الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 038

متن تحقیق






نوار اسفار – جلد نهم – شماره ۳۸

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

نوار اسفار – جلد نهم – شماره ۳۸

مقدمه

در این بخش از اسفار اربعه، حکیم متأله صدرالمتألهین شیرازی به نقد و بررسی دیدگاه شهاب‌الدین سهروردی در کتاب المطارحات می‌پردازد. موضوع اصلی، دفاع از وحدت نفس در برابر کثرت قوا و افعال است، بدون آنکه به ذات واحد مجرد بازگردد. نور حقیقت از افق تباین کثرت و وحدت برمی‌خیزد و نفس را به عنوان مبدأ واحد همه افعال معرفی می‌کند. این بحث، همچون نگینی در انگشتری حکمت متعالیه، جایگاه وحدت نفس را در عین کثرت ابزارهایش تبیین می‌نماید.

بخش اول: تبیین اشکال کثرت قوا و پاسخ حکیمانه صدرایی

برخی از متکلمین، مبادی افعال انسانی را متکثر می‌پندارند. از آنجا که افعال انسان گوناگون‌اند — شنیدن با دیدن متفاوت است — قوای مبدأ این افعال را نیز متعدد می‌شمارند. قوه سامعه غیر از قوه باصره است. این افعال الصادرة عن الإنسان، برخی جسمانی‌اند و برخی روحانی. خلاصه سخن ایشان این است که نفس و قوای آن واحد نیستند، بلکه متعددند.

نقد کلیدی: اگر نفس و قوا شیئاً واحداً باشند، باید گاهی مخالط ماده و گاهی مفارق ماده باشد، و این ممتنع است.

دلیل این ادعا آن است که اگر نفس و قوا یک چیز باشند، باید در برخی شئون با ماده آمیخته شود و در برخی دیگر از آن مفارق گردد. این آمیختگی لازم است:

  • عند التصرف فی الغذا — هنگامی که نفس در غذا تصرف می‌کند.
  • عند النمو والتولد — در رشد و تولید مثل.
  • عند إدراک الجسمانیات — در ادراک اشیای مادی.

زیرا مدرِک باید با مدرَک مسانخ باشد. امانست ادراک را ممکن می‌سازد، نه مباينت. اما در ادراک معقولات، محبت و معرفت، نفس باید مجرد باشد. پس یک شیء واحد نمی‌تواند هم مخالط ماده باشد و هم مفارق از آن. این تناقض آشکار است.

پاسخ صدرایی بر پایه تشکیک وجود

این اشکال، همچون سایه‌ای کهن در برابر آفتاب تشکیک وجود رنگ می‌بازد. وجود واحد است، اما مشکک. مرتبه‌ای واجب‌الوجود و مرتبه‌ای ممکن‌الوجود. نفس نیز واحد است، اما در مراتب گوناگون شدت و ضعف. در ظرف ناسوت، قوا را به کار می‌گیرد و در عین کثرت، وحدت دارد. نفس مجرد است، اما تعلق به ماده دارد. غذا نمی‌خورد، اما در غذا تصرف می‌کند. اثرش به ماده می‌رسد، همچون خورشیدی که گرما می‌بخشد بدون آنکه خود گرم شود.

تمثیل فاخر: نفس همچون صاحبخانه‌ای است که با لباس‌های گوناگون کار می‌کند. اگر لباسی پاره شود، با لباس دیگر ادامه می‌دهد.

نتیجه‌گیری بخش اول

اشکال کثرت قوا، پیش از ظهور تشکیک وجود و حرکت جوهری مطرح بوده و در پرتو این دو اصل، باطل می‌گردد. نفس واحد است، اما قوا ابزارهای او هستند. وحدت در کثرت، همچون دریایی که امواجش متعددند اما آبش واحد است.

بخش دوم: اشکال نسیان و پاسخ بر پایه مراتب تجرد

اشکال دوم این است که اگر نفس مجرد باشد، باید همه معلومات محفوظ در خزائن ذهن را همواره حاضر ببیند، همچون قوه عقلیه بالفعل که نسيان در آن راه ندارد. عقول عليه نسيان ندارند، همان‌گونه که عصيان ندارند. نسیان، زمینه عصيان است.

نکته کلیدی: نسیان نتیجه ضعف حافظه، برودت مزاج، کثرت اشتغال یا عصيان است، نه ضعف تجرد.

بسیاری خواب می‌بینند اما یادشان نمی‌ماند. این ضعف است. خواب دیدن نعمت است، اما فراموشی آن محرومیت. مبتدیان اگر خواب نبینند، کمک‌کارشان را از دست داده‌اند.

پاسخ صدرایی

نفس مجرد کامل نیست. مجردی است که در ظرف ماده کار می‌کند، بالقوه است و به بالفعل می‌رسد. تجرد مراتب دارد: برزخی، نفسانی، عقلی. نسیان در نفس انسانی نتیجه تعلق به ماده و سیر بالقوه به بالفعل است، نه ضعف ذاتی تجرد.

نتیجه‌گیری بخش دوم

نسیان، نه نقص تجرد، بلکه نتیجه مرتبه نفس در سیر تکاملی است. نفس در حال حرکت است، نه ایستا. همچون پرنده‌ای که در آسمان پرواز می‌کند، اما گاهی بر زمین می‌نشیند.

بخش سوم: نقد پاسخ شیخ اشراق در المطارحات

شیخ اشراق برای دفع اشکال کثرت قوا پاسخ داده، اما پاسخ‌هایش مشکل‌دار است. دو راه پیش گرفته:

راه اول: جسمانی بودن خیال

خیال جسمانی است. ادراک اجسام با خیال متصل انجام می‌شود که مادی است. پس نفس مجرد نیازی به مخالط ماده ندارد. قدما نیز به جسمانی بودن خیال اعتراف کرده‌اند، هرچند در آن تحقیقاتی است که با این مقام سازگار نیست.

نقد صدرا: خیال مجرد برزخی است، حتی در حیوانات. حس در خیال دخیل است، اما خیال مادی محض نیست.

راه دوم: تصرف مجرد در ماده

نفس مجرد می‌تواند در ماده تصرف کند بدون مخالط شدن. گاهی یک قوه از کار می‌افتد، اما نفس با قوای دیگر زنده می‌ماند. مثال: در پیری، قوه نامیه از کار می‌افتد، اما حیات با قوای دیگر ادامه دارد. مزاج‌ها در افراد مختلف متفاوت است، اما مبدأ واحد است.

قوا معداتند، نه علل تامه. نفس همچون فاعل است که با ابزارهای گوناگون کار می‌کند. اگر یک ابزار از دست رود، با ابزار دیگر ادامه می‌دهد.

نتیجه‌گیری بخش سوم

پاسخ شیخ اشراق ناکافی است. قوا را نیمه‌مستقل می‌بیند و نفس را به وحدت واقعی بازنمی‌گرداند. ملاصدرا قوا را معدات نفس می‌داند و وحدت را در کثرت تبیین می‌کند.

جمع‌بندی نهایی

نفس واحد است، اما مشکک. قوا ابزارهای او هستند. در ظرف ناسوت، با ماده کار می‌کند، اما ذاتاً مجرد است. نسیان نتیجه مرتبه نفس است، نه ضعف تجرد. پاسخ شیخ اشراق ناکافی است، زیرا قوا را مستقل می‌بیند. ملاصدرا با تشکیک وجود و حرکت جوهری، وحدت نفس را در کثرت قوا تبیین می‌کند. این وحدت، همچون نوری است که از افق تباین برمی‌خیزد و حقیقت نفس را روشن می‌سازد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)