متن تحقیق
تحلیل و تبیین تمهید القواعد: وحدت وجود و بساطت ذات واجب
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره (جلسه ۴۱)
دیباچه
کتاب «تمهید القواعد»، تألیف صائنالدین علی بن محمد ترکه اصفهانی، حکیم و عارف برجسته سدههای هشتم و نهم هجری، اثری ژرف در عرفان نظری است که به کاوش در مسائل بنیادین هستیشناسی، بهویژه وحدت وجود و وجوب ذاتی، میپردازد. این اثر، با نگاهی عمیق به آرای مشائین و عارفان، به تبیین نسبت وجود عام با حصص وجودی و تمایز واجبالوجود از ممکنات پرداخته و پرسشهای پیچیدهای را در این حوزه مطرح میسازد. نوشتار حاضر، با تمرکز بر جلسه چهلویکم از درسگفتارهای این کتاب، به بررسی دو مسئله اساسی میپردازد: نخست، تنافی ظاهری میان خلوّ طبیعت واجبالوجود از خصوصیات عارضی و وجود خصوصیتی امتیازی در آن؛ و دوم، اشکال دو وجودی شدن واجبالوجود به سبب حمل وجود عام بر آن. این تحلیل، با بهرهگیری از متون عربی اصلی، ترجمهها و تبیینهای دقیق، تلاش دارد تا این مباحث را با زبانی روشن و وزین برای پژوهشگران حوزه عرفان و فلسفه اسلامی ارائه نماید.
بخش یکم: تنافی ظاهری خلوّ واجبالوجود از خصوصیات و وجود خصوصیتی امتیازی
طرح اشکال
در بررسی مفهوم وحدت وجود و نسبت آن با حصص وجودی، اشکالی بنیادین مطرح میگردد که خلوّ طبیعت واجبالوجود از خصوصیات عارضی با آنچه پیشتر بیان شده، یعنی وجود خصوصیتی امتیازی در این حقیقت که آن را از سایر حصص متمایز میسازد، در تعارض است. متن اصلی چنین بیان میدارد:
لا يقال: إنّ خلوّ تلک الطبيعة عن الخصوصيّات تنافي ما تقدّم، من أنّ تلک الحقيقة عندهم لها خصوصيّة امتيازيّة مقابلة لسائر الخصوصيّات، وإلّا لا تكون حصّةً لها.
ترجمه: «نمیتوان گفت که خلوّ آن طبیعت (واجبالوجود) از خصوصیات، با آنچه پیشتر گفته شد، یعنی اینکه آن حقیقت نزد مشائین دارای خصوصیتی امتیازی در برابر سایر خصوصیات است، در تناقض است، وگرنه حصهای برای آن نخواهد بود.»
این اشکال به این پرسش اشاره دارد که اگر واجبالوجود حصهای از وجود است، باید دارای خصوصیتی باشد که آن را از دیگر حصص متمایز کند. اما ادعای خلوّ از خصوصیات، به نظر میرسد این حصهبودن را نفی میکند، زیرا حصه بودن مستلزم وجود خصوصیتی است که آن را از دیگر حصص جدا سازد. این تناقض ظاهری، پرسشی عمیق در هستیشناسی عرفانی ایجاد میکند که نیازمند تبیینی دقیق است.
پاسخ مشائین به اشکال
مشائین در پاسخ به این اشکال، با ظرافتی فلسفی، بیان میدارند که خلوّ واجبالوجود از خصوصیات عارضی، خود خصوصیتی امتیازی است که آن را از دیگر حصص متمایز میسازد. متن اصلی چنین میگوید:
لأنّا نقول: إنّ الخلوّ عن الخصوصيّات أيضآ خصوصيّةٌ امتيازيّةٌ مقابلةٌ لسائر الخصوصيّات، إلّا أنّ سائرَ الخصوصيّات لكونها أمورآ خارجةً عن نفس تلك الحقيقة، لا يمكن أن يظهر أحكام تلک الحقيقةُ من حيث هي هي بها.
ترجمه: «زیرا ما میگوییم: خلوّ از خصوصیات، خود خصوصیتی امتیازی در برابر سایر خصوصیات است، جز اینکه سایر خصوصیات، از آنجا که اموری خارجی نسبت به آن حقیقتاند، نمیتوانند احکام آن حقیقت را از آن حیث که خود آن حقیقت است، آشکار سازند.»
این پاسخ، به تمایز میان خصوصیات ذاتی و عارضی اشاره دارد. واجبالوجود، بهعنوان اشدّ حصه وجود، از خصوصیات عارضی که در ممکنات بهصورت قیود و حدود مانع ظهور مییابند، مبرّاست. این خلوّ، خود خصوصیتی ذاتی است که واجبالوجود را بهعنوان حصهای متمایز و برتر معرفی میکند. برای مثال، همانگونه که آب به سردی و آتش به گرمی متصف است و این خصوصیات مانع از بروز دیگر صفات در آنهاست، واجبالوجود از این قیود و موانع تهی است و این تهیبودن، کمال ذاتی آن را نشان میدهد.
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
ترجمه: «بگو او خدای یگانه است.» (قرآن کریم، سوره توحید، آیه ۱)
این آیه، بر یگانگی و بساطت ذات الهی تأکید دارد و خلوّ واجبالوجود از هرگونه عارضه یا قید را تأیید میکند، که این خود گواهی بر کمال مطلق آن است.
تبیین تفاوت خصوصیات واجب و ممکنات
حصص وجودی ممکنات، به دلیل همراهی با قیود و خصوصیات عارضی، دارای محدودیتهاییاند که مانع از ظهور کامل احکام طبیعت وجود میشوند. متن اصلی در این باره میگوید:
وذلك لأنّ الأولويّةَ والأشدّيّةَ ونحوَهما في الحصص إنّما يُتصوّرُ بأن تكونَ خصوصيّتُها المتبدّلةُ مندرجةً في ممانعتها، للحوق ما يلحق الطّبيعةَ لذاتها، ولزومها للحصّة المخصوصة إلى أن ينتهيَ إلى حصّةٍ لا يمكن لها تلک الخصوصيّةُ المانعةُ بل خصوصيّتُها الامتيازيّةُ إنّما هي تنزّهُها عن الخصوصيات المانعة.
ترجمه: «چرا که برتری و شدت و مانند آن در حصص، تنها در صورتی متصور است که خصوصیت متبدّل آنها در ممانعتشان مندرج باشد، تا از الحاق آنچه به طبیعت به ذاتش ملحق میشود، جلوگیری کند و به حصهای خاص محدود گردد، تا به حصهای برسد که آن خصوصیت مانع را نداشته باشد، بلکه خصوصیت امتیازیاش در تنزّه از خصوصیات مانع باشد.»
ممکنات، به دلیل همراهی با قیود عارضی مانند سردی یا گرمی، از ظهور کامل احکام طبیعت وجود محروماند. اما واجبالوجود، بهعنوان حصهای که از این قیود مبرّاست، جامع تمام احکام طبیعت وجود است بدون هیچ مانع یا قیدی. این تنزّه، کمال مطلق واجبالوجود را نشان میدهد، چنانکه در آیه زیر آمده است:
كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ۚ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
ترجمه: «هر چیز جز ذات او نابودشدنی است. فرمانروایی از آن اوست و بهسوی او بازگردانده میشوید.» (قرآن کریم، سوره قصص، آیه ۸۸)
این آیه، بر فناپذیری ممکنات و کمال مطلق ذات واجبالوجود تأکید دارد، که عاری از هرگونه قید و محدودیت است.
نتیجهگیری بخش یکم
این بخش، با تبیین اشکال تنافی خلوّ واجبالوجود از خصوصیات عارضی و وجود خصوصیتی امتیازی، نشان داد که این دو نهتنها در تعارض نیستند، بلکه خلوّ از قیود عارضی خود خصوصیتی ذاتی است که واجبالوجود را بهعنوان اشدّ حصه وجود متمایز میسازد. این تمایز، ریشه در بساطت و کمال مطلق واجبالوجود دارد که از هرگونه مانعیت و محدودیت مبرّاست، در حالی که ممکنات به دلیل قیود عارضی، محدود و محجوباند. این تحلیل، با استناد به آیات قرآن کریم، پیوند عمیقی میان عرفان نظری و معارف قرآنی برقرار میسازد.
بخش دوم: عروض وجود و تفاوت واجبالوجود و ممکنات
عروض وجود در ممکنات
عروض وجود عام بر طبیعت مطلق در ممکنات، به دلیل همراهی با قیود و خصوصیات عارضی، امری ضروری است. متن اصلی چنین بیان میدارد:
إذا عرفتَ هذا، فنقول: إنّ العروضَ إنّما طرَء للطّبيعة المطلقة باعتبار مقايستها للأمور المتبدِّلة والحصص المتخالفة، بمقارنة القيود الزّائدة والاعتبارات الخارجة، الّتي هي مبدءُ عروض الإمكان.
ترجمه: «اکنون که این مطلب را دریافتی، میگوییم: عروض وجود، تنها برای طبیعت مطلق به اعتبار مقایسهاش با امور متبدّل و حصص متخالف، به همراهی قیود زائد و اعتبارات خارجی عارض میشود، که این قیود و اعتبارات، مبدأ عروض امکان بر حصصاند.»
در ممکنات، وجود عام به دلیل همراهی با قیود عارضی و اعتبارات خارجی، بهصورت عارض بر حصص وجودی ظاهر میشود. این قیود، که مبدأ امکان و محدودیت در ممکناتاند، مانع از ظهور کامل احکام طبیعت وجود میشوند. برای مثال، همانگونه که آتش به گرمی و آب به سردی محدود است، این خصوصیات عارضی، ممکنات را در قیودشان محصور میسازد.
وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِنْ دَابَّةٍ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ جَمْعِهِمْ إِذَا يَشَاءُ قَدِيرٌ
ترجمه: «و از نشانههای او آفرینش آسمانها و زمین و آنچه از جنبندگان در آن دو پراکنده کرده است، و او هرگاه بخواهد بر گردآوردن آنان تواناست.» (قرآن کریم، سوره شوری، آیه ۲۹)
این آیه، بر محدودیت ممکنات و شمول کمال الهی بر آنها تأکید دارد، که نشاندهنده تفاوت بنیادین میان واجبالوجود و ممکنات است.
عدم عروض در واجبالوجود
برخلاف ممکنات، در واجبالوجود، به دلیل خلوّ از قیود و خصوصیات عارضی، عروض وجود منتفی است. متن اصلی چنین میگوید:
وأمّا بالقياس إلى الحصّة التي هي أولى الحصص الّتي خصوصيّتها إنّما هي خلوّها عن تلک الأمور الخارجة، فلا يُتصوّرُ العروضُ أصلا باعتبار خلوّها عن القيود الخارجة.
ترجمه: «اما در مقایسه با حصهای که اولیترین حصص است و خصوصیتش تنها خلوّ آن از آن امور خارجی است، عروض به هیچ وجه متصور نیست، به اعتبار خلوّ آن از قیود خارجی.»
واجبالوجود، بهعنوان حصهای که از هرگونه قید و عارضه خارجی مبرّاست، نیازی به عروض وجود ندارد. این خلوّ، کمال ذاتی آن را نشان میدهد، که عاری از هرگونه محدودیت یا نقص است. این دیدگاه، واجبالوجود را بهعنوان حصهای معرفی میکند که به شرط لا (مشروط به عدم غیر) است، یعنی فارغ از هرگونه قید یا مانعیت.
لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ
ترجمه: «نه زاده است و نه زاییده شده است.» (قرآن کریم، سوره توحید، آیه ۳)
این آیه، بر استقلال و خلوّ ذات الهی از هرگونه ترکیب یا عارضه تأکید دارد، که با نفی عروض در واجبالوجود همخوانی دارد.
عروض ذهنی در واجبالوجود
اگرچه نفی خصوصیات عارضی در واجبالوجود بهصورت عروضی ذهنی تصور میشود، این عروض صرفاً در ظرف عقل است و نه در خارج. متن اصلی چنین بیان میدارد:
وإن كان ذلک أيضآ عارضآ باعتبار إنّ هذا الاعتبار قيدٌ خارجٌ مقابلٌ لسائر خصوصيات الحصص.
ترجمه: «گرچه این خلوّ نیز عارضی است، به اعتبار اینکه این اعتبار، قیدی خارجی در برابر سایر خصوصیات حصص است.»
این عروض ذهنی، نتیجه تحلیل عقلی است که خصوصیات واجبالوجود را در برابر ممکنات متمایز میکند. در خارج، واجبالوجود عاری از هرگونه قید یا عروض است، و این بساطت، کمال مطلق آن را نشان میدهد. این دیدگاه، با آیه زیر همخوانی دارد:
إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ ۖ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
ترجمه: «مثل عیسی نزد خدا همچون مثل آدم است که او را از خاک آفرید، سپس به او گفت: باش، پس شد.» (قرآن کریم، سوره آلعمران، آیه ۵۹)
این آیه، بر خلقت بیواسطه و کمال ذاتی الهی تأکید دارد، که عاری از هرگونه قید یا عارضه است.
نتیجهگیری بخش دوم
این بخش، با بررسی عروض وجود در ممکنات و نفی آن در واجبالوجود، نشان داد که تفاوت بنیادین میان این دو در وجود یا فقدان قیود عارضی نهفته است. در ممکنات، عروض وجود به دلیل همراهی با قیود و خصوصیات عارضی ضروری است، اما در واجبالوجود، خلوّ از این قیود، کمال ذاتی و بساطت آن را آشکار میسازد. این تحلیل، با استناد به آیات قرآن کریم، پیوند عمیقی میان عرفان نظری و معارف دینی برقرار میکند.
بخش سوم: اشکال دو وجودی شدن واجبالوجود و پاسخ به آن
طرح اشکال
اشکال دومی که بر دیدگاه مشائین وارد میشود، به مسئله دو وجودی شدن واجبالوجود به سبب حمل وجود عام بر آن مربوط است. متن اصلی چنین بیان میدارد:
ولا يلزَم أن تكون تلک الحقيقةُ موجودةً مرّتيْن، كسائر الوجودات الباقية، فإنّ الموجوديّةَ المشتركةَ بينها وبينَ الموجوداتِ الباقيةِ، هي نفسُ تلک الحقيقة في الأعيان وإن كانت من العوارض الزّائدة عليها بحسب العقول والأذهان.
ترجمه: «لازم نمیآید که آن حقیقت (واجبالوجود) مانند دیگر موجودات باقی، دو بار موجود باشد، زیرا موجودیت مشترک میان آن و سایر موجودات، در اعیان عین همان حقیقت است، گرچه در عقول و اذهان از عوارض زائد بر آن باشد.»
این اشکال بیان میدارد که اگر وجود عام بر واجبالوجود و ممکنات حمل شود، لازم میآید که واجبالوجود دارای دو وجود باشد: یکی در ظرف وجوب و دیگری در ظرف وجودیت. این امر، با بساطت واجبالوجود در تعارض است، زیرا هیچ شیء نمیتواند دو وجود داشته باشد.
وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ
ترجمه: «و هیچکس همتای او نیست.» (قرآن کریم، سوره اخلاص، آیه ۴)
این آیه، بر بساطت و بیهمتایی واجبالوجود تأکید دارد، که هرگونه دو وجودی شدن را نفی میکند.
پاسخ مشائین به اشکال
مشائین در پاسخ به این اشکال، با استدلالی دقیق، بیان میدارند که وجودیت مشترک (وجود عام) در خارج عین حقیقت واجبالوجود است و هیچ مغایرتی میان آنها وجود ندارد. متن اصلی چنین میگوید:
أقول: هذا أيضآ دفعٌ لما يمكن أن يُوردَ هيهنا، وهو أنّ الوجودَ المطلقَ لو كان مقولا على الحقيقة الواجبة وعلى سائر الوجودات بالتَّشكيک والعروض، يلزم أن تكونَ تلک الحقيقةُ موجودةً مرّتيْن، والتّالي ظاهرُ الفساد.
ترجمه: «میگویم: این نیز دفع اشکالی است که ممکن است اینجا مطرح شود، و آن اینکه اگر وجود مطلق بر حقیقت واجب و سایر موجودات به تشکیک و عروض حمل شود، لازم میآید که آن حقیقت دو بار موجود باشد، و این تالی آشکارا باطل است.»
پاسخ مشائین این است که وجودیت مشترک، در خارج عین حقیقت واجبالوجود است و تنها در ظرف عقل و ذهن بهصورت عارض تصور میشود. بنابراین، واجبالوجود دو وجود ندارد، بلکه وجود و وجوب در آن یکیاند. این تحلیل، با آیه زیر همخوانی دارد:
قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ
ترجمه: «بگو: بار خدایا، تویی که فرمانروایی را به هر که بخواهی میدهی و از هر که بخواهی بازمیستانی.» (قرآن کریم، سوره آلعمران، آیه ۲۶)
این آیه، بر استقلال و وحدت ذاتی الهی تأکید دارد، که وجود و وجوب را در واجبالوجود یکی میداند.
تمایز واجب و ممکن در وجود و ماهیت
تفاوت بنیادین میان واجبالوجود و ممکنات، در وجود یا فقدان ماهیت نهفته است. متن اصلی چنین بیان میدارد:
«چون ماهیت ندارد، وجود عین واجب میشود. ممکنات چون ماهیت دارند، وجود غیر ذاتشان، ماهیتشان میشود.»
در واجبالوجود، به دلیل فقدان ماهیت، وجود عین ذات است. اما در ممکنات، به دلیل وجود ماهیت، وجود عارضی و مغایر با ذات است. این تمایز، ریشه در تفاوت میان بساطت واجبالوجود و ترکیب ممکنات دارد. همانگونه که درختی تنومند ریشه در خاکی واحد دارد، وجود در واجبالوجود ریشه در ذاتش دارد، اما در ممکنات، به دلیل قیود ماهوی، از ذاتشان جدا میشود.
مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَىٰ فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ
ترجمه: «آنچه خدا از اهل قریهها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول و خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و درراهماندگان است.» (قرآن کریم، سوره حشر، آیه ۷)
این آیه، بر وحدت و شمول الهی در برابر مخلوقات تأکید دارد، که نشاندهنده عينيت وجود و ذات در واجبالوجود است.
انیت و ماهیت در واجبالوجود
در واجبالوجود، بر اساس روایتی منسوب به اصول کافی، ماهیت و انیت (هویت وجودی) عین هماند. متن روایت چنین است:
هل يثبت الشيء إلا بأنيّة وماهيّة؟
ترجمه: «آیا چیزی جز به انیت و ماهیتش ثابت میشود؟»
پاسخ معصوم چنین است: «در واجبالوجود، ماهیتش انیتش است.» این بدان معناست که در واجبالوجود، برخلاف ممکنات که ماهیت و وجودشان مغایر است، هیچ غیریتی میان ماهیت و انیت وجود ندارد. این عينيت، بساطت و کمال ذاتی واجبالوجود را نشان میدهد، چنانکه در آیه زیر آمده است:
مَنْ يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً ۚ وَاللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ
ترجمه: «هر که به خدا قرض نیکو دهد، خدا آن را برایش چندین برابر میگرداند، و خداست که تنگ میگیرد و گشایش میدهد.» (قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۲۴۵)
این آیه، بر کمال مطلق و استقلال الهی تأکید دارد، که عينيت ماهیت و انیت در واجبالوجود را تأیید میکند.
نتیجهگیری بخش سوم
این بخش، با بررسی اشکال دو وجودی شدن واجبالوجود، نشان داد که وجودیت مشترک در خارج عین حقیقت واجبالوجود است و هیچ مغایرتی میان آنها وجود ندارد. تمایز میان واجبالوجود و ممکنات، در فقدان یا وجود ماهیت نهفته است، که در واجبالوجود، وجود عین ذات است و در ممکنات، به دلیل قیود ماهوی، وجود غیر ذات است. این تحلیل، با استناد به آیات قرآن کریم و روایات، بر بساطت و کمال مطلق واجبالوجود تأکید دارد.
جمعبندی نهایی
کتاب «تمهید القواعد»، با نگاهی ژرف به مسائل هستیشناسی عرفانی، دو پرسش بنیادین را در این تحلیل مورد بررسی قرار داده است: تنافی ظاهری خلوّ واجبالوجود از خصوصیات عارضی و وجود خصوصیتی امتیازی، و اشکال دو وجودی شدن واجبالوجود به سبب حمل وجود عام. مشائین، با تبیینی دقیق، نشان دادهاند که خلوّ از قیود عارضی، خود خصوصیتی ذاتی است که واجبالوجود را از ممکنات متمایز میسازد. همچنین، وجودیت مشترک در خارج عین حقیقت واجبالوجود است و دو وجودی شدن آن منتفی است. این تحلیلها، با استناد به آیات قرآن کریم و روایات، پیوند عمیقی میان عرفان نظری و معارف دینی برقرار میسازد. این اثر، برای پژوهشگران حوزه عرفان و فلسفه اسلامی، منبعی غنی و ارزشمند است که تأمل و ژرفنگری را میطلبد.
همانگونه که شاخساری برومند از ریشهای استوار سر بر میآورد، این تحلیل نیز از ریشههای معرفتی عرفان نظری و فلسفه اسلامی برآمده و با نگاهی به آیات قرآن کریم، چونان نوری درخشان، راه را برای جویندگان حقیقت روشن میسازد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!