الاسفار الاربعه جلد هشتم جلسه 029

متن تحقیق





نوار اسفار – جلد هشت – شماره ۳۰

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره


بخش نخست: حقیقت روح و خروج آن از کُن

در میان عبارات عرفانی و فلسفی، سخن از روح و عقل و نفس ناطقه همواره با دشواری‌هایی همراه بوده است. نخست آنکه نسبت به قائلان این سخنان، دقت کافی به خرج نرفته و نمی‌توان با استناد روایی و رجالی، این کلام را به شخص معینی منتسب کرد. دوم آنکه در درایت و دلالت کلام، گاه اجمال، ابهام و نارسایی وجود دارد که ممکن است ناشی از تبدیل عبارات در طول زمان، یا نقل به معنا، یا انعکاس معنای مد نظر قائل باشد. از این‌رو، این بیانات را باید با نوعی توجیه و تأویل دنبال کرد، هرچند از مجموع آن‌ها، عظمت روح و نفس ناطقه و موقعیت والای انسان آشکار می‌گردد.

یکی از این عبارات چنین است:

و قال بعضهم الروح لم‌یخرج منکم لانه لو خرج منکم کان علیه الظل. قیل فمن أی شیء خرج؟ قال من بین جماله و جلاله سبحانه و ملاحظة الإشارة خصها بسلامه و حیاها بکلامه فهی معتقة من ظلکم.

در این بیان، روح از «کُن» خارج نشده است. مراد از کُن، عالم تکوین و ناسوت و ماده است. اگر روح از ماده خارج می‌شد، سایه و خواری بر آن می‌افتاد. اما روح، مخلوق سوایی و ناسوتی نیست، بلکه فوق عالم خلقی و کونی است.

سؤال می‌شود: پس از چه چیزی خارج شده است؟ پاسخ این است که از میان جمال و جلال حق تعالی، با ملاحظة الإشارة، یعنی با تجلی جمالی و جلالی، روح ظاهر گشته و حق تعالی آن را به سلام خود مخصوص کرده و با کلام خود حیات بخشیده است. از این‌رو، روح از سایه و خواری عالم ماده آزاد و مبرا است.

تفسیر دوگانه از کُن

واژه «کُن» دو معنا دارد که هر دو در تفسیر این عبارت معتبرند:

  1. کُن به معنای عالم تکوین مادی (ناسوت): روح از ماده خارج نشده و خواری ماده را ندارد، بلکه از جمال الهی است.
  2. کُن به معنای مقام ربوبی (کُن فیکون): روح از مقام ربوبیت خارج نشده و حتی در ناسوت، در ظرف ربوبیت باقی است. اگر از ربوبیت خارج می‌شد، به عالم یکون وارد می‌گردید و خواری بر آن عارض می‌شد.

ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ
سپس او را خلقی دیگر آفریدیم.
(سوره المؤمنون، آیه ۱۴)

این آیه شریفه دلالت دارد که پس از خلقت جسمانی (فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا)، خلق دیگری به نام روح ایجاد شد که با سیر تکوینی ماده متفاوت است.

نتیجه‌گیری بخش نخست

روح نه از ماده است و نه از ربوبیت خارج شده است. آن، تجلی مستقیم جمال و جلال الهی است که با اشاره‌ای الهی، به سلام و کلام حق مفتخر گشته و از هرگونه سایه و نقص مادی مبرا است. این حقیقت، بنیاد عظمت انسان در نظام هستی را آشکار می‌سازد.


بخش دوم: روح در دیدگاه فلاسفه و عرفا

مرحوم صدرالمتألهین فرموده است که روح از موجودات طبیعی کائن نیست، زیرا هر کائن، فاسق و دارای خواری است. او اثبات کرده که ارواح عقلية از سرادقات الهی و شؤون صمدانی‌اند. امکان این ارواح، امری ذهنی و غیرواقعی در نفس الأمر است و تنها به اعتبار برخی ملاحظات، ممکنات خوانده می‌شوند.

شیخ اشراق نیز نفس و ما فوقها را «أنیات صرفة» و وجودات محض دانسته است. هرچه به عالم کثرت نزدیک شویم، ربوبیت ضعیف‌تر و هرچه به وحدت نزدیک شویم، ربوبیت قوی‌تر می‌گردد. روح از مقام ربوبیت است و قوت دارد؛ از این‌رو، امکان در آن مندک و مضمحل است و حيثيات ناسوتی در آن متلاشی می‌شود.

قال بعضهم: الروح لطیفة تسری من الله إلى أماکن معروفة، لا یعبر عنه بأکثر من موجود بإیجاد غیره.

روح، لطیفه‌ای الهی است که به اماکن معروف (اندیشه‌های الهی، ربوبی و ایمانی) سرازیر می‌شود. تعبیر از آن جز به «موجود بإیجاد غیره» ممکن نیست، یعنی موجودی الهی و من الله است.

تاویل این عبارت آن است که مراد، محض الوجود مجهول است که بالإبداع موجود شده، نه بالتکوین. ابداع، وجود با امکان ذاتی است بدون نیاز به قابلیت مادی. روح از مدعوات است، نه از مکونات. ماده نیازمند امکان ذاتی و قابل و مادی است، اما روح تنها با امکان ذاتی خلق می‌شود.

سؤال از ابوسعید خراز

از ابوسعید خراز درباره روح پرسیده شد: آیا مخلوق است؟ گفت: آری، وگرنه به ربوبیت اقرار نمی‌کرد. همانا روح در عالم ذر گفت: بلی. روح آن است که بدن به آن قیام می‌یابد و به واسطه آن، عنوان حیات استحقاق می‌یابد. با روح، عقل ثابت می‌شود و حجت قیام می‌کند. اگر روح نباشد، عقل معطل می‌ماند و هیچ حجتی بر آن یا برای آن نیست.

قال بعضهم: إنها جوهر مخلوق ولکنها ألطف المخلوقات و أسفل الجواهر و أنورها.

روح، جوهر مخلوق است اما لطیف‌ترین مخلوقات، صاف‌ترین گوهرها و نورانی‌ترین آن‌هاست. به واسطه روح، مغیبات دیده می‌شود. انسان هنگامی که حواس را جمع می‌کند و چشم را می‌بندد و از ماده منسلخ می‌گردد، ادراکش قوی‌تر می‌شود. اما افراد حسی، با بستن چشم، همچون مورچگان از حرکت بازمی‌مانند.

با روح، کشف برای اهل حقایق ممکن می‌شود. اگر روح از مراعات سر (قلب) محجوب شود، جوارح بی‌ادبی می‌کنند و غفلت پدید می‌آید.

نتیجه‌گیری بخش دوم

روح، جوهر لطیف، نورانی و مخلوق است که از سرادقات الهی صادر شده و با بدن قیام می‌یابد. آن، عقل را ثابت و حجت را برپا می‌دارد. هرچه از ماده منسلخ شود، ادراک قوی‌تر و کشف روشن‌تر می‌گردد. روح، پلی میان ناسوت و لاهوت است که با غفلت از قلب، جوارح را به بی‌ادبی می‌کشاند.


بخش سوم: روح در عوالم برزخ و آخرت

قال الآخر: الدنیا و الآخرة سواء عند روح.

دنیا و آخرت نزد روح برابرند، زیرا هر دو از منظر روح، سوا هستند و روح الهی و ربوبی است.

قال بعضهم: الأرواح عجول فی البرزخ.

ارواح در برزخ جولان می‌کنند، احوال دنیا و اهل آن را می‌نگرند. اموات، به ویژه در آغاز، انس به دنیا و اهل آن دارند. مانند کسی که خانه‌اش را عوض می‌کند اما هنگام عبور از کوچه، خانه سابق در چشمش می‌آید.

در آغاز مرگ، خواب‌های متقابل میان زندگان و مردگان بیشتر است. بعدها، هر دو از یکدیگر منسلخ می‌شوند. اما در اوایل، اگر دست میت باز باشد، احوال دنیا را دقیق و ظریف می‌بیند.

ملائکه در آسمان از احوال آدمیان سخن می‌گویند. هنگامی که به زمین می‌آیند و بازمی‌گردند، گزارش می‌دهند. در روایات آمده که وقتی بنده کار خیری کند، ملائکه آن را می‌بینند و حق تعالی جبروتی نسبت به فعل عبد پیدا می‌کند. و اگر حرمان باشد، حجابی برای ملائکه قرار می‌دهد تا حالات بندگان را نبیند، زیرا افعال بندگان، افعال الحق است.

ارواح تحت العرش و ارواح طیارة

گروهی از ارواح تحت عرش‌اند و گروهی به جنان رفت‌وآمد دارند. بهشت هم‌اکنون موجود است و به مرور تحقق می‌یابد. برخی نسیم بهشت یا جهنم را در دنیا می‌یابند: خواب خوش یا خواب حرمان.

ارواح به هر جا که اقتدارشان اجازه دهد، می‌روند، بر اساس سعیشان به سوی خدا در ایام حیات.

روایت سعید بن مصیب از سلمان

أرواح المؤمنین تذهب فی برزخ من الأرض حیث شاءت بین الأرض و السماء حتی یردها إلى جسدها.

ارواح مؤمنین در برزخی از زمین، میان زمین و آسمان، به هر جا که خواهند می‌روند تا به اجسادشان بازگردانده شوند.

ورود میت به جمع ارواح

إذا ورد على الأرواح میت من الأحیاء التقوا و تحدثوا و تسائلوا، وکل الله بها ملائکة تعرض علیها أعمال الأحیاء.

وقتی میتی به جمع ارواح وارد شود، گرد هم می‌آیند، سخن می‌گویند، سؤال و جواب می‌کنند. خدا ملائکه‌ای بر آن‌ها گمارده که اعمال زندگان را بر آن‌ها عرضه می‌کند.

اگر اعمال زندگان به سبب گناهان، معاقبه شود و با اموات سنخیت داشته باشد، عذری ظاهری نزد اموات است. هیچ‌کس عذر را نزد خدا بیشتر دوست ندارد. از این‌رو، سنت حسنه یا سیئه، اجر یا وزرش تا قیامت ادامه دارد.

روایت شیخ طوسی از امام صادق (ع)

أرواح المؤمنین فی الجنة على صور أبدانهم، لو رأیته لقلت فلان.

ارواح مؤمنین در بهشت به صورت اجسادشان هستند؛ اگر ببینی، می‌گویی: این فلانی است. لذت هویت، حقیقتی است. اگر در بهشت شناخته نشوند، لذت هویت باقی نمی‌ماند.

روایت کلینی از امام صادق (ع)

الأرواح فی صفة الأجسام فی شجر فی الجنة، تعارف و تتسائل. فإذا قدمت الروح على تلک الأرواح قالوا: دعوها فإنها قد أقبلت من حول عظیم.

ارواح در صفت اجساد، در درختی در بهشت‌اند، یکدیگر را می‌شناسند و سؤال می‌کنند. وقتی روحی وارد شود، می‌گویند: رهایش کنید که از مصیبت عظیمی آمده است.

أرواح المؤمنین فی حجرات فی الجنة، یأکلون من طعامها و یشربون من شرابها، و یقولون: ربنا أقم لنا الساعة و أنجز لنا ما وعدتنا و ألحق آخرنا بأولنا.

ارواح مؤمنین در حجره‌هایی در بهشت‌اند، از طعام و شراب آن می‌خورند و می‌گویند: پروردگارا، قیامت را برپا کن، وعده‌هایت را محقق ساز و آخر ما را به اول ما ملحق کن.

نتیجه‌گیری بخش سوم

ارواح مؤمنین در برزخ و بهشت، آزاد، آگاه و در حال انتظار قیامت‌اند. آن‌ها با صورت مثالی، در حجره‌ها یا درختان بهشتی، طعام و شراب می‌خورند و مشتاق وصل به اولیاء و تحقق وعده‌های الهی هستند. لذت هویت، غرابت ربوبی و وصل آخر به اول، از لذایذ عظیم آخرت است.


جمع‌بندی نهایی

روح، لطیفه‌ای الهی است که نه از ماده خارج شده و نه از ربوبیت. آن، تجلی جمال و جلال حق است که با اشاره‌ای الهی، به سلام و کلام حق مفتخر گشته و از هر سایه و نقص مادی مبرا است. در ناسوت، در بدن قیام می‌یابد اما از ماده منسلخ است. در برزخ، آزاد و آگاه به احوال دنیا است. در آخرت، در بهشت مثالی، با صورت اجساد، در انتظار قیامت و وصل به اولیاء است.

قبرستان، دانشگاهی عظیم برای عرفان عملی است. تا زمانی که میت رنگ دنیا دارد، دعا، زیارت، صدقه و طلب خیرات مؤثر است. مرگ تدریجی است و حيات برزخی در دنیا باقی می‌ماند. از این‌رو، احکام اموات (تلقین، نشستن بر سر قبر، شهادتین) معنادار است.

روح قوی، ربوبیت قوی است. ضعف روح، دیوانگی، کفر، فسق و عصيان است. روح در مقام نفخ باقی می‌ماند اگر رشد نکند. اما روح کامل، به عقل ربوبی و حجت قائم می‌رسد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)