متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
نقد و بررسی استدلال معاد مجرد دفعى در پرتو آیات قرآن کریم
بخش اول: شایستگی فعل الهی و مسئله انشاء در برابر تکوین
یکی از استدلالهای رایج در میان برخی از متکلمان و فیلسوفان اسلامی این است که آنچه شایستهٔ ذات احدیّت و مبدأ بالذات است، فعل انشایی و ابداعی است، نه فعل تکوینی و ترکیبی که مستلزم مادّه و امتزاج و ترکیب اجزاء متباین باشد. از اینرو، عالم آخرت را باید عالمی مجرد و منشأ بالانشاء دانست، نه عالمی جسمانی و تدریجی.
این استدلال گرچه در ظاهر استوار مینماید، اما هنگامی که با آیات صریحهٔ قرآن کریم سنجیده شود، از چند جهت مخدوش میگردد:
اول: هیچ آیهای در قرآن کریم دلالت ندارد که «تجرد» شایستهتر از جسمانیت برای خداوند باشد
آیات معاد یکصدا بر اعادهٔ همان بدن عنصری تأکید دارند:
آیا آن که آسمانها و زمین را آفرید، قادر نیست که همانند آنان را دوباره بیافریند؟ آری، اوست آفرینندهٔ دانا.
«مثلهم» در این آیه، صراحت در اعادهٔ همان بدن عنصری دارد، نه موجودی مجرد و غیرمادی. منطق قرآن کریم «مثلسازی» است، نه «تجردسازی».
دوم: استدلال به «أهون عليه» کاملاً نادرست است
و اوست که آفرینش را آغاز میکند، سپس آن را بازمیگرداند و این برای او آسانتر است.
ضمیر «هو» در «وهو أهون عليه» به «إعادة الخلق» برمیگردد، نه به «تجرد». یعنی اعادهٔ همان بدن عنصری برای خداوند آسانتر از خلق نخستین است، نه اینکه خلق موجود مجرد آسانتر باشد.
بخش دوم: مسئله نفخههای قیامت و ردّ ادعای نفخهٔ واحده
از نتایج مهم دیدگاه معاد مجرد، آن است که قیامت باید «دفعی» باشد و تنها یک نفخه وجود داشته باشد، زیرا عالم مجرد تدریجی نیست.
• نفخهٔ اول: صعق و مرگ همگانی
• نفخهٔ دوم: قیام و برانگیختگی
و در صور دمیده شود، پس هر که در آسمانها و زمین است بیهوش گردد مگر آن که خدا خواهد، سپس بار دیگر در آن دمیده شود، آنگاه همه برپای ایستاده مینگرند.
همچنین آیهٔ سورهٔ نازعات:
پس جز این نیست که یک بار بانگ برآید، آنگاه همه در ساهرهاند.
در این آیه «زجرة واحده» است، نه «نفخة واحده همراه با بالساهرة». هیچ آیهای در قرآن کریم وجود ندارد که «نفخة واحده» را با «بالساهرة» جمع کرده باشد. ترکیب این دو از سوی برخی مفسران، تصرف در متن قرآن است.
بخش سوم: جمع اولين و آخرين و مسئله دفعى بودن قیامت
همانا پیشینیان و پسینیان همگی به میقات روزی معلوم گرد آورده میشوند.
این آیه دلالت بر اجتماع همگانی دارد، اما دلالت بر «دفعی بودن» ندارد. زیرا در قیامت، زمین به زمینی دیگر تبدیل میشود:
روزی که زمین به زمینی غیر این زمین و آسمانها [به آسمانهایی دیگر] تبدیل گردند.
پس زمین جدید، ظرفیت پذیرش همهٔ انسانها را دارد و نیازی به مجرد بودن نیست.
جمعبندی نهایی
آیات قرآن کریم در باب معاد، یکصدا بر اعادهٔ همان بدن عنصری و جسمانی دلالت دارند و هرگز از «شایستگی تجرد» یا «دفعی بودن به دلیل مجرد بودن» سخن نگفتهاند. منطق قرآن، منطق «مثلسازی» است: خداوندی که این بدن را یک بار آفرید، همانند آن را نیز میتواند دوباره بیافریند. هر استدلالی که بخواهد با مقدمات عقلی «الأحری و الألیق» این صراحت را به معاد مجرد صرف تبدیل کند، در حقیقت از متن قرآن کریم دور شده و به تأویلات فلسفی روی آورده است.
معاد جسمانی عنصری، نه تنها با آیات قرآن کریم سازگار است، بلکه عین مدلول صریح آنهاست، و هرگونه تلاش برای تبدیل آن به معاد صرفاً روحانی یا مجرد، تحریف لفظی و معنوی قرآن کریم به شمار میرود.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!