تمهید القواعد 38

متن تحقیق





تمهید القواعد: نقد و بررسی حقیقت واجب در فلسفه و عرفان

تمهید القواعد: نقد و بررسی حقیقت واجب در فلسفه و عرفان

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره (جلسه ۳۸)

دیباچه

کتاب «تمهید القواعد»، اثری گران‌سنگ از صائن‌الدین علی بن محمد ترکه اصفهانی، حکیم و عارف برجسته قرن هشتم و نهم هجری، دریچه‌ای است به سوی فهم عمیق عرفان نظری و فلسفه اسلامی. این اثر، با نگاهی ژرف به مسائل بنیادین هستی‌شناسی، به‌ویژه حقیقت وجود واجب‌الوجود، گفتمانی دقیق میان آرای عرفانی و فلسفی برقرار می‌سازد. در این نوشتار، با تکیه بر وصل هشتم و نهم از این کتاب، به بررسی نقادانه دیدگاه مشائیان متأخر درباره حقیقت واجب پرداخته شده و تلاش شده است تا با زبانی روشن و ساختاری منسجم، مفاهیم پیچیده این اثر برای پژوهشگران و علاقه‌مندان به حکمت اسلامی تبیین گردد. این نوشتار، با تأمل در آرای مشائیان و نقد آن‌ها از منظر عرفان نظری، به دنبال روشن ساختن حقیقت وجود و جایگاه آن در نظام فکری اسلامی است.

وصل هشتم: طرح دیدگاه مشائیان درباره حقیقت واجب

در این بخش، صائن‌الدین ترکه به طرح و بررسی دیدگاه مشائیان متأخر درباره حقیقت واجب‌الوجود می‌پردازد. این حکیمان، برخلاف عرفا که وجود را لابشرط و دارای وحدت شخصی می‌دانند، حقیقت واجب را به مثابه طبیعتی خاص و فردی از افراد وجود مطلق تعریف می‌کنند. این دیدگاه، که در برابر وجودات خاص ممکن قرار می‌گیرد، محور بحث وصل هشتم است.

طرح مسئله: تعریف حقیقت واجب نزد مشائیان

ترکه در این وصل، دیدگاه مشائیان را چنین تقریر می‌کند:

«فلئن قيل: إنّ الحقيقةَ الواجبةَ هي الطَّبيعةُ الَّتي هي من ملزومات ما ذُكِرَ من الوجود الَّذي يَشترکُ فيه جميعُ الموجودات الخاصّة»

اگر گفته شود: حقیقت واجب همان طبیعتی است که ملزوم وجود یادشده است، وجودی که همه موجودات خاص در آن اشتراک دارند.

این عبارت، به روشنی دیدگاه مشائیان را ترسیم می‌کند که حقیقت واجب را نه وجود لابشرط، بلکه وجود به‌شرط‌لا می‌دانند. به دیگر سخن، وجود واجب، به شرط نبود قیود دیگر تعریف می‌شود و به مثابه فردی از مفهوم وجود مطلق، در رأس سلسله موجودات قرار می‌گیرد. این وجود، لازم حقیقت واجب است و در عین حال، با دیگر موجودات در مفهوم وجود اشتراک دارد.

نکته کلیدی: مشائیان متأخر، برخلاف عرفا، حقیقت واجب را وجود به‌شرط‌لا می‌دانند که ملزوم وجود مطلق است. این دیدگاه، اشتراک در ظرف لازم (وجود) را می‌پذیرد، اما ملزومات (ماهیت‌ها) را متمایز می‌داند.

تقریر استدلال مشائیان

مشائیان برای اثبات این دیدگاه، به برهان ابطال دور و تسلسل استناد می‌کنند. آن‌ها می‌گویند وجود یا واجب است یا ممکن. اگر واجب باشد، مقصود حاصل است؛ و اگر ممکن باشد، نیازمند علتی است که تسلسل علل را به دنبال دارد. از آنجا که تسلسل محال است، سلسله علل باید به واجبی ختم شود که وجودش به‌شرط‌لا است، یعنی به شرط نبود غیر. این وجود، در رأس سلسله ممکنات قرار می‌گیرد و ملزوم وجود مطلقی است که همه موجودات در آن اشتراک دارند.

مشائیان تأکید دارند که وجود، لازم همه موجودات است، اما ملزومات آن‌ها (ماهیت‌ها) با یکدیگر متفاوت‌اند. واجب‌الوجود، فاقد ماهیت به معنای خاص است، در حالی که ممکنات دارای ماهیت‌اند. این تمایز، به زعم مشائیان، هیچ اشکالی در پی ندارد، زیرا وجود دارای مراتب تشکیکی است: مرتبه واجب، به‌شرط‌لا و فاقد ماهیت است، و مراتب دیگر، ممکنات دارای ماهیت‌اند.

تبیین مفهوم وجود مطلق

در دیدگاه مشائیان، مفهوم وجود مطلق، مقسِم است و واجب و ممکن، اقسام آن به شمار می‌روند. این مفهوم، به‌صورت مشترک معنوی بر همه موجودات، از واجب تا ممکن، از مجرد تا مادی، حمل می‌شود. با این حال، مصادیق وجود با یکدیگر متفاوت‌اند. واجب‌الوجود، به مثابه غنی مطلق، در برابر ممکنات، که فقیر محض‌اند، قرار می‌گیرد. این تقابل، نه به معنای تساوی، بلکه به مثابه تقابل شاه و گدا بر سر سفره‌ای واحد است، چنان‌که شاعر می‌سراید:

بنازم به بزم محبت که آنجا
گدایی به شاهی مقابل نشیند

این تمثیل، به زیبایی تمایز میان غنای ذاتی واجب و فقر ذاتی ممکنات را نشان می‌دهد، در حالی که هر دو در مفهوم وجود اشتراک دارند.

وصل نهم: نقد دیدگاه مشائیان

در وصل نهم، ترکه به نقد دیدگاه مشائیان می‌پردازد و می‌کوشد با تقریر استدلال آن‌ها، نقض اجمالی بر مدعای عرفا وارد سازد. او می‌گوید:

أقول: بعد إثبات ما هو الحقُّ، أراد أن يُنبِّه على إبطال ما ذهَب إليه المتأخّرونَ من المشّائينَ، ممّا نَسبُوه إلى الحكماء المحقّقينَ، تحقيقآ لما مهَّده بالبرهان، وتشييدآ لما أسَّسَه من البنيان.

می‌گویم: پس از اثبات حقیقت، مصنف قصد دارد به ابطال آنچه مشائیان متأخر به حکمای محقق نسبت داده‌اند، اشاره کند، تا آنچه را با برهان آماده کرده و بنیانی که استوار ساخته، تحقق بخشد.

ترکه، پس از تبیین حقیقت وجود به عنوان وحدت شخصی و لابشرط، می‌کوشد نشان دهد که دیدگاه مشائیان، که حقیقت واجب را طبیعت خاص و فردی از وجود مطلق می‌دانند، با برهان‌های قاطع عرفانی سازگار نیست.

نقض اجمالی دیدگاه مشائیان

ترکه استدلال می‌کند که اگر حقیقت واجب به‌شرط‌لا باشد، همچنان می‌تواند تمامی خصوصیات وجود لابشرط را تأمین کند. او می‌گوید:

وتقريرُ ذلک: أنّ الدليلَ بجميع مقدّماته كما يَستلزمُ الطبَّيعةَ المطلقةَ بإلاطلاق الحقيقيّ، كذلک يَستلزمُ الطَّبيعةَ المطلقةَ ـ من حيث أنّها مطلقة ـ الَّتي هي من الطَّبائع الملزومة لها، فإنها أيضآ وجودٌ بحتٌ لا اعتبارَ معها غيرُ اعتبارِ عدم القيود.

تقریر آن چنین است: دلیلی که با تمام مقدماتش، طبیعت مطلق را به اطلاق حقیقی مستلزم می‌شود، همچنین طبیعت مطلقی را که از طبايع ملزوم وجود است، مستلزم می‌گردد؛ زیرا این طبیعت نیز وجودی صرف است که هیچ اعتباری جز اعتبار نبود قیود با آن همراه نیست.

به بیان دیگر، وجود به‌شرط‌لا، همانند وجود لابشرط، وجودی بحت و خالص است که تنها قید آن، نبود قیود است. این قید، اعتباری عدمي است و دخالتی در طبیعت وجود ندارد. بنابراین، وجود به‌شرط‌لا، تمامی انتظارات عرفا از وجود لابشرط را برآورده می‌سازد، بدون آنکه به نقص یا ترکیب منجر شود.

نکته کلیدی: وجود به‌شرط‌لا، به مثابه وجودی بحت و خالص، تمامی خصوصیات مورد انتظار عرفا از وجود لابشرط را تأمین می‌کند، بدون آنکه قیدی زائد بر ذات واجب بیفزاید.

تبیین اشتراک و تشکیک در وجود

ترکه در ادامه، به بررسی اشتراک و تشکیک در مفهوم وجود می‌پردازد. او می‌گوید:

ثمّ إنّ قولَ الوجود المطلق عندهم على الوجودات لمّا كان بالتـَّشكيک، يَلزمُ أن يكونَ قولُه عليها، قولَ اللّازم على ملزوماته.

وانگهی، چون حمل وجود مطلق بر وجودات نزد مشائیان به تشکیک است، لازم می‌آید که حمل آن بر موجودات، به مثابه حمل لازم بر ملزومات باشد.

اینجا، ترکه به نقد دیدگاه مشائیان می‌پردازد و اشاره می‌کند که حمل مفهوم وجود مطلق بر موجودات، به صورت اشتراک معنوی است، نه تشکیک. مفهوم وجود، به مثابه مقسم، بر واجب و ممکن به‌طور مشترک حمل می‌شود، اما مصادیق وجود یا به تباین (نزد مشائیان) یا به تشکیک (نزد متألهان) متمایز می‌شوند. عرفا، مصداق وجود را منحصر در حق‌تعالی می‌دانند و وجود لابشرط را حقیقت واحدی می‌شمارند که احاطه بر همه موجودات دارد.

نقد مفهوم تشکیک در دیدگاه مشائیان

یکی از اشکالات وارد بر تقریر مشائیان، استفاده نادرست از مفهوم تشکیک در حمل وجود است. ترکه تأکید می‌کند که مفهوم وجود، تشکیک‌بردار نیست، بلکه اشتراک معنوی دارد. تشکیک، تنها در مصادیق وجود معنا دارد. به عنوان مثال، وقتی گفته می‌شود «الواجب موجود» و «الانسان موجود»، مفهوم «موجود» به صورت مشترک بر هر دو حمل می‌شود، اما تشکیک در مصداق است، نه در مفهوم. این تمایز، نقدی اساسی بر دیدگاه مشائیان وارد می‌سازد که گاه مفهوم و مصداق را خلط می‌کنند.

تبیین تمایز ماهیت و وجود

یکی از محورهای اصلی بحث، تمایز میان ماهیت و وجود در واجب و ممکنات است. ترکه می‌گوید:

إلّا أنَّ الوجوداتِ الممكناتِ لها ماهيّاتٌ معروضةٌ لها دونَ الطَّبيعةِ خاصّةِ الواجبة، فانّ الوجودَ نفسُ ماهيّتها؛ إذ ليس للواجب ماهيةٌ غيرُ طبيعة الوجود.

جز آنکه وجودات ممکن، دارای ماهیاتی هستند که معروض آن‌ها هستند، برخلاف طبیعت خاص واجب؛ زیرا وجود، نفس ماهیت واجب است، چرا که برای واجب ماهیتی جز طبیعت وجود نیست.

اینجا، ترکه به تمایز بنیادین میان واجب و ممکنات اشاره دارد. واجب‌الوجود، ماهیتی زائد بر وجود ندارد، بلکه وجودش عین حقیقت اوست. در مقابل، ممکنات دارای ماهیاتی هستند که وجود بر آن‌ها عارض می‌شود. این عروض، در ظرف ذهن و تحلیل عقلی است، نه در خارج، زیرا در خارج، وجود و ماهیت در ممکنات متحدند، چنان‌که در شعر منظومه آمده است:

إنَّ الوجود عارضُ المهيّة
تصوّرًا و اتَّحدا هويّة

وجود، در تصور عارض بر ماهیت است، اما در خارج، با آن یکی می‌شود.

این بیت، به زیبایی تمایز میان تحلیل عقلی و واقعیت خارجی را نشان می‌دهد. در ذهن، وجود بر ماهیت حمل می‌شود، اما در خارج، وحدت هویت برقرار است.

جمع‌بندی

وصل هشتم و نهم از «تمهید القواعد» به بررسی و نقد دیدگاه مشائیان متأخر درباره حقیقت واجب‌الوجود اختصاص دارد. مشائیان، حقیقت واجب را وجود به‌شرط‌لا و فردی از مفهوم وجود مطلق می‌دانند که در رأس سلسله ممکنات قرار می‌گیرد. این دیدگاه، با تأکید بر اشتراک معنوی در مفهوم وجود و تمایز در مصادیق، در برابر دیدگاه عرفانی قرار می‌گیرد که وجود را لابشرط و دارای وحدت شخصی می‌داند. ترکه، با تقریر استدلال مشائیان و نقد آن، نشان می‌دهد که وجود به‌شرط‌لا، اگرچه می‌تواند خصوصیات مورد انتظار عرفا را تأمین کند، اما به دلیل خلط میان مفهوم و مصداق و استفاده نادرست از تشکیک، از دقت کافی برخوردار نیست. این نقد، راه را برای اثبات وحدت شخصی وجود و لابشرط بودن حقیقت واجب هموار می‌سازد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)