الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 095

متن تحقیق






بررسی وجود عقلى در معاد از منظر حکمت متعالیه

بررسی وجود عقلى در معاد از منظر حکمت متعالیه

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره


مقدمه: محدودیت‌های معرفت فلسفى در شناخت جزئيات معاد

حکمت و فلسفه، همچون چراغى فراگیر بر کليات وجودى، مباحث عام هستى‌شناختى را در تيررس خود دارد و فيلسوف و صاحب انديشه مى‌تواند در اين عرصه‌ها اظهار نظر نمايد. ليکن، جزئيات و شخصيات وجودى، از دايره توان معقول و کليت انديشه فراتر مى‌رود. چنان‌که در منطق بيان شده است: «الجزئى لا كاسب و لا مكتسب»، يعنى جزئى نه نتيجه‌زا است و نه مى‌توان از آن نتيجه گرفت، و جزئى نيز زمينه‌اى براى انديشه کلى فراهم نمى‌آورد.

بر اين اساس، در مباحث آخرت، کليات در حوزه انديشه عقلى قرار دارد، اما جزئيات آخرت – همچون چگونگى برزخ، مکان آن، خصوصيات آخرت، طبقات، مراتب و مراحل آن – خارج از حيطه انديشه فلسفى است. صاحبان انديشه در اين عرصه با مشکلات متعدد روبه‌رو مى‌شوند و هر يک مشکلات خويش را بيان مى‌کنند، تا جايى که مرحوم صدرا نيز مشکلات خود را آشکار مى‌سازد. بحث معاد، با عظمت و اهميت بى‌کران خود، تاکنون کمتر مورد کاوش قرار گرفته است.

مواضع اخروى تنها از طريق قرآن کريم، وحى، عصمت و حضور قربى الهى قابل دستيابى است. با عبارات کلى و مباحث فلسفى، مشکل حل نمى‌شود؛ هرچند کليات اثبات‌پذير است، اما جزئيات نيازمند عبور از راه و تجربه حضورى است، همان‌گونه که اولياى الهى اين مسير را پيموده‌اند.

راه دستيابى به جزئيات معاد تنها از مسير وحى و حضور قربى است؛ فلسفه کليات را اثبات مى‌کند، اما جزئيات را نه.

بخش نخست: سه‌گانه وجود لذت در آخرت از ديدگاه غزالى

لذات محسوسه و الزام تصديق

غزالى در تبيين لذات موعود در بهشت، نخست به لذات محسوسه مى‌پردازد و مى‌فرمايد: «يجب التصديق بها لإمکانها». تصديق به اين لذات واجب است، زيرا امکان وقوع آن‌ها محرز است.

لذات خياليه و شباهت با خواب

دومين قسم، لذات خياليه يا برزخى است که شبيه حالات خواب است و در عالم مثال تحقق مى‌يابد.

لذات عقليه و نظام مثاليت عوالم

سومين وجود، وجود عقلى است: «فهو أن يکون هذه المحسوسات أمثلة للذات عقلية التى ليست بمحسوسة». محسوسات دنيا، مثال ذوات عقلى غيرمحسوس هستند. عقليات نيز همچون حسيات به انواع کثيره و مختلف تقسيم مى‌شوند: «فإن العقليات تنقسم إلى أنواع کثيرة مختلفة کالحسيات».

هر واحد حسى، مثال لذت عقلى برتر است که در مرتبه‌اى بالاتر قرار دارد: «کل واحد من الحسيات مثالاً للذة أخرى مما رتبته فى العقليات أو مما رتَّبته». اين ترتيب، نزولى و صعودى است و تمام عوالم – حس، مثال و عقل – امثال يکديگرند. اين کبراى کلى، فراتر از ديدگاه خاص غزالى است.

عوالم حس، مثال و عقل، امثال يکديگرند؛ نزولاً و صعوداً، و حقيقتى واحد در وعاءهاى متعدد.

نتیجه‌گیری بخش نخست

غزالى با طمطراق بسيار، لذت عقلى را تبيين مى‌کند، ليکن همچون ليسيدن پشت شيشه، مزه حقيقى آن درک نمى‌شود مگر در ظرف تجربه حضورى.

بخش دوم: نقد صدرا بر غزالى و متکلمين

موافقت اکثريت با شفاء ابن‌سينا

صدرا مى‌فرمايد: «و أکثره موافق لما نقلناه من صاحب الشفاء». اکثر سخنان غزالى با نقل‌هاى ابن‌سينا در شفاء همخوانى دارد و گويا مأخوذ از آن است: «و کأنه مأخوذ منه».

مرتبه اعتقادى پايين‌تر از فلاسفه

مرتبه اعتقاد غزالى در باب معاد و حشر اجساد، پايين‌تر از فلاسفه است: «و أنزل من هذه المرتبة من الاعتقاد فى باب المعاد و حشر الأجساد».

نظر متکلمين: معاد جسمانى مادى

متکلمين همچون امام رازى معتقدند معاد عبارت است از جمع اجزاى متفرقه مادى دور عضو اصلى باقى: «عبارة عن جمع متفرقات أجزاء مادية لأعضاء أصلية باقية عندهم». اين عضو اصلى، بدل ما يتحلل است که خدا حفظ مى‌کند و روز قيامت، اجزاى فرعى گرد آن جمع مى‌شوند. سپس خداوند صورتى مانند صورت سابق مى‌دهد و نفس همان نفس پيشين بازمى‌گردد.

اگر همان بدن و نفس بازگردد، حشر در دنيا است، نه نشئه آخرى؛ بازگشت به دار عمل، نه دار جزاء.

نقد صدرا: حشر دنيايى و تناسخ

صدرا مى‌فرمايد: «لم يتفطنوا أن هذا حشر فى الدنيا لا فى النشأة الأخرى». اين بازگشت به خلقت مادى ترابى کثيف ظلمانى است، نه قرب به خدا. اگر نفس به بدن خود بازگردد، تناسخ نيست؛ تناسخ روح به بدن غير است. زنده کردن مرده توسط ولى نيز تناسخ نيست.

آيات تبديل امثال

قَالَ اللَّهُ تَعَالَىٰ: إِنَّا قَدْ أَوْحَيْنَا إِلَيْكُمْ أَنَّا قَادِرُونَ عَلَىٰ أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنْشِئَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ

ما قادريم که امثال شما را تبديل کنيم و شما را در چيزهايى که نمى‌دانيد بيافرينيم.

نَحْنُ قَدَّرْنَا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ ۝ عَلَىٰ أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنْشِئَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ

ما مرگ را ميان شما مقدّر کرديم و ما مغلوب نيستيم بر اينکه امثال شما را تبديل کنيم و شما را در آنچه نمى‌دانيد بيافرينيم.

وَإِذَا شِئْنَا بَدَّلْنَا أَمْثَالَهُمْ تَبْدِيلًا

و هرگاه بخواهيم، امثال آنان را تبديل مى‌کنيم، تبديلى کامل.

نتیجه‌گیری بخش دوم

نشئه دوم، طورى ديگر از وجود است، ليکن مباينت کامل بى‌دليل است. آيات بر «تبديل امثال» دلالت دارند، نه مباينت.

بخش سوم: تبيين تبديل امثالى و نقد مباينت

دنيا مزرعه و مزبله آخرت

دنيا گاه مزرعه آخرت است و گاه مزبله آن؛ زباله‌هايش نيز آنجا کشت مى‌شود. آخرت عالم فعليت و سير است؛ خوراک بهشت، ظهورات حق تعالى است.

تخالف نه تباين

در تبديل، تخالف است نه تباين. متخالفين اجتماع دارند، اما متباينين نه. دنيا و آخرت رابطه دارند؛ تبديل، صعود است.

تبديل امثالى: نه همان، نه مباين؛ مادى تبديلى، ظلمانى تبديلى، کثيف تبديلى.

نتیجه‌گیری بخش سوم

آخرت، مثال صعودى دنيا است؛ همان نيست، اما مباين هم نيست.

جمع‌بندی نهایی

معاد، تبديل امثالى است که کليات آن در حوزه حکمت متعاليه قرار دارد، ليکن جزئيات آن تنها از مسير وحى و حضور قربى قابل درک است. فلاسفه و متکلمين هر يک بخشى از حقيقت را بيان کرده‌اند، ليکن کامل‌ترين تبيين، در آيات تبديل امثال نهفته است.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)