متن تحقیق
تبیین اشتراک وجود در تمهید القواعد
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره (جلسه ۳۳)
دیباچه
کتاب «تمهید القواعد»، اثر گرانسنگ صائنالدین علی بن محمد ترکه اصفهانی، حکیم و عارف برجسته سدههای هشتم و نهم هجری، گوهری درخشان در سپهر عرفان نظری است که با نگاهی استدلالی و شهودی، به تبیین مبانی عرفان اسلامی پرداخته و از آن در برابر شبهات دفاع میکند. این اثر، با پیوند عقل و شهود، جایگاه عرفان را بهسان دانشی متعالی استوار میسازد. در این نوشتار، محتوای جلسه سیوسوم، که به بحث اشتراک وجود، تمایز دیدگاههای عرفانی، مشائی و اشراقی، و تبیین وحدت شخصی وجود اختصاص دارد، با زبانی روشن و متین بازنویسی شده است. این بازنویسی، با بهرهگیری از متون عربی و ترجمههای دقیق، و با افزودن تحلیلهای تفصیلی، بهگونهای سامان یافته که چونان آیینهای، حقیقت عرفانی را در برابر دیدهبان خرد و شهود منعکس سازد.
بخش یکم: اشتراک مفهومی و مصداقی وجود
اشتراک مفهومی وجود در مکاتب عرفانی و فلسفی
اشتراک مفهومی وجود، اصلی است که میان عارفان، مشائیان و اشراقیان مورد پذیرش قرار گرفته است. مفهوم وجود، به دلیل وحدت در برابر عدم، چونان نوری یکسان بر اذهان این مکاتب میتابد. با این حال، اختلاف در سطح مصداقی، چونان شاخههای درختی تنومند، به تفاوتهای متافیزیکی میان این مکاتب منجر شده است.
تمایز در اشتراک مصداقی وجود
در حوزه اشتراک مصداقی، دیدگاههای مکاتب مختلف چونان راههایی متفرق از یک مبدأ واحد پدیدار میشوند:
- اشراقیان: وجود را فاقد مصداق دانسته و ماهیات را متباین و اصیل میشمارند. از این منظر، وجود چونان سایهای مفهومی است که تنها در ذهن حضور دارد.
- مشائیان: وجود را دارای مصداق میدانند، اما این مصداقها را متباین شمرده و از اشتراک مصداقی رویگرداناند.
- عارفان: وجود را دارای مصداق مشترک و متحد میدانند که در وحدت شخصی متجلی است، چونان دریایی که همه موجها از آن برمیخیزند.
- قائلان به تشکیک: وجود را دارای مصداقی مشترک میدانند، اما کثرت را در مراتب وجود پذیرفته و وحدت را با کثرت درهمآمیخته میبینند.
مشابهت تباین وجودات و اصالت ماهیت
چنانچه مشائیان وجودات را متباین بدانند، دیدگاهشان با اشراقیان که ماهیات را متباین و اصیل میشمارند، همسو میشود. هر دو دیدگاه، اشتراک مصداقی را نفی کرده و به انخرام قواعد معرفتی میانجامند، چونان بنایی که بر پایهای سست استوار شده باشد.
بخش دوم: نقد دیدگاه اشراقی و پاسخ به شبهات
نقد دیدگاه اشراقی در مکونات
اشراقیان در مکونات، وجود را فاقد مصداق دانسته و ماهیات را متباین میشمارند. در باب حق تعالی، آنان به نور قائلاند، نه وجود. این تفکیک، چونان جداسازی نور از آفتاب، با وحدت وجود در عرفان نظری ناسازگار است.
متن عربی:
ولا يَستريبُ من كشف القِناع عن تلک الوجوه اللّائحة منها أنوارُ التحقيق، أنّ ما لَوَّحَ إليه في معنى الوجود بمَعْزِلٍ عمّا عليه آراءُ الحكماء المتأخّرين؛ سيّما المشّائينَ منهم.
ترجمه: هر کس پرده از این کلمات که انوار تحقیق از آنها میدرخشد بردارد، به خود تردیدی راه نمیدهد که مراد وی از وجود، غیر از آرای حکیمان متأخر است؛ بهویژه فیلسوفان مشائی.
نقد تفکیک وجود و ماهیت در حق و خلق
تفکیک وجود در حق (بهعنوان نور) و ماهیت در خلق، مبنای منطقی ندارد. یا همه چیز ماهیت است یا همه چیز وجود. این دیدگاه، چونان تلاش برای جداسازی روح از جسم، به تناقض میانجامد.
متن عربی:
ثمّ إنَّهم لما خصَّصوا لفظَ الوجود من جميع مراتبه وأقسامه بما يكون له أحدُ الكونيْن وعمَّموه للكائنات بالكون العيني، انفصَلوا عمّا ذهَب إليه المحقّقونَ في ذلک بالعموم والخصوص على ما أشير إليه في المقدّمة.
ترجمه: از آنجا که فیلسوفان لفظ وجود را از تمامی مراتب و اقسام وجود به یکی از هستها ویژگی میدهند و آن را برای کائنات و موجودات عینی تعمیم میبخشند، از محققان و عارفان جدا میشوند و میان این دو اصطلاح آنان از وجود، عموم و خصوص منوجه است؛ چنانکه در مقدمه کتاب گذشت.
اشکال مستشکل و پاسخ شارح
مستشکل اشکال میکند که اشتراک معنوی مورد نظر ماتن، به دیدگاه مشائی (وجود زاید بر ماهیت) مربوط است و با وحدت شخصی وجود در عرفان سازگار نیست. شارح در پاسخ، با استناد به عباراتی از آثار ماتن، ادعا میکند که وی به وحدت شخصی وجود قائل است، اما این عبارات تنها اصالت وجود را اثبات میکنند.
متن عربی:
لا يقال: كيف ذلک، وقد نراه يَقْتَفي آثارَهم في تبيين مقاصدهم، وترتيبِ براهينهم، ثمّ يَشرعُ في تزييف بعضٍ وانتقادٍ آخرَ، ولا شکَّ أنّ ذلک إنّما يَتمُّ عند تواطوء الاصطلاحين، وتوافقِ العرفين.
ترجمه: اشکال نشود که این ادعا ممکن نیست؛ چرا که جناب ابوحامد در کتابهایش در تبیین مقاصد و ترتیب دلایل آنان به پیروی از فیلسوفان پرداخته و سپس آنها را سست و نقد کرده است. و تردیدی نیست که این نقض و ابرام در صورتی تمام است که میان اصطلاح عارفان با اصطلاح حکیمان هماهنگی، نظم و توافق باشد.
شارح، با استناد به عباراتی از آثار ماتن، میکوشد نشان دهد که وی وجود را اصیل و غیرمفهومی میداند. با این حال، این پاسخ به دلیل عدم تمرکز بر وحدت شخصی، ناکافی است و نمیتواند تفاوت میان اشتراک عرفانی و مشائی را بهروشنی تبیین کند.
بخش سوم: تبیین وحدت شخصی وجود
وحدت شخصی در آثار ماتن
ماتن در آثار خود، به وحدت شخصی وجود قائل است و کثرت را در تعینات و مظاهر میداند، نه در ذات وجود. این دیدگاه، چونان نوری یکپارچه است که در آینههای گوناگون تجلی مییابد.
متن عربی:
وأمّا ما ذهَب إليه المصنّفُ ـ حسبَ ما عُرِفَ من تصفُّح كلامِه من وجهٍ في ما دونَ هذه الرِّسالة ـ فبالخصوص فقَط دونَ العموم.
ترجمه: اما رابطه وجود بنا بر نظرگاه مصنف، آنگونه که از بررسی کلام وی در غیر این رساله به دست میآید، در قیاس با نظرگاه فیلسوفان، عموم و خصوص مطلق است.
پاسخ مناسب به اشکال مستشکل
پاسخ مناسب به اشکال مستشکل این است که ماتن، اشتراک معنوی وجود را مفهوماً و مصداقاً اثبات میکند. این اشتراک، با وحدت شخصی وجود سازگار است و با تباین مشائی همسو نیست.
متن عربی:
واذا تقَرّر هذا، فتَمَّ كلامُه معهم، واستدلالُه عليهم، لأنَّ ما ثبَت للعامّة، لابّد من ثبوته للخاصّة.
ترجمه: اکنون که این مطلب ثابت شد، کلام مصنف با مشائیان تمام است و استدلال وی بر آنها جاری میگردد؛ چرا که آنچه برای عامه ثابت است، باید برای خاصه نیز ثابت باشد.
نقد کثرت در ذات وجود
کثرت در ذات وجود، به دلیل متفرع بودن کثرت بر وحدت، ممکن نیست. وحدت، چونان ریشهای است که کثرت چونان شاخههای آن از آن میروید.
بخش چهارم: نگرش عرفانی به عالم
تبیین مظاهر در عرفان نظری
عارفان، کثرت را در تعینات و مظاهر میدانند، نه در ذات وجود. همه موجودات، چونان آینههاییاند که نور وجود حق در آنها تجلی یافته است.
نفی غیریت در عرفان نظری
در عرفان نظری، هیچ بیگانهای در عالم نیست، زیرا همه موجودات مظاهر حقاند و استقلال ندارند. این دیدگاه، با آیه شریفه قرآن کریم همخوانی دارد:
إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ
ترجمه: ما از آنِ خداییم و به سوی او بازمیگردیم (بقره: ۱۵۶).
نگرش عارف به عالم
عارف، به دلیل فقدان کثرت و غیریت، همه موجودات را خویش میبیند و با همه با محبت و صدق رفتار میکند. چونان باغبانی است که هر گلی را از ریشهای واحد میبیند و با همه یکسان مهر میورزد.
نقش انبیا در تبیین وحدت
انبیا برای نفی غیریت و تبیین وحدت وجود آمدهاند تا انسانها را به درک این حقیقت رهنمون شوند. آنان چونان مشعلدارانیاند که راه به سوی نور توحید میگشایند.
جمعبندی
بحث اشتراک وجود در «تمهید القواعد»، چونان گوهری درخشان در سپهر عرفان نظری، جایگاه والای این اثر را در تبیین مبانی عرفان اسلامی نشان میدهد. ماتن، با رد دیدگاه اشراقی مبنی بر مفهومی بودن وجود و نقد تباین وجودات در نزد مشائیان، به اثبات اشتراک معنوی وجود مفهوماً و مصداقاً میپردازد. تأکید بر وحدت شخصی وجود، کثرت را در مظاهر و تعینات جای داده و عالم را چونان آیینهای از تجلیات حق میبیند. نقدهای شارح، گرچه در اثبات اصالت وجود ارزشمند است، اما در تبیین وحدت شخصی ناکافی مینماید. این اثر، با پیوند عقل و شهود، عرفان را بهسان دانشی متعالی معرفی میکند که نهتنها با فلسفه همسخن است، بلکه با نگاهی متعالیتر، به حقیقت توحید راه میبرد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!