تمهید القواعد 104

متن تحقیق

 

تبیین مراتب ظهور در عرفان نظری: بازخوانی تمهید القواعد

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره (جلسه ۱۰۴)

دیباچه

حکمت عرفانی، چونان چراغی فروزان، راه شناخت حقیقت وجود را روشن می‌سازد و در این میان، کتاب «تمهید القواعد» اثر صائن‌الدین علی بن محمد ترکه اصفهانی، عارف و حکیم برجسته سده‌های هشتم و نهم هجری، چون گوهری درخشان در آسمان عرفان نظری می‌درخشد. این اثر، با تکیه بر آرای ابن‌عربی و شارحان گران‌قدرش، چون صدرالدین قونوی و داوود قیصری، به تبیین مفاهیم عمیق عرفانی می‌پردازد و مراتب ظهور الهی را با دقتی بی‌مانند کاوش می‌کند. در این نوشتار، بخش چهارم این کتاب، که به بررسی نسبت فعل به حق، تمایز ظهورات با واسطه و بی‌واسطه، و نقش قول، فیض، و نفس رحمانی اختصاص دارد، با نگاهی ژرف و روشمند بازخوانی شده است. این بازخوانی، با بهره‌گیری از درس‌گفتارهای عالمان دینی، به‌گونه‌ای سامان یافته که مفاهیم پیچیده عرفانی را با زبانی روشن و وزین به خواننده عرضه کند، گویی دریچه‌ای به سوی اقیانوس بی‌کران معرفت الهی گشوده می‌شود.

بخش یکم: نسبت فعل به حق و نقش واسطه‌های وجودی و مظهری

در عرفان نظری، نسبت فعل به حق، چونان پلی است که فاعل الهی را به مفعولاتش پیوند می‌دهد. این نسبت، گاه بی‌واسطه است، مانند ظهور اعیان ثابته که چون سایه‌ای از ذات حق در ظرف علم الهی پدیدار می‌شوند، و گاه با واسطه، که در آن آلتی وجودی یا مظهری مرتبه مفعول را استدعا می‌کند. صائن‌الدین ترکه در این بخش از «تمهید القواعد» به تبیین این نسبت پرداخته و می‌فرماید:

و أما أن تکون بواسطة بان تکون بین الفاعل الحق و بین ما یوجده آلة وجودیة أو طورة مظهریة یستدعیها مرتبة المفعول و یسمّى المفعول و یسمّى حینئذ إیجاداً و قولاً

این عبارت، به روشنی بیانگر آن است که میان حق (فاعل) و مفعول (ما یوجده)، واسطه‌ای وجود دارد که یا به‌صورت آلة وجودی (مانند اعیان ثابته یا عالم عقول) یا به‌صورت صورة مظهری (مانند عالم مثال) عمل می‌کند. این واسطه، به استدعای مرتبه مفعول تحقق می‌یابد و در کلام الهی، «ایجاد» و «قول» نامیده می‌شود. قرآن کریم این حقیقت را چنین بیان می‌دارد:

﴿إِنَّمَا قُلْنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ﴾ (نحل: ۴۰)

همانا چون چیزی را اراده کنیم، تنها به آن می‌گوییم: «باش»، پس می‌شود.

نکته کلیدی: آلة وجودی یا مظهری، واسطه‌ای است که مرتبه مفعول را از حق استدعا می‌کند. این واسطه در اعیان ثابته، بی‌واسطه و در عوالم خلقی (عقول، مثال، و ناسوت)، با واسطه عمل می‌کند و در کلام الهی به «قول» و «ایجاد» تعبیر می‌شود.

این تبیین، نشان‌دهنده تمایز میان ظهورات ذاتی (بی‌واسطه) و ظهورات خلقی (باواسطه) است. اعیان ثابته، که لوازم ذاتی حق‌اند، بدون نیاز به قول یا اراده الهی در ظرف علم حق ظهور می‌یابند، اما وجودات خارجی، چون عالم عقول، مثال، و ناسوت، با واسطه قول الهی («کن») تحقق می‌یابند. این تمایز، چونان خطی روشن، مرز میان مراتب وجودی را مشخص می‌سازد.

تمایز میان فعل بواسطه و فعل باواسطه

یکی از نکات محوری در این بخش، نقد خلط میان دو مفهوم «فعل بواسطه» و «فعل باواسطه» است. فعل بواسطه، به تحقق مفعول با قول الهی («کن») اشاره دارد که در عالم خلق (ناسوت) رخ می‌دهد، درحالی‌که فعل باواسطه، به وجود واسطه‌های وجودی یا مظهری، مانند اعیان ثابته برای عالم عقول یا عالم مثال برای ناسوت، دلالت می‌کند. این خلط، گاه در متون عرفانی به ابهام منجر شده است. ترکه با دقت می‌فرماید که باید میان این دو مفهوم تمایز قائل شد:

فعل بواسطة غیر من فعل بالواسطة، فان هذه النسبة فی الکلام الإلهی مکنیاً عنها بالقول

این عبارت نشان می‌دهد که فعل بواسطه، به قول الهی وابسته است که در آیه شریفه ﴿إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ﴾ (یس: ۸۲) به آن اشاره شده است:

﴿إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ﴾ (یس: ۸۲)

همانا فرمان او چون چیزی را اراده کند، این است که به آن بگوید: «باش»، پس می‌شود.

در مقابل، فعل باواسطه به سلسله‌مراتب وجودی اشاره دارد که در آن، اعیان ثابته واسطه عالم عقول، و عقول و اعیان واسطه عالم مثال، و هر سه واسطه عالم ناسوت‌اند. این تمایز، چونان کلیدی است که قفل ابهامات را می‌گشاید و نظم مراتب ظهور را آشکار می‌سازد.

بخش دوم: تقسیم‌بندی ظهورات الهی و حصر عقلی عوالم

ترکه ظهورات الهی را به دو دسته جلائی و استجلائی تقسیم می‌کند، گویی وجود را به دو آینه متمایز می‌نگرد: یکی آینه ذات که نور احدیت و واحدیت را بازمی‌تاباند، و دیگری آینه خلق که مظاهر خلقی را متجلی می‌سازد.

و تلك الأشیاء ما أوضحناه فی هذا الفصل بیان تعینات و ظهورات هو الأحدیة و الواحدیة مظاهرها الأعیان الثابتة هذا ظرف جلائی و ظرف استجلائی هو عالم مجرد مثال و ناسوت

ظهور جلائی، به احدیت و واحدیت بازمی‌گردد که مظاهرشان اعیان ثابته‌اند و در ظرف علم الهی تحقق می‌یابند. ظهور استجلائی، اما، به عوالم مجردات، مثال، و ناسوت اشاره دارد که در ظرف خلق متجلی می‌شوند. ترکه تأکید می‌کند که عوالم خلقی به سه دسته محدودند: مجردات، مثال، و ناسوت، و این حصر عقلی است، چنان‌که نمی‌توان عالمی خارج از این سه مقوله تصور کرد.

نکته کلیدی: عوالم خلقی به سه دسته مجردات، مثال، و ناسوت محدودند و این حصر عقلی است. هر تقسیم‌بندی اضافی، تفصیلی از همین سه عالم است و عالمی متفاوت از این مقولات قابل تصور نیست.

این حصر عقلی، با آیه شریفه ﴿اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾ (نور: ۳۵) همخوانی دارد:

﴿اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾ (نور: ۳۵)

خدا نور آسمان‌ها و زمین است.

این آیه، نورانیت حق را در تمامی مراتب وجودی نشان می‌دهد و بر نظم و ترتیب عوالم خلقی تأکید دارد. ترکه با این تبیین، از هرگونه خلط میان ظهورات ذاتی و خلقی جلوگیری می‌کند و چارچوبی روشن برای فهم مراتب وجودی ارائه می‌دهد.

مراتب واسطه‌ها در ظهور

ترکه مراتب واسطه‌ها را در ظهور مفعولات چنین تبیین می‌کند: اعیان ثابته واسطه یک‌مرتبه‌ای برای عالم عقول‌اند، اعیان ثابته و عقول واسطه دومرتبه‌ای برای عالم مثال‌اند، و اعیان ثابته، عقول، و مثال واسطه سهمرتبه‌ای برای عالم ناسوت‌اند. این سلسله‌مراتب، چونان نردبانی است که مراتب وجود را به هم پیوند می‌دهد.

فإن العالم الذی یختلف عن هذه الثلاث معانی تجرد و مثال و مادة لا یمکن أن نقدمه… فإذا قلنا ثلاثة عوالم لا یزید و لا ینقص فهو حصر عقلی

این عبارت، بر حصر عقلی عوالم تأکید دارد و نشان می‌دهد که هرچه پایین‌تر می‌رویم، تعداد واسطه‌ها افزایش می‌یابد. این نظم، با آیه شریفه ﴿وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ﴾ (حجر: ۱۶) همخوانی دارد:

﴿وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ﴾ (حجر: ۱۶)

و به‌راستی در آسمان برج‌هایی نهادیم و آن را برای بینندگان آراستیم.

این آیه، نظم و ترتیب مراتب خلقی را نشان می‌دهد و بر سلسله‌مراتب ظهور تأکید دارد.

بخش سوم: فیض اقدس و مقدس و نقش نفس رحمانی

فیض الهی، چونان جویباری زلال، از مبدأ حق جاری می‌شود و در دو مرتبه اقدس و مقدس متجلی می‌گردد. ترکه این دو را چنین تبیین می‌کند:

فیض أقدس و فیض مقدس، فالفیض مظهر هو ظرف خلقی، نفس الرحمن مظاهر الفیض أقدس أو مقدس

فیض اقدس، به اعیان ثابته و وجودات علمی حق مربوط است که در ظرف علم الهی ظهور دارند و فاقد وجود خارجی‌اند. فیض مقدس، اما، به وجودات خارجی، یعنی عوالم مجردات، مثال، و ناسوت، اشاره دارد که با قول الهی («کن») تحقق می‌یابند. نفس رحمانی، چونان روحی فراگیر، مبدأ تمامی ظهورات است و هم در فیض اقدس و هم در فیض مقدس حضور دارد.

نکته کلیدی: نفس رحمانی، مبدأ تمامی ظهورات است و هم در فیض اقدس (اعیان ثابته) و هم در فیض مقدس (وجودات خارجی) حضور دارد، اما قول الهی تنها به فیض مقدس مربوط می‌شود.

این تبیین، با آیه شریفه ﴿قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَٰنَ﴾ (اسراء: ۱۱۰) همخوانی دارد:

﴿قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَٰنَ﴾ (اسراء: ۱۱۰)

بگو: خدا را بخوانید یا رحمان را بخوانید.

این آیه، رحمانیت الهی را مبدأ تمامی ظهورات معرفی می‌کند و نشان می‌دهد که نفس رحمانی مقید به قول نیست، بلکه در تمامی مراتب ظهور حضور دارد.

نقد خلط میان قول، فیض، و نفس رحمانی

ترکه به خلط میان مفاهیم قول، فیض، و نفس رحمانی انتقاد می‌کند و تأکید دارد که این مفاهیم باید از یکدیگر متمایز شوند. قول، به معنای امر الهی («کن») است که به وجودات خارجی مربوط می‌شود. فیض، شامل فیض اقدس و مقدس است، و نفس رحمانی، مبدأ تمامی ظهورات است که مقید به قول نیست. این نقد، چونان بادبزنی است که غبار ابهام را از چهره حقیقت می‌زداید.

فإنّ هذه النسبة فی الکلام الإلهی مکنیاً عنها بالقول، حیث قال إنّما قلنا لشیء إذا أردناه أن نقول له کن فیکون

این عبارت، نشان می‌دهد که قول الهی در ظرف وجود خارجی تحقق می‌یابد و به آیه شریفه ﴿إِنَّمَا قُلْنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ﴾ (نحل: ۴۰) استناد دارد. اما اعیان ثابته، که لوازم ذاتی حق‌اند، از قول و اراده مستغنی‌اند.

بخش چهارم: نقد اصطلاحات و پالایش مفاهیم عرفانی

ترکه در این بخش، به نقد اصطلاحاتی چون «آلة وجودی»، «صورة مظهری»، «کلمات وجودی»، و «اعیان ممکنه» می‌پردازد و معتقد است که این الفاظ، به دلیل بار مادی یا فلسفی، برای تبیین مراتب عرفانی مناسب نیستند. او پیشنهاد می‌کند که به جای «آلة»، از اصطلاحاتی چون «نفس رحمانی» استفاده شود که با مراتب مجرد همخوانی دارد.

و تلك الأشیاء بهذا الإعتبار تسمّى کلمات وجودیة و ما هیئات و أعیان ممکنة

ترکه این اصطلاحات را برای عالم عقول نقد می‌کند و معتقد است که عالم عقول باید به‌عنوان مظاهر وجودی حق توصیف شوند، نه ماهیت یا اعیان ممکنه. این نقد، با آیه شریفه ﴿وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ فَادْعُوهُ بِهَا﴾ (اعراف: ۱۸۰) همخوانی دارد:

﴿وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ فَادْعُوهُ بِهَا﴾ (اعراف: ۱۸۰)

و نام‌های نیکو از آن خداست، پس او را بدان‌ها بخوانید.

این آیه، اسماء الهی را مبدأ ظهورات معرفی می‌کند و بر ضرورت استفاده از الفاظ متناسب با مراتب عرفانی تأکید دارد.

نکته کلیدی: اصطلاحات «آلة وجودی» و «صورة مظهری» به دلیل بار مادی و فلسفی، برای تبیین مراتب عرفانی مناسب نیستند. نفس رحمانی، به‌عنوان مبدأ ظهورات، اصطلاحی شایسته‌تر است.

نقد تبیین ناسوت به‌عنوان اتم الظهورات

ترکه به این دیدگاه که عالم ناسوت اتم الظهورات (کامل‌ترین ظهورات) است، انتقاد می‌کند و معتقد است که عالم ناسوت، به دلیل غیریت و نقصان، نمی‌تواند کامل‌ترین ظهور باشد. او تأکید دارد که ظهور تابع قوت وجود است و عالم مجردات، به دلیل قوت وجودی، کامل‌ترین ظهورات را دارند.

ناسوت ظرف نزول است، فکیف یکون أظهر الظهورات؟

این پرسش، نشان‌دهنده اشکال در این دیدگاه است که ناسوت، با وجود نقصان و غیریت، کامل‌ترین ظهور باشد. ترکه با استناد به آیه شریفه ﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ﴾ (اعراف: ۵۴) نشان می‌دهد که مراتب خلقی دارای سلسله‌مراتب وجودی‌اند:

﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ﴾ (اعراف: ۵۴)

اوست که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید.

این آیه، بر سلسله‌مراتب وجودی تأکید دارد و نشان می‌دهد که عالم ناسوت، نازل‌ترین مرتبه است.

بخش پنجم: عالم امر و عالم خلق

ترکه عالم امر را به عالم مجردات و عالم خلق را به عالم ناسوت نسبت می‌دهد، گویی این دو عالم، دو سوی یک سکه‌اند که هر دو به حق بازمی‌گردند، اما مراتب ظهورشان متفاوت است.

و یسمّى هذا العالم عالم الأمر لأنّ الأمر عبارة عن القول

عالم امر، به عالم عقول اشاره دارد که با قول الهی («کن») ظهور می‌یابد. عالم خلق، اما، به عالم ناسوت مربوط است که با واسطه‌های متعدد (اعیان ثابته، عقول، و مثال) تحقق می‌یابد. این تبیین، با آیه شریفه ﴿أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ﴾ (اعراف: ۵۴) همخوانی دارد:

﴿أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ﴾ (اعراف: ۵۴)

آگاه باشید که خلق و امر از آن اوست.

این آیه، خلق و امر را به حق نسبت می‌دهد و بر تمایز مراتب ظهور تأکید دارد.

جمع‌بندی

بخش چهارم «تمهید القواعد» صائن‌الدین ترکه، چونان گوهری درخشان، مراتب ظهور الهی را با دقتی بی‌مانند کاوش می‌کند. ترکه با تبیین نسبت فعل به حق، تمایز میان ظهورات با واسطه و بی‌واسطه، و نقش قول، فیض، و نفس رحمانی، چارچوبی منسجم برای فهم عرفان نظری ارائه می‌دهد. او با نقد خلط‌های مفهومی، مانند خلط میان فعل بواسطه و باواسطه، و اصطلاحات نامناسب، مانند آلة وجودی، بر ضرورت پالایش مفاهیم عرفانی تأکید دارد. این بازخوانی، با حفظ تمامی جزئیات و افزودن توضیحات تفصیلی، تلاشی است برای روشن ساختن این مفاهیم عمیق، گویی چراغی است که راه پژوهشگران را در اقیانوس بی‌کران عرفان نظری روشن می‌سازد.

با نظارت صادق خادمی

 

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)