متن تحقیق
تبیین جهر و خفا در سلوک عرفانی: شرح تمهید القواعد
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره (جلسه ۲۰۶)
دیباچه
کتاب تمهید القواعد، نگاشته صائنالدین علی بن محمد ترکه اصفهانی، حکیم و عارف برجسته سدههای هشتم و نهم هجری، اثری ژرف در عرفان نظری است که به کاوش در مسائل وجودشناسی، معرفتشناسی و سلوک عرفانی میپردازد. این نوشتار، با تکیه بر شرح جلسه دویست و ششم از درسگفتارهای این کتاب، به بررسی موضوع جهر و خفا در سلوک عرفانی پرداخته و با رویکردی تحلیلی، دیدگاههای فقهی و عرفانی مرتبط را نقد و تبیین میکند. نوشتار حاضر، با ساختاری منظم و زبانی روشن، به کاوش در تمایز میان مباحث ثبوتی و اثباتی، جایگاه جهر و خفا در شریعت و عرفان، و نقد دیدگاههای علمای پیشین میپردازد. هدف، ارائه تبیینی جامع و منسجم است که هماهنگی میان عرفان و شریعت را به تصویر کشد، چنانکه گویی آینهای است که حقیقت را در پرتو وحی و عقل بازمیتاباند.
بخش نخست: تمایز مباحث ثبوتی و اثباتی در تحلیل مسائل عرفانی
هر مسئله عرفانی و شرعی را میتوان از دو منظر بررسی کرد: منظر ثبوتی که به ماهیت نظری و حکمی مسئله میپردازد، و منظر اثباتی که به وقوع و انطباق آن در عالم خارج نظر دارد. این تمایز، چونان کلیدی است که درهای فهم دقیق مسائل را میگشاید. در منظر ثبوتی، پرسش این است که حکم شرعی و عقلانی یک عمل چیست؟ پس از روشن شدن این حکم، در منظر اثباتی، بررسی میشود که آیا مصداق خارجی با آن حکم سازگار است یا خیر. این روش، مشابه رویکرد منطقی در تعریف چیستی یک شیء پیش از بررسی وجود آن است، چنانکه در منطق گفته میشود: «الإنسان حیوان ناطق»، بدون آنکه ابتدا وجود انسان مورد پرسش قرار گیرد. این با کلام الهی در قرآن کریم همخوانی دارد که میفرماید:
وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ
(سوره آلعمران، آیه ۷: و جز صاحبان خرد متذکر نمیشوند).
بخش دوم: جهر در مقابل خفا و جایگاه آن در شریعت و عرفان
جهر، به معنای آشکار کردن صدا، در مقابل خفا (نهان داشتن صدا) قرار دارد و در شریعت و عرفان جایگاهی والا دارد. این عمل، در اذان، صلوات، و دیگر اذکار شرعی، چونان نغمهای است که روح ایمان را در جانها بیدار میکند. قرآن کریم این جایگاه را چنین تأیید میکند:
وَاسْرُوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ ۖ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ
(سوره ملک، آیه ۱۳: سخن خود را نهان دارید یا آشکار کنید، او به راز دلها داناست).
این آیه، به روشنی نشان میدهد که جهر و خفا هر دو در پیشگاه الهی مقبولاند، مشروط بر آنکه نیت خالص باشد. در سلوک عرفانی نیز، جهر چونان فریادی است که قلب سالک را به سوی معبود رهنمون میشود.
بخش سوم: جهر فریادی و محدودیتهای آن
جهر فریادی، که به معنای بلند کردن صدا بهگونهای خاص است، در برخی موارد سلوکی ضرورتی درمانی دارد، اما به دلیل محدودیتهای خاص، برای همه سالکان تجویز نمیشود. این نوع جهر، چون دارویی کممصرف است که طبیب عرفانی برای برخی بیماران روح در شرایط خاص تجویز میکند. همانگونه که در طب، دارویی چون استامینوفن برای بسیاری از بیماران رایج است، اما داروهای خاص تنها برای عدهای معدود، جهر فریادی نیز در سلوک عرفانی چنین جایگاهی دارد. این مفهوم با آیهای از قرآن کریم همراستاست:
أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
(سوره رعد، آیه ۲۸: آگاه باشید که با یاد خدا دلها آرام میگیرد).
بخش چهارم: استحسان عقلانی و جواز جهر
هر عملی که از منظر عقل استحسان داشته باشد و منع شرعی نداشته باشد، جایز است، حتی اگر نفع آن احتمالی باشد. جهر، در صورتی که ضرر شرعی نداشته باشد، با استحسان عقلانی یا حتی اباحه، معتبر است. این اصل، چونان چراغی است که مسیر سلوک را روشن میکند، چنانکه عقل، همچون مشعلی، راه را از بیراهه بازمیشناساند. این دیدگاه با آیهای از قرآن کریم همخوانی دارد:
وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ
(سوره نحل، آیه ۱۲۵: و با نیکوتر [روش] با آنها مجادله کن).
بخش پنجم: نقد ادعای بدعت بودن جهر
ادعای بدعت بودن جهر، به دلیل فقدان منع شرعی، بیاساس است و با اصول فقهی شیعه سازگار نیست. جهر، در صورتی که مزاحمت یا اذیت برای دیگران ایجاد نکند، نه تنها بدعت نیست، بلکه میتواند مستحسن باشد. این دیدگاه، چونان جریانی زلال، هرگونه شبهه را از اذهان میزداید. قرآن کریم نیز این را تأیید میکند:
وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَىٰ فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
(سوره ص، آیه ۲۶: و از هوای نفس پیروی نکن که تو را از راه خدا گمراه میکند).
بخش ششم: محدودیتهای شرعی جهر
جهر فریادی، اگر به اذیت دیگران یا مزاحمت منجر شود، مانند نعره زدن در نیمهشب در خیابان، خلاف شریعت است. این محدودیت، چونان حریمی است که حدود سلوک را پاس میدارد. قرآن کریم در این باره میفرماید:
وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا
(سوره اعراف، آیه ۵۶: و در زمین پس از اصلاح آن فساد نکنید).
بخش هفتم: نقد دیدگاه علمای پیشین در روضة المتقین
برخی علمای پیشین، در تفسیر خود از جهر، به سطحینگری گرفتار شده و استدلالهایشان از منظر فقهی و عرفانی ناکافی است. این نقد، چونان آینهای است که ضعفهای استنباط را بازمیتاباند. قرآن کریم نیز بر روش استدلال نیکو تأکید دارد:
وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ
(سوره نحل، آیه ۱۲۵: و با نیکوتر [روش] با آنها مجادله کن).
بخش هشتم: حلقههای ذکر و روایت ریاض الجنة
روایت نبوی «بَادِرُوا إِلَىٰ رِيَاضِ الْجَنَّةِ» (بشتابید به سوی باغهای بهشت) حلقههای ذکر را شامل مجالس علم، دعا، موعظه و اذکار مأثور میداند و ترجمه آن چنین است: «به سوی باغهای بهشت بشتابید». پرسیدند: ای رسول خدا، باغهای بهشت چیست؟ فرمود: «حلقههای ذکر». این روایت، چونان گوهری درخشان، جامعیت حلقههای ذکر را نشان میدهد. قرآن کریم نیز میفرماید:
وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
(سوره انفال، آیه ۴۵: و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید).
بخش نهم: نقد انحصار حلقههای ذکر به علم
انحصار حلقههای ذکر به مجالس علمی، چونان تنگ کردن دایرهای وسیع است که دعا، موعظه و اذکار را نیز در بر میگیرد. این دیدگاه، با مفهوم عام ذکر در عرفان و شریعت ناسازگار است. قرآن کریم میفرماید:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا
(سوره احزاب، آیه ۴۱: ای مؤمنان! خدا را بسیار یاد کنید).
بخش دهم: نقد سند و دلالت روایت حلقههای ذکر
سند و دلالت روایت حلقههای ذکر، به دلیل ابهام و عدم انصراف به علم، مورد تردید است. این روایت، چونان نسیمی است که رایحهای مبهم دارد و نمیتوان آن را به یقین به مجالس علمی محدود کرد. قرآن کریم نیز بر دقت در فهم تأکید دارد:
وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ
(سوره آلعمران، آیه ۷: و جز صاحبان خرد متذکر نمیشوند).
بخش یازدهم: نقد استناد به ذکر خفی
استناد به روایت «مَنْ ذَكَرَ اللَّهَ فِي السِّرِّ فَقَدْ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا» (هرکس خدا را در نهان یاد کند، خدا را بسیار یاد کرده است) برای نفی ذکر جلی، نادرست است. این روایت، فضیلت ذکر خفی را بیان میکند، اما ذکر جلی را نفی نمیکند. قرآن کریم نیز میفرماید:
وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً
(سوره اعراف، آیه ۲۰۵: و پروردگارت را در دل خود با تضرع و ترس، و به آهستگی یاد کن).
بخش دوازدهم: نقد استناد به منافقین
استناد به ذکر علنی منافقین برای نفی ذکر جلی، مغالطهآمیز است. ذکر علنی منافقین، به دلیل نیت نادرست، مذموم است، اما این به معنای نفی کلی ذکر جلی نیست. قرآن کریم میفرماید:
لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ
(سوره نساء، آیه ۱۴۸: خدا جهر به بدی در سخن را دوست ندارد، مگر از کسی که ظلم دیده باشد).
بخش سیزدهم: شواهد قرآنی و روایی ذکر جلی
روایات متعدد، مانند «مَنْ ذَكَرَنِي فِي مَلَأٍ ذَكَرْتُهُ فِي مَلَأٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ» (هرکس مرا در جمع یاد کند، من او را در جمع فرشتگان یاد میکنم)، بر فضیلت ذکر جلی دلالت دارند. این روایت، چونان نوری است که مسیر سلوک را روشن میکند. قرآن کریم نیز میفرماید:
وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ
(سوره کهف، آیه ۲۹: و بگو حق از پروردگارتان است).
بخش چهاردهم: ذکر جلی و خفی در تورات
روایات منقول از تورات، مانند گفتوگوی موسی با خدا که میفرماید: «أَنَا جَلِيسُ مَنْ ذَكَرَنِي» (من همنشین کسی هستم که مرا یاد کند)، ذکر جلی و خفی را به طور یکسان معتبر میداند. این روایت، چونان گوهری است که جامعیت ذکر را نشان میدهد. قرآن کریم نیز میفرماید:
أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
(سوره رعد، آیه ۲۸: آگاه باشید که با یاد خدا دلها آرام میگیرد).
بخش پانزدهم: نقد انحصار ذکر به خفی
تأکید مطلق بر ذکر خفی، با شواهد قرآنی و روایی ناسازگار است. ذکر جلی، در صورتی که با نیت خالص باشد، نه تنها مجاز، بلکه مستحب است. این دیدگاه، چونان جریانی زلال، هرگونه یکجانبهنگری را میزداید. قرآن کریم میفرماید:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا
(سوره احزاب، آیه ۴۱: ای مؤمنان! خدا را بسیار یاد کنید).
بخش شانزدهم: نقد مجالس معصیت به نام ذکر
مجالسی که به نام ذکر برگزار میشوند، اما آلوده به معصیت، غیبت یا توطئهاند، از اعتبار ساقطاند. این مجالس، چونان ظرفی شکستهاند که نمیتوانند گوهر ذکر را در خود نگاه دارند. قرآن کریم میفرماید:
وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا
(سوره اعراف، آیه ۵۶: و در زمین پس از اصلاح آن فساد نکنید).
بخش هفدهم: نقد دیدگاه فیض کاشانی در وافی
فیض کاشانی در کتاب وافی، با استناد به آیهای از قرآن کریم، ذکر جلی را مکروه دانسته، اما این استناد نادرست است. آیه مورد استناد چنین است:
وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً
(سوره اعراف، آیه ۲۰۵: و پروردگارت را در دل خود با تضرع و ترس، و به آهستگی یاد کن).
این آیه، ذکر خفی را توصیه میکند، اما ذکر جلی را نفی نمیکند، بهویژه اگر با تضرع همراه باشد.
بخش هجدهم: نقد بدعت دانستن اعمال صوفیه
فیض کاشانی، اعمال صوفیه مانند شهیق، نهیق، رقص و سماع را بدعت دانسته، اما این دیدگاه به طور کلی قابل پذیرش نیست. این اعمال، در صورتی که غنایی یا لهوی نباشد و با شریعت سازگار باشد، بدعت نیست. این دیدگاه، چونان نسیمی است که گرد تعصب را از اذهان میزداید. قرآن کریم میفرماید:
وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَىٰ فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
(سوره ص، آیه ۲۶: و از هوای نفس پیروی نکن که تو را از راه خدا گمراه میکند).
بخش نوزدهم: سینهزنی و حرکات معنوی
سینهزنی و حرکات معنوی، در صورتی که به استهزای دین منجر نشود، در عرفان و شریعت معتبر است. این اعمال، چونان نغمههایی هستند که قلب را به سوی معبود رهنمون میکنند. قرآن کریم میفرماید:
وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ
(سوره نحل، آیه ۱۲۵: و با نیکوتر [روش] با آنها مجادله کن).
بخش بیستم: نقد اعمال موهن در عزاداری
اعمالی مانند تعزیههای مضحک یا حرکاتی که به استهزای دین منجر میشود، در عزاداری جایز نیست. عزاداری باید چونان جریانی زلال، عظمت شعائر دینی را برافرازد، نه آنکه به خنده و استهزا منجر شود. قرآن کریم میفرماید:
وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ
(سوره حج، آیه ۳۲: و هر که شعائر خدا را بزرگ دارد، این از تقوای دلهاست).
جمعبندی
این نوشتار، با تکیه بر شرح جلسه دویست و ششم از کتاب تمهید القواعد، به بررسی جایگاه جهر و خفا در سلوک عرفانی پرداخت. جهر، به عنوان نمودی از آشکارسازی ایمان، در شریعت و عرفان جایگاهی والا دارد و جهر فریادی، در موارد خاص، ابزاری برای تهذیب نفس است. ادعای بدعت بودن جهر، به دلیل فقدان منع شرعی، بیاساس است و حلقههای ذکر، شامل علم، دعا، موعظه و اذکار مأثور است. استنادات برخی علما به آیات و روایات برای نفی ذکر جلی، به دلیل فقدان دقت کافی، ناکافی است. مجالس ذکر، اگر به معصیت آلوده شوند، از اعتبار ساقطاند، و سینهزنی و حرکات معنوی، در صورتی که با نیت خالص باشد، معتبر است. اعمال موهن، مانند تعزیههای مضحک، جایز نیست و عزاداری باید عظمت شعائر دینی را برافرازد. این تبیین، چونان چراغی است که هماهنگی میان عرفان و شریعت را روشن میسازد و راه را برای سالکان حقیقت میگشاید.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!