الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 031

متن تحقیق





معراج جسمانی و ردّ تأویلات روحانی


معراج جسمانی رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله و ردّ تأویلات روحانی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش اول: نقد دیدگاه ملاصدرا و حاجی سبزواری در باب معراج

اکثر قوم چون در نفس خویش به آن حرکت رجوعیه که همان سیر إلی‌الله است و ما آن را در اکثر موجودات اثبات کرده‌ایم، تفطّن نیافتند، وجوهی غیر سدید در حکمت موت ذکر کردند، پس از بیانی که نسبت به حقیقت موت و معاد داشتند؛ که موت و معاد به این جسم مادی دنیوی نیست، هرچند به حقیقت جسم است. و صریح‌تر از این در باب معراج فرمودند:

«و أما الطلوع إلی عالم السماء و جنة الأرواح و السعداء و المنزل الأعلی فلا یمکنها أن ترقى إلی هناک بهذه الجثة الكثیفة»
یعنی با این جثه کثیف نمی‌توان به آسمان‌ها عروج کرد.

این بیان هم در باب معاد و هم در باب معراج مشکل ایجاد کرده است، به‌گونه‌ای که نمی‌توان با ایشان همراه شد. همچنان‌که مرحوم حاجی سبزواری نیز در این‌جا اندکی نگران شدند و فرمودند که نمی‌توانیم فرمایشات ایشان را در باب معراج بپذیریم؛ زیرا این معراج روحانی است و در واقع معراج جسمانی نیست، و باید گفت معراج نیست.

طرح حاجی سبزواری و نقد آن

ایشان طرحی ارائه کردند که بدن نبوی برای عروج به آسمان دو مشکل دارد:

  1. خرق و التیام محال است؛ افلاک شکافته نمی‌شوند.
  2. بدن باید به‌گونه‌ای لطیف و رقیق شود که بدون خرق و التیام قابل نفوذ باشد.

این را قبول داریم که خرق و التیام محال نیست، اما این‌که بدن به‌گونه‌ای رقیق شود که بدون خرق نفوذ کند، چه محالی دارد؟ مثال‌هایی می‌زنند مانند این‌که در کاسه آب هست اما هوا هم هست؛ وقتی آب می‌ریزید، هوا خارج می‌شود و بودن هوا با آب منافاتی ندارد. یا خاک در کاسه پر کنید، آب می‌ریزید، پر بودن کاسه از خاک مانع از بودن آب در آن نیست؛ آب نفوذ می‌کند. پس همان‌گونه که آب در خاک نفوذ می‌کند، بدن رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله نفوذ کند در عالم سماوات بدون خرق و التیام.

این مثال‌ها بیش از آن‌که عالمانه باشد، به مثال‌های عامیانه شبیه است. آب در خاک فرو می‌رود زیرا خاک کاسه را پر نکرده و بر اثر عدم فشار و گسیختگی اجزاء از یکدیگر، خلل و فرج دارد. اما اگر کاسه را پر از آهن یا سرب کنید، آیا آب در آن می‌نشیند؟ نه. ظرف را پر از شیئی کنید که خلل و فرج نداشته باشد، آب نمی‌تواند نفوذ کند.

نفوذ یک چیز در چیز دیگر یا بر اثر عوامل طبیعی است که امروز ناشناخته نیست؛ یا از باب ثقل است مانند روغن در آب، یا خاک در آب، یا آهن در آب که فرو می‌رود، یا کاسه مسی که فرو نمی‌رود زیرا هوا حایل آن می‌شود. این‌ها امور ظاهری است که امروز برای انسان ناشناخته نیست.

بخش دوم: اثبات معراج جسمانی و ردّ تأویلات عرفانی

دسته‌ای نیز تأویل کردند و گفتند این‌ها اشارات و کنایاتی است به حقایق عرفانی؛ مثلاً جبرئیل آمد یعنی فلان، آسمان اول یعنی فلان. در واقع انکار معراج کردند؛ تأویل یعنی انکار.

سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
منزّه است آن که بنده‌اش را در شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصی برد، آن مسجد که اطرافش را برکت دادیم، تا برخی از آیات خود را به او نشان دهیم. همانا او شنوا و بیناست.

مساله معراج یک مسأله اصولی و حقیقی است؛ از اصول عقاید اسلامی است و منحصر به شیعه نیست، بلکه همه اهل اسلام آن را قبول دارند و لسان قرآن دارد و مدارک بسیار دارد.

اعتقاد صحیح به معراج چیست؟

اولاً، بیان مرحوم صدرا اساس ندارد؛ زیرا منکر معراج جسمانی شدند و معراج را فقط روحانی پذیرفتند. ثانیاً، مرحوم حاجی فرمودند خرق و التیام محال است؛ نخیر، اصلاً محال نیست و دلیلی بر آن نیاورده‌اند.

معراج جسمانی رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله با همین جثه بشری بود، نه با بدن مثالی و نه صرفاً روحانی. بدن وقتی صاحب اراده و همت شد، نه‌تنها مزاحم نیست، بلکه حامل و موج‌شکن و حامی است.

بخش سوم: رفع مشکلات زیست‌محیطی با قوت اراده

برای سیر در همه عوالم، هیچ مشکلی جز مشکلات زیست‌محیطی نداریم. اگر مشکلات زیست‌محیطی هر عالمی برطرف شود، هیچ چیز محال نیست؛ نه خرق و التیام محال است و نه جثه مانع.

يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانْفُذُوا ۚ لَا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ
ای گروه جن و انس! اگر توانستید از اقطار آسمان‌ها و زمین نفوذ کنید، پس نفوذ کنید. نفوذ نمی‌کنید مگر به سلطان.

امروز دنیای کنونی از طریق علم نفوذ کرده و شیاری برای خود ساخته و مشکلات زیست‌محیطی را برطرف کرده است. قرآن بالاتر از این دارد؛ می‌فرماید: لا تنفذون إلا بسلطان. سلطان یعنی قوت اراده. روزی انسان به قوت اراده نفوذ خواهد کرد. عارف هزار سال پیش این کار را کرده است.

العارف یخلق بهمته خلقاً کخلق الله. عارف با همت خود خلق می‌کند همچون خلق الهی.

فرق معراج رسول‌الله با نشان دادن ملکوت به ابراهیم علیه‌السلام

ابراهیم علیه‌السلام را نشان دادند «لنری ابراهیم ملکوت السماوات والارض»، اما رسول‌الله را بردند «أسری بعبده» و خودشان سیر کردند، نه یک بار، بلکه چندین بار.

بخش چهارم: آینده بشریت و نفوذ ارادی

روزی بشر از ابزار و آلات خسته می‌شود و به خود مراجعه می‌کند. آن‌گاه نفوذ ارادی پیدا می‌شود. امام زمان علیه‌السلام همین امروز با همین قوت اراده زندگی می‌کنند؛ نیازی به خضراء و مضراء و موشک و پنهان شدن ندارند.

وقتی مولا ظهور کند، جمع الله عقول العباد. عقول مردم جمع می‌شود. اکنون همه پرت و پلاست؛ عقل‌ها گرفتار تشتت و تجزیه است.

پیشرفت علم و کمال و معرفت هیچ مشکلی برای دیانت ندارد. هرچه انسان رشد کند، دین بازتر می‌شود. قرآن روزی کتاب لابراتواری می‌شود و از آن استفاده علمی می‌شود.

جمع‌بندی نهایی

معاد جسمانی و معراج جسمانی هیچ مشکلی ندارد؛ نه تأویل لازم است، نه ترس از خرق و التیام، نه تناسخ، نه موت اخترامی محض. همه چیز با قوت اراده و رفع مشکلات زیست‌محیطی حل می‌شود. بدن رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله وقتی متعلق به نفس کامل و اراده الهی شد، از فلك الأقصی لطیف‌تر گردید و خود حامل و راه‌گشا شد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)