند. این قیاس نادرست است، زیرا جسم و حیز دو حقیقت مستقلاند، اما ماهیت بدون وجود تحقق نمییابد و وجود، اصل تحقق ماهیت است. در فلسفه، وجود و ماهیت در قراناند، اما در عرفان، ماهیت صرفاً مفهومی است و وجود (حق) اصل است. این نقد، از خلط میان تحلیل فلسفی و عرفانی جلوگیری میکند.
تَخَيَّلُوا أَنَّ نِسْبَةَ الْمَاهِيَّاتِ إِلَى الْوُجُودِ كَنِسْبَةِ الْأَجْسَامِ إِلَى الْحَيِّزِ، فَكَمَا أَنَّ لِكُلِّ جِسْمٍ اخْتِصَاصًا طَبِيعِيًّا بِمَكَانٍ خَاصٍّ لَا يَتَعَدَّى مِنْ نَوْعِ ذَلِكَ الْمَكَانِ أَصْلًا، كَذَلِكَ الْمَاهِيَّاتِ بِالنِّسْبَةِ إِلَى الْوُجُودِ.
ترجمه: برخی پنداشتهاند که نسبت ماهیات به وجود، مانند نسبت اجسام به حیز است، چنانکه هر جسم بهطور طبیعی به مکانی خاص اختصاص دارد و از نوع آن مکان فراتر نمیرود، ماهیات نیز نسبت به وجود چنیناند.
نکات کلیدی:
- نقد قیاس: قیاس وجود و ماهیت به ظرف و مظروف نادرست است.
توضیح تکمیلی: وجود، اصل تحقق ماهیت است، نه ظرف آن. - تفاوت فلسفه و عرفان: در فلسفه، وجود و ماهیت در قراناند؛ در عرفان، وجود اصل است.
توضیح تکمیلی: عرفان، ماهیت را مفهومی و وجود را مصداقی میداند.
این نقد، همانند آینهای است که خطای انعکاس را اصلاح میکند و حقیقت را در جای خود مینشاند. وجود، نه ظرف ماهیت، بلکه روحی است که در کالبد ماهیت دمیده میشود.
بخش هشتم: نقد ترادف وجود و کون
ادعای ترادف وجود و کون، به دلیل تفاوت خصوصیات معنایی آنها، نادرست است. در فلسفه، وجود اعرف است و به کون مطلق (شامل ذهنی و خارجی) اشاره دارد، در حالی که در عرفان، کون اعرف است و به مصداق حضوری حق دلالت میکند. این تفاوت، ناشی از خصوصیات اصطلاحی هر علم است و ترادف، به معنای تساوی کامل معنا، در اینجا صادق نیست. آیه کریمه قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (سوره اخلاص، آیه ۱)، بر وحدت حقیقت وجود تأکید دارد که در عرفان به کون حضوری ارجاع میشود.
نکات کلیدی:
- نقد ترادف: وجود و کون، به دلیل تفاوت خصوصیات، مترادف نیستند.
توضیح تکمیلی: وجود در فلسفه و کون در عرفان، معانی متفاوتی دارند. - خصوصیات اصطلاحی: وجود در فلسفه اعرف است؛ کون در عرفان اعرف است.
توضیح تکمیلی: این تفاوت، به ماهیت مفهومی و حضوری دو علم بازمیگردد.
وجود و کون، همانند دو نام برای یک حقیقت نیستند، بلکه هر یک، دریچهای به سوی فهم متفاوت از هستی میگشایند: یکی در عالم مفاهیم و دیگری در وادی حضور.
بخش نهم: نقد اصطلاح طبیعت برای وجود و کون
استفاده از اصطلاح «طبیعت» برای وجود و کون نادرست است، زیرا طبیعت، صفت ماهیت است و به ماده یا ماهیت ارجاع دارد، در حالی که وجود و کون، اعم از ماده و ماهیتاند و نه بسیطاند و نه مرکب. در فلسفه، وجود بهعنوان کون مطلق و در عرفان، کون بهعنوان مصداق حضوری حق تعریف میشود. این نقد، از خلط اصطلاحات فلسفی و عرفانی جلوگیری میکند.
نکات کلیدی:
- نقد اصطلاح طبیعت: وجود و کون، طبیعت نیستند و صفت ماده یا ماهیت ندارند.
توضیح تکمیلی: طبیعت، به ماهیت محدود است، اما وجود و کون اعماند. - تمایز اصطلاحی: وجود و کون، نه بسیطاند و نه مرکب، بلکه اعم از این اوصافاند.
توضیح تکمیلی: این تمایز، به تحلیل دقیق اصطلاحات کمک میکند.
این نقد، همانند جداسازی گوهر از سنگ است که حقیقت وجود و کون را از قید اصطلاحات نادرست آزاد میکند.
بخش دهم: اقسام وجود و ماهیت موجوده
ماهیتهای موجوده، به دو دسته تقسیم میشوند:
- ماهیتهایی که تحققشان صرفاً در فرض عقلی است: مانند نسب و اضافات اعتباری (تقابل وجود و عدم)، که فقط در ذهن وجود دارند و فاقد نفسالامریاند.
- ماهیتهایی که تحققشان خارج از فرض عقلی است: شامل وجود حقیقی (خارجی یا نفسی)، مانند اشیاء خارجی یا نسب حقیقی (فوقیت)، که نفسالامریاند.
فَإِنَّ مِنْهَا مَا لَا يَكُونُ لَهَا تَحَقُّقٌ إِلَّا بِحَسَبِ الْفَرْضِ الْعَقْلِيِّ… وَمِنْهَا مَا يَكُونُ لَهَا تَحَقُّقٌ خَارِجَ الْفَرْضِ وَالِاعْتِبَارِ… وَيُسَمَّى عِنْدَهُمْ بِالْوُجُودِ الْحَقِيقِيِّ وَالْوُجُودِ فِي نَفْسِ الْأَمْرِ.
ترجمه: از این ماهیات، برخی تحققشان صرفاً در فرض عقلی است… و برخی تحققشان خارج از فرض و اعتبار است… که نزد حکما به وجود حقیقی و وجود در نفسالامر نامیده میشود.
نکات کلیدی:
- ماهیتهای اعتباری: برخی ماهیتها فقط در فرض عقلی تحقق دارند و فاقد نفسالامریاند.
توضیح تکمیلی: مانند تقابل وجود و عدم، که صرفاً ذهنی است. - ماهیتهای حقیقی: برخی ماهیتها در خارج یا نفسالامری تحقق دارند.
توضیح تکمیلی: مانند وجود اشیاء یا نسب حقیقی، که منشأ انتزاع خارجی دارند.
این تقسیمبندی، همانند نقشهای است که سرزمین وجود را به دو قلمرو اعتباری و حقیقی تقسیم میکند، هر یک با ویژگیها و احکام خاص خود.
جمعبندی
بخش پانزدهم «تمهید القواعد»، با تمرکز بر تبیین الفاظ متداول، بهویژه وجود و کون، نشان میدهد که این مفاهیم، به دلیل اشتراک لفظی و معنایی، نیازمند تبیین دقیقاند تا از خلط میان عرفان و فلسفه جلوگیری شود. در فلسفه، وجود بهعنوان کون مطلق (شامل ذهنی و خارجی) اعرف است، در حالی که در عرفان، کون بهعنوان مصداق حضوری حق اعرف است. وجود و کون، به دلیل بدیهی بودن، قابل تعریف حقیقی نیستند و تعریف آنها تنبیهی است. وجود، زاید بر ماهیت است و اصل تحقق آن محسوب میشود. مراتب وجود شامل اعتباری به ید معتبر، اعتباری نفسی، و حقیقی خارجی است. تمایز معقولات ثانیه منطقی و فلسفی، و نقد قیاس وجود و ماهیت به ظرف و مظروف، از خلط اصطلاحات جلوگیری میکند. همچنین، استفاده از اصطلاح «طبیعت» برای وجود و کون نادرست است، زیرا این مفاهیم اعم از ماده و ماهیتاند. استناد به آیات کریمه مانند قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (سوره اخلاص، آیه ۱) و نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ (سوره ق، آیه ۱۶)، بر وحدت و نزدیکی حقیقت وجود تأکید دارد. این متن، با بیانی فاخر و ساختاری نظاممند، جایگاه الفاظ متداول در عرفان نظری را برای پژوهشگران این حوزه روشن میسازد.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!