الاسفار الاربعه جلد هشتم جلسه 013

متن تحقیق






نوار اسفار – جلد هشتم – شماره ۱۳

نوار اسفار

جلد هشتم – شماره ۱۳

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره


بخش نخست: صورت‌بندی حجت چهارم در اثبات تجرد قوه عاقله

حجت چهارم در اثبات تجرد نفس ناطقه، بر پایه قدرت قوه عاقله بر ادراک و اراده نسبت به افعال و مدرَکات غیرمتناهی استوار است. این حجت به صورت قیاس استثنایی چنین صورت‌بندی می‌شود:

الحجة الرابعة: أن القوة العاقلة تقوى على أفعال غير متناهية، ولا شيء من القوى الجسمانية تقوى على أفعال غير متناهية، فلا شيء من القوى العاقلة جسمانية.
قوه عاقله بر افعال غیرمتناهی قدرت دارد؛ هیچ قوه جسمانی بر افعال غیرمتناهی قدرت ندارد؛ پس قوه عاقله جسمانی نیست.

لبّ این برهان آن است که قوه عاقله انسان می‌تواند اعداد، الفاظ، معانی و تصورات را به گونه‌ای بی‌نهایت و بدون ایستادن در هیچ مرزی ادراک، تصور، اراده و تعقیب کند؛ در حالی که قوای جسمانی از چنین توانی برخوردار نیستند. بنابراین، قوه عاقله نمی‌تواند جسمانی باشد؛ زیرا قدرت بر غیرمتناهی، از شئون وجود مجرد است، نه جسمانیت.

صغری: قدرت قوه عاقله بر ادراک غیرمتناهی

صغری این حجت چنین است:

«فإنا نقوى على إدراك الأعداد ولا نهاية لمراتبها»

ما بر ادراک اعداد قدرت داریم و مراتب آن‌ها پایانی ندارد. این غیرمتناهی، نه بالفعل، بلکه بالقوه و لايقفي است؛ یعنی هر عدد که تصور شود، باز می‌توان عدد دیگری را در پی آن فرض کرد. همین قاعده در الفاظ و معانی نیز جاری است. نه معانی غیرمتناهی بالفعل‌اند و نه الفاظ؛ بلکه هر دو لايقفي‌اند. هر معنا که فرض شود، لفظی برای آن وضع می‌گردد و هر لفظی که وضع شود، می‌توان لفظ دیگری در پی آن ساخت. این امر در بحث اصول فقه نیز مطرح است که معانی و الفاظ هر دو از حیث امکان تکثر، حکم واحد دارند.

کبری: ناتوانی قوای جسمانی از پذیرش غیرمتناهی

کبری حجت چنین است:

«وقد سبق بیان أن المادة لا تقوى على أفعال غير متناهية»

پیش‌تر ثابت شده که ماده نمی‌تواند بر افعال غیرمتناهی قدرت داشته باشد؛ زیرا ماده منقسم است و انقسام آن به محلش بازمی‌گردد. هرگاه ماده تقسیم شود، قوایش نیز تقسیم می‌گردد و بالاخره به حدی می‌رسد که دیگر قابل تقسیم بالفعل نیست.

نتیجه‌گیری بخش نخست

بنابراین، اگر قوه عاقله بر ادراک غیرمتناهی لايقفي قدرت دارد و این قدرت در هر مرتبه بالفعل است، و جسم در تقسیم، بالاخره به ناتوانی بالفعل می‌رسد، پس قوه عاقله نمی‌تواند جسمانی باشد. این حجت، همانند شمشیری برنده، پرده از راز تجرد نفس برمی‌دارد و نشان می‌دهد که نفس، در دریای بی‌کران ادراک، چون کشتی‌ای بی‌لنگر در حرکت است؛ در حالی که جسم، در ساحل محدودیت، به گل نشسته است.


بخش دوم: اشکالات مشترک با حجت نخست و دفع آن‌ها

بر این حجت، دو دسته اشکال وارد شده است. دسته نخست، اشکالات مشترکی است که فخر رازی پیش‌تر بر حجت اول (ادراک کلیات) وارد کرده و همان‌ها بر حجت چهارم نیز وارد دانسته است. این اشکالات چهارگانه عبارت‌اند از:

نقض ادعای معترض پاسخ ملاصدرا
نقطه نقطه غیرمنقسم است، اما در ماده (امتداد) فرض می‌شود. نقطه موضوعش کمّ نیست؛ بلکه لحاظ عدمی خط است و نهایت آن. اشاره حسی است، نه وجود مادی.
وحدت جسم متصل وحدت دارد، اما قابل انقسام است. انقسام جسم به نفس وحدتش است و منافاتی ندارد که ماده از حیث اتصال، انفصال پذیرد.
اضافه أبوت غیرمنقسم است، اما به آب (ماده) تعلق دارد. أبوت عنوان انتزاعی است، نه اضافه واقعی بر ماده. اضافات دو قسم‌اند: قابل تقسیم (مماسه) و غیرقابل (أبوت).
مدرَکات وهمی عداوت غیرمنقسم است، اما قوه وهم مادی است. قوه وهم نیز مجرد از ماده است، گرچه مجرد از صورت نیست.

این چهار نقض، پیش‌تر در صفحه ۲۶۸ و ۲۶۹ مباحث مطرح و دفع شده‌اند. پاسخ‌ها نشان می‌دهد که هیچ‌یک از این موارد، نمی‌تواند قوه عاقله را مادی جلوه دهد.

نتیجه‌گیری بخش دوم

اشکالات مشترک با حجت اول، همگی دفع شده‌اند و نمی‌توانند به حجت چهارم خللی وارد کنند. این پاسخ‌ها، چون دیواری استوار، حجت را از گزند نقدهای ظاهری مصون می‌دارند.


بخش سوم: اشکالات اختصاصی حجت چهارم و پاسخ به آن‌ها

دسته دوم اشکالات، ویژه حجت چهارم است و فخر رازی آن‌ها را تحت عنوان «أسئلة زائدة تخص هذه الحجة» مطرح کرده است.

اشکال اول: غیرمتناهی لايقفي، نه بالفعل

أنا لا نسلم أن القوة الناطقة تقوى على إدراك أمور غير متناهية دفعة، بل تقوى على إدراك ما لا ينتهي إلى حدّ إلا وقويت بعد ذلك على إدراك شيء آخر.
ما قبول نداریم که قوه ناطقه بر ادراک امور غیرمتناهی دفعةً قدرت دارد؛ بلکه بر ادراکی قدرت دارد که به حدی نمی‌رسد مگر آنکه پس از آن، بر ادراک شیء دیگری توانا باشد.

معترض می‌گوید: غیرمتناهی در ادراک نفس، بالفعل نیست؛ بلکه لايقفي است. هر عدد متناهی است، اما می‌توان عدد دیگری فرض کرد. جسم نیز در انقسام لايقفي است؛ پس فرقی بین نفس و جسم نیست.

پاسخ به اشکال اول

پاسخ آن است که:

فلا شك أن القوة الناطقة لا تنتهي إلى حدّ إلا وقويت على إدراك أمور أخر، وقد قام البرهان على أن القوى الجسمانية لا يمكن أن يكون كذلك.
  • نفس در هر ادراک، بالفعل است: تصور «۱» بالفعل است، تصور «۱ میلیارد» نیز بالفعل است و هیچ ضعفی ایجاد نمی‌کند.
  • جسم در تقسیم، بالاخره به ناتوانی بالفعل می‌رسد: پتک می‌زنی، سپس سوزن، و سرانجام دیگر نمی‌توانی.
  • کثرت در ادراک نفس، هیچ تأثیری ندارد؛ اما کثرت در جسم، به ناتوانی بالفعل می‌انجامد.

مثال: پهلوان با دو من بار راحت است، اما با صد من ناتوان می‌شود. اما تصور «۱» و «۱۰۰ من» برای نفس، هیچ تفاوتی ندارد.

اشکال دوم: ادراک انفعال است، نه فعل

سلمنا أنها قوية على أمور غير متناهية، ولكن لم قلتم إنها قوية على أفعال غير متناهية؟ والإدراك ليس فعلاً بل انفعال، وأنتم تجوزون أن يكون الأمر الجسماني قوياً على انفعالات غير متناهية، قد دلّ عليه أنكم تثبتون هيولى أولية تواردت عليها صور غير متناهية.

هیولی اولی یک واحد شخصی است، اما صور غیرمتناهی را می‌پذیرد. پس انفعال غیرمتناهی در ماده ممکن است.

پاسخ به اشکال دوم

ادراک نفس، فعل خلاقانه است، نه انفعال محض. نفس مدرَکات را اختراع می‌کند، نه اینکه منفعلانه بپذیرد. هیولی صور را بدون اختراع می‌پذیرد، اما نفس اعداد و معانی را می‌آفریند.

اشکال سوم: نقض با نفوس فلکی

فإنها عندكم قوى جسمانية، وأفعالها وهي الحركة الدورية غير متناهية.

نفوس فلکی قوای جسمانی‌اند، اما حرکت دورانی آن‌ها غیرمتناهی است.

پاسخ به اشکال سوم

حرکت فلکی در هر دوره متناهی است، هرچند تکرارش لايقفي باشد. اما ادراک نفس، در هر لحظه بالفعل و خلاقانه است، نه تکراری و مکانیکی.

نتیجه‌گیری بخش سوم

هر سه اشکال اختصاصی با تبیین فرق میان بالفعل و بالقوه، فعل و انفعال، و خلاقیت و تکرار دفع شدند. حجت چهارم، استوارتر از پیش، تجرد نفس را اثبات می‌کند.


جمع‌بندی نهایی: حاصل الغرض، تجرد نفس

حجت چهارم، با صغری و کبری استوار، و با دفع تمامی اشکالات مشترک و اختصاصی، به این نتیجه می‌رسد که:

نفس ناطقه، به سبب قدرت بر ادراک غیرمتناهی بالفعل — که در هر مرتبه، همچون مرتبه نخست، قوي و بالفعل است — نمی‌تواند جسمانی باشد؛ زیرا جسم، در کثرت، به ناتوانی بالفعل می‌رسد. بنابراین، قوه عاقله مجرد است.

این حجت، چون خورشیدی در آسمان معرفت، پرده از راز تجرد نفس برمی‌دارد و نشان می‌دهد که نفس، در اقیانوس بی‌کران ادراک، چون موجی بی‌انتها در حرکت است؛ در حالی که جسم، در بند محدودیت ماده، به ساحل ناتوانی رسیده است.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)